نقد و بررسی
نقد گونه ۲ (Species II) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای که هیولا را به نمایش میگذارد Species II محصول ۱۹۹۸ و ساختهٔ Peter Medak، دنبالهای است که بهجای بازسازی رازآلودگی قسمت نخست، از همان آغاز میکوشد دامنهٔ آشوب را بزرگتر کند. اینبار تهدید بیگانه از مأموریتی به مریخ به زمین بازمیگردد و در وجود فرمانده Patrick Ross ریشه میدواند.
دانشمند Laura Baker و Press Lennox برای مهار بحران به Eve، نمونهای آرامتر از موجود هیبریدی، تکیه میکنند. همین طرح ساده، بستری برای تلفیق علمیتخیلی، وحشت بدنی، تعقیبوگریز و نمایشهای اغراقشده فراهم میآورد؛ تلفیقی که گاه سرگرمکننده است و گاه بهسبب بیقاعدگیاش از هم میپاشد.
فیلم در اصل چندین گونهٔ روایی را در یک ظرف میریزد: بازگشت قهرمان فضایی، آلودگی مرموز، دگرگونی جسمانی، شکار هیولا و نبرد برای بقا. این پراکندگی به آن انرژی میدهد، اما انسجامی پایدار نمیسازد. اثر بیشتر از آنکه زنجیرهای دقیق از علت و معلول باشد، مجموعهای از موقعیتهای شوکآور و صحنههای طراحیشده برای برانگیختن واکنش فوری است.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان از سرعت و بیپروایی فیلم لذت ببرد و از منطق سست آن فاصله بگیرد. از وحشت خاموش تا آشوب بیپرده یکی از تفاوتهای مهم فیلم با قسمت نخست، تغییر در شیوهٔ تعلیق است. هراس اینجا کمتر بر پنهانکاری و انتظار تکیه دارد و بیشتر با بدنهای در حال تغییر، خشونت ناگهانی و صحنههای خونآلود ساخته میشود.
« اینبار تهدید بیگانه از مأموریتی به مریخ به زمین بازمیگردد و در وجود فرمانده Patrick Ross ریشه میدواند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم چیزی را که میتوانست تهدیدی دور و ناشناخته باشد، به نمایشی ملموس و گاه عامدانه چندشآور بدل میکند. این انتخاب برای طرفداران وحشت بدنی جذاب است؛ زیرا اثر از نشاندادن دگرگونی و پیامدهای آن پرهیز نمیکند. اما نمایش بیوقفهٔ شوک، بهتدریج حساسیت را فرسوده میسازد و جای ترس عمیق را با انتظار برای صحنهٔ عجیب بعدی عوض میکند.
بااینحال، فیلم در همین بیپروایی نوعی سرگرمی خشن و بدقواره پیدا میکند. برخی لحظات چنان غلوشدهاند که ناخواسته به مرز مضحکه نزدیک میشوند. این لحن دوگانه—میان وحشت و خنده—نه کاملاً مهار شده و نه کاملاً تصادفی است. Species II گاهی میخواهد تماشاگر را بترساند و گاهی چنان به اغراق پناه میبرد که خنده، واکنشی طبیعیتر از هراس میشود.
برای مخاطبی که با انتظار یک فیلم هیولاییِ جدی وارد شود، این نوسان ممکن است آزاردهنده باشد؛ اما در تماشای نیمهشبی، همین آشفتگی میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد. بدن، میل و مسئلهٔ نگاه جنسیتزده مهمترین بخش بحثبرانگیز فیلم، پیوند میان تکثیر، میل جنسی و خشونت است. بدن زنان در بخش بزرگی از روایت نه بهعنوان قلمرو شخصیتپردازی، بلکه همچون میدان پیامدهای زیستی و تهدید بیگانه تصویر میشود.
صحنههای مربوط به بارداری، زایش و مرگ قرار است وحشت جسمانی بیافرینند، اما نحوهٔ پرداختشان گاه از ایجاد ترس فراتر میرود و به بهرهبرداری نمایشی از رنج زنان نزدیک میشود. مسئله فقط شدت خشونت نیست؛ مسئله آن است که فیلم بهندرت به تجربهٔ قربانیان مجال میدهد تا به چیزی بیش از وسیلهای برای پیشبرد بحران تبدیل شوند.
« فیلم چیزی را که میتوانست تهدیدی دور و ناشناخته باشد، به نمایشی ملموس و گاه عامدانه چندشآور بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
این نگاه، بهویژه در کنار تأکید اروتیک اثر، تنشی ناخوشایند میسازد. فیلم همزمان از بدن زنانه برای جاذبهٔ بصری و برای تولید انزجار استفاده میکند، بیآنکه همیشه فاصلهای انتقادی از این نگاه ایجاد کند. چنین رویکردی ممکن است برای برخی تماشاگران جزئی از سنت استثماری فیلمهای ترسناک آن دوره باشد، اما قدمت اثر آن را بیمسئله نمیکند.
خشونت جنسی و پیامدهای آن در اینجا نه صرفاً ابزار داستانی، بلکه بخشی از تجربهای است که میتواند تلخ و پسزننده باشد. شخصیتها و بازیها: میان جدیت و کاریکاتور فیلم برای بازگرداندن بخشی از پیوند خود با قسمت نخست، از چهرههای آشنایی چون Marg Helgenberger و Michael Madsen بهره میبرد.
Laura Baker قرار است نقطهٔ اتصال میان دانش علمی و تصمیم اخلاقی باشد؛ بااینحال، فیلم به او فضای کافی برای تبدیلشدن به شخصیتی پیچیده نمیدهد. او بیشتر در مقام کسی ظاهر میشود که بحران را توضیح میدهد و مسیر عملیات را پیش میبرد. Press نیز با خونسردی و خشونت عملگرایانهاش میتواند لحظاتی سرگرمکننده بسازد، اما نقش او بیش از آنکه دگرگونی درونی داشته باشد، بر حضور آشنا و لحن خشک قهرمانِ شکارچی تکیه میکند.
نقش Patrick Ross به اجرای جسورانهای نیاز دارد که بتواند هم چهرهٔ عمومیِ قهرمان فضایی را باورپذیر کند و هم فرسایش تدریجی انسانیت او را نشان دهد. فیلم ایدهٔ این دگردیسی را مطرح میکند، اما پرداخت شخصیت اغلب زیر بار موقعیتهای افراطی و دیالوگهای تصنعی میماند. بسیاری از گفتوگوها بیش از آنکه از شخصیتها برخیزند، بهانهای برای رساندن اطلاعات یا آمادهکردن صحنهٔ بعدیاند.
« این نگاه، بهویژه در کنار تأکید اروتیک اثر، تنشی ناخوشایند میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها نیز در لحظاتی بهجای ظرافت، به اغراق و اعلام مستقیم احساسات متکی میشوند. نتیجه، گروهی از شخصیتهاست که بیشتر در خدمت حرکت داستاناند تا آنکه زندگی مستقل و باورپذیری داشته باشند. جلوههای عملی و طراحی هیولاها از نقاط قوت ماندگار فیلم، جلوههای عملی و طراحی موجودات آن است.
تغییرشکلها و عناصر بدنیِ بیگانه، بافتی ملموس دارند که هنوز هم در برابر بخشی از جلوههای رایانهایِ تاریخمصرفدار فیلمهای اواخر دههٔ ۱۹۹۰ مقاومت میکند. طراحی هیولاها فقط به نمایش ظاهر عجیب محدود نمیشود؛ بدن موجود، با برجستگیها و اجزای نامأنوسش، به خودی خود حس تهدید و بیگانگی میآفریند.
این کیفیت فیزیکی، صحنههای وحشت را صاحب وزن میکند و از آنها چیزی فراتر از تصویرهای دیجیتالیِ گذرا میسازد. البته جلوهها یکدست نیستند. هرجا فیلم به عناصر عملی و آرایشهای جسمانی تکیه میکند، اغلب مؤثرتر است؛ اما در بخشهایی که به جلوههای بصری رایانهای یا نمایشهای بیشازحد آشکار روی میآورد، کیفیت ناهمگون به چشم میآید.
بااینهمه، همین ناهمواری نیز بخشی از شخصیت فیلم شده است: اثری که بهجای پنهانکردن محدودیتهایش، گاهی آنها را در دل نمایش پرهیاهوی خود رها میکند. طراحی موجودات از آن دسته جذابیتهایی است که حتی در برابر ضعف روایت، میتواند توجه تماشاگر را حفظ کند. ریتم، فضا و سرگرمیِ گناهآلود Species II در ریتم خود پیوسته موفق نیست، اما بهندرت برای مدتی طولانی در سکون میماند.
« بازیها نیز در لحظاتی بهجای ظرافت، به اغراق و اعلام مستقیم احساسات متکی میشوند. »
قوتها و کاستیها
تعقیبها، درگیریها، دگرگونیها و کشفهای تازه، فیلم را به جلو هل میدهند و آن را به اثری مناسب برای مخاطبی بدل میکنند که از سینمای ژانریِ پرحادثه لذت میبرد. فضای پرتنش فیلم با لحظات خندهآور و نامعقول درهم میآمیزد؛ گاهی این تضاد به سود اثر تمام میشود و لحنی نامتعارف میسازد، و گاهی تمرکز را از بین میبرد.
فیلم نه آنقدر منضبط است که وحشتی مداوم بنا کند، نه آنقدر خودآگاه که تمام اغراقهایش را به کمدی تبدیل سازد. از همین رو، لذتبردن از فیلم تا حد زیادی به تنظیم انتظار وابسته است. اگر تماشاگر در پی داستانی علمیتخیلی با منطق دقیق، شخصیتهایی چندلایه و نقدی سنجیده دربارهٔ جنسیت باشد، احتمالاً با کمبودهای فراوان روبهرو میشود.
اما اگر آن را بهعنوان نمایش پرسرعتی از هیولا، خون، تعقیب و تصمیمهای نامعقول بپذیرد، لحظاتی برای سرگرمی پیدا میکند. این سرگرمی بیقیدوشرط نیست؛ زیرا بعضی صحنهها بهجای هیجان، حس ناخوشایندی برجای میگذارند. فیلم همزمان میتواند خندهدار، چندشآور و آزاردهنده باشد، و همین آمیزه داوری دربارهاش را دشوار میکند.
جمعبندی Species II دنبالهای نامتوازن است که جاهطلبی روایی خود را با انسجام کافی همراه نمیکند. قصهاش پر از جهشهای ناگهانی و رخدادهای کمپشتوانه است، بازیها و دیالوگها اغلب به تصنع نزدیک میشوند و نگاه فیلم به خشونت جنسی، تجربهای تلخ و مسئلهبرانگیز میسازد. در برابر این کاستیها، جلوههای عملی، طراحی بهیادماندنی موجودات و انرژی بیوقفهٔ فیلم قرار دارند؛ عناصری که آن را برای علاقهمندان به وحشت بدنی و سینمای عامهپسندِ اغراقآمیز دیدنی میکنند.
« فیلم نه آنقدر منضبط است که وحشتی مداوم بنا کند، نه آنقدر خودآگاه که تمام اغراقهایش را به کمدی تبدیل سازد. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در داستان یا شخصیتپردازیاش باشد، در حالوهوای آشفته و صحنههای هیولایی آن نهفته است. این اثری نیست که بتوان آن را دنبالهای منسجم یا ظریف دانست؛ اما میتوان آن را نمونهای پرسروصدا از سینمای ژانری دههٔ ۱۹۹۰ دید که گاهی با جلوههای ملموسش سرگرم میکند و گاهی با بیملاحظگیاش پس میزند.
اگر تماشاگر از ابتدا بداند با فیلمی نابرابر و افراطی روبهروست، شاید بتواند بخشی از جذابیت خام و نامتعارف آن را دریابد.
« ارزش فیلم بیش از آنکه در داستان یا شخصیتپردازیاش باشد، در حالوهوای آشفته و صحنههای هیولایی آن نهفته است. »



ثبت دیدگاه