نقد و بررسی
نقد آواز جنوب (Song of the South) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفر در دل تاریخ و طبیعت «Song of the South» یا «Đất Rừng Phương Nam»، ساختهٔ Nguyễn Quang Dũng، ماجرای آن، پسری دوازدهساله، را در ویتنامِ دههٔ ۱۹۴۰ دنبال میکند؛ سرزمینی که پایان خشونتبار استعمار فرانسه و درگیری نیروهای گوناگون، زندگی روزمره را زیر سایهٔ ناامنی برده است. آن برای یافتن پدرِ دورافتادهاش راهی سفری دشوار میشود و در گذر از مسیر، با آدمهایی روبهرو میگردد که هر یک، به شکلی، راهنمای موقت یا همسفر او هستند.
این خط داستانی، هم ماجرایی خانوادگی است و هم فرصتی برای گشودن دریچهای به تاریخ و جغرافیای جنوب ویتنام. فیلم از همان ابتدا بر پیوند میان سفر شخصی آن و آشوب بزرگتر زمانه تکیه میکند. قهرمان نوجوان در پی پاسخی عاطفی و خصوصی است، اما راهی که میپیماید از جامعهای میگذرد که زخم استعمار، خشونت و بیثباتی در آن حضور دارد.
این همنشینی، ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد: جستوجوی پدر میتواند به جستوجوی ریشه، تعلق و تصویری روشنتر از خانه تبدیل شود. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این دو سطح را به یکدیگر گره بزند؛ گاهی تاریخ پسزمینهای پرهیاهو باقی میماند و گاهی ماجراهای فردی، چنان پیش میآیند که پیوندشان با زمینهٔ تاریخی کمرنگ میشود.
اقتباس و معماری روایت اثر بر پایهٔ رمانی کلاسیک از Đoàn Giỏi ساخته شده و خصلت دنبالهدار ماجراهای آن در ساختار فیلم نیز احساس میشود. هر ایستگاه، آشنایی تازهای با آدمها و موقعیتهای متفاوت فراهم میآورد و به داستان امکان میدهد چهرههای گوناگون جامعه را وارد قاب کند. این شکل اپیزودیک، از یک سو با ماهیت سفر سازگار است: مسیر آن یک خط مستقیم و ساده نیست، بلکه مجموعهای از برخوردها، خطرها و دلبستگیهای گذراست.
« این خط داستانی، هم ماجرایی خانوادگی است و هم فرصتی برای گشودن دریچهای به تاریخ و جغرافیای جنوب ویتنام. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از سوی دیگر، همین پراکندگی مانع شکلگیری روایتی فشرده و پیوسته میشود؛ گویی فیلم بارها داستان خود را از نو آغاز میکند، بیآنکه همیشه مجال دهد تجربهٔ پیشین بهتمامی در شخصیتها تهنشین شود. نتیجه، روایتی است که بیش از آنکه با پیچیدگی طرح یا غافلگیریهای تازه پیش برود، از جاذبهٔ خود سفر نیرو میگیرد.
مقصد عاطفی روشن است، اما مسیر رسیدن به آن بارها از الگوهای آشنای ملودرام بهره میبرد: جدایی، خطر، یاری غریبهها و آزمونهایی که قهرمان را پختهتر میکنند. این عناصر بهخودیخود نادرست نیستند؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد آنها را از قالب مألوف بیرون ببرد. برای تماشاگر آشنا با درامهای سفرمحور، بسیاری از گرهها زودتر از آنچه باید قابل حدس میشوند و بار عاطفی صحنهها گاه جای ظرافت روایی را میگیرد.
آن؛ مرکز عاطفی فیلم حضور آن مهمترین تکیهگاه فیلم است. دشواریهای سفر زمانی معنا پیدا میکنند که تماشاگر بتواند همزمان با او از جهان اطرافش سر درآورد و تغییر نگاهش را دنبال کند. فیلم او را صرفاً مسافری کوچک در میانهٔ آشوب نمیبیند؛ کنجکاوی، نیاز به امنیت و اشتیاقش برای یافتن پدر، به ماجراها وجهی انسانی میبخشد.
اجرای Huỳnh Hạo Khang نیز در حفظ این مرکزیت مؤثر است: او میتواند آسیبپذیری و سماجت شخصیت را کنار هم نگه دارد و از تبدیل آن به قهرمانی بینقص جلوگیری کند. بااینهمه، فیلم در پرداخت برخی همراهان آن به همان اندازه موفق نیست. شخصیتهای تازه یکی پس از دیگری وارد میشوند و هرکدام رنگی به سفر میافزایند، اما فرصت محدود برای شکلگیری رابطههای عمیق، گاه آنها را به کارکردی روایی تقلیل میدهد: یک نفر راه را نشان میدهد، دیگری خطر را مجسم میکند و سومی لحظهای از طنز یا آرامش میسازد.
« این عناصر بهخودیخود نادرست نیستند؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد آنها را از قالب مألوف بیرون ببرد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، دلبستگی آن به برخی از این آدمها بیش از آنکه از رشد تدریجی رابطه برآید، به اقتضای موقعیت وابسته میماند. این شتاب در معرفی و کنارگذاشتن چهرهها، اندکی از سنگینی عاطفی سفر میکاهد. ویتنامِ جنوبی بهمثابه فضا یکی از دلنشینترین دستاوردهای فیلم، شکلدادن به فضایی محسوس از جنوب ویتنام است.
طبیعت این سرزمین صرفاً پسزمینهای زیبا برای تعقیبوگریزها نیست؛ رودها، پوشش گیاهی و پهنههای روستایی، حس پهناوری و دشواری سفر را تقویت میکنند. دوربین با تأکید بر مناظر، به تماشاگر یادآوری میکند که آن در خلأ حرکت نمیکند: زمین و آب هم مسیر او را تعیین میکنند و هم نوعی پناه و تهدید را توأمان در خود دارند.
چشماندازها به فیلم هویتی دیداری میدهند که از فضای بستهٔ بسیاری از درامهای تاریخی فاصله میگیرد. این زیبایی گاهی به سوی تصویرپردازی آرمانی متمایل میشود. منظرهها آنقدر چشمنواز و منظماند که خشونت تاریخیِ حاضر در قصه ممکن است برای لحظههایی از ذهن دور شود. این تضاد میتواند ثمربخش باشد: طبیعت پابرجاست، درحالیکه انسانها درگیر نزاع و بیپناهیاند.
اما فیلم همواره از این شکاف معنای تازهای بیرون نمیکشد و بعضی نماها بیشتر نقش تزئینی پیدا میکنند. جلوههای رایانهای، بهویژه در برخی جزئیات طبیعی، نیز به یکدستی تصویر لطمه میزنند؛ هرجا که مصنوعیبودن آنها جلب توجه میکند، خیال تماشاگر از جهان فیلم بیرون میآید. خشونت، طنز و نوسان لحن «Song of the South» میخواهد در آنِ واحد درامی تاریخی، ماجرایی خانوادگی و فیلمی سرگرمکننده باشد.
« این شتاب در معرفی و کنارگذاشتن چهرهها، اندکی از سنگینی عاطفی سفر میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب، به لحظاتی از سبکی و طنز اجازه میدهد تا تلخی فضای جنگزده یکنواخت نشود؛ همراهان آن گاه با رفتارها و شوخیهایشان به سفر رنگی سرزنده میبخشند. چنین لحظههایی میتوانند شخصیتها را از حالت نمادهای تاریخی بیرون بیاورند و زندگی روزمره را، حتی در دل بحران، به تصویر بکشند. اما تعادل میان این لحنها همیشه برقرار نیست.
بعضی شوخیها به موقعیتهایی نزدیک میشوند که اثر عاطفی صحنههای خشن پیرامونشان را کمرنگ میکنند. هنگامی که فیلم از اندوه و خطر به کمدی اغراقآمیز میچرخد، گذار گاه ناگهانی است و تماشاگر فرصت نمییابد این دو وجه را در تجربهای واحد جمع کند. مسئله صرفاً وجود طنز در کنار تراژدی نیست؛ مسئله آن است که پیوند میان این دو به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشود.
فیلم در بهترین لحظات، خنده و اندوه را به دو واکنش انسانی در برابر آشوب بدل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، آنها را همچون دو لحن ناسازگار کنار هم میگذارد. ریتم و کشش عاطفی سفر آن، بهسبب برخوردهای پیاپی، امکان تنوع و کشش دارد؛ هر مرحله میتواند خطر تازهای بسازد یا بخشی از جهان تاریخی فیلم را آشکار کند.
بااینحال، طولانیشدن بعضی ماجراها باعث میشود ریتم در میانهٔ مسیر افت کند. فیلم گاهی بیش از اندازه بر جابهجایی، دیدارهای تازه و تعلیقهای مشابه تکیه میکند، بیآنکه هر رخداد بهروشنی رابطهٔ آن با هدف اصلی سفر را دگرگون سازد. در چنین بخشهایی، تماشاگر درمییابد که داستان در حرکت است، اما ضرورت این حرکت را به همان قوت احساس نمیکند.
« اما تعادل میان این لحنها همیشه برقرار نیست. »
قوتها و کاستیها
این کندی بهخصوص از آن رو محسوس است که مسیر روایی، با وجود شمار فراوان شخصیتها و حادثهها، بار عاطفی نسبتاً آشنایی دارد. وقتی نتیجهٔ برخی آزمونها از پیش قابل انتظار باشد، طولانیکردن آنها بهجای افزایش تنش، ممکن است حس تکرار بسازد. تدوین و فشردهسازی بیشتر میتوانستند به فیلم کمک کنند تا میان ایستگاههای سفر، پیوندی محکمتر برقرار کند و به لحظات مهم فرصت درخشش بدهد.
بااینحال، هرگاه داستان دوباره به رابطهٔ آن با پدر و نیاز او به تعلق بازمیگردد، نیروی عاطفی فیلم جان میگیرد. جمعبندی «Song of the South» فیلمی است با قلبی روشن و روایتی نابرابر. سفر آن، مخاطب را به تماشای چشماندازهای جنوب ویتنام و بازتابی از گذشتهٔ پرتنش این سرزمین دعوت میکند؛ قهرمان نوجوان و بازیِ صمیمانهٔ Huỳnh Hạo Khang نیز به این سفر نیرویی انسانی میبخشند.
فیلم در خلق فضای تاریخی و ترکیب ماجراجویی با احساس، لحظات مؤثری دارد، اما ساختار اپیزودیک، شخصیتهای کمپرداخته، ملودرامهای آشنا و نوسان لحن مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستان به یک تجربهٔ منسجم تبدیل شوند. حاصل، اثری دیدنی و گاه تأثیرگذار است که بیش از تازگی روایت، با جاذبهٔ سفر، زیبایی فضا و اشتیاق صادقانهٔ قهرمانش در خاطر میماند.
« بااینحال، هرگاه داستان دوباره به رابطهٔ آن با پدر و نیاز او به تعلق بازمیگردد، نیروی عاطفی فیلم جان میگیرد. »



ثبت دیدگاه