نقد و بررسی
نقد کره (Sphere) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فضای ژرف و وعدهی راز «Sphere» با موقعیتی آغاز میشود که از همان ابتدا تخیل را به کار میاندازد: فضاپیمایی ناشناخته در اعماق اقیانوس آرام، دور از نگاه انسان و زیر رسوب زمانی چندصدساله. ورود گروهی از متخصصان به این محیطِ بسته، فیلم را میان دو قلمرو ناآشنا معلق میکند؛ ژرفای تاریک دریا و پهنهی بیکران کیهان.
سفینه و کرهی اسرارآمیزِ درون آن، بیش از آنکه پاسخهایی قطعی عرضه کنند، پرسشهایی تازه میسازند و از همین راه کنجکاوی تماشاگر را زنده نگه میدارند. فیلم در بخشهای آغازین از ابهام بهخوبی بهره میگیرد. اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و تماشاگر، همراه شخصیتها، ناچار است شواهد ناقص را کنار هم بگذارد.
این تعلیق نه فقط از احتمال خطر، بلکه از تردید دربارهی ماهیت آن نیرو و حدود فهم انسان سرچشمه میگیرد. «Sphere» در بهترین لحظاتش حسی از مواجهه با چیزی میآفریند که هم جذاب است و هم هراسانگیز؛ چیزی که نمیتوان بهسادگی در چارچوبهای شناختهشده جا داد. محصورشدن در اعماق انتخاب بستر اقیانوس بهعنوان صحنهی اصلی، به فیلم امکانی تصویری و دراماتیک میدهد که با فضای علمیتخیلی آن پیوندی طبیعی دارد.
پایگاه زیردریایی، راهروهای محدود، تجهیزات سنگین و تاریکی پیرامون، حس جدایی از جهان معمول را تشدید میکنند. در این محیط، فاصلهای کوتاه تا سطح آب میتواند بهاندازهی فاصلهای کیهانی دستنیافتنی به نظر برسد. شخصیتها نه فقط از فشار آب و محدودیت امکانات، بلکه از ناتوانی در دانستن آنچه بیرون از محدودهی دیدشان میگذرد، احساس تهدید میکنند.
« فیلم در بخشهای آغازین از ابهام بهخوبی بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کارگردانی Barry Levinson در ایجاد این فضای محصور، گاه مؤثر و سنجیده است. فیلم میداند که اضطرابِ انتظار میتواند بهاندازهی نمایش مستقیم خطر نیرومند باشد؛ مکثها و سکوتها در آغاز، به راز مجال میدهند تا شکل بگیرد. بااینحال، این خویشتنداری همیشه دوام نمیآورد. هرچه ماجرا پیش میرود، فیلم بیشتر به رخدادهای پرهیاهو و توضیحهای کلامی متکی میشود و بخشی از نیروی بصری و رازآلود خود را از دست میدهد.
گروهی از ذهنهای درگیر یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، گردآمدن گروهی از بازیگران توانمند در یک فضای محدود است. Dustin Hoffman، Sharon Stone، Samuel L. Jackson و Liev Schreiber هر یک تصویری متفاوت از تخصص، اقتدار و آسیبپذیری میسازند. Peter Coyote نیز با حضور نظامی و کنترلشدهاش، بُعدی از احتیاط و نظم را وارد جمع میکند.
این ترکیب در نگاه نخست وعدهی گفتوگوهایی پرتنش و برخورد دیدگاههایی متفاوت را میدهد؛ وعدهای که بخش مهمی از جذابیت فیلم را شکل میدهد. بااینحال، توان بازیگران همیشه به شخصیتپردازی بهیادماندنی نمیانجامد. آدمهای داستان گاهی بیشتر حامل نقشهای تخصصی خود هستند تا انسانهایی با حضور مستقل و پیوسته.
فیلم از اختلاف رویکردهایشان بهره میگیرد، اما در لحظاتی بهجای آنکه تنش را از رفتار و رابطهی میان آنان بیرون بکشد، آن را با دیالوگهای توضیحی پیش میبرد. نتیجه این است که گروه، با وجود بازیگران جذاب، گاه کمتر از ظرفیت خود به نظر میرسد. ایدهای نیرومند و پرسشهای بزرگ هستهی علمیتخیلی «Sphere» وسوسهانگیز است؛ ایدهای که از ناشناختهها آغاز میکند و به پرسشهایی دربارهی ذهن، ترس و پیامدهای مواجهه با قدرتی نامتعارف میرسد.
« کارگردانی Barry Levinson در ایجاد این فضای محصور، گاه مؤثر و سنجیده است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد نشان دهد که خطرِ امر ناشناخته لزوماً از بیرون نمیآید؛ شاید بخشی از تهدید در خود انسان، در تصورات و اضطرابهای نهفتهاش، ریشه داشته باشد. این امکان، فضای داستان را از یک ماجرای صرفاً اکتشافی فراتر میبرد و زمینهای برای مواجههی روانشناختی فراهم میکند. مشکل آنجاست که فیلم در برابر ایدهی خود بیش از اندازه وسوسه میشود.
بهجای آنکه یک مسیر فکری روشن را پی بگیرد، چند پرسش و مسیر را همزمان پیش میکشد و برای پیوند دادنشان گاه به شتاب یا توضیح مستقیم متوسل میشود. در نتیجه، موقعیتهای نامعمول و جذاب بهتدریج روی هم انباشته میشوند، بیآنکه همیشه رابطهی میانشان به اندازهی کافی محکم باشد. ایدهی مرکزی همچنان نیروی تخیل دارد، اما اجرای آن گاهی پراکنده و آشفته جلوه میکند.
دیالوگ، لحن و ریتم «Sphere» فیلمی پرگفتوگوست؛ شخصیتها پیوسته دربارهی آنچه دیدهاند، آنچه ممکن است رخ دهد و معنای احتمالی آن بحث میکنند. چنین رویکردی در داستانی که بخش بزرگی از کشش خود را از ابهام میگیرد، میتواند سودمند باشد: گفتوگوها امکان میدهند دیدگاههای گوناگون در برابر هم قرار گیرند و برداشتهای شخصیتها تغییر کنند.
اما فیلم همیشه نمیتواند میان اندیشهورزی و توضیحگویی تعادل برقرار کند. گاه احساس میشود شخصیتها نه برای پیشبرد رابطه یا کنش، بلکه برای بیان مفهومهایی که فیلم میخواهد طرح کند، سخن میگویند. همین مسئله بر ریتم اثر میگذارد. مدتزمان طولانی فیلم، بهخودیخود مانع نیست، اما بعضی بخشها بیش از اندازه در مکث و بحث میمانند و از شتابی که موقعیت بحرانی طلب میکند فاصله میگیرند.
« مشکل آنجاست که فیلم در برابر ایدهی خود بیش از اندازه وسوسه میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، برخی رخدادها چنان سریع یا نامنتظر وارد داستان میشوند که فرصت کافی برای اثرگذاری عاطفی یا جاافتادن منطقی خود پیدا نمیکنند. این نوسان، تماشاگر را گاه درگیر و گاه خسته میکند. جدیت فکری یا ادای ژرفاندیشی؟ فیلم آشکارا میخواهد چیزی بیش از یک داستان حادثهای دربارهی سفینهای ناشناخته باشد.
پرسشهایش دربارهی ترس، ذهن و مسئولیت انسانی، به آن بلندپروازی فکری میبخشد. اما میان داشتن ایدههای بزرگ و پرداختن سنجیده به آنها فاصلهای وجود دارد. «Sphere» گاهی چنان بر اهمیت مفاهیم خود تأکید میکند که بهجای آنکه تماشاگر را به اندیشیدن دعوت کند، از او میخواهد ژرفای موضوع را بپذیرد.
این لحظهها میتوانند برای برخی تماشاگران تأملبرانگیز و برای برخی دیگر تصنعی یا بیش از اندازه جدی به نظر برسند. لحن فیلم نیز همیشه یکدست نیست. فضای رازآلود و ترسناک آغازین، گاهی با لحظههایی روبهرو میشود که ناخواسته رنگی مضحک یا ناموزون پیدا میکنند. این تغییر لحن لزوماً بیارزش نیست؛ حتی میتواند بخشی از جذابیت یک اثر نامتعارف باشد.
اما هنگامی که فیلم میان وحشت، تأمل فلسفی و حادثهپردازی رفتوآمد میکند، بدون آنکه این وجهها را کاملاً به هم بدوزد، ناهماهنگیاش آشکار میشود. تعلیقی که همیشه به فرجام نمیرسد فیلم در ساختن پرسشها تواناتر از جمعکردن آنهاست. تماشاگر با پیشروی داستان پیوسته با احتمالهای تازهای روبهرو میشود و انتظار دارد این انباشت رازها به مسیری روشن و رضایتبخش برسد.
« این نوسان، تماشاگر را گاه درگیر و گاه خسته میکند. »
قوتها و کاستیها
اما پاسخگویی اثر به همان اندازهی طرح معماهایش قانعکننده نیست. برخی توضیحات بیش از آنکه ابهام را به معنایی منسجم بدل کنند، آن را به سطح دیگری منتقل میکنند. ازاینرو ممکن است پایانبندی برای گروهی تأملبرانگیز و برای گروهی دیگر ناکافی یا ناگهانی جلوه کند؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را بازگو کرد.
بااینهمه، این لغزشها تمام جذابیت فیلم را از میان نمیبرند. «Sphere» گاه بهواسطهی همان بیپروایی روایی خود زنده میشود: حاضر است فرضیهای عجیب را دنبال کند و شخصیتهایش را در موقعیتهایی بگذارد که پاسخ آسانی ندارند. فیلمی که همیشه در کنترل ایدههایش نیست، اما بهندرت کاملاً بیخطر و بیتصور میشود.
جمعبندی «Sphere» اثری نابرابر است: آغازش سرشار از راز و وعده است، گروه بازیگرانش تماشاییاند و ایدهی مرکزی ظرفیت تأمل و دلهره دارد. در مقابل، روایت گاه شلوغ میشود، گفتوگوها بار توضیحی سنگینی پیدا میکنند و ریتم در بخشهایی کش میآید. فیلم نه بهتمامی از بلندپروازی فکری خود پشتیبانی میکند و نه میتواند همهی پیچیدگیهای داستان را به تجربهای منسجم بدل سازد.
بااینحال، همین ترکیبِ نقص و جذابیت سبب میشود «Sphere» در ذهن بماند. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از علمیتخیلیِ رازآلود، محیطهای بسته و ایدههای بحثبرانگیز لذت میبرند و با روایتی که گاهی از مسیر مستقیم خارج میشود کنار میآیند. شاید اثر نهایی به اندازهی پرسشهایش قانعکننده نباشد، اما فضای وهمآلود و امکانهای نامعمولش هنوز نیرویی دارد که تماشاگر را به اعماق خود میکشاند.
« اما پاسخگویی اثر به همان اندازهی طرح معماهایش قانعکننده نیست. »



ثبت دیدگاه