نقد و بررسی
نقد استراتوسفر (Stratosphere) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای بلندپروازانه در مقیاسی محدود «استراتوسفر» فیلمی جنایی و معمایی از سال ۲۰۱۶ است که هستهٔ داستانش بر طرح گروهی از مجرمان برای بهدستگرفتن کنترل یک ابررایانهٔ دولتی بنا شده؛ در برابر آنان، خالق این سامانه میکوشد نقشه را خنثی کند. فیلم را اریکا سی. ساترلین کارگردانی کرده و فیلمنامه را ساترلین و ویکتور یانگ نوشتهاند.
همین ترکیب، از همان آغاز میان دو قلمرو پرکشش حرکت میکند: جرم و فناوری. ابررایانه در اینجا صرفاً دستگاهی بزرگ و پرقدرت نیست؛ نمادی است از دانشی که میتواند به ابزار اقتدار بدل شود و، اگر از کنترل بیرون رود، پیامدهایی فراتر از یک سرقت معمولی داشته باشد. جذابیت بالقوهٔ این طرح روشن است.
سرقت از یک سامانهٔ دولتی، برخلاف ربودن پول یا جواهر، به پرسشهایی دربارهٔ قدرت، امنیت و مسئولیت میانجامد. اما چنین ایدهای فقط هنگامی جان میگیرد که فیلم بتواند سازوکار تهدید را برای تماشاگر ملموس کند و شخصیتها را در میانهٔ آن به انتخابهایی دشوار وادارد. «استراتوسفر» مصالح لازم برای یک تریلر پرتنش را در اختیار دارد؛ چالش اصلی، تبدیل این مصالح به درامی منسجم و باورپذیر است.
« ساترلین کارگردانی کرده و فیلمنامه را ساترلین و ویکتور یانگ نوشتهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعلیق میان جنایت و فناوری قرارگرفتن ابررایانه در مرکز توطئه، ظرفیت مناسبی برای ساختن تعلیق دارد. در یک روایت موفق، فناوری نه بهانهای برای نمایش واژههای فنی، بلکه بخشی از منطق درام است: هر دسترسی، خطا یا تصمیم باید چیزی را دربارهٔ شخصیتها و خطر پیشِ رو آشکار کند. تقابل میان کسانی که قصد تصاحب سامانه را دارند و سازندهای که میخواهد جلویشان را بگیرد، میتواند کشمکشی فکری و اخلاقی بسازد؛ کشمکشی که در آن آگاهی فنی یک طرف، لزوماً به معنای برتری اخلاقی یا روایی او نیست.
بااینحال، طرح کلی بهتنهایی تضمینکنندهٔ تعلیق نیست. اگر نقشهٔ مجرمان بیش از آنکه روشن و مرحلهبهمرحله فهمپذیر باشد، در ابهام بماند، تماشاگر ممکن است به جای حدسزدن نتیجه، صرفاً در پی فهمیدن قواعد ماجرا باشد. برعکس، توضیح بیش از اندازه نیز راز را از میان میبرد. تعادل میان اطلاعات و پنهانکاری، برای چنین فیلمی حیاتی است؛ زیرا معمای داستان نه فقط باید سؤال بسازد، بلکه باید سرنخهایی بدهد که مخاطب بتواند با آنها فکر کند.
ظرفیت شخصیتپردازی خالق ابررایانه جایگاه دراماتیک جالبی دارد: او هم متخصصی است که سامانه را میشناسد و هم انسانی که در برابر پیامدهای ساختهٔ خود مسئولیت پیدا میکند. این موقعیت میتوانست زمینهای برای پرداختن به غرور علمی، احساس گناه یا تعارض میان دانش و قدرت باشد. در سوی دیگر، مجرمان نیز زمانی از قالبهای آشنا بیرون میآیند که انگیزههایشان فراتر از «تصاحب یک فناوری ارزشمند» تعریف شود؛ انگیزهای که فشارهای شخصی، مالی یا سیاسی را به انتخابهایشان پیوند دهد.
« تعلیق میان جنایت و فناوری قرارگرفتن ابررایانه در مرکز توطئه، ظرفیت مناسبی برای ساختن تعلیق دارد. »
شخصیتها و اجرا
خطر آن است که شخصیتها به کارکردهای روایی تقلیل یابند: یکی برای طراحی نقشه، دیگری برای متوقفکردن آن و گروهی برای ایجاد مانع. در چنین وضعی، حتی موقعیتهای بالقوه پرتنش هم بار عاطفی چندانی نمییابند، چون تماشاگر با آدمهایی روبهرو نیست که تصمیمهایشان را بشناسد، بلکه با مهرههایی مواجه است که داستان جابهجایشان میکند.
از این رو، میزان اثرگذاری فیلم تا حد زیادی به این وابسته است که آیا تقابل مرکزی، به تقابل دو جهانبینی بدل میشود یا در سطح تعقیبوگریز و نقشهکشی باقی میماند. میان آشنایی ژانری و کلیشه جنایت سازمانیافته، فناوری حساس و تلاش برای جلوگیری از فاجعه، عناصر آشنای تریلر معاصرند. آشنایی با این عناصر لزوماً ضعف نیست؛ ژانرها با الگوهای مشترک به مخاطب وعده میدهند که چه نوع تجربهای در پیش است.
مسئله، نحوهٔ دگرگونکردن آن الگوهاست. اگر ابررایانه فقط نسخهای تازه از «هدف ارزشمند» باشد و توطئه نیز بر سوءظنها و افشاگریهای کلیشهای تکیه کند، ایدهٔ امروزی فیلم به روایتی متعارف منتهی میشود. اما اگر فناوری بر شیوهٔ تصمیمگیری، میزان اعتماد میان شخصیتها و تعریف خودِ جرم اثر بگذارد، داستان میتواند هویت مستقلتری پیدا کند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تنش، یکی از نکات مهم در ارزیابی «استراتوسفر» است: عنوان و طرح آن وعدهٔ مقیاسی بزرگ میدهند، اما قدرت یک تریلر لزوماً از بزرگی موضوع نمیآید. گاهی یک موقعیت محدود و دقیق، از توطئهای عظیم اما کمجزئیات تأثیرگذارتر است. بنابراین موفقیت فیلم را باید نه تنها با جذابیت ایده، بلکه با کیفیت پیوند میان ایده، شخصیت و پیشرفت روایی سنجید.
اجرا و حدود آنچه میتوان داوری کرد مدت فیلم حدود یک ساعت و سیزده دقیقه است و بازیگرانی چون آرون کوئیک نلسون، ویل دالتون و کیلی فرناندز در آن حضور دارند. این زمان نسبتاً کوتاه میتواند به سود فیلم باشد: تریلر جنایی، اگر اطلاعاتش را درست توزیع کند، از فشردگی و حرکت پیوسته بهره میبرد.
در عین حال، همین محدودیت ممکن است فرصت پرداختن کافی به سازوکار توطئه و روابط میان شخصیتها را کاهش دهد. اطلاعات در دسترس دربارهٔ فیلم، طرح داستان، عوامل اصلی و بازیگران را روشن میکند، اما جزئیات کافی برای داوری صحنهبهصحنه دربارهٔ میزانسن، تدوین، موسیقی یا کیفیت بازیها فراهم نمیآورد.
« گاهی یک موقعیت محدود و دقیق، از توطئهای عظیم اما کمجزئیات تأثیرگذارتر است. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، منصفانهتر است که ارزیابی را بر ظرفیت و مخاطرات خودِ طرح متمرکز کنیم، نه اینکه کیفیت مشخصی را به جنبههای فنی فیلم نسبت دهیم که شواهد کافی برایش در دست نیست. در سطح ایده، فیلم با مسئلهای قابلتوجه روبهروست؛ در سطح اجرا، پرسش اصلی این است که آیا فرصت کوتاهش را صرف ساختن تنش و شخصیت میکند یا صرفاً اجزای یک توطئه را پشت سر هم میچیند.
جایگاه فیلم در تجربهٔ تماشاگر برای مخاطبی که از تریلرهای فناوریمحور لذت میبرد، «استراتوسفر» دستکم با یک پیشفرض کنجکاویبرانگیز آغاز میشود: تهدیدی که از جهان جرم به حوزهٔ سامانههای دولتی گسترش مییابد و سازندهای که ناچار است در برابر نقشهای مرتبط با ساختهٔ خود بایستد. این برخوردِ مسئولیت شخصی با خطر عمومی میتوانست وجهی فراتر از سرگرمی جنایی به داستان بدهد.
در مقابل، کسی که به شخصیتپردازی عمیق، جزئیات فنی دقیق یا پیچیدگی سیاسی نیاز دارد، ممکن است با این پیشفرض بهتنهایی قانع نشود؛ زیرا جذابیت یک مفهوم، هنوز معادل عمق پرداخت آن نیست. کمبود بازخوردهای گسترده و نقدهای حرفهای نیز داوری قطعی دربارهٔ جایگاه فیلم را دشوار میکند. در چنین وضعی، بهتر است انتظار را بر پایهٔ آنچه داستان وعده میدهد تنظیم کرد: یک فیلم کمزمان با آمیزهای از جنایت، معما و هیجان، نه اثری که صرفاً بهواسطهٔ موضوع فناوری، تحلیل مفصل و ژرفی از جهان دیجیتال ارائه میکند.
« این برخوردِ مسئولیت شخصی با خطر عمومی میتوانست وجهی فراتر از سرگرمی جنایی به داستان بدهد. »
جمعبندی
این تمایز، هم از ستایش بیدلیل جلوگیری میکند و هم امکان دیدن ظرفیت ایده را از بین نمیبرد. جمعبندی «استراتوسفر» از طرحی برخوردار است که بهسادگی میتواند توجه مخاطب را جلب کند: مجرمانی در پی کنترل ابررایانهای دولتیاند و خالق آن برای متوقفکردنشان وارد عمل میشود. این فرض، بستری مناسب برای تعلیق و تقابل اخلاقی فراهم میآورد، اما همزمان فیلم را در معرض چند خطر قرار میدهد: توطئهای کلیشهای، فناوریای که بیشتر نقش تزئینی دارد، و شخصیتهایی که در خدمت پیشبردن نقشه باقی میمانند.
ارزش بالقوهٔ اثر در پیوندی است که میان دانش، قدرت و مسئولیت برقرار میکند؛ محدودیت بالقوهاش نیز در فاصلهای است که ممکن است میان ایدهٔ جذاب و پرداخت روایی آن شکل بگیرد. در نهایت، «استراتوسفر» را میتوان تریلری با پیشفرضی پرکشش و ظرفیت تحلیلی قابلتوجه دانست، اما داوری دربارهٔ تحقق کامل این ظرفیت به کیفیت اجرای جزئیاتی وابسته است که اطلاعات موجود بهتنهایی روشن نمیکند.
« این تمایز، هم از ستایش بیدلیل جلوگیری میکند و هم امکان دیدن ظرفیت ایده را از بین نمیبرد. »

ثبت دیدگاه