نقد و بررسی
نقد گاوچرانهای فضا (Space Cowboys) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت رؤیایی که به تعویق افتاد «Space Cowboys» با ایدهای بنا میشود که همزمان خندهآور و اندوهناک است: چهار خلبان آزمونگر جسور، در جوانی از رؤیای سفر فضایی کنار گذاشته شدهاند و دههها بعد، هنگامی که مأموریتی دشوار پیش میآید، بار دیگر به یاد میآورند چه چیزی را از دست دادهاند.
فرانک کورین، هاوک هاوکینز، جری اونیل و تنک سالیوان زمانی عضوی از برنامهای آزمایشی در نیروی هوایی بودند؛ اما با تأسیس ناسا و تغییر مسیر برنامه، آیندهای که برای خود تصور میکردند ناگهان بسته شد. سالها بعد، نیاز به دانشی قدیمی آنها را دوباره به میدان میآورد و فرانک میپذیرد کمک کند، به شرط آنکه دوستانش نیز همراه او باشند.
فیلم به این ترتیب ماجراجویی فضایی را با داستانی درباره دوستی، غرور و فرصتهای ازدسترفته درمیآمیزد. از همان آغاز روشن است که قرار نیست با روایتی کاملاً واقعگرا روبهرو باشیم. فیلم بیشتر از آنکه بخواهد احتمال چنین مأموریتی را موشکافی کند، از فرض نامتعارف خود برای ساختن موقعیتهای کمدی و برانگیختن حس نوستالژی بهره میگیرد.
نیروی اصلی قصه در این پرسش نهفته است که چه میشود اگر کسانی که سالها پیش از آینده کنار گذاشته شدند، دوباره فرصتی برای اثبات خود پیدا کنند؟ پاسخ فیلم، بیش از آنکه بر رقابت با نسل جوان تکیه کند، متوجه نیاز قهرمانان به بازپسگرفتن شأن و هویت خویش است. دوستی، موتور اصلی فیلم عنوان فیلم بهخوبی لحن آن را معرفی میکند: ترکیبی از سرسختی کابویوار و خیالپردازی فضایی.
« فیلم به این ترتیب ماجراجویی فضایی را با داستانی درباره دوستی، غرور و فرصتهای ازدسترفته درمیآمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما آنچه «Space Cowboys» را بیش از مأموریتش زنده نگه میدارد، رابطه میان چهار مردی است که هرکدام سالهای طولانی را با خاطرهای مشترک و دلخوریهایی حلنشده پشت سر گذاشتهاند. وقتی دوباره کنار هم قرار میگیرند، فیلم بهسرعت از نمایش سازوکارهای مأموریت فاصله میگیرد و به تماشای تفاوتهایشان علاقهمند میشود: رقابت، کنایهگویی، خودنمایی و نوعی صمیمیت که لازم نیست با اعترافهای عاطفی آشکار بیان شود.
این جمعشدن دوباره، جذابیتی دارد که از خود پیرنگ فراتر میرود. دوستان قدیمی میتوانند سالها از هم دور باشند، اما با چند شوخی و نگاه آشنا دوباره به همان گروه سابق تبدیل شوند. فیلم این حس را با گرمی و بیتکلفی منتقل میکند؛ گویی مأموریت فضایی بهانهای است برای بازگرداندن مردانی که هنوز حرفهای ناتمامی با یکدیگر دارند.
شوخیها همیشه غافلگیرکننده نیستند، اما اغلب از شخصیتها و سابقه رابطهشان برمیآیند و همین به آنها حالوهوایی صمیمانه میدهد. بازیگرانی که به ایده جان میدهند بازیگران اصلی، مهمترین سرمایه فیلماند. کلینت ایستوود در نقش فرانک حضوری مقتصد و محکم دارد؛ او لازم نیست برای نشاندادن اقتدار شخصیتش صدایش را بالا ببرد یا احساساتش را شرح دهد.
تامی لی جونز در نقش هاوک، انرژی رقابتی و سرکشی را وارد گروه میکند و در برابر خویشتنداری فرانک، قطبی مناسب میسازد. دونالد ساترلند با بازی سبکتر و شوخطبعانهترش، به جمع نیرویی رها و بازیگوش میدهد؛ جیمز گارنر نیز با آرامشی انسانی، تعادل این ترکیب را حفظ میکند. حضور این چهار بازیگر چنان خوشنشسته است که گاه تماشای واکنشهای متقابلشان از دنبالکردن خود مأموریت سرگرمکنندهتر میشود.
« این جمعشدن دوباره، جذابیتی دارد که از خود پیرنگ فراتر میرود. »
شخصیتها و اجرا
این هماهنگی صرفاً حاصل حضور چند چهره شناختهشده نیست. هر بازیگر به فیلم رنگی متفاوت میدهد و در عین حال اجازه نمیدهد شخصیتها کاملاً از هم جدا شوند؛ میانشان نوعی تاریخ مشترک احساس میشود، حتی وقتی روایت فرصت چندانی برای کاوش عمیق در گذشته هرکدام فراهم نمیکند. نتیجه، گروهی است که بیننده میتواند بهسادگی حضور در کنارشان را بپذیرد.
البته فیلم گاهی بر جذابیت بازیگران تکیه بیش از اندازه میکند و از پرداخت دقیقتر شخصیتها میگذرد، اما همین کاریزما در بخشهایی که فیلمنامه کمرمق میشود، نقش مهمی در حفظ کشش دارد. لحن میان کمدی و ماجراجویی «Space Cowboys» میخواهد هم فیلمی سرگرمکننده درباره رفقای قدیمی باشد و هم ماجرایی پرتنش درباره مأموریتی فضایی.
این دو لحن همیشه بهنرمی در یکدیگر حل نمیشوند. بخشهایی که بر آمادگی گروه، تفاوت نسلها و برخورد با نهادهای رسمی تمرکز دارند، به کمدی موقعیت نزدیکترند و از حضور بازیگران اصلی بهره میبرند. در این لحظات، فیلم از تضاد میان تجربه مردان سالخورده و انتظارات محیطی که دیگر برای آنان ساخته نشده، طنز میآفریند؛ بیآنکه صرفاً آنان را دستمایه تمسخر قرار دهد.
با نزدیکشدن به مأموریت، وزن روایت به سوی تعلیق و فناوری میرود. تغییر لحن بهخودیخود تصمیم نادرستی نیست، اما فیلم در ایجاد پیوندی یکدست میان شوخیهای رفاقتی و خطرهای فضایی موفقیت کامل ندارد. گاه به نظر میرسد قصه از صمیمیت گروهی جدا میشود تا اطلاعاتی درباره مسئله پیشآمده عرضه کند؛ سپس دوباره به شوخی و معاشرت بازمیگردد.
« این هماهنگی صرفاً حاصل حضور چند چهره شناختهشده نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین رفتوآمد، ریتم را نامنظم میکند و باعث میشود بعضی بخشها بیش از آنچه نیاز دارند طول بکشند. فضایی که همیشه هیجانانگیز نیست عنوان و موقعیت داستان انتظار یک ماجراجویی پرتحرک فضایی را ایجاد میکنند، اما فیلم در همه لحظات از این ظرفیت بهخوبی استفاده نمیکند. بخشهای مربوط به آمادهسازی و رابطه میان اعضای گروه اغلب جذابتر از قسمتهایی هستند که به خود مأموریت و جزئیات فنی آن میپردازند.
هرگاه روایت بر شخصیتها، شوخیها و تنشهای میانفردی تکیه میکند، جان میگیرد؛ اما وقتی باید خطر را از راه توضیح و گفتوگو پیش ببرد، کشش آن کاهش مییابد. مسئله فقط کندی نیست؛ گاهی روشن نیست کدام بخش از مأموریت باید از نظر احساسی یا دراماتیک مرکز توجه باشد. خطرهای بیرونی، مسئلههای فنی و رقابتهای شخصی در کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه همیشه در یک مسیر منسجم جمع شوند.
در نتیجه، بخشی از تعلیق بالقوه به جای آنکه از دل تصمیمهای دشوار شخصیتها بجوشد، به اطلاعاتی وابسته میشود که فیلم عرضه میکند. این ضعف، فیلم را از اثری کاملاً گیرا دور میکند، هرچند حضور بازیگران همچنان مانع از فروپاشی جذابیت آن میشود. مضمون زمان، غرور و فرصت دوباره در زیر لایه سرگرمکننده فیلم، موضوعی جدیتر جریان دارد: گذر زمان و دشواری کنارآمدن با این حقیقت که جهان بدون توجه به رؤیاهای ما پیش میرود.
قهرمانان فیلم تنها برای رسیدن به فضا تلاش نمیکنند؛ آنان میخواهند نشان دهند که هنوز توانایی، دانش و جسارتشان ارزشمند است. سن در اینجا هم منبع شوخی است و هم واقعیتی که نمیتوان نادیدهاش گرفت. بدنها تغییر کردهاند، جایگاه اجتماعی دگرگون شده و جهان فناوری با شتاب از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است؛ با این حال، شخصیتها نمیخواهند خود را صرفاً به خاطرهای از دوران جوانی محدود کنند.
« همین رفتوآمد، ریتم را نامنظم میکند و باعث میشود بعضی بخشها بیش از آنچه نیاز دارند طول بکشند. »
قوتها و کاستیها
فیلم از این مضمون با صراحت و پیچیدگی چندان زیادی بهره نمیگیرد، اما حضورش محسوس است. رؤیای فضانوردی برای این مردان چیزی فراتر از یک شغل ازدسترفته بوده: نشانهای از آنچه میتوانستند باشند. بازگشتشان به مأموریت، تلاشی است برای آشتیکردن با گذشته و بازپسگرفتن حق انتخاب. این وجه انسانی، داستان را از یک کمدی ساده درباره چند مرد سالخورده فراتر میبرد، هرچند فیلم گاهی به جای پرداخت کامل آن، به گرمای جمعی و جذابیت نوستالژیک گروه اکتفا میکند.
جمعبندی «Space Cowboys» فیلمی است که بیش از هر چیز با حضور چهار بازیگر اصلی و حس رفاقتی میان آنها در خاطر میماند. ایده نامتعارفش بهانهای دلنشین برای بازگشت دوستان قدیمی و رویارویی دوبارهشان با رؤیایی بهتعویقافتاده فراهم میکند. طنز آرام، بازیهای خوشهماهنگ و نگاه انسانی به غرور و گذر زمان، نقاط قوت آناند؛ در مقابل، روایت در بخشهایی انسجام و شتاب خود را از دست میدهد و قسمتهای فضایی گاه کشدار و کماثر به نظر میرسند.
این اثر را بهتر است نه به چشم یک ماجرای فضایی نفسگیر، بلکه بهعنوان فیلمی رفاقتی با چاشنی خیالپردازی تماشا کرد. اگر جذابیت شخصیتها و تماشای گروهی از بازیگران باتجربه در کنار هم برای بیننده کافی باشد، فیلم تجربهای گرم و سرگرمکننده فراهم میکند؛ اما اگر انتظار هیجانی پیوسته و قصهای کاملاً منسجم داشته باشد، احتمالاً از فاصله میان ایده جذاب و اجرای ناهموار آن آگاه خواهد شد.
« فیلم از این مضمون با صراحت و پیچیدگی چندان زیادی بهره نمیگیرد، اما حضورش محسوس است. »
ثبت دیدگاه