نقد و بررسی
نقد Stray | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاه از سطح خیابان «استری» ساختهٔ الیزابت لو، مستندی دربارهٔ سه سگ بیصاحب در استانبول است؛ اما اهمیتش فقط به ثبت زندگی جانوران محدود نمیشود. فیلم با پایین آوردن دوربین تا نزدیکی سطح خیابان، زاویهٔ دیدی میآفریند که شهر را از منظری ناآشنا و در عین حال ملموس بازمیسازد. زیتین، نازار و کارتال نه قهرمانانی با سرگذشتهای نمایشی، بلکه موجوداتی زنده در دل روزمرگیاند: میگردند، استراحت میکنند، به آدمها نزدیک میشوند و گاه از آنان فاصله میگیرند.
لو از همان آغاز، تماشاگر را به پذیرش محدودیت این نگاه دعوت میکند. ما نمیتوانیم به ذهن سگها راه پیدا کنیم و فیلم نیز وانمود نمیکند که میتواند تجربهٔ آنان را بهطور کامل ترجمه کند. در عوض، دوربین همراهشان میماند و اجازه میدهد رفتارها، مکثها و واکنشهایشان خود روایت را پیش ببرند.
همین خویشتنداری به فیلم حسی از بیواسطگی میبخشد؛ بیواسطگیای که بیش از آنکه محصول توضیح باشد، از مشاهده پدید میآید. استانبول، شهری از پایین استانبول در «استری» نه پسزمینهای تزیینی است و نه مقصدی که برای تماشاگر گردشگر عرضه شود. شهر از خلال پیادهروها، زمینهای متروک، رفتوآمد خودروها و گوشههایی که معمولاً در قابهای باشکوه شهری دیده نمیشوند، شکل میگیرد.
« لو از همان آغاز، تماشاگر را به پذیرش محدودیت این نگاه دعوت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین در ارتفاعی نزدیک به سگها حرکت میکند و به همین سبب، خیابانها حالتی جسمانی پیدا میکنند: سطح آسفالت، موانع، ازدحام و صداها، همه بخشی از تجربهٔ زیستن در شهر میشوند. این انتخاب بصری به فیلم امکان میدهد تضادهای اجتماعی را بیآنکه به سخنرانی بدل شود، در میدان دید قرار دهد. سگها میان فضاهای متفاوت شهر رفتوآمد میکنند و گذرشان از کنار آدمها و مکانها، تصویری از جامعهای چندلایه میسازد.
استانبول در اینجا هم زنده و پرتحرک است و هم سرشار از بیاعتناییهای روزمره؛ شهری که در آن مهربانیهای کوچک و خطرهای واقعی میتوانند در فاصلهای کوتاه از یکدیگر قرار گیرند. سه حضور متفاوت زیتین، نازار و کارتال هر یک کیفیتی متمایز به فیلم میبخشند. زیتین با استقلال و آرامش خود به دوربین مجال میدهد شهر را در امتداد حرکتهایش کشف کند.
نازار بیشتر از راه نزدیکی و ارتباط با انسانها در خاطر میماند؛ حضوری که نشان میدهد رابطه با آدمیان برای سگهای خیابانی نه استثنا، بلکه بخشی از زندگی روزانه است. کارتال، که جوانتر و آسیبپذیرتر به نظر میرسد، وجه دیگری از این زیست را پیش چشم میآورد: وابستگی به محیط و به کسانی که گاه مراقبش میشوند.
« این انتخاب بصری به فیلم امکان میدهد تضادهای اجتماعی را بیآنکه به سخنرانی بدل شود، در میدان دید قرار دهد. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، فیلم برای این سه شخصیت زندگینامهای منظم نمیسازد و تفاوتهایشان را به الگوهایی ساده تقلیل نمیدهد. آنها بیش از آنکه «شخصیت» به معنای داستانی باشند، حضورهایی مستقلاند؛ موجوداتی که تماشاگر بهتدریج از راه رفتار و عادتهایشان با آنها آشنا میشود. این رویکرد از یک سو به حیوانات شأنی مستقل میدهد و از سوی دیگر، ممکن است برای مخاطبی که انتظار مسیر روایی روشن و تحولهای مشخص دارد، فاصلهگذار باشد.
پیوند میان انسان و حیوان یکی از عاطفیترین لایههای فیلم در برخورد سگها با انسانهای حاشیهنشین، بهویژه جوانان سوری، شکل میگیرد. رابطهای که میان آنان پدید میآید بر گفتوگوهای توضیحی یا لحظههای احساساتیِ ازپیشساخته تکیه ندارد؛ بیشتر در همجواری، مراقبت و تقسیم فضای زندگی نمود مییابد.
همین سادگی، پیوند را باورپذیر میکند. آدمهایی که خود با ناامنی و بیثباتی روبهرو هستند، به سگها نزدیک میشوند و در این نزدیکی، نوعی همسرنوشتی آرام آشکار میشود. فیلم از این همنشینی برای طرح پرسشهای اجتماعی بهره میگیرد، بیآنکه سگها را صرفاً استعارهای برای انسانهای محروم سازد.
فضا و فرم؛ لحن بصری
موازیسازی میان وضعیت جانوران و انسانها گاه روشن و مستقیم است؛ این صراحت ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه برجسته به نظر برسد. بااینحال، وجه مؤثر آن در این است که فیلم به جای ادعای برابری ساده میان تجربهها، توجه ما را به وضعیتهایی جلب میکند که در آنها امنیت، تعلق و حق حضور در فضای عمومی بدیهی نیست.
دوربین، صدا و شیوهٔ روایت «استری» بیش از آنکه با پیرنگی متعارف پیش برود، بر مشاهده و حسآمیزی تکیه دارد. دوربین به سگها نزدیک میماند، اما همواره این نزدیکی به معنای تسلط نیست؛ بسیاری از لحظات به تماشاگر واگذار میشوند تا در سکوت و انتظار سپری شوند. صداهای شهر نیز نقشی اساسی دارند.
گفتوگوهای پراکنده، ترافیک و همهمهٔ خیابانها فضایی میسازند که در آن سگها همواره در حال واکنش به محیطی گستردهتر از قاباند. این شیوه، فیلم را به تجربهای غوطهورکننده بدل میکند، اما از خطر پراکندگی مصون نمیسازد. رشتهٔ روایی گاه سست میشود و پیوند میان رخدادهای منفرد همیشه به روشنی شکل نمیگیرد.
« دوربین، صدا و شیوهٔ روایت «استری» بیش از آنکه با پیرنگی متعارف پیش برود، بر مشاهده و حسآمیزی تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم ظاهراً آگاهانه از ساختن اوجهای دراماتیک و گرهگشاییهای معمول پرهیز میکند؛ نتیجه، اثری مراقبهای است که تماشاگر را به مکث و توجه فرامیخواند. برای کسانی که چنین ریتمی را میپذیرند، مکثها بخشی از معنای فیلماند؛ برای دیگران، ممکن است به کندی و تکرار تعبیر شوند. اخلاقِ تماشا و ابهامِ پاسخها تماشای سگهای بیصاحب، پرسشی اخلاقی را ناگزیر پیش میکشد: آیا آزادیِ زیستن در خیابان به معنای رهایی است، یا نامی دیگر برای ناامنی و قرار گرفتن در معرض خطر؟
فیلم این پرسش را زنده نگه میدارد، اما پاسخ قطعی عرضه نمیکند. از یک سو، استقلال سگها و تواناییشان در ساختن پیوندهای خودجوش، تصویری از زندگیای بیرون از مالکیت و فرمانبرداری میسازد. از سوی دیگر، خطرهای محیط و وابستگی گاهوبیگاه به مهربانی انسانها، این آزادی را شکننده نشان میدهد.
این امتناع از موضعگیری صریح میتواند نقطهقوت اثر باشد، زیرا تماشاگر را از قضاوت شتابزده بازمیدارد؛ اما همزمان محدودیتی نیز پدید میآورد. «استری» مسئلهٔ رهاشدن و امنیت حیوانات را طرح میکند، بیآنکه به بررسی جامعی از راهحلها یا مسئولیتهای نهادی برسد. بنابراین، نیروی فیلم بیشتر در برانگیختن پرسش است تا ارائهٔ پاسخ، و مخاطبی که انتظار استدلال اجتماعی منظمتری دارد، ممکن است پایانِ فکریِ باز آن را ناکافی بیابد.
« فیلم این پرسش را زنده نگه میدارد، اما پاسخ قطعی عرضه نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «استری» مستندی است که با تغییر ارتفاع دوربین، شیوهٔ دیدن شهر و ساکنانش را دگرگون میکند. ارزش اصلیاش در این است که سگها را نه وسیلهای برای روایت احساسات انسانی، بلکه موجوداتی با حضور و ریتم زندگی خودشان میبیند. استانبول از این منظر، شهری پرصدا و ناهمگون است؛ جایی که مراقبت و بیاعتنایی، آزادی و خطر، در کنار هم جریان دارند.
ریتم کند، روایت پراکنده و خودداری از پاسخهای روشن ممکن است فاصلهای میان فیلم و بخشی از تماشاگران ایجاد کند. بااینهمه، همین ویژگیها با انتخاب فرمی آن سازگارند: «استری» میخواهد کمتر توضیح دهد و بیشتر مجال مشاهده فراهم کند. حاصل، اثری آرام و تأملبرانگیز است که پس از پایان تماشا نیز پرسشی ساده اما ماندگار برجای میگذارد: وقتی موجودی را در خیابان میبینیم، آیا واقعاً او را میبینیم، یا فقط از کنار زندگیاش عبور میکنیم؟
« جمعبندی «استری» مستندی است که با تغییر ارتفاع دوربین، شیوهٔ دیدن شهر و ساکنانش را دگرگون میکند. »
ثبت دیدگاه