نقد و بررسی
نقد Spies Like Us | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ جاسوسی در سایهی جنگ سرد «Spies Like Us» ساختهٔ جان لندیس، کمدی جاسوسیای است که از همان آغاز، جدیت ظاهری مأموریتهای محرمانه را در برابر بیکفایتی قهرمانانش میگذارد. امِت فیتز-هیوم، با بازی چِوی چِیس، و آستین میلبرگ، با بازی دن اَیکروید، دو کارمند دولتیاند که خود را در مسیر تبدیلشدن به مأمورانی برجسته میبینند؛ اما آنچه در انتظارشان است، با تصورشان فاصله دارد.
فیلم از این شکاف میان خیال قهرمانانه و واقعیت مضحک، نیروی اصلی کمدیاش را میگیرد. زمینهٔ جنگ سرد، مسابقهٔ تسلیحاتی و هراس از درگیری هستهای، به قصه مقیاسی بزرگتر از یک ماجرای سادهٔ دونفره میدهد. بااینحال، فیلم نه میخواهد به تریلری پرتنش بدل شود و نه در پی هجو سیاسیای عمیق و بیرحم است.
خطر در پسزمینه حضور دارد، اما عموماً وسیلهای است برای ساختن موقعیتهایی عبث و غیرمنتظره؛ موقعیتهایی که در آنها سازوکارهای عظیم قدرت، با آدمهایی روبهرو میشوند که برای ایفای نقشی بسیار فراتر از توانشان انتخاب شدهاند. دو قهرمان، دو شیوهٔ ناکامی فیتز-هیوم و میلبرگ قرار است مکمل یکدیگر باشند.
یکی بیشتر به اعتمادبهنفس، بداههگویی و خوشاقبالی تکیه میکند و دیگری با هوش فنی و میل به اثبات تواناییهایش پیش میرود. تفاوت این دو، زمینهای طبیعی برای کلکل و سوءتفاهم فراهم میآورد؛ بهخصوص هنگامی که هرکدام میکوشد در موقعیتی نامتناسب، خود را شایسته و مسلط نشان دهد. بااینهمه، رابطهٔ آنها همیشه به صمیمیتی باورپذیر نمیرسد.
« فیلم از این شکاف میان خیال قهرمانانه و واقعیت مضحک، نیروی اصلی کمدیاش را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بیش از آنکه رفاقت را از خلال تجربهای مشترک و دگرگونی تدریجی شخصیتها بسازد، به خودِ دوگانهٔ کمدی متکی است: یکی خودنما و بیپروا، دیگری جدیتر و محاسبهگرتر. این الگو گاه جواب میدهد، اما در لحظههایی که داستان به همدلی یا همکاری واقعی میان آنها نیاز دارد، پیوندشان کمی تحمیلی جلوه میکند.
تماشاگر میتواند از تضادشان لذت ببرد، بیآنکه الزاماً رابطهشان را بهیادماندنی بداند. صحنههایی که از دل موقعیت میخندند یکی از بهترین نمونههای توانایی فیلم در ساخت کمدی، صحنهٔ امتحان و تقلب است؛ جایی که فشار آزمون، رقابت و واکنشهای متقابل دو شخصیت، شوخی را از دل کنش بیرون میآورد.
خنده در این بخش فقط حاصل دیالوگ نیست: نگاهها، مکثها و تلاش مضطربانهٔ شخصیتها برای حفظ ظاهر نیز سهم دارند. این صحنه بهخوبی نشان میدهد که وقتی فیلم موقعیت را دقیق طراحی میکند، بازیگران میتوانند با کمترین اغراق، کمدی مؤثری بسازند. در بخشهای دیگر نیز ایدهٔ مأموریت جاسوسیِ ابلهانه، امکان بازی با قراردادهای ژانر را فراهم میکند.
تشریفات امنیتی، آموزشهای نظامی و زبان رسمیِ دستگاههای دولتی، در کنار ناشیگری قهرمانان، تضادی کمیک میسازند. فیلم از این تضاد برای خلق لحظههای بامزه بهره میگیرد؛ لحظههایی که گاه از یک واکنش ناگهانی یا بدفهمی ساده، بیش از یک شوخی پرزرقوبرق اثر میگیرند. بازیها و حضور ستارگان چِوی چِیس و دن اَیکروید هر دو به سنت کمدیِ متکی بر شخصیت و ریتم خاص خود وفادار میمانند.
« تماشاگر میتواند از تضادشان لذت ببرد، بیآنکه الزاماً رابطهشان را بهیادماندنی بداند. »
شخصیتها و اجرا
چِیس در نقش فیتز-هیوم از خودپسندیِ کمیک و واکنشهای بیاعتنا یا طفرهآمیز استفاده میکند؛ اَیکروید نیز با جدیت و انرژیِ میلبرگ، نوع دیگری از آشفتگی را به صحنه میآورد. تفاوت بازی آنها، هرگاه فیلمنامه فضای کافی برای برخوردشان فراهم کند، جذابیت میآفریند. جان لندیس هم با تجربهٔ کمدیهای گروهی و پرتحرک، فیلم را به جهانی گستردهتر از یک اتاق یا چند گفتوگوی دونفره میبرد.
حضور بازیگران باتجربه در نقشهای مکمل، به فضا وزن و رنگ میبخشد؛ هرچند فیلم گاهی چنان به چهرهها و لحظههای پراکنده تکیه میکند که انسجام کلی تضعیف میشود. بعضی حضورها بیشتر حکم اشارهای گذرا دارند تا بخشی ضروری از ساختار داستان؛ برای تماشاگر آشنا با سینمای آن دوره، همین پراکندگی ممکن است بخشی از لذت نوستالژیک اثر باشد.
میان هجو سیاسی و شوخیِ سبک طرح فیلم ظرفیت هجوی جدی دارد: دو انسان کمتجربه درون دستگاهی قرار میگیرند که تصمیمهایش با امنیت ملی و خطر جنگ پیوند خورده است. از دل این موقعیت میتوان به بوروکراسی، منطق نظامی و شیوهٔ استفادهٔ قدرت از افراد پرداخت. فیلم گهگاه به چنین افقی نزدیک میشود، اما معمولاً پیش از آنکه نقدش را بسط دهد، به شوخی بعدی میگریزد.
در نتیجه، مضمون سیاسی بیشتر زمینهای برای کمدی است تا نیرویی مستقل و پیگیر. این انتخاب لزوماً عیب قطعی نیست؛ اثر آشکارا میخواهد سرگرمکننده باشد، نه رسالهای دربارهٔ سیاست خارجی یا بازدارندگی هستهای. بااینحال، فاصلهٔ میان ابعاد خطرناک ماجرا و سبک شوخیهای سبکبالانه گاهی ناهماهنگ میشود.
« تفاوت بازی آنها، هرگاه فیلمنامه فضای کافی برای برخوردشان فراهم کند، جذابیت میآفریند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم تهدید را آنقدر جدی تصویر نمیکند که تعلیق پایدار بسازد و آنقدر هم آن را به هجو گزنده بدل نمیسازد که لایهٔ سیاسیاش ماندگار شود. حاصل، ترکیبی است که در بخشهایی خوشذوق و در بخشهایی پراکنده به نظر میرسد. ریتم و تکرار شوخیها ساختار فیلم بیشتر بر زنجیرهای از موقعیتهای کمدی استوار است تا بر پیشرویی فشرده و هدفمند.
این شیوه در آغاز، بهویژه زمانی که قهرمانان در موقعیتهای تازه قرار میگیرند، آزادی و تنوع ایجاد میکند. اما با گذشت زمان، برخی شوخیها قابلپیشبینی میشوند: شخصیتها دوباره گرفتار وضعیتی میشوند که ناتوانی یا اعتمادبهنفس نابجایشان را آشکار میکند، و فیلم برای هر مرحله صورت تازهای از همان الگو میسازد.
در نتیجه، کیفیت لحظهها یکدست نیست. بعضی لطیفهها از زمانبندی دقیق و اجرای بازیگران نیرو میگیرند؛ برخی دیگر دیرتر از آنچه باید تمام میشوند یا پس از آنکه ایدهشان روشن شده، ادامه مییابند. ریتم نیز در بخشهایی کند میشود، بهخصوص هنگامی که داستان میان مسیرهای فرعی رفتوآمد میکند و شوخیها بهتنهایی توان پیشبردن آن را ندارند.
پایانبندی نیز از این مشکل بینصیب نیست و بیش از اندازه امتداد مییابد؛ بیآنکه به همان اندازه بر جذابیت داستان بیفزاید. حالوهوای دههٔ هشتاد «Spies Like Us» بهروشنی محصول زمانهٔ خود است؛ هم در نگاهش به فضای جنگ سرد و هم در نوع کمدی پرتحرک و بیتکلفش. لحن فیلم، با اغراقهای بدنی، بازی با تشریفات و تکیه بر شخصیتهای نامتناسب با مأموریتهای بزرگ، یادآور دورهای است که کمدیهای جریان اصلی میتوانستند از پیوند ستارهها، شوخیهای دیداری و ماجراجوییهای پرخرج تغذیه کنند.
« حاصل، ترکیبی است که در بخشهایی خوشذوق و در بخشهایی پراکنده به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
این حس تاریخی بخشی از جذابیت امروز فیلم است، اما در عین حال محدودیتش را نیز آشکار میکند. برخی شوخیها به حساسیت یا انتظارات فرهنگی همان دوره وابستهاند و ممکن است اکنون کماثرتر به نظر برسند. حتی لحظههای موفق نیز همیشه به کلیتی منسجم تبدیل نمیشوند. فیلم بیشتر با چند صحنه و بازیِ بهیادماندنی در خاطر میماند تا با داستانی که پس از تماشا، پیوسته در ذهن ادامه یابد.
جمعبندی «Spies Like Us» کمدیای است با ایدهای جذاب، دو بازیگر توانا و لحظههایی که هنوز توان خنداندن دارند؛ بهویژه صحنههایی که طنز را از برخورد شخصیتها با قواعد خشک و موقعیتهای نامتناسب بیرون میکشند. اما فیلم در حفظ تازگی شوخیها و ایجاد رابطهای طبیعی میان دو قهرمان همیشه موفق نیست.
ریتم ناپایدار، تکرار بعضی الگوها و امتداد بیش از اندازهٔ پایان نیز از ماندگاری اثر میکاهند. این فیلم را بهتر است نه بهعنوان هجوی تیز و منسجم از دستگاه جاسوسی، بلکه بهمثابه سرگرمیای وابسته به شیمیِ دو ستاره و حالوهوای کمدی دههٔ هشتاد دید. برای تماشاگرانی که با ریتم و سبک آن دوره پیوند دارند، چند لحظهٔ درخشان و نوستالژیک در انتظار است؛ برای دیگران، جذابیت ایده ممکن است بیش از دوام خندهها باشد.
« این حس تاریخی بخشی از جذابیت امروز فیلم است، اما در عین حال محدودیتش را نیز آشکار میکند. »
ثبت دیدگاه