نقد و بررسی
نقد Step Brothers | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده با ظرفیت کمدی فراوان «Step Brothers» بر پایهٔ موقعیتی روشن و بهسرعت قابلفهم بنا شده است: برنان هاف و دیل دوبک، دو مرد بالغ که همچنان در خانهٔ والدینشان زندگی میکنند، ناگهان زیر یک سقف قرار میگیرند؛ زیرا مادر برنان و پدر دیل با یکدیگر ازدواج کردهاند. مسئله فقط تقسیم اتاق یا تحمل عادتهای همخانه نیست؛ هر دو در برابر ورود دیگری به قلمرو شخصی خود مقاومت میکنند و رقابتی کودکانه را به مرکز زندگی خانواده میکشانند.
این پیشفرض، از همان ابتدا امکان برخورد دو جهان ناسازگار را فراهم میآورد: تشریفات و مسئولیتهای بزرگسالانه در یک سو، و خودخواهی و بازیگوشی بیمهار در سوی دیگر. فیلم در پی آن نیست که این موقعیت را به درامی واقعگرا یا مطالعهای ظریف دربارهٔ بلوغ تبدیل کند. منطق آن، بزرگنمایی است: هر رنجش کوچک میتواند به نزاعی نمایشی بدل شود و هر اختلاف ساده به میدان نبردی مضحک.
همین اغراق، موتور اصلی کمدی اثر است؛ اما همزمان محدودیت آن را نیز آشکار میکند. وقتی هستهٔ طنز بر رفتار دو مردِ نابالغ و لجوج استوار باشد، تنوعبخشیدن به شوخیها دشوار میشود و فیلم گاهی همان ایده را با صورتهای گوناگون تکرار میکند. کمدیِ کودکانه و لذتِ بیپروایی بخش مهمی از جذابیت فیلم از تضاد میان سن شخصیتها و شیوهٔ رفتارشان برمیآید.
برنان و دیل نه صرفاً آدمهایی تنبل یا ناموفقاند، بلکه در بسیاری از موقعیتها به کودکانی شبیهاند که توانایی تشخیص مرز میان شوخی، رقابت و آزار را از دست دادهاند. آنان با جدیتی مضحک برای حفظ قلمرو خود میجنگند و به جای مواجهه با مسئولیت، انرژیشان را صرف کلکل و لجبازی میکنند. این فاصله میان ظاهر بزرگسالانه و منش کودکانه، در بهترین لحظات فیلم خندهای ناگهانی و مؤثر میسازد.
« فیلم در پی آن نیست که این موقعیت را به درامی واقعگرا یا مطالعهای ظریف دربارهٔ بلوغ تبدیل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، «Step Brothers» از مخاطب میخواهد که با زبان و جهانبینی کمدیاش همراه شود. شوخیها اغلب پرسروصدا، رک و مبتنی بر واکنشهای افراطیاند. اگر تماشاگر از دیدن شخصیتهایی که پیوسته خود را جدی میگیرند، درحالیکه رفتارشان آشکارا نامعقول است، لذت ببرد، فیلم میتواند سرگرمکننده باشد.
اما اگر این شکل از بیپروایی را تکراری یا صرفاً پرخاشگرانه بداند، فاصلهگرفتن از فیلم آسان خواهد بود. کمدی اثر بیش از آنکه بر ظرافت موقعیت یا بازی با زیرمتن تکیه کند، بر شدت اجرا و انباشتهشدن رفتارهای عجیب بنا شده است. بازیهایی که به نزاع جان میدهند ویل فرل در نقش برنان و جان سی.
رایلی در نقش دیل، تکیهگاه اصلی فیلماند. هر دو بازیگر با درک مشترکی از لحن اثر، شخصیتهایی میسازند که هم مضحکاند و هم از غرور و خودبینی خود خبر ندارند. فرل با چهرهپردازی جدی و واکنشهای اغراقشده، برنان را به انسانی تبدیل میکند که حتی در برابر آشکارترین ناکامیها نیز خود را صاحب حق میداند.
رایلی نیز دیل را با ترکیبی از سنگینی و آشفتگی اجرا میکند؛ او در ظاهر سادهدلتر به نظر میرسد، اما در رقابت با برنان به همان اندازه سرسخت و لجوج است. هماهنگی این دو، بهویژه در صحنههایی که گفتوگو به مشاجرهای طولانی بدل میشود، به فیلم نیرویی زنده میبخشد. بازی آنها فقط بر ردوبدلکردن توهینها متکی نیست؛ مکثها، لحنهای جدی در موقعیتهای بیمعنا و واکنشهای ناگهانی نیز بخشی از سازوکار طنز را تشکیل میدهند.
« بااینحال، «Step Brothers» از مخاطب میخواهد که با زبان و جهانبینی کمدیاش همراه شود. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، مری استینبرگن و ریچارد جنکینز نقش پدر و مادر را با آرامش و وقاری نسبی اجرا میکنند. حضورشان نوعی معیار انسانی به فیلم میدهد: واکنشهای آنها یادآور میشود که آشوبِ دو شخصیت اصلی برای اطرافیان پیامد واقعی دارد. همین تفاوت لحن میان بازیگران، از یکنواختشدن کامل فضا جلوگیری میکند.
خانواده بهمثابه میدان رقابت در ظاهر، موضوع فیلم شکلگیری خانوادهای تازه است؛ اما نگاه آن به خانواده بیشتر از مسیر اصطکاک و ناسازگاری میگذرد تا گفتوگویی عمیق دربارهٔ صمیمیت. ازدواج والدین، رویدادی است که نظم پیشین را بر هم میزند و برنان و دیل را وادار میکند حضور یکدیگر را تحمل کنند.
هر دو میکوشند جایگاه خود را در خانه حفظ کنند و پیوند تازهٔ والدین را با خواستههای شخصی خویش بسنجند. این کشمکش، ظرفیت بالقوهای برای بررسی وابستگی، استقلال و ناتوانی در پذیرش تغییر دارد؛ فیلم اما معمولاً از این لایهها برای راهاندازی موقعیتهای کمیک بهره میگیرد، نه برای کاوش روانشناختیِ گسترده.
بااینهمه، تقابل دو برادر ناتنی فقط رقابتی برای جلب توجه نیست. هر یک در دیگری تصویری ناخوشایند از خودش میبیند: فردی که میتواند همدم و همدست باشد، اما در آغاز همچون مزاحمی تحملناپذیر جلوه میکند. فیلم از این تناقض برای ایجاد حرکت استفاده میکند و نشان میدهد که نزدیکی، گاه نه با تفاهم فوری، بلکه از مسیر برخورد، آزمایش مرزها و کشف علایق مشترک پدید میآید.
« در سوی دیگر، مری استینبرگن و ریچارد جنکینز نقش پدر و مادر را با آرامش و وقاری نسبی اجرا میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مضمون در اثر حضور دارد، هرچند زیر لایهٔ شوخیهای پرهیاهو کمتر مجال بسط پیدا میکند. ریتم، تکرار و شوخیهای رکیک ریتم فیلم در بخشهایی سرزنده است و مدام موقعیت تازهای برای برهمزدن آرامش خانه میسازد. شوخیها پشت سر هم میآیند و بازیگران با انرژی فراوان آنها را پیش میبرند. بااینحال، پرتحرکی بهتنهایی به معنای پیشروی داستانی نیست.
برخی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند و پس از آنکه ایدهٔ کمیک خود را آشکار کردهاند، همچنان بر همان ضرباهنگ اصرار میورزند. در نتیجه، فیلم گاه میان مجموعهای از لحظههای خندهدار و داستانی که باید این لحظهها را به هم پیوند دهد، تعادل کاملی برقرار نمیکند. اتکای زیاد به فحاشی و شوخیهای رکیک نیز دو اثر متفاوت دارد.
برای بخشی از مخاطبان، این زبان با شخصیتهای بیملاحظه و فضای آشفتهٔ فیلم تناسب دارد و به بیپروایی آن میافزاید. اما هر شوخیِ زمخت الزاماً خندهآور نیست. وقتی کلمات رکیک بهجای تقویت موقعیت یا آشکارکردن خصیصهای تازه، صرفاً تکرار شوند، از نیروی طنز میکاهند و حتی میتوانند به مانعی برای لذتبردن بدل شوند.
فیلم همیشه میان جسارت کمیک و تکرارِ صرف تمایز روشنی نمیگذارد؛ از همین رو، کیفیت شوخیهایش نوسان دارد. کارگردانی و لحن اثر آدام مککی جهان فیلم را با لحنی عامدانه نامتعادل سامان میدهد: رفتار شخصیتها اغراقآمیز است، اما اطرافیانشان غالباً با نوعی جدیت روزمره به آن واکنش نشان میدهند.
« این مضمون در اثر حضور دارد، هرچند زیر لایهٔ شوخیهای پرهیاهو کمتر مجال بسط پیدا میکند. »
قوتها و کاستیها
این تضاد، در لحظات موفق، به شوخیها وزن بیشتری میدهد؛ زیرا رفتار نابالغانهٔ برنان و دیل در برابر چهرههای نگران یا خستهٔ دیگران برجستهتر میشود. فیلم همچنین از موسیقی و مکثهای اجرایی برای تغییر آهنگ صحنهها استفاده میکند، هرچند این ابزارها همیشه به انسجام کلی نمیانجامند. کارگردانی مککی در خدمت انرژی بازیگران است و به آنها امکان میدهد فضای کمدی را تصاحب کنند.
این انتخاب، نیروی اجرایی فیلم را افزایش میدهد، اما گاهی به بهای فشردگی و نظم تمام میشود. بعضی لحظهها آنقدر به بازی و بداههپردازی تکیه دارند که گویی خودِ صحنه از هدف داستانیاش مهمتر میشود. نتیجه اثری است که بیش از آنکه با معماری دقیق روایی به یاد بماند، با شخصیتهای پرهیاهو و چند موقعیت کمیک برجسته در ذهن مینشیند.
جمعبندی «Step Brothers» کمدیای پرانرژی و بیملاحظه است که بر شیمیِ موفق ویل فرل و جان سی. رایلی و تضاد میان سن شخصیتها و رفتار کودکانهشان تکیه دارد. فیلم در ساختن موقعیتهای مضحک و حفظ حالوهوای سرزنده توانمند است، اما تکرار الگوی اصلی، شوخیهای رکیکِ گاه بیکارکرد و کشآمدن بعضی صحنهها از انسجام و ماندگاری آن میکاهد.
جذابیتش وابسته به پذیرش سبک خاصی از کمدی است: پرصدا، زمخت و متکی بر تشدید افراطها. برای مخاطبی که با این جنس شوخی همراه شود، اثر لحظههای سرگرمکننده و بازیهای بهیادماندنی دارد؛ اما برای تماشاگرِ خواهان طنزی ظریفتر و روایتی منظمتر، همان انرژیِ بیوقفه میتواند پس از مدتی خستهکننده شود.
« کارگردانی مککی در خدمت انرژی بازیگران است و به آنها امکان میدهد فضای کمدی را تصاحب کنند. »
ثبت دیدگاه