نقد و بررسی
نقد جنبش ستاره ها (Stars Awakening) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه برنامه در قالب مسابقههای استعدادیابی «Stars Awakening» که با نام «Youth Star» نیز شناخته میشود، مجموعهای واقعنما و رقابتی است که در سال ۲۰۲۲ از شبکهٔ Channel A پخش شد. محور آن گردآوردن ۱۰۸ شرکتکننده در سه شاخهٔ خوانندگی، ترانهسرایی و آیدل است؛ آنان با اجراهای فردی و گروهی میکوشند رأی مخاطبان را به دست آورند و در رقابت باقی بمانند.
بنابراین، بهتر است این اثر را نه یک درام داستانی، بلکه برنامهای دربارهٔ شکلگیری استعداد، فشار رقابت و سازوکار انتخاب در صنعت موسیقی دانست. جذابیتش بیش از آنکه از قصهای ازپیشنوشتهشده برخیزد، از تماشای فرایند آزمون، همکاری و حذف پدید میآید. ایدهٔ محوری و سه مسیر متفاوت نقطهٔ تمایز برنامه، کنار هم قرار دادن سه گروهی است که هرکدام تعریف متفاوتی از ستارهشدن دارند.
خواننده باید توانایی اجرایی و بیان صوتی خود را نشان دهد؛ ترانهسرا افزون بر اجرا، با اثر و نگاه شخصیاش شناخته میشود؛ و شرکتکنندهٔ شاخهٔ آیدل معمولاً در قالب گروه و با تکیه بر هماهنگی، حضور صحنهای و کار جمعی ارزیابی میشود. این تنوع به مجموعه امکان میدهد تصویری گستردهتر از استعداد موسیقایی عرضه کند و از محدودشدن به یک الگوی واحد بگریزد.
« جذابیتش بیش از آنکه از قصهای ازپیشنوشتهشده برخیزد، از تماشای فرایند آزمون، همکاری و حذف پدید میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین گستردگی، مسئلهای بنیادین به وجود میآورد: آیا میتوان اجراهایی با هدفها و معیارهای متفاوت را در یک میدان مشترک سنجید؟ برنامه این پرسش را پیش میکشد، ولی سازوکار رقابت همیشه پاسخ روشنی برای آن فراهم نمیکند. تماشاگر ممکن است در برابر یک اجرای آوازی ظریف، ترانهای شخصی و نمایشی گروهی قرار گیرد؛ هرکدام جذابیت خاص خود را دارد، اما مقایسهٔ مستقیمشان آسان نیست.
در نتیجه، قالب برنامه هم سرچشمهٔ تازگی است و هم یکی از محدودیتهای اصلی آن. رأی مخاطبان و منطق حذف رأیگیری، نیروی محرک رقابت است و به مخاطب احساس مشارکت میدهد. در مراحل ابتدایی، شرکتکنندگان در برابر جمعی از رأیدهندگان اجرا میکنند و برای عبور به مرحلهٔ بعد باید حدنصاب لازم را به دست آورند.
این قاعده تنش فوری ایجاد میکند: هر اجرا ممکن است سرنوشت حرفهای فرد را تغییر دهد و واکنش تماشاگران در همان لحظه اهمیت پیدا میکند. برنامه از این راه، رقابت را ملموس و پرتحرک نگه میدارد. بااینحال، رأیگیری عمومی الزاماً معادل ارزیابی جامع هنری نیست. محبوبیت، نخستین برداشت و توانایی برقراری ارتباط سریع با جمع میتوانند در نتیجه اثر بگذارند؛ حال آنکه مهارتهایی چون ترانهنویسی یا رشد تدریجیِ یک اجراگر شاید در فرصتی کوتاه بهخوبی دیده نشوند.
« برنامه این پرسش را پیش میکشد، ولی سازوکار رقابت همیشه پاسخ روشنی برای آن فراهم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
حذف سریع شرکتکنندگان نیز مجال شناخت بیشتر را محدود میکند. گاه مخاطب پیش از آنکه ظرفیت کامل فردی را ببیند، باید با خروج او کنار بیاید. این سازوکار هیجان میآفریند، اما بهایش میتواند ناتمامماندن روایت برخی استعدادها باشد. راهنمایان و فضای انسانی برنامه حضور هنرمندان باتجربه در جایگاه راهنما، به مسابقه وجهی آموزشی میدهد.
نکتهٔ مهم آن است که آنان در نقش داورانی که حکم نهایی صادر میکنند معرفی نمیشوند؛ برنامه بر همراهی و راهنمایی تأکید دارد. این انتخاب میتواند رابطهٔ شرکتکننده و چهرهٔ حرفهای را از تقابل سادهٔ قاضی و آزمونشونده دور کند و بر تجربهٔ یادگیری بیفزاید. در بهترین لحظات، توصیهها به بیننده یادآوری میکنند که اجرا تنها لحظهٔ روی صحنه نیست و پشت آن تمرین، انتخاب و بازنگری قرار دارد.
بُعد انسانی مجموعه نیز در همین فضای تمرین و رقابت شکل میگیرد. آشنایی میان شرکتکنندگان، حمایت متقابل و دوستیهایی که در دل فشار پدید میآیند، میتوانند از لحظههای اثرگذار برنامه باشند. البته باید میان واقعیت مسابقه و قصهپردازی تلویزیونی فرق گذاشت: اینجا با بازیگرانِ در حال اجرای دیالوگهای نوشتهشده روبهرو نیستیم، بلکه با جوانانی مواجهیم که در موقعیتی رقابتی خود را عرضه میکنند.
« حذف سریع شرکتکنندگان نیز مجال شناخت بیشتر را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، عمق احساسی برنامه بیشتر به رفتارها و واکنشهای واقعی وابسته است تا شخصیتپردازی نمایشی. اجراها، ریتم و تداوم توجه اجرای موسیقی، مرکز ثقل «Stars Awakening» است و تفاوت سبکها میتواند هر مرحله را از مرحلهٔ پیشین متمایز کند. اجراهای فردی فرصت تمرکز بر صدای شخصی و هویت هنری را فراهم میکنند، در حالی که اجراهای گروهی بر هماهنگی و توانایی مشارکت در یک کل تأکید دارند.
چنین جابهجاییای برای بیننده تنوع ایجاد میکند و اجازه نمیدهد همهچیز به سنجش یک مهارت واحد فروکاسته شود. بااینهمه، طول زیاد قسمتها ممکن است همین تنوع را به عامل خستگی بدل کند. هنگامی که تعداد اجراها، معرفیها و واکنشها فراوان است، تداوم توجه دشوار میشود و بعضی لحظهها بیش از اندازه کش میآیند.
ریتم مسابقه در چنین قالبی به تدوین وابستگی زیادی دارد: اگر بخشهای تمرینی و اجراها بهاندازهٔ کافی متمرکز باشند، حجم بالای شرکتکنندگان تصویری پرجزئیات میسازد؛ اگر نه، بیننده ممکن است احساس کند روند رقابت از حرکت بازمانده است. این کشآمدن، بهویژه در برنامهای که حذف و پیشروی باید ضرباهنگ بسازند، ضعف محسوسی است.
« از همین رو، عمق احساسی برنامه بیشتر به رفتارها و واکنشهای واقعی وابسته است تا شخصیتپردازی نمایشی. »
قوتها و کاستیها
فرصت برابر و محدودیت قالب مهمترین پرسش انتقادی دربارهٔ برنامه، عدالت در دیدهشدن است. شرکتکنندگان با تجربهها، تواناییها و نیازهای متفاوت وارد رقابت میشوند، اما همه لزوماً زمان یا فرصت یکسانی برای معرفی خود ندارند. رأیگیری و حذف مرحلهای ساختاری روشن ایجاد میکند، ولی روشنبودن قواعد بهتنهایی تضمین نمیکند که هر استعداد بهشکلی متناسب ارزیابی شود.
در این میان، توانایی ارائهٔ فوری و گیرایی صحنهای ممکن است بر ظرفیتهایی که به زمان و زمینه نیاز دارند پیشی بگیرد. رقابت میان شاخههای گوناگون نیز مسئلهٔ برابری را پیچیدهتر میکند. یک خوانندهٔ تکنفره، ترانهسرایی با اثر شخصی و گروهی از اجراگران آیدل، هر یک با معیارهای متفاوتی موفق میشوند.
اگر سازوکار برنامه نتواند این تفاوتها را بهروشنی بازتاب دهد، نتیجه ممکن است بیشتر نشانگر ترجیح رأیدهندگان در آن لحظه باشد تا سنجشی کامل از شایستگیهای متنوع. این ایراد، ایدهٔ مرکزی برنامه را بیاعتبار نمیکند، اما نشان میدهد نمایش رقابت با داوری منصفانه یکی نیست. جمعبندی «Stars Awakening» تصویری پرانرژی از جوانانی عرضه میکند که میخواهند در موسیقی جایگاهی برای خود بیابند.
« فرصت برابر و محدودیت قالب مهمترین پرسش انتقادی دربارهٔ برنامه، عدالت در دیدهشدن است. »
جمعبندی
ترکیب سه شاخهٔ خوانندگی، ترانهسرایی و آیدل به آن هویتی متمایز میبخشد؛ حضور راهنمایان و امکان شکلگیری پیوندهای انسانی نیز از فضای صرفاً رقابتی فاصله میگیرد. در مقابل، قسمتهای طولانی، حذفهای زودهنگام و دشواری مقایسهٔ استعدادهای ناهمگون، مانع از آن میشوند که برنامه همیشه به اندازهٔ ایدهاش منسجم و منصفانه باشد.
این مجموعه بیش از آنکه روایتی کاملاً پرداختشده از تولد ستارهها باشد، نمایشی از فرصتها و محدودیتهای نظام استعدادیابی است: صحنهای که در آن مهارت، محبوبیت، فرصت و زمان درهم میآمیزند. برای تماشاگر علاقهمند به اجراهای موسیقایی و فرایند شکلگیری گروهها، برنامه لحظههای پرکشش و انسانی دارد؛ اما کسی که انتظار روایت موجز، سنجش یکدست یا پرداخت کامل به هر شرکتکننده را دارد، ممکن است با ریتم کشدار و نابرابری فرصتها روبهرو شود.


ثبت دیدگاه