نقد و بررسی
نقد اتاق ۱۷-۱۷، ساختمان مالیات@endsection (Stanza 17-17 palazzo delle tasse, ufficio imposte) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از دل اداره بیرون میآید «Stanza 17-17 palazzo delle tasse, ufficio imposte» کمدی ایتالیایی میکله لوپو، از یک موقعیت ساده اما بارور آغاز میشود: چند آدم گرفتارِ بدهی و فشار مالیاتی، که هر یک از طبقه و حرفهای متفاوت میآیند، برای رهایی از مأمور مالیات به رشوه متوسل میشوند؛ ناکامی این تدبیر، آنان را به اندیشهٔ سرقت از همان دستگاهی میرساند که زندگیشان را زیر بار حسابوکتاب برده است.
معمارِ ساختمان، بازیگری گرفتار، شاهزادهای ورشکسته و مخترعی درمانده، ترکیبی نامتعارف میسازند که میتواند هم موتور کمدی باشد و هم وسیلهای برای نیشزدن به نظم اداری. طنز بنیادین فیلم در وارونگی رابطهٔ شهروند و اداره نهفته است: کسانی که زیر نگاه بیانعطاف دستگاه مالیات قرار دارند، تصمیم میگیرند همان دستگاه را هدف بگیرند.
این جابهجایی، از همان ابتدا وعدهٔ یک کمدی سرقت متفاوت را میدهد؛ نه سرقت از بانک یا خانهٔ ثروتمندان، بلکه تعرضی نمادین به نهادی که در ذهن شخصیتها با فشار، کاغذبازی و اقتدار گره خورده است. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند ظرفیت استعاری این ایده را به طنزی عمیق و پیوسته بدل کند. گروهی از آدمهای نامتجانس جذابیت اصلی داستان فقط در نقشهٔ سرقت نیست، بلکه در کنار هم قرار گرفتن شخصیتهایی است که ظاهراً هیچ وجه مشترکی ندارند.
« بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند ظرفیت استعاری این ایده را به طنزی عمیق و پیوسته بدل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
معمار از دانش فنی و آشنایی با بنا برخوردار است؛ بازیگر با جهان نمایش و نقشبازیکردن پیوند دارد؛ شاهزادهٔ ورشکسته میراثی از شکوه ازدسترفته را با خود حمل میکند؛ و مخترع، نمایندهٔ ذهنی است که راهحلهای نامتعارف میجوید. همین تفاوتها امکان میدهد گروه، در هر مرحله، از مهارتی تازه یا از ناتوانیای خندهآور رونمایی کند.
فیلم از این تضادها برای تولید موقعیتهای کمیک بهره میگیرد، اما شخصیتپردازی آن بهندرت از طرح اولیه فراتر میرود. بسیاری از آدمها بیش از آنکه فردیت روانشناختی کامل داشته باشند، حامل یک تیپ یا ویژگی نمایشیاند. نتیجه، گروهی رنگارنگ و سرگرمکننده است که حضورشان از نظر اجرایی جذابتر از عمقی است که فیلمنامه برایشان فراهم میکند.
این محدودیت بهویژه زمانی محسوس میشود که داستان فرصت مییابد رابطهٔ میان اعضای گروه را بسط دهد، اما بهجای آن به شوخی یا حرکت بعدی نقشه میپرد. بازیگری؛ انرژی جمعی و فرصتهای ناتمام بازی گروهی یکی از امتیازهای مهم فیلم است. گاستونه موشین، فیلیپ لروی، لیونل استندر و ریمون بوسیر در قالب شخصیتهایی با منش و جایگاه اجتماعی متفاوت کنار هم قرار میگیرند و به ماجرا رنگ میبخشند.
« همین تفاوتها امکان میدهد گروه، در هر مرحله، از مهارتی تازه یا از ناتوانیای خندهآور رونمایی کند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم برای پیشبرد کمدی بر تفاوت لحن و واکنشهای بازیگران تکیه دارد: جدیت یک شخصیت میتواند در برابر رفتار دیگری بهسرعت مضحک شود، و اعتمادبهنفس ظاهری گروه نیز با آشفتگی عملیشان تضاد پیدا کند. حضور اوگو توگناتسی، بااینهمه، بیش از آنکه فرصتی برای پرداخت شخصیتی مستقل باشد، یادآور امکانی ازدسترفته است.
حضور کوتاه او اجازه نمیدهد نقش به نیرویی تعیینکننده در ترکیب گروه بدل شود. این محدودیت فقط دربارهٔ یک بازیگر نیست؛ فیلم گاه بهجای مکث و پرورش شخصیتها، از چهرههای جذاب خود بهعنوان مادهٔ خامی برای شوخیهای گذرا استفاده میکند. ازاینرو، بازیگران انرژی و جاذبه میآورند، اما فیلمنامه همیشه نمیداند چگونه این انرژی را در مسیری منسجم هدایت کند.
طنزی میان هجو و فکاهه بستر مالیاتی داستان، زمینهای آماده برای هجو فراهم میکند. اداره در این فیلم فقط یک ساختمان نیست؛ نمادی از سازوکاری است که شهروندان در برابرش احساس ناتوانی میکنند. سرقت از آن، در سطح تمثیلی، نوعی خیالِ وارونهکردن قدرت به نظر میرسد: کسانی که از قواعد رسمی زیان دیدهاند، میخواهند با همان منطقِ حسابشده و فنی به مرکز قدرت نفوذ کنند.
« حضور اوگو توگناتسی، بااینهمه، بیش از آنکه فرصتی برای پرداخت شخصیتی مستقل باشد، یادآور امکانی ازدسترفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ایده بهخصوص در پیوند میان شغل معمار و نقشهٔ ورود به ساختمان ظرفیت تصویری و روایی دارد. اما طنز فیلم غالباً به شوخیهای مستقیم و فکاهیهای موقعیتی بسنده میکند. فاصلهٔ میان ایدهٔ هوشمندانه و اجرای نهچندان ظریف آن، مهمترین شکاف اثر است. فیلم کمتر میکوشد نشان دهد نظام اداری چگونه شخصیتها را شکل داده یا چه چیزی در رفتار آنان از دل این فشار اجتماعی پدید آمده است؛ بیشتر به خندهٔ فوری و غافلگیری لحظهای چشم دارد.
بنابراین، هجو اجتماعی گاه در پسِ سرگرمی محو میشود و پیوستگی لازم را پیدا نمیکند. ریتم و طراحی ماجرا ساختار داستان بهطور طبیعی باید بر حرکت از ناکامی نخستین به نقشهای بزرگتر استوار باشد. تغییر مسیر از رشوه به سرقت، نقطهٔ عزیمت مناسبی برای تشدید موقعیتهاست و آشنایی معمار با ساختمان نیز توجیهی داستانی برای ورود گروه به نقشه فراهم میکند.
با شروع عملیات، انتظار میرود تعلیق و کمدی بهتدریج به هم گره بخورند: هر مانع باید هم نقشه را پیچیدهتر کند و هم ضعفها و اختلافهای گروه را آشکار سازد. بااینحال، اجرا در بخشهایی بهجای افزایش پیوستهٔ تنش، در موقعیتهایی کمرمق و کشدار متوقف میشود. بعضی صحنهها ایدهٔ اولیه را دوباره تکرار میکنند، بیآنکه به شناخت تازهای از شخصیتها یا پیشرفت چشمگیری در ماجرا برسند.
« این ایده بهخصوص در پیوند میان شغل معمار و نقشهٔ ورود به ساختمان ظرفیت تصویری و روایی دارد. »
قوتها و کاستیها
از این رو، فیلم میان حرکت پرشتابِ یک کمدی سرقت و مکثهای طولانیترش تعادل کاملی برقرار نمیکند. غافلگیریها به ماجرا انرژی میدهند، اما همیشه برای جبران افتوخیز ریتم کافی نیستند. فضای دههٔ هفتاد و لحن فیلم فضای دیوانسالارانه و حالوهوای سینمای کمدی آن دوره، به فیلم هویتی مشخص میدهد.
تقابل میان محیط رسمی اداره و آشفتگی کسانی که قصد نفوذ به آن را دارند، به خودی خود منبعی دیداری و کمیک است. شخصیتها با ظاهر و رفتارشان از نظامی اجتماعی سخن میگویند که در آن جایگاه و پرستیژ، حتی در لحظهٔ ورشکستگی، همچنان اهمیت دارد. شاهزادهٔ مفلوک یا بازیگر گرفتار، هر یک به شکلی شکاف میان تصویر اجتماعی و واقعیت اقتصادی را نمایان میکنند.
این فضا، بهجای آنکه صرفاً تزئینی باشد، بخشی از منطق طنز را میسازد؛ زیرا شکوه عنوانها و حرفهها در برابر نیاز فوری به پول رنگ میبازد. بااینحال، فیلم بیش از آنکه این تضاد را به تصویری تلخ یا چندلایه تبدیل کند، از آن برای ساختن موقعیتهای سرگرمکننده بهره میبرد. همین انتخاب، اثر را سبک و تماشایی نگه میدارد، اما دامنهٔ انتقادیاش را محدود میکند.
« از این رو، فیلم میان حرکت پرشتابِ یک کمدی سرقت و مکثهای طولانیترش تعادل کاملی برقرار نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Stanza 17-17 palazzo delle tasse, ufficio imposte» بر ایدهای بهیادماندنی بنا شده است: گروهی از بدهکاران مالیاتی که برای گریز از فشار اداره، تصمیم میگیرند به خود اداره دستبرد بزنند. ترکیب شخصیتهای نامتجانس، بازی گروهی و فضای اداریِ دههٔ هفتاد به فیلم جذابیت و هویتی متمایز میبخشد.
کارگردانی میکله لوپو از ظرفیت موقعیت مرکزی برای ساختن کمدی بهره میگیرد، اما فیلمنامه در پرورش شوخیها و حفظ ضرباهنگ به نتیجهای یکنواخت نمیرسد. در بهترین لحظهها، فیلم از برخورد میان ادعای آبرومندی و درماندگی مالی، یا از تقابل نقشههای حسابشده با آشفتگی اجرا، خنده میسازد. در لحظههای ضعیفتر، شوخیها سطحی میشوند و ماجرا بیش از اندازه در موقعیتهای تکراری میماند.
بنابراین، اثر بیش از آنکه کمدیای کاملاً منسجم یا هجوی اجتماعیِ نافذ باشد، سرگرمیای متکی بر ایدهای خلاقانه و گروهی خوشترکیب است؛ فیلمی که تماشایش بهخاطر طرح نامعمول و انرژی بازیگران ارزش دارد، هرچند ظرفیتهای داستانیاش را به تمامی به کار نمیگیرد.
« ترکیب شخصیتهای نامتجانس، بازی گروهی و فضای اداریِ دههٔ هفتاد به فیلم جذابیت و هویتی متمایز میبخشد. »



ثبت دیدگاه