نقد و بررسی
نقد حرفِ سکس (Speaking of Sex) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای بر لبهٔ آشفتگی «Speaking of Sex» ساختهٔ John McNaughton، کمدیای دربارهٔ زندگی زناشویی، میل و مداخلهٔ متخصصانی است که قرار است گرهها را باز کنند، اما خود به بخشی از گره بدل میشوند. زوجی گرفتار مشکلات رابطه، برای یافتن راهی به مشاور ازدواج مراجعه میکنند؛ ورود یک متخصص افسردگی و دو وکیل نیز ماجرا را از محدودهٔ گفتوگوی درمانی بیرون میبرد و به شبکهای از برخوردها و روابط پیشبینیناپذیر میکشاند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ واقعگرایی نمیدهد؛ نیروی محرک آن اغراق، بیپروایی و زنجیرهای از موقعیتهای نامتعارف است. قصهای که از کنترل خارج میشود فیلم داستان خود را بر پایهٔ یک فرض ساده بنا میکند: وقتی زندگی خصوصی به دست مجموعهای از متخصصان و میانجیها میافتد، راهحلها ممکن است به پیچیدگیهای تازهای بینجامند.
این ایده ظرفیت یک کمدی موقعیت را دارد، زیرا هر شخصیت با تعریف خودش از مشکل وارد میدان میشود و هر مداخله، پیامدهایی فراتر از قصد اولیهاش پیدا میکند. درمان، مشاوره و وکالت در این جهان نه قلمروهایی منظم و مطمئن، بلکه محرکهایی برای سوءتفاهم و تشدید آشوباند. با اینحال، فیلم برای پیشبردن این طرح بیش از آنکه به منطق روانشناختی یا دقت در جزئیات روابط تکیه کند، به انباشت اتفاقهای عجیبوغریب متوسل میشود.
« درمان، مشاوره و وکالت در این جهان نه قلمروهایی منظم و مطمئن، بلکه محرکهایی برای سوءتفاهم و تشدید آشوباند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب، گاه ریتمی سرزنده میآفریند و گاه زنجیرهٔ موقعیتها را تصنعی جلوه میدهد. مخاطبی که از یک کمدی سبک انتظار داشته باشد شخصیتها در مسیرهای نامحتمل حرکت کنند، احتمالاً با بازی فیلم همراه میشود؛ اما کسی که به رفتارهای باورپذیر و کشمکشهای روزمره علاقه دارد، فاصلهٔ میان تجربهٔ واقعی رابطه و جهان اثر را محسوس خواهد یافت.
کمدیِ بیپرده و سلیقهای «Speaking of Sex» از شوخیهای صریح و موقعیتهای جنسی پرهیز نمیکند. عنوان فیلم نیز بهدرستی لحنش را پیشاپیش اعلام میکند: میل و گفتوگو دربارهٔ آن، موضوعی حاشیهای نیست، بلکه موتور بسیاری از شوخیها و تنشهاست. این صراحت به اثر نوعی جسارت میبخشد؛ فیلم نمیکوشد همهچیز را با ظرافتی مؤدبانه بپوشاند و گاهی خنده را از برخورد مستقیم با تابوها بیرون میکشد.
اما بیپروایی بهتنهایی تضمینکنندهٔ کمدی موفق نیست. بعضی شوخیها از تضاد میان زبان جدیِ متخصصان و رفتارهای نامتعارف شخصیتها نیرو میگیرند؛ برخی دیگر چنان به اغراق وابستهاند که ممکن است برای بخشی از تماشاگران تخت یا تکراری به نظر برسند. از همین رو، واکنش به فیلم بهطرز چشمگیری میتواند دوگانه باشد: برای گروهی، شلوغی و بیشرمی آن سرگرمکننده است؛ برای گروهی دیگر، فیلم با وجود موقعیتهای متعدد، خندهٔ کافی تولید نمیکند.
« همین انتخاب، گاه ریتمی سرزنده میآفریند و گاه زنجیرهٔ موقعیتها را تصنعی جلوه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوت نه صرفاً به کیفیت هر شوخی، بلکه به میزان پذیرش مخاطب نسبت به کمدی هجوی و دور از واقعیت مربوط است. جیمز اسپیدر و نیروی حضور بازیگران یکی از امتیازهای مهم فیلم، حضور جیمز اسپیدر است. او در نقش دکتر راجر کلینک، شخصیتی را میسازد که میتواند هم جدی و هم مضحک به نظر برسد؛ بازیاش از اضطراب و اعتمادبهنفسی متزلزل تغذیه میکند و در فضای آشفتهٔ فیلم، نوعی مرکز ثقل به وجود میآورد.
اسپیدر بهجای آنکه صرفاً در خدمت شوخیها باشد، با جدیت خاص خود آنها را تقویت میکند: هرچه شخصیتش بیشتر درگیر وضعیت میشود، فاصلهٔ میان ظاهر حرفهای و آشفتگی درونیاش خندهآورتر جلوه میکند. بیل موری نیز با حضور کوتاهتر اما اثرگذار خود به فیلم جان میدهد. شیوهٔ بازی او، که اغلب بر خونسردی و مکثهای دقیق استوار است، در برابر هیاهوی داستان تضاد خوشایندی ایجاد میکند.
بااینحال، ترکیب بازیگران پرآوازه همیشه به معنای انسجام گروهی نیست. ملورا والترز و جی موهر نقش زوج مرکزی را بر عهده دارند و بخش مهمی از بار عاطفی قصه بر دوش آنهاست؛ درحالیکه توجه فیلم گاه چنان به شخصیتهای رنگارنگ پیرامونشان معطوف میشود که خود زوج در میان ازدحام کمرنگ میمانند.
« این تفاوت نه صرفاً به کیفیت هر شوخی، بلکه به میزان پذیرش مخاطب نسبت به کمدی هجوی و دور از واقعیت مربوط است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نابرابری ممکن است این حس را ایجاد کند که بازیگران جذابتر از نقشی هستند که روایت برایشان فراهم کرده است. شخصیتها میان آسیبپذیری و کاریکاتور فیلم موضوعاتی چون صمیمیت، افسردگی، اعتماد و دشواری گفتوگو در رابطه را به میان میآورد، اما کمتر درنگ میکند تا آنها را با عمق دراماتیک بکاود.
شخصیتها بیشتر در خدمت سازوکار کمدیاند: هرکدام با ویژگی یا موضعی مشخص وارد داستان میشوند و سپس در برخورد با دیگران، بخشی از آشوب بزرگتر را شکل میدهند. این رویکرد برای کمدی سبک میتواند کارآمد باشد، زیرا نیازی به پرداخت روانشناختی پیچیده ندارد؛ ولی وقتی فیلم به زخمها و شکستهای زناشویی نزدیک میشود، محدودیتش آشکارتر میشود.
در نتیجه، رابطهٔ زوج مرکزی نه همیشه بهعنوان رابطهای ملموس و چندلایه، بلکه گاه همچون سکویی برای پرتاب شوخیها و ورود شخصیتهای دیگر عمل میکند. فیلم به مسئلهٔ کمکگرفتن از متخصصان نیز نگاهی هجوآمیز دارد، اما این نگاه را به تحلیل جدی تبدیل نمیکند. متخصصان در اینجا بیش از آنکه نمایندهٔ یک نظام واقعی درمانی یا حقوقی باشند، مهرههایی در بازی کمدیاند.
« این نابرابری ممکن است این حس را ایجاد کند که بازیگران جذابتر از نقشی هستند که روایت برایشان فراهم کرده است. »
قوتها و کاستیها
پذیرش این نکته برای تماشای فیلم ضروری است: نباید آن را تصویری دقیق از درمان، افسردگی یا اختلاف زناشویی دانست. ریتم، شلوغی و جهان نامحتمل فیلم اثر میخواهد در زمانی فشرده، شخصیتهای متعدد و مسیرهای رابطهای گوناگون را به حرکت درآورد. حاصل، فضایی پررفتوآمد و گاه آشفته است که میتواند با انرژی خود تماشاگر را سرگرم کند.
فیلم در بهترین لحظاتش از برخورد لحنهای متضاد بهره میبرد: جدیت حرفهای در برابر رفتار بیمحابا، زبان رسمی در برابر موضوعاتی خصوصی، و تلاش برای نظم در برابر وضعیتی که پیوسته از کنترل خارج میشود. در سوی دیگر، شلوغی بهسادگی جای انسجام را نمیگیرد. وقتی هر شخصیت و هر موقعیت در پی جلب توجه است، برخی شوخیها فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا نمیکنند و خط اصلی قصه زیر بار حوادث فرعی قرار میگیرد.
همین ویژگی توضیح میدهد که چرا میتوان فیلم را هم سرگرمکننده و هم کمرمق دانست: ساختار آن برای مخاطبی که از کمدیهای نامعقول و پرحادثه لذت میبرد، آزادی و سرزندگی دارد؛ اما برای مخاطبی که انتظار زمانبندی دقیق، شخصیتپردازی یکدست و پیشروی روشن دارد، ممکن است پراکنده به نظر برسد.
« پذیرش این نکته برای تماشای فیلم ضروری است: نباید آن را تصویری دقیق از درمان، افسردگی یا اختلاف زناشویی دانست. »
جمعبندی
جمعبندی «Speaking of Sex» کمدیای بیپروا و عامدانه نامحتمل است که از مشکلات زناشویی، مداخلهٔ متخصصان و روابط درهمتنیده، بستری برای شوخیهای صریح و موقعیتهای عجیب میسازد. جیمز اسپیدر و بیل موری از مهمترین دلایل زندهماندن فیلماند؛ حضورشان به صحنههایی که ممکن بود صرفاً پرهیاهو باشند، شخصیت و انرژی میدهد.
بااینهمه، داستان بیش از حد به تصادف و اغراق متکی است و پرداخت شخصیتها همیشه همپای ظرفیت بازیگران پیش نمیرود. این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که کمدی سبک، تند و آگاهانه دور از واقعیت را میپذیرند و از شوخیهای بیپرده دلزده نمیشوند. اگر معیار، واقعگرایی در نمایش رابطه یا طنزی منسجم و دقیق باشد، اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر قرار باشد شلوغی نامعقول و بازی بازیگران را بخشی از سرگرمی دانست، «Speaking of Sex» لحظاتی دارد که میتواند خندهآور و بهیادماندنی باشد.
ثبت دیدگاه