نقد و بررسی
نقد Splash | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالپردازی در دل زندگی روزمره «Splash» ساختهٔ Ron Howard، قصهای عاشقانه را از دل یک فرض فانتزی ساده بیرون میکشد: مردی در نیویورک دلباختهٔ زنی میشود که راز بزرگی دارد؛ او پری دریایی است. فیلم نه میکوشد اسطورهٔ پریان را به روایتی پیچیده و رازآلود بدل کند و نه جهان روزمره را با توضیحهای مفصل دربارهٔ امر جادویی بازسازی میکند.
برعکس، نیروی اصلیاش در برخورد بیتکلف این دو قلمرو است؛ خیال، بیخبر از قواعد شهر، وارد زندگی عادی آدمها میشود و از دل همین ناسازگاری موقعیتهایی کمیک و گاه لطیف پدید میآورد. این انتخاب برای فیلمی متعلق به دههٔ هشتاد اهمیت دارد. «Splash» بیش از آنکه دربارهٔ سازوکار یک جهان زیرآبی باشد، دربارهٔ کشش قصهگویی عامهپسند است: رؤیایی قدیمی، عاشقانهای سرراست و آدمهایی که باید با وضعیتی نامنتظر کنار بیایند.
اثر از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی پیچیده روبهرو کند؛ قرار است او را به تماشای برخورد دو جهان دعوت کند و اجازه دهد شیرینی ایده، بار اصلی سرگرمی را بر دوش بکشد. عاشقانهای ساده با قلبی گرم هستهٔ عاطفی فیلم رابطهٔ میان آلن و مدیسن است. آلن مردی موفق و آشنا با قواعد زندگی شهری است؛ مدیسن اما با آن قواعد بیگانه میماند.
فاصلهٔ میان این دو، هم منبع خنده است و هم امکان شکلگیری یک پیوند عاشقانه. آلن در برابر تجربهای قرار میگیرد که نمیتواند بهآسانی در چارچوبهای معمولش جا بدهد، و همین مواجهه به فیلم فرصتی میدهد تا دربارهٔ میل به یافتن کسی که زندگی را از حالت مکرر بیرون میآورد، حرف بزند. با این همه، «Splash» عاشقانهای ظریف و چندلایه به معنای دقیق کلمه نیست.
« این انتخاب برای فیلمی متعلق به دههٔ هشتاد اهمیت دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ دو شخصیت بیش از آنکه از گفتوگوهای عمیق یا دگرگونیهای پیچیده ساخته شود، بر جذابیت موقعیت و شیمی بازیگران متکی است. فیلم میخواهد مخاطب باور کند که کشش عاطفی میتواند از دل یک آشنایی نامتعارف شکل بگیرد؛ اما گاهی گذر از علاقه به دلبستگی چنان آسان به نظر میرسد که بخشهایی از رابطه بیشتر محصول نیاز قصهاند تا نتیجهٔ تحول تدریجی شخصیتها.
سادگی، در بهترین لحظهها، به فیلم صمیمیت میدهد؛ در لحظههای ضعیفتر، به کممایگی عاطفی نزدیک میشود. بازیها؛ تکیهگاه اصلی فیلم Tom Hanks در نقش آلن، همان ترکیب آشنای دستپاچگی، خوشقلبی و جدیت را ارائه میکند که بعدها نیز بخشی از جذابیت سینمایی او شد. او شخصیت را به مردی کاملاً بینقص یا قهرمانی اغراقآمیز تبدیل نمیکند؛ واکنشهایش به موقعیتهای نامعمول، از جنس حیرت و آشفتگی انسانی است.
همین عادیبودن، هستهٔ فانتزی را باورپذیرتر میکند. اگر بازی او بیش از حد نمایشی بود، احتمال داشت فیلم به مجموعهای از شوخیهای ساختگی فروکاسته شود؛ اما Hanks معمولاً موقعیت را جدی میگیرد، حتی وقتی خود موقعیت مضحک است. Daryl Hannah در نقش مدیسن، بر بیواسطگی و کنجکاوی شخصیت تکیه میکند.
او قرار نیست با زیرکی کلامی یا شناخت اجتماعی پیش برود؛ بخش مهمی از حضورش از نگاهکردن، واکنشنشاندادن و آزمودن جهان اطراف ساخته میشود. این بازی در قالب فانتزی فیلم کارآمد است، هرچند شخصیت مدیسن گاه بیش از اندازه در جایگاه نیروی محرکِ شگفتی برای دیگران قرار میگیرد و فرصت کمتری برای داشتن زندگی درونی مستقل مییابد.
« سادگی، در بهترین لحظهها، به فیلم صمیمیت میدهد؛ در لحظههای ضعیفتر، به کممایگی عاطفی نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
John Candy نیز با نقشآفرینی گرم و پرتحرک خود، از مهمترین سرچشمههای خندهٔ فیلم است. طنز او بر اغراق بدنی و اعتمادبهنفس بیجا استوار است و در بسیاری از لحظهها ضرباهنگی تازه به روایت میدهد. در سوی دیگر، Eugene Levy با حضوری عصبی و پیگیر، نوع دیگری از کمدی را شکل میدهد. کنار هم قرارگرفتن این بازیها باعث میشود فیلم تنها به زوج عاشقانهاش وابسته نماند، هرچند حضور شخصیتهای فرعی گاهی چنان پررنگ میشود که تمرکز روایت را پراکنده میکند.
کمدی موقعیت و ظرفیت ایدهٔ پری دریایی جذابترین بخش «Splash» در آن لحظههایی است که مدیسن با جهان انسانی روبهرو میشود و آشناترین چیزها برای دیگران، برای او معنایی تازه یا غریب پیدا میکنند. فیلم از فاصلهٔ فرهنگی میان او و شهر، شوخیهایی دیداری و ساده میسازد. این کمدی همیشه ظریف نیست، اما معمولاً با روحیهٔ سبک و مهربان فیلم سازگاری دارد.
ایدهٔ پری دریایی به داستان امکان میدهد رفتارهای روزمره را از زاویهای تازه ببیند؛ فروشگاه، خیابان و زندگی شهری میتوانند به همان اندازهٔ یک قلمرو جادویی عجیب به نظر برسند. در عین حال، فیلم به ظرفیت عمیقتر این تقابل کمتر از آنچه وعده میدهد میپردازد. تفاوت میان مدیسن و آدمهای اطرافش میتوانست به تأملی جدیتر دربارهٔ زبان، تعلق، آزادی یا نگاه جامعه به امر ناشناخته راه ببرد.
اما «Splash» اغلب این امکانها را به شوخی و موقعیت سرگرمکننده محدود میکند. این محدودیت الزاماً نقصی ویرانگر نیست؛ فیلم از ابتدا در پی ساختن افسانهای سبک است. بااینحال، تماشاگرانی که انتظار دارند فانتزی به لایههای نمادین یا روانشناختی گسترش یابد، احتمالاً با روایتی کمعمقتر از انتظار روبهرو خواهند شد.
« John Candy نیز با نقشآفرینی گرم و پرتحرک خود، از مهمترین سرچشمههای خندهٔ فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی و جهان بصری Ron Howard جهان فیلم را با لحنی روشن و قابلدسترس شکل میدهد. او میان بخشهای عاشقانه و کمدی تعادلی برقرار میکند که اجازه نمیدهد فیلم کاملاً به هجو یا ملودرام بلغزد. تصاویر، بیش از آنکه بر پیچیدگی بصری تکیه کنند، در خدمت خوانایی قصهاند: تماشاگر باید بتواند همزمان با آلن از حضور مدیسن شگفتزده شود و با او وارد فضای خیالانگیز روایت شود.
صحنههای آغازین و بخشهایی که به ارتباط شخصیتها اختصاص دارند، از همین سادگی سود میبرند؛ فیلم بهجای توضیحدادن همهچیز، فرصت میدهد حس افسانهای موقعیت شکل بگیرد. اما کارگردانی گاهی به همان اندازه محتاط میماند که داستان. برخی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند و شوخیها پیش از آنکه اثر کامل خود را بگذارند، تکرار میشوند.
ریتم فیلم در بخشهایی افت میکند، بهخصوص وقتی روایت میان رابطهٔ اصلی و دردسرهای پیرامونی رفتوآمد دارد. این کندی به فیلم مجال میدهد در حالوهوای شیرینش بماند، اما همزمان از نیروی پیشبرندهٔ قصه میکاهد. نتیجه، اثری است که بیشتر با لحظههای دلنشین به یاد میماند تا با انسجامی بینقص در سراسر مسیر.
منطق روایی و گذر زمان برای لذتبردن از «Splash» باید پذیرفت که منطق واقعگرایانه در اینجا اولویت نخست نیست. فیلم قواعد فانتزی خود را بهاندازهای تعیین میکند که قصه حرکت کند، اما همیشه در برابر پرسشهای طبیعی تماشاگر پاسخ محکم و منسجمی نمیگذارد. بعضی تصمیمها و واکنشها بیشتر برای پیشبردن موقعیت کمیک یا عاشقانه به کار میروند تا آنکه از شخصیتپردازی دقیق بیرون آمده باشند.
« کارگردانی و جهان بصری Ron Howard جهان فیلم را با لحنی روشن و قابلدسترس شکل میدهد. »
قوتها و کاستیها
این سستی، بهویژه در زمانی آشکار میشود که تماشاگر از همراهی با لحن افسانهای فاصله بگیرد و بخواهد رفتار آدمها را با معیارهای جهان واقعی بسنجد. همچنین بخشی از شوخیهای فیلم به زمانهٔ ساختش وابسته است. برخی لحظهها هنوز بهسبب انرژی بازیگران و دقت زمانبندی خنده میآورند، اما برخی دیگر امروز کهنهتر یا ناموزونتر به نظر میرسند.
این تغییر، هم از دگرگونی سلیقهٔ کمدی خبر میدهد و هم از محدودیتهایی که در روایتِ شخصیت مدیسن دیده میشود: فیلم گاهی او را نه بهعنوان شخصیتی با خواستههای مستقل، بلکه بهعنوان سرچشمهٔ موقعیتهای شگفتآور برای دیگران به کار میگیرد. از این رو، تماشای دوبارهٔ فیلم میتواند هم لذت نوستالژیک داشته باشد و هم فاصلهٔ میان خیال رمانتیک آن و حساسیتهای امروز را آشکار کند.
جمعبندی «Splash» فیلمی استوار بر ایدهای دوستداشتنی، بازیهایی خوشانرژی و لحنی گرم که بهآسانی میتواند تماشاگر را با خود همراه کند. Tom Hanks و John Candy به فیلم نیرویی زنده میبخشند و حضور Daryl Hannah به افسانهٔ مرکزی آن لطافتی خیالانگیز میدهد. اثر در بهترین لحظههایش سادهبودن را به فضیلت تبدیل میکند: قصهای سبک و عاشقانه که از برخورد دو جهان، شوخی و شگفتی میسازد.
اما همین سادگی گاه به پیشبینیپذیری، ضعف منطق و افت ریتم میرسد. برخی بخشها کش میآیند، بعضی شوخیها دیگر بهخوبی گذشته کار نمیکنند و روایت ظرفیت عاطفی یا فکری ایدهاش را تا انتها گسترش نمیدهد. بااینحال، «Splash» بیش از آنکه بهخاطر بینقصبودن اهمیت داشته باشد، بهخاطر حالوهوای صمیمی و خیالپردازی بیادعایش ماندگار است: فیلمی که شاید در همهٔ جزئیات اقناعکننده نباشد، اما همچنان میتواند شبی آرام را با اندکی خنده و افسون همراه کند.
« همچنین بخشی از شوخیهای فیلم به زمانهٔ ساختش وابسته است. »



ثبت دیدگاه