نقد و بررسی
نقد استیو رانازیزی: بابا شدن شکستنناپذیر (Steve Rannazzisi: Breaking Dad) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و میدان کمدی «Steve Rannazzisi: Breaking Dad» اجرای استندآپ یکساعتهای است که در سال ۲۰۱۵ در سالن ویلبِرِ بوستون ضبط شد. Jeff Tomsic کارگردانی آن را بر عهده دارد و Steve Rannazzisi، بازیگر مجموعهٔ «The League»، در مقام اجراکننده و نویسنده بر صحنه ظاهر میشود. محور اصلی اجرا نه روایت داستانی پیوسته، بلکه بازخوانی طنزآمیز موقعیتهای آشنای زندگی خانوادگی است: ازدواج، پرورش پسران و مربیگری تیم بیسبال کودکان.
همین انتخاب از آغاز روشن میکند که اثر در پی ساختن کمدی از جزئیات روزمره است، نه طرحی پیچیده یا نگاهی فراگیر به جهان پیرامون. عنوان اثر نیز با همین رویکرد بازی میکند: پدرشدن در اینجا نه جایگاهی آرمانی و بینقص، بلکه مجموعهای از مسئولیتها، دردسرها و موقعیتهای پیشبینیناپذیر است.
رانازیزی شخصیت صحنهای خود را در هیئت پدری دوستداشتنی و تا اندازهای سردرگم عرضه میکند؛ کسی که میکوشد بر اوضاع مسلط باشد، اما زندگی خانوادگی مدام برنامههایش را برهم میزند. این فاصله میان ادعای کنترل و آشفتگی واقعی، موتور اصلی بسیاری از شوخیهاست. صدا و شخصیت کمدین بخش مهمی از جذابیت اجرا به حضور خود رانازیزی وابسته است.
« این فاصله میان ادعای کنترل و آشفتگی واقعی، موتور اصلی بسیاری از شوخیهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او از موضع ناظری بیرونی دربارهٔ خانواده حرف نمیزند؛ خودش در مرکز ماجراست و از تجربههایش برای ساختن شوخی بهره میگیرد. چنین شیوهای به روایتها حالتی اعترافگونه میدهد، بیآنکه اجرا به درد دل یا شکایت صرف تبدیل شود. کمدین خود را نه پدری کامل و دانا، بلکه انسانی معمولی نشان میدهد که گاهی از پیچیدگیهای زندگی روزمره جا میماند.
این انتخاب لحن، مخاطب را به همدلی دعوت میکند. شوخیها بیش از آنکه بر غافلگیریهای فکری یا بازیهای زبانی پیچیده تکیه کنند، از تشخیص موقعیتهای آشنا نیرو میگیرند: گرفتاریهایی که در زندگی مشترک یا مراقبت از کودکان پیش میآیند و معمولاً میان افراد خانواده به خاطرهای مشترک تبدیل میشوند.
در نتیجه، موفقیت بخشهای مختلف اجرا تا حد زیادی به این بستگی دارد که بیننده با این تجربهها آشنایی داشته باشد و از دیدن آنها در قالبی اغراقشده لذت ببرد. پدر بودن بهمثابه مادهٔ خام قویترین قلمرو اثر، نگاه آن به پدر بودن است. رانازیزی تربیت فرزندان را نه مجموعهای از آموزههای اخلاقی، بلکه میدان برخورد برنامههای بزرگسالان با خواستهها و رفتارهای کودکان میبیند.
« چنین شیوهای به روایتها حالتی اعترافگونه میدهد، بیآنکه اجرا به درد دل یا شکایت صرف تبدیل شود. »
شخصیتها و اجرا
همین زاویهٔ نگاه ظرفیت طنز دارد: پدر میخواهد نظم برقرار کند، اما کودکان قواعد خودشان را دارند؛ او میکوشد نقش مربی و راهنما را بازی کند، اما گاه خودش در موقعیتهایی قرار میگیرد که چندان از کنترلش برنمیآیند. روایت مربیگری تیم بیسبال کودکان نیز بُعد دیگری به این تصویر میافزاید.
در این بخش، مسئولیت پدر از فضای خانه فراتر میرود و به رابطهاش با گروهی از بچهها و انتظارات بزرگسالان از ورزش کودکان پیوند میخورد. بر اساس معرفی اثر، بازیکنان تیم در قالب ابرقهرمانان کوچک تصویر میشوند؛ جزئیاتی که امکان میدهد فاصلهٔ میان تصورات قهرمانانهٔ بزرگسالان و واقعیت بازی کودکانه به سرچشمهٔ شوخی بدل شود.
این تغییر موقعیت، تنوعی خوشایند در میان روایتهای خانوادگی ایجاد میکند. ازدواج و زندگی روزمره زندگی زناشویی در اجرا بیشتر از خلال عادتها، خواستههای ناسازگار و چانهزنیهای کوچک به تصویر درمیآید تا از مسیر تحلیل عمیق رابطه. اشاره به کوشش برای گریز از برنامههایی مانند رفتن به مزرعهٔ کدو در روزهای فوتبال، نمونهای از این کشمکشهای کماهمیت اما آشناست؛ موقعیتی که شوخی آن از برخورد میان میل شخصی و انتظارات مشترک شکل میگیرد.
« روایت مربیگری تیم بیسبال کودکان نیز بُعد دیگری به این تصویر میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جنس طنز برای مخاطبی که زندگی مشترک را مجموعهای از توافقها و عقبنشینیهای روزانه میبیند، میتواند صمیمی و سرگرمکننده باشد. بااینحال، محدودیت آن نیز همینجاست: شوخی دربارهٔ اختلافنظرهای زوجها و بیحوصلگیهای خانوادگی، اگر به مشاهدهای تازه یا چرخشی غیرمنتظره نرسد، بهسرعت به الگوی آشنای «همسر خواهان برنامهای است و شوهر از آن میگریزد» نزدیک میشود.
اثر گاه از این مرز عبور نمیکند و به همین دلیل همهٔ بخشهایش از نظر تازگی یکسان نیستند. ضرباهنگ و اجرای زنده فضای زندهٔ سالن به اجرا انرژی و صمیمیتی میدهد که با موضوع آن تناسب دارد. حضور مخاطبان یادآور این است که بخش عمدهٔ کمدی از واکنش همزمان جمع شکل میگیرد: مکثها، تأکیدها و همراهی حاضران به روایتهای شخصی وزن میبخشند.
Rannazzisi از این فضا برای ساختن حس گفتوگویی خودمانی بهره میبرد؛ گویی بخشی از تجربههایی را تعریف میکند که پیشتر در جمع دوستان یا خانواده نقل شدهاند. در عین حال، اجرای زنده بهتنهایی نمیتواند همهٔ نوسانهای ساختاری را بپوشاند. هنگامی که روایت خانوادگی به جزئیات روزمره متکی است، اگر آن جزئیات به نقطهٔ اوج روشن یا چرخشی طنزآمیز نرسند، حرکت اجرا کند میشود.
« اثر گاه از این مرز عبور نمیکند و به همین دلیل همهٔ بخشهایش از نظر تازگی یکسان نیستند. »
قوتها و کاستیها
در برخی بخشها، تکرار موقعیتهای مشابه از نیروی شوخی میکاهد و ضرباهنگی را که در آغاز سرزنده به نظر میرسد، برای مدتی پایین میآورد. این افت، بیشتر از آنکه حاصل ضعف حضور صحنهای باشد، به محدودیت مادهٔ خام و اتکای زیاد به خاطرههای شخصی مربوط است. تازگی، مخاطب و محدودیتها «Breaking Dad» از تجربههایی نیرو میگیرد که برای بخشی از مخاطبان فوراً قابلفهماند، اما همین آشنایی میتواند به مانع بدل شود.
پدر بودن، ازدواج و دشواریهای تربیت فرزند موضوعاتی گستردهاند، ولی گستردگی آنها تضمینکنندهٔ تازگی نیست. اگر مخاطب انتظار مشاهدهای تازه دربارهٔ خانواده یا طنزی فراتر از کلیشههای رایج داشته باشد، ممکن است با بخشهایی روبهرو شود که بیش از حد بر آشنایی موضوع تکیه میکنند. تمرکز بر زندگی شخصی نیز کیفیتی دوگانه دارد.
از یک سو، انسجام و نزدیکی میآفریند؛ از سوی دیگر، دامنهٔ اثر را محدود میکند. روایتهایی که برای کسی با تجربهٔ مشابه بامزهاند، ممکن است برای بینندهای که چنین موقعیتهایی را از نزدیک نمیشناسد، کشش کمتری داشته باشند. در نتیجه، این اجرا بیش از آنکه کمدیای چندلایه و جهانشمول باشد، تجربهای متکی بر همذاتپنداری است؛ تماشاگر هرچه بیشتر با فضای خانواده و تربیت کودک آشنا باشد، احتمالاً ارتباط بیشتری با آن برقرار میکند.
« پدر بودن، ازدواج و دشواریهای تربیت فرزند موضوعاتی گستردهاند، ولی گستردگی آنها تضمینکنندهٔ تازگی نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «Steve Rannazzisi: Breaking Dad» اجرایی صمیمی و خوشریتم در بهترین لحظات خود است که از پدر بودن، ازدواج و مربیگری کودکان مادهای آشنا برای طنز میسازد. امتیاز اصلی آن در صدای شخصی رانازیزی و تواناییاش در تبدیل گرفتاریهای کوچک به روایتهای قابلهمدلی است؛ بهویژه هنگامی که تجربهٔ تربیت فرزندان با فضای تیم بیسبال پیوند میخورد و دامنهٔ موقعیتها گستردهتر میشود.
در مقابل، تکیه بر کلیشههای خانوادگی، محدودماندن به تجربههای شخصی و افت ضرباهنگ در بعضی روایتها مانع از آن است که اثر پیوسته تازگی داشته باشد. حاصل، اجرایی سرگرمکننده برای مخاطبی است که از طنز روزمره و خودافشاگرانه لذت میبرد؛ اثری که جذابیتش بیش از نوآوری در مضمون، از گرمی حضور و آشنایی موقعیتهایش سرچشمه میگیرد.


ثبت دیدگاه