نقد و بررسی
نقد دروازه ستارگان: زنجیره 2008 (Stargate: Continuum) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی آشنا «Stargate: Continuum» فیلمی علمیتخیلی و ماجراجویانه است که بیش از آنکه بخواهد جهان «دروازهٔ ستارهای» را از نو معرفی کند، بر شناخت و دلبستگی مخاطب به گروه اسجیوان تکیه دارد. قصه با تهدیدی آغاز میشود که گذشته را هدف میگیرد: بَعال به سال ۱۹۳۹ میرود و مانع شکلگیری برنامهٔ دروازهٔ ستارهای میشود.
از این نقطه، اعضای گروه باید در واقعیتی دگرگونشده راهی برای بازگرداندن تاریخ بیابند. فیلم برای تماشاگر آشنا با مجموعه، فرصتی فراهم میکند تا همان شخصیتها و جهان محبوب را در موقعیتی متفاوت ببیند؛ برای مخاطب تازهوارد، اما ممکن است بخشی از مناسبات و پیشینهها ناآشنا بماند. «Continuum» در امتداد سریال «Stargate SG-1» ساخته شده و ساختار آن نیز از همین پیوند نیرو میگیرد.
سفر در زمان و بهای تغییر تاریخ ایدهٔ محوری فیلم، سفر در زمان است؛ اما جذابیت آن فقط به امکان دستکاری گذشته محدود نمیشود. پرسش مهمتر این است که اگر ریشهٔ یک رویداد از میان برود، چه چیزی از هویت کسانی باقی میماند که زندگیشان به آن رویداد وابسته بوده است؟ فیلم از این پرسش برای افزایش خطر و اضطراب بهره میگیرد: تغییر گذشته نه یک بازی فکری بیپیامد، بلکه نیرویی است که میتواند خاطره، جایگاه و حتی امکان وجود شخصیتها را تهدید کند.
« از این نقطه، اعضای گروه باید در واقعیتی دگرگونشده راهی برای بازگرداندن تاریخ بیابند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، قواعد خط زمانی همیشه به روشنی و با مکث کافی توضیح داده نمیشوند. داستان ناچار است میان شرح وضعیت تازه و پیشبرد ماجرا تعادل برقرار کند و گاه از این شاخه به آن شاخه میرود، بیآنکه فرصت کافی برای جاافتادن پیامدها فراهم کند. بینندهای که از منطق روایی مجموعه آشنایی دارد، احتمالاً آسانتر با این پرشها کنار میآید؛ اما برای دیگران، بعضی تحولات میتوانند گیجکننده به نظر برسند.
پیچیدگی در اینجا هم بخشی از هیجان است و هم یکی از موانع فیلم. گروه اسجیوان؛ پیوندی فراتر از مأموریت مهمترین سرمایهٔ عاطفی «Continuum» بازی گروهی بازیگران و رابطههایی است که طی سالها در مجموعه شکل گرفتهاند. آماندا تپینگ، مایکل شنکس، کریستوفر جاج، بن براودر و کلودیا بلک هر یک بخشی از هویت آشنای گروه را حفظ میکنند: تخصص، شوخطبعی، اختلافنظر و اعتماد متقابلی که در لحظههای بحرانی به همکاری بدل میشود.
فیلم برای ایجاد حس تعلق، تنها به ارجاعهای نوستالژیک متکی نیست؛ واکنش شخصیتها به واقعیت دگرگونشده نیز نشان میدهد که پیوند گروهی چگونه در شرایطی ناآشنا دوام میآورد. بازگشت ریچارد دین اندرسون در نقش جک اونیل نیز برای دوستداران مجموعه اهمیتی ویژه دارد. حضور او یادآور دورهای از «اسجیوان» است که سبک طنزآمیز و خشک شخصیتش در شکلدادن به لحن سریال نقش داشت.
« بااینحال، قواعد خط زمانی همیشه به روشنی و با مکث کافی توضیح داده نمیشوند. »
شخصیتها و اجرا
در کنار او، کلیف سایمون بَعال را با خویشتنداری و اقتداری مؤثر بازی میکند؛ شخصیتی که جذابیتش از ترکیب هوش، غرور و تهدید سرچشمه میگیرد. در مقابل، فیلم گاهی از شخصیتهای فرعی یا حتی اعضای اصلی گروه عبور میکند، بیآنکه مجال کافی برای واکاوی واکنشهای عاطفیشان فراهم سازد. همین کمبود باعث میشود برخی لحظهها بیش از آنکه عمیقاً تجربه شوند، صرفاً بهعنوان گامهایی در مسیر ماجرا عمل کنند.
از تلویزیون به مقیاس سینمایی کارگردانی مارتین وود میکوشد داستان را از قالب یک مأموریت معمول مجموعه بیرون بیاورد و به آن حس یک ماجرای سینمایی بدهد. گسترهٔ تهدید، جابهجایی میان مکانها و حضور صحنههای قطبی به فیلم کیفیتی متفاوت میبخشد. فضای یخزده، با سکوت و پهنهٔ خشن خود، در برابر جهان پرتحرک فناوری و نبردهای علمیتخیلی قرار میگیرد و به داستان چهرهای مادیتر میدهد.
فیلمبرداری در محیط قطبی و استفاده از زیردریایی واقعی، به برخی نماها وزن بصری و حس مقیاس میبخشد؛ این جزئیات بهخوبی نشان میدهند که تولید در پی گسترش دامنهٔ تصویری اثر بوده است. بااینهمه، «Continuum» نه بودجه و نه زبان تصویری یک فیلم سینمایی پرهزینه را دارد. بعضی جلوههای ویژه و طراحیهای اکشن، با معیارهای امروز قدیمی به نظر میرسند؛ برخی لحظهها نیز از همان شیوهٔ اجرایی تلویزیونی بهره میبرند که مجموعه سالها با آن شناخته شده بود.
« گسترهٔ تهدید، جابهجایی میان مکانها و حضور صحنههای قطبی به فیلم کیفیتی متفاوت میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محدودیتها لزوماً تجربه را از میان نمیبرند، زیرا فیلم بیش از آنکه بر نمایش بصری خیرهکننده متکی باشد، از موقعیتهای داستانی و شناخت شخصیتها نیرو میگیرد. بااینحال، گاهی فاصلهٔ میان بزرگی تهدید و modest بودن اجرای صحنه، اندکی به چشم میآید. ریتم، اکشن و تعادل درام ریتم فیلم در بخشهای پرحادثه، تماشاگر را پیوسته درگیر نگه میدارد.
جابهجایی میان خطر فوری و تلاش گروه برای فهمیدن وضعیت، نوعی شتاب روایی میسازد که با داستان سفر در زمان تناسب دارد. صحنههای اکشن نیز معمولاً کارکردی روشن دارند: یا مانعی را پیش روی قهرمانان میگذارند یا آنان را به تصمیمی تازه وامیدارند. فیلم در بهترین لحظههایش، کنش را از درام جدا نمیکند و خطر بیرونی را به آزمونی برای وفاداری و هویت شخصیتها تبدیل میسازد.
در عین حال، شتابی که به ماجرا انرژی میدهد، گاه به زیان مکثهای عاطفی تمام میشود. شخصیتها با وضعیتی روبهرو هستند که میتوانست تأملی طولانیتر دربارهٔ فقدان، بیگانگی یا تردید پدید آورد؛ اما روایت معمولاً زودتر از آنکه این احساسها مجال رسوخ پیدا کنند، به بحران بعدی میرسد. در نتیجه، فیلم میان هیجان و تأمل در نوسان است، بیآنکه همیشه بتواند هر دو را با یک اندازه از عمق پیش ببرد.
« بااینحال، گاهی فاصلهٔ میان بزرگی تهدید و modest بودن اجرای صحنه، اندکی به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرانی که بیش از ماجراجویی، به درام روانشناختی نیاز دارند، ممکن است از این شتاب احساس کمبود کنند. جایگاه فیلم در میراث مجموعه «Continuum» برای تماشاگرانی که سالها با «Stargate SG-1» همراه بودهاند، تنها یک داستان مستقل دربارهٔ تغییر تاریخ نیست؛ ادامهای است که از حافظهٔ مشترک مخاطب و شخصیتها بهره میبرد.
همین شناخت قبلی به لحظههای کوچک فیلم معنا میدهد: یک نگاه یا شوخی کوتاه میتواند وزن سالها همکاری را با خود داشته باشد. اثر در این زمینه، به جای بازسازی کامل جهان مجموعه برای تازهواردان، وفاداریاش را به تماشاگران قدیمی آشکار میکند. این وفاداری گاه نقطهقوت و گاه محدودیت است.
از یکسو، فیلم حس بازگشت به جمعی آشنا را زنده میکند و شخصیتها را در موقعیتی تازه میآزماید. از سوی دیگر، مخاطبی که پیشینهٔ داستانی گروه و دشمنانش را نمیشناسد، ممکن است بعضی پیوندها و ارجاعها را کماثرتر دریافت کند. بنابراین، فیلم بیش از آنکه دروازهای بیواسطه برای ورود به مجموعه باشد، پاداشی برای همراهی با آن است.
« تماشاگرانی که بیش از ماجراجویی، به درام روانشناختی نیاز دارند، ممکن است از این شتاب احساس کمبود کنند. »
جمعبندی
جمعبندی «Stargate: Continuum» ماجرایی پرکشش دربارهٔ دستکاری گذشته و مقاومت در برابر جهانی است که دیگر با خاطرات قهرمانان همخوانی ندارد. ایدهٔ خط زمانی جایگزین، بازی گروهی بازیگران، بازگشت چهرههای آشنا و فضای قطبی، به فیلم نیرویی میبخشند که آن را فراتر از یک مأموریت عادی جلوه میدهد.
در سوی دیگر، پیچیدگی روایت، کمبود فرصت برای پرداخت عاطفی بعضی شخصیتها و جلوههای ویژهای که امروز نشانههای زمان را بر خود دارند، مانع از آن میشوند که اثر در همهٔ بخشها به یک اندازه قانعکننده باشد. ارزش فیلم در نهایت به رابطهٔ تماشاگر با جهان «دروازهٔ ستارهای» وابسته است. برای دوستداران اسجیوان، «Continuum» بازگشتی صمیمانه و پرحادثه به گروهی آشناست؛ برای بینندهٔ ناآشنا، اثری سرگرمکننده اما گاه متکی به پیشزمینهای بیرون از خودش.
فیلم بدون آنکه از پیوندهای گذشتهاش جدا شود، آنها را در برابر پرسشی تازه قرار میدهد: اگر تاریخ تغییر کند، چه چیزی در ما همچنان پابرجا میماند؟
« ارزش فیلم در نهایت به رابطهٔ تماشاگر با جهان «دروازهٔ ستارهای» وابسته است. »



ثبت دیدگاه