نقد و بررسی
نقد Staten Island Summer | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تابستانی میان فراغت و بلاتکلیفی «Staten Island Summer» کمدیِ بلوغی است که در فضای آشنای روزهای پس از دبیرستان شکل میگیرد: دنی و فرانک، دو دوست نزدیک، تابستان را در استخر محل بهعنوان نجاتغریق میگذرانند؛ روزهایی که میان کار، معاشرت، دلمشغولیهای عاشقانه و فکرکردن به آینده میگذرد.
همزمان، گروه برای برگزاری مهمانی پایان تابستان نقشه میکشد و مدیر سختگیر استخر به مانعی جدی بدل میشود. فیلم بهجای آنکه این موقعیت ساده را به مسیری تازه و غافلگیرکننده ببرد، بیشتر بر حالوهوای جمعی و شوخیهای پراکنده تکیه میکند؛ انتخابی که گاهی جذاب است و گاهی کمبود انسجام داستانی را آشکار میسازد.
استخر بهمثابه جهان کوچک نقطهٔ قوت فیلم بیش از هر چیز در فضای تابستانی آن نهفته است. استخر، محل کار و پاتوق نوجوانان، به جهانی کوچک تبدیل میشود که در آن دوستیها شکل میگیرند، رقابتهای کودکانه سر برمیآورند و خیالِ یک تابستانِ بیقیدوشرط با اضطرابِ قدم بعدی زندگی درهم میآمیزد.
گرما، فراغت و حس روزهایی که بهسرعت میگذرند، حالتی آشنا و دلنشین میآفریند. فیلم بهخوبی میفهمد که برای بسیاری از جوانان، نخستین کار تابستانی فقط راهی برای کسب درآمد نیست؛ صحنهای است برای تجربهکردن استقلال، آزمودن مرزها و ساختن خاطرههایی که بعداً مهمتر از خودِ کار به نظر میرسند.
« همزمان، گروه برای برگزاری مهمانی پایان تابستان نقشه میکشد و مدیر سختگیر استخر به مانعی جدی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این محیط کمتر به تصویری دقیق و پرجزئیات از استیتن آیلند بدل میشود. نام مکان در عنوان و جهان داستان حضوری پررنگ دارد، اما فیلم گاهی بیشتر به الگوی عمومیِ کمدیهای نوجوانانه نزدیک میشود تا به مشاهدهای ویژه از یک محله و فرهنگ مشخص. از همینرو، فضای استخر کارکردی عاطفی دارد، ولی ظرفیت مکانی و اجتماعی آن بهتمامی به کار گرفته نمیشود.
رفاقت و آستانهٔ بزرگشدن رابطهٔ دنی و فرانک محور عاطفی فیلم است. این دو در آستانهٔ جدایی از دوران مدرسهاند و تابستان مشترکشان در حکم مکثی کوتاه پیش از ورود به مرحلهای تازه عمل میکند. کشمکش اصلی آنها نه فقط در برنامهریزی برای مهمانی یا جلب توجه دیگران، بلکه در دشواریِ روبهروشدن با آینده و احتمال تغییر دوستیشان ریشه دارد.
فیلم این مضمون را آشکارا پیش میکشد، اما معمولاً بهجای کاوش عمیق در آن، به شوخی و موقعیتهای سبک بازمیگردد. در نتیجه، لحظات تأملآمیز بیشتر به نواهایی گذرا میمانند تا به خطی دراماتیک متماسك. بااینهمه، همین ناتمامی گاه با تجربهٔ خودِ سنوسال شخصیتها تناسب پیدا میکند: آنان هنوز نمیدانند دقیقاً چه میخواهند و فیلم نیز همیشه پاسخی روشن برایشان ندارد.
مشکل آنجاست که این بلاتکلیفی بهندرت به دگرگونی معناداری در شخصیتها میانجامد؛ بیشتر بهانهای است برای پیوندزدن چند ماجرای کموبیش مستقل. گروه بازیگران و نیروی حضور بازیگران با انرژی و آسودگی قابلتوجهی در فضای اثر حضور دارند. Graham Phillips در نقش دنی، وجهی نسبتاً متعادل و محتاط به جمع میبخشد و Zack Pearlman در نقش فرانک با رفتارهای اغراقآمیزتر، نیرویی آشوبطلبتر ایجاد میکند.
« بااینحال، این محیط کمتر به تصویری دقیق و پرجزئیات از استیتن آیلند بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت این دو در اصل میتواند موتور مناسبی برای کمدی و رفاقت باشد؛ فیلم نیز در لحظاتی از همین تضاد بهره میگیرد، هرچند شخصیتپردازی به اندازهای بسط نمییابد که رابطهشان عمق بیشتری پیدا کند. چهرههای متعدد گروه بازیگران، از جمله Bobby Moynihan، Cecily Strong و Fred Armisen، به فیلم رنگ میدهند و گاه با یک واکنش یا مکث، بیش از خودِ شوخی اثر میگذارند.
این حضورها حس میدهد که گروه در اجرای صحنهها راحت است و از کنار هم بودن لذت میبرد؛ همان کیفیتی که برای بعضی تماشاگران فیلم را دوستداشتنیتر میکند. اما گستردگی گروه همیشه به سود روایت نیست. شخصیتهای فرعی فراواناند و هرکدام برای جلب توجه لحظهای وارد میشوند، ولی همه فرصت کافی برای تبدیلشدن به آدمهایی مستقل و بهیادماندنی نمییابند.
کمدی؛ میان لحظههای بامزه و شوخیهای کماثر طنز فیلم بر موقعیتهای نامتعارف، دیالوگهای سریع و رفتارهای اغراقشده تکیه دارد. بعضی گفتوگوها بهسبب ریتم یا بیپرواییشان لبخند میآورند و چند صحنه نیز از ترکیب شخصیتها و موقعیت سود میبرند. اینجا همان جایی است که فیلم، با همهٔ ناهماهنگیهایش، میتواند سرگرمکننده شود: شوخیها گاه از دلِ شخصیتها و مناسباتشان بیرون میآیند، نه صرفاً از اصرار بر خندهگرفتن.
اما بخش بزرگی از طنز به تکرار شوخیهای آشنا و شوکهای کموبیش قابلپیشبینی وابسته است. گاهی فیلم موقعیتی را طولانیتر از ظرفیت خندهاش ادامه میدهد یا با اغراق، جای ظرافت را میگیرد. نتیجه آن است که خندهها پراکندهاند و میان لحظات موفق، فاصله میافتد. فیلم میخواهد هم کمدیِ نوجوانانهٔ بیپروا باشد و هم قصهای دربارهٔ گذر از یک دورهٔ زندگی؛ ولی این دو لحن همیشه با یکدیگر سازگار نمیشوند.
« اما گستردگی گروه همیشه به سود روایت نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر شوخیها پیدرپی اثر نکنند، بخش احساسی داستان نیز برای جبران آنها بهاندازهٔ کافی پرورده نشده است. روایت آشنا و کمبود انسجام ساختار داستان از عناصر شناختهشدهٔ کمدیهای تابستانی و بلوغی ساخته شده است: دوستیِ در آستانهٔ تغییر، کار موقت، ماجراهای عاشقانه و نقشهای برای یک مهمانی بزرگ.
آشنایی این الگوها لزوماً عیب نیست؛ روایتهای ساده میتوانند با شخصیتپردازی دقیق یا نگاه تازه جان بگیرند. مسئله این است که «Staten Island Summer» بهندرت این مواد آشنا را به برداشتی ویژه بدل میکند. بسیاری از مسیرهای داستانی چنان پیش میروند که تماشاگر زودتر از فیلم مقصدشان را حدس میزند.
تهدید مدیر استخر و تلاش گروه برای برگزاری مهمانی، چارچوبی فراهم میکند تا شخصیتها در یک هدف مشترک گرد هم آیند. بااینحال، این خط داستانی بیشتر نقش چسبی میان اپیزودها را دارد تا ساختاری که تنش را بهتدریج افزایش دهد. فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود و گاهی به نظر میرسد حضور بازیگران و شوخیهای لحظهای برایش مهمتر از پیشبرد یک روایت منسجم است.
همین رویکرد به اثر تازگی و بداهگی میبخشد، اما همزمان آن را ناپخته و ناهمگون جلوه میدهد. لحن، موسیقی و جزئیات اجرایی فیلم میکوشد تصویری سرزنده از تابستانی خاطرهانگیز بسازد، اما در تنظیم لحن همیشه موفق نیست. لحظات رفاقتی و حس گذر زمان در کنار شوخیهای پرسروصدا قرار میگیرند، بیآنکه پیوند میانشان بهدرستی شکل بگیرد.
« اگر شوخیها پیدرپی اثر نکنند، بخش احساسی داستان نیز برای جبران آنها بهاندازهٔ کافی پرورده نشده است. »
قوتها و کاستیها
گاهی فیلم از مخاطب میخواهد به شخصیتها دل ببندد و گاهی با شتاب به شوخی بعدی میپرد؛ این جابهجایی، تأثیر هر دو وجه را کاهش میدهد. موسیقی آغازین نیز بهجای آنکه مخاطب را نرم و طبیعی وارد فضای داستان کند، ممکن است از همان ابتدا گسستی آزاردهنده ایجاد کند. این جزئیات بهتنهایی تعیینکننده نیستند، اما در فیلمی که به حسوحال و ریتم وابستگی زیادی دارد، اهمیت پیدا میکنند.
در مجموع، اجرای فنی بیش از آنکه چشمگیر باشد، در خدمت پیشبرد موقعیتهاست؛ نه آنقدر منضبط که ناهماهنگیهای روایت را پنهان کند و نه آنقدر جسور که به فیلم هویتی بصریِ متمایز ببخشد. جمعبندی «Staten Island Summer» فیلمی است که بیش از تازگیِ داستان، به سرزندگی گروه بازیگران و خاطرهانگیزیِ فضای تابستانیاش تکیه دارد.
رفاقت دنی و فرانک و حسِ پایانیافتن دورهای از زندگی، پایهای آشنا اما بالقوه تأثیرگذار میسازند؛ بااینحال، روایت کمابتکار، شوخیهای نامتوازن و لحن ناپایدار اجازه نمیدهند این ظرفیت به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل شود. فیلم گاه خنده میآورد و گاه صرفاً لبخندی گذرا، اما در بخشهایی نیز با اتکا به کلیشهها از حرکت بازمیماند.
با وجود این ضعفها، اثر برای تماشاگرانی که از کمدیهای گروهیِ نوجوانانه و فضای بیتکلف تابستانی لذت میبرند، میتواند سرگرمیِ سبکی فراهم کند. جذابیتش نه در آن است که ژانر را دگرگون میکند، بلکه در جزئیات پراکندهای است که به جمع بازیگران و حالوهوای استخر جان میبخشند. حاصل، فیلمی نابرابر و نیمهموفق است: نه آنقدر بد که تمام لحظاتش را از دست بدهد، نه آنقدر خوشساخت که از سایهٔ نمونههای آشنای خود بیرون بیاید.
« فیلم گاه خنده میآورد و گاه صرفاً لبخندی گذرا، اما در بخشهایی نیز با اتکا به کلیشهها از حرکت بازمیماند. »
ثبت دیدگاه