نقد و بررسی
نقد نیروی فضایی (Space Force) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای بزرگ در لباسی اداری «نیروی فضایی» از فرضی ساده اما سرشار از ظرفیت کمدی آغاز میشود: سازمانی نظامی تازهتأسیس باید در زمانی کوتاه و زیر فشار سیاستمداران، بودجه، رقابت بینالمللی و واقعیتهای سرسخت علم، راه خود را به فضا باز کند. ژنرال مارک نایرد، نظامیای منضبط و بلندپرواز، ناگهان در رأس این تشکیلات قرار میگیرد؛ جایی که برای پیشبردن مأموریت، باید هم با دستورهای مبهم کنار بیاید و هم با دانشمندانی همکاری کند که جهان را نه از منظر سلسلهمراتب نظامی، بلکه از دریچهٔ آزمایش، محاسبه و تردید میبینند.
سریال با همین برخورد دو منطق متفاوت، بستری برای طنز محیط کار میسازد: سازمانی که هنوز نمیداند دقیقاً چه میخواهد باشد، اما از آن انتظار دارند آینده را فتح کند. این ایده بهخودیخود تازه نیست؛ کمدیِ تشکیلاتی بارها از برخورد میان آرمانهای بزرگ و جزئیات مضحک روزمره بهره برده است. امتیاز «نیروی فضایی» در آن است که این فرمول را در فضایی بهظاهر عظیم و پرابهت قرار میدهد، بیآنکه از خردهکاریهای اداری غافل شود.
در اینجا جاهطلبی فضایی میتواند به بحثی دربارهٔ صورتجلسه، اعتبار سازمانی یا تصمیمی عجولانه فروکاسته شود؛ و همین فاصله میان شکوه مأموریت و آشفتگی اجرای آن، سرچشمهٔ بخشی از شوخیهاست. سریال نه یک ماجرای علمیتخیلی تمامعیار است و نه هجویهای سیاسی که هر لحظه بر پیام خود تأکید کند؛ بیشتر میکوشد میان کمدی محل کار، هجو نهادی و درام خانوادگی رفتوآمد کند.
تضاد نایرد و مالوری هستهٔ نمایشی سریال در رابطهٔ مارک نایرد و دکتر آدریان مالوری شکل میگیرد. نایرد به نظم، سلسلهمراتب و فرمانپذیری خو گرفته است؛ مالوری دانشمندی است که بهسادگی زیر بار منطق نظامی نمیرود و در مواجهه با تصمیمهای شتابزده، بیش از آنکه ملاحظهکار باشد، صریح و گاه گزنده است.
« تضاد نایرد و مالوری هستهٔ نمایشی سریال در رابطهٔ مارک نایرد و دکتر آدریان مالوری شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد آنها فقط وسیلهای برای ردوبدلکردن شوخی نیست؛ هر یک نمایندهٔ نوعی نگاه به مسئولیتاند. نایرد میخواهد مأموریت را پیش ببرد، حتی وقتی شرایط از او فرمانبری نمیکند؛ مالوری میخواهد تصمیمها بر پایهٔ دانش و عقل گرفته شوند، حتی اگر این اصرار برایش هزینهٔ سازمانی داشته باشد. جان مالکوویچ در نقش مالوری، وقار خشک و فاصلهگذاری حسابشدهای دارد که با فضای نامتعارف سریال تناسبی چشمگیر پیدا میکند.
استیو کارل نیز نایرد را نه صرفاً به شکل یک فرماندهٔ دستوپاچلفتی، بلکه بهصورت مردی تصویر میکند که در برابر تعهدهای حرفهای و عاطفیاش آسیبپذیر است. شیمی این دو بازیگر، حتی در صحنههایی که متن به شوخیای معمولی بسنده میکند، توجه را زنده نگه میدارد. بازیگران مکمل نیز به فضای گروهی اثر جان میبخشند؛ گروهی که هر عضو آن با سازوکار سازمانی به شیوهای متفاوت کنار میآید.
یکی از دلایل اصلی همراهی با سریال همین مجموعهٔ بازیهاست: شخصیتها حتی وقتی قصه درجا میزند، تماشایی باقی میمانند. طنزی خشک، با میزان اثرگذاری نامساوی «نیروی فضایی» بهجای آنکه پیوسته به شوخیهای پرهیاهو تکیه کند، اغلب از مکث، جدیت افراطی و واکنشهای خونسرد در برابر موقعیتهای نامعقول بهره میگیرد.
گویی شخصیتها تا حد ممکن میکوشند آشفتگی را در چارچوبی رسمی و قابلکنترل جا دهند؛ و همین اصرار بر حفظ ظاهر، در بهترین لحظهها خندهآور میشود. شوخیهای خشک کارل و مالوری، همراه با موقعیتهایی که از برخورد میان اقتدار نظامی و واقعیتهای علمی پدید میآیند، لحن خاص سریال را میسازند.
« تضاد آنها فقط وسیلهای برای ردوبدلکردن شوخی نیست؛ هر یک نمایندهٔ نوعی نگاه به مسئولیتاند. »
شخصیتها و اجرا
فضای غریب آن، هنگامی که با رفتار کاملاً جدی شخصیتها همراه میشود، گاه به طنزی مؤثر و بهیادماندنی میرسد. بااینحال، این جنس کمدی بهاندازهٔ کافی برای همه کار نمیکند. شوخیهای خشک به زمانبندی دقیق و نوشتاری نافذ نیاز دارند؛ اگر لحظهٔ غافلگیری یا تضاد بهاندازهٔ کافی تازه نباشد، مکث بهجای خنده به سکون بدل میشود.
«نیروی فضایی» در بخشهایی به موقعیتهای بامزهای میرسد که از ایدهٔ اولیهٔ خود فراتر نمیروند: صحنه شکل مضحکی دارد، اما پرداخت آن چنان معمولی است که تماشاگر پیش از شخصیتها نتیجهاش را حدس میزند. از همین رو، واکنش مخاطبان به شوخیهای سریال میتواند بسیار متفاوت باشد. برای بعضیها، خونسردی و بیمنطقی موقعیتها جذابیت اصلی است؛ برای برخی دیگر، کمدی آنقدر کماثر میماند که حضور بازیگران باید خلأ خنده را جبران کند.
هجو نهادی و سایهٔ واقعیت موضوع سریال ظرفیت هجو سیاسی و اداری چشمگیری دارد. سازمانی که هنوز در حال تعریف هویت خویش است، در فضایی قرار گرفته که در آن تصمیمهای کلان میتوانند با رقابت، نمایش قدرت و ملاحظات کوتاهمدت گره بخورند. «نیروی فضایی» از این تناقضها بهره میبرد، اما معمولاً از تبدیلشدن به طنزی تند و بیامان پرهیز میکند.
توجهش بیشتر معطوف به آدمهایی است که در دل یک دستگاه بزرگ و پرتناقض میکوشند کارشان را انجام دهند؛ انسانهایی که میان دستور، تخصص و زندگی شخصی گرفتار شدهاند. به همین دلیل، اثر بیش از آنکه بیانیهای سیاسی باشد، کمدیای دربارهٔ سازمانی است که جاهطلبیاش از توان اجراییاش جلوتر میدود.
« فضای غریب آن، هنگامی که با رفتار کاملاً جدی شخصیتها همراه میشود، گاه به طنزی مؤثر و بهیادماندنی میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب در عین حال محدودیت میآفریند. هرگاه سریال به هجو نزدیک میشود، گویی میخواهد هم از تیزی انتقاد بهره ببرد و هم از پیامدهای آن فاصله بگیرد. نتیجه، لحظاتی است که ایدهٔ انتقادیشان روشنتر از ضربهٔ کمدی آنهاست. واقعیت بیرونی نیز گاه چنان نامعقول به نظر میرسد که ساختن اغراق تازه دشوار میشود؛ در چنین وضعی، هجو بهجای آنکه جهان را از نو تفسیر کند، صرفاً بازتابی کمرنگ از آن میشود.
با وجود این، سریال در بهترین لحظههایش بهجای تکیه بر کنایههای مستقیم، از ساختارهای اداری، رقابتهای درونسازمانی و فاصلهٔ میان دستور و امکان برای خلق طنز استفاده میکند. این رویکرد ظریفتر است، اما همواره به یک اندازه تیز و منسجم نمیماند. عاطفهای که از دل آشفتگی بیرون میآید یکی از جنبههای دلپذیر «نیروی فضایی» این است که شخصیتهایش را صرفاً ابزار تولید شوخی نمیبیند.
پشت خشکی نایرد و غرابت مالوری، آدمهایی قرار دارند که باید با پیامدهای تصمیمهایشان و با فاصلهای که کار میان آنها و عزیزانشان میاندازد، روبهرو شوند. روایت هر از گاه از شلوغی سازمان فاصله میگیرد تا به روابط شخصی و دشواریهای عاطفی سرک بکشد. این لحظهها همیشه به یک اندازه طبیعی یا پرورده نیستند؛ گاه تغییر لحن ناگهانی است و گاه احساسات زودتر از آنکه بهدرستی زمینهسازی شوند، وارد صحنه میشوند.
اما همین تلاش برای افزودن بُعد انسانی، سریال را از مجموعهای از شوخیهای پراکنده متمایز میکند. پیوندهای میان شخصیتها بهتدریج اهمیت پیدا میکنند و تماشاگر میتواند از میان ناکامیها و سوءتفاهمها، نشانههایی از اعتماد و دلبستگی ببیند. این مسیر برای اثری که قرار است کمدی باشد، دو لبه دارد: عاطفه به شخصیتها وزن میدهد، اما اگر بیش از اندازه جای شوخی را بگیرد، ریتم کمدی را کند میکند.
« این انتخاب در عین حال محدودیت میآفریند. »
قوتها و کاستیها
«نیروی فضایی» همیشه تعادل این دو را پیدا نمیکند، ولی در لحظههایی که عاطفه از دل کنش شخصیتها بیرون میآید، نه به شکل پیامی تحمیلی، نتیجه صمیمانه است. بازی کارل در این بخشها بهویژه سودمند است؛ او میتواند پشت اقتدار ظاهری نایرد، نوعی تردید و تنهایی را آشکار کند. ریتم فصل و ناهمواریهای روایت فصل نخست، مانند بسیاری از کمدیهای گروهی، بخشی از زمان خود را صرف معرفی جهان و تنظیم رابطهٔ میان شخصیتها میکند.
آغاز سریال ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه آشنا یا معمولی به نظر برسد؛ اما با جاافتادن فضای کاری و روشنترشدن تفاوت میان نایرد و مالوری، اثر آرامآرام نیروی بیشتری پیدا میکند. بعضی قسمتها موفق میشوند کمدی موقعیت، شخصیتپردازی و ایدهٔ علمیتخیلی را در یک مسیر واحد جمع کنند.
در این لحظهها، سریال نه صرفاً به نامهای مشهور بازیگران متکی است و نه برای خنداندن، از منطق درونی شخصیتها بیرون میزند. بااینحال، انسجام فصل یکنواخت نیست. بعضی خردهروایتها و شخصیتها بیش از آنکه در بافت اصلی جا بیفتند، همچون شاخههایی جداگانه به نظر میرسند. ریتم نیز بهویژه در بخشهای پایانی فصل نخست افت میکند: قصه گاهی بهجای آنکه پیامد طبیعی انتخابهای شخصیتها باشد، با چرخشهایی پیش میرود که برای حفظ حرکت داستان طراحی شدهاند.
در نتیجه، لحظههایی که باید تنش یا خنده را به اوج برسانند، همیشه از انباشت قبلی نیرو نمیگیرند. این ناهمواری بهمعنای بیجاذبهبودن کامل روایت نیست؛ بیشتر نشان میدهد که ایده و گروه بازیگران از ساختار داستانی منسجمتری برخوردارند و گاه از آن پیشی میگیرند. جمعبندی «نیروی فضایی» کمدیای است با جهان جذاب، بازیگران خوشانتخاب و لحنی که در بهترین لحظههایش از کنار هم نشاندن جدیت اداری و موقعیتهای نامعقول طنزی خشک و خوشساخت پدید میآورد.
« بعضی قسمتها موفق میشوند کمدی موقعیت، شخصیتپردازی و ایدهٔ علمیتخیلی را در یک مسیر واحد جمع کنند. »
جمعبندی
رابطهٔ نایرد و مالوری ستون اصلی اثر است و حضور مالکوویچ و کارل به بسیاری از صحنهها انرژی میبخشد؛ در کنار آن، رشتهای از احساسات و روابط انسانی کمک میکند شخصیتها فراتر از نقشهای طنزآمیزشان دیده شوند. در مقابل، شوخیها همیشه به هدف نمیرسند، بخشهایی از کمدی معمولی و کماثر میمانند و روایت، بهخصوص در ادامهٔ فصل نخست، از افت ریتم و نوسان کیفیت آسیب میبیند.
تماشای این سریال برای کسی که انتظار کمدیای بیوقفه و پرخنده دارد، ممکن است تجربهای ناهموار باشد؛ اما اگر طنز خشک، فضای سازمانیِ آشفته و بازیهای شخصیتمحور برایش جذاب است، «نیروی فضایی» لحظههای سرگرمکننده و گاه صمیمان



ثبت دیدگاه