نقد و بررسی
نقد Song of the Sea | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که از سوگ سر برمیآورد «Song of the Sea» در ظاهر ماجرایی افسانهای دربارهٔ سفر دو کودک و پیوندشان با جهان پریان است؛ اما نیروی اصلی فیلم از پرسشی عاطفیتر میآید: خانواده پس از فقدان چگونه به زندگی ادامه میدهد، بیآنکه خاطرهٔ عزیز ازدسترفته را انکار کند؟ فیلم از همان آغاز، اندوه را نه حادثهای گذرا، بلکه حضوری خاموش در خانه و رابطههای میان اعضای خانواده میسازد.
بن، سیرشا و پدرشان هر یک به شیوهای متفاوت با جای خالی مادر روبهرو هستند و همین تفاوت، ماجراجویی جادویی را به روایتی دربارهٔ سوگ و نزدیکی دوباره بدل میکند. تامی مور و فیلمنامهٔ ویل کالینز این مضامین را با اسطورههای سلتی درهم میآمیزند، اما افسانهها صرفاً زینت جهان فیلم نیستند.
آنها زبان نمادینی میشوند برای حرفزدن از چیزهایی که شخصیتها نمیتوانند بهآسانی بر زبان بیاورند: غم، خشم، دلبستگی و ترس از دستدادن. در نتیجه، سفر بن و سیرشا هم مسیری بیرونی در دل جهانی شگفت است و هم حرکتی آرام به سوی فهمیدن یکدیگر. رابطهٔ خواهر و برادر؛ از رنجش تا همدلی بن در آغاز، برادر بزرگتری است که رنجش و دلخوریاش نسبت به سیرشا را پنهان نمیکند.
احساس او از بدجنسی ساده نمیآید؛ بیشتر حاصل سردرگمی کودکی است که نمیداند با غیبت مادر و تغییرهای خانه چه کند. این نکته به رابطهٔ خواهر و برادر عمق میدهد: فیلم نه بن را بهسرعت محکوم میکند و نه او را بیتقصیر جلوه میدهد. رفتار او میتواند آزاردهنده باشد، اما داستان ریشهٔ آن را در اندوهی حلنشده نشان میدهد.
« فیلم از همان آغاز، اندوه را نه حادثهای گذرا، بلکه حضوری خاموش در خانه و رابطههای میان اعضای خانواده میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سیرشا نیز با سکوت و لطافتش شخصیتی صرفاً مرموز یا نمادین باقی نمیماند. حضور او، حتی زمانی که کلامی در کار نیست، در صحنهها وزن عاطفی دارد؛ نگاهها، واکنشها و پیوندش با صدا و دریا جای گفتوگو را میگیرند. سفر مشترک آن دو، فرصتی است تا بن از تصویری که در ذهنش از خواهرش ساخته فاصله بگیرد.
فیلم این دگرگونی را با موعظه یا اعترافهای طولانی پیش نمیبرد؛ بیشتر از راه کنشهای کوچک، خطرهای مشترک و لحظههایی از مراقبت و اعتماد پیش میبرد. اندوه و دشواریِ بیان احساسات یکی از هوشمندانهترین ایدههای فیلم، پیوند میان احساسات سرکوبشده و جهان اسطورهای آن است. در اینجا خیالپردازی از زندگی عاطفی جدا نیست؛ شکل دیدنی و شنیدنیِ آن است.
آدمها و موجودات افسانهای در جهانی زندگی میکنند که اندوه میتواند همهچیز را دگرگون کند و سکوت، به معنای نبودن احساس نیست. چنین رویکردی به فیلم امکان میدهد دربارهٔ موضوعی دشوار برای مخاطب خردسال سخن بگوید، بیآنکه آن را به درسی ساده دربارهٔ غمگساری تقلیل دهد. پدر خانواده نیز در سکوت و فاصلهگرفتنش تصویری از اندوه بزرگسالانه ارائه میکند.
او درد را آشکارا توضیح نمیدهد؛ رفتار و حضورش نشان میدهد که فقدان چگونه میتواند توان ارتباط برقرارکردن را کاهش دهد. در برابرش، بن با خشم و واکنشهای کودکانهاش همان درد را به شکلی دیگر بروز میدهد. فیلم با قرار دادن این دو شکل از سوگ کنار هم، از تقابل سادهٔ «بزرگسالِ خاموش» و «کودکِ ناسپاس» دور میشود و خانوادهای را ترسیم میکند که اعضایش هنوز راه گفتوگو با یکدیگر را پیدا نکردهاند.
« سیرشا نیز با سکوت و لطافتش شخصیتی صرفاً مرموز یا نمادین باقی نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
تصویرپردازی؛ قصهای با خط و رنگ از برجستهترین ویژگیهای «Song of the Sea» زبان بصری آن است. طراحیها به زیبایی صیقلی و واقعنمای انیمیشنهای رایج تکیه نمیکنند؛ خطها، شکلهای تخت و ترکیببندیهای آزاد، جهانی میسازند که گویی از کتابی مصور یا نقاشیای قدیمی بیرون آمده است. دریا، جزیره، خانهها و موجودات افسانهای هر یک هویتی دیداری دارند، اما در کنار هم از یک منطق شاعرانه پیروی میکنند.
فیلم بهجای آنکه جهان اسطوره را با جزئیات طبیعیگرایانه بازسازی کند، آن را به صورت مجموعهای از نقشها و نشانههای زنده پیش چشم میآورد. این سبک فقط جلوهای زیبا نیست؛ با حالوهوای داستان کار میکند. خطوط نرم و حرکتهای موجدار، آرامش و رازآلودگی دریا را منتقل میکنند، درحالیکه دگرگونی رنگ و قاببندی میتواند حس اضطراب یا تنهایی را برجسته کند.
سادگی ظاهری طراحی گاه به تصاویر امکان میدهد به نشانههای عاطفی بدل شوند: منظره فقط پسزمینهٔ ماجرا نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ درونی شخصیتهاست. حاصل، فیلمی است که تصاویرش پس از پایان روایت نیز در ذهن میمانند. موسیقی و صدایی که جای کلام را میگیرد موسیقی در این اثر نقش حاشیهای ندارد؛ یکی از عناصر سازندهٔ جهان و روایت است.
همراهی موسیقی برونو کولِه با گروه کیلا، رنگی آمیخته از نغمههای محلی و فضای افسانهای به فیلم میبخشد. صداها گاهی همچون پلی میان جهان روزمره و قلمرو پریان عمل میکنند و گاهی بار احساسی صحنه را بیآنکه آن را توضیح دهند، کامل میسازند. این اهمیت بهویژه در پیوند میان صدا، سکوت و هویت سیرشا آشکار میشود.
« تصویرپردازی؛ قصهای با خط و رنگ از برجستهترین ویژگیهای «Song of the Sea» زبان بصری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه سکوت او را خلأیی برای پرکردن بداند، از آن برای شکلدادن به انتظار و توجه استفاده میکند. تماشاگر ناچار میشود به صداهای محیط، موسیقی و واکنشهای دیگران گوش بسپارد. به همین دلیل، عنوان فیلم نیز تنها اشارهای شاعرانه به دریا نیست؛ آواز در منطق اثر نیرویی ارتباطی دارد، راهی برای رساندن احساس و برقراری پیوند.
اسطوره، جغرافیا و حافظهٔ فرهنگی افسانههای سلتی در فیلم با جهان معاصر همنشین میشوند؛ جادویی کهن در دل مکانهای آشنا و زندگی روزمره حضور دارد. این همنشینی به اثر کیفیتی ویژه میدهد: اسطوره نه گذشتهای دور و بیارتباط، بلکه لایهای پنهان از اکنون به نظر میرسد. روایت از این راه، خیالپردازی را به حافظهٔ فرهنگی پیوند میزند و نشان میدهد قصههای کهن چگونه میتوانند برای فهم تجربههای تازه به کار آیند.
بااینحال، فیلم همیشه توضیح نمیدهد که هر موجود یا روایت افسانهای دقیقاً چه جایگاهی دارد. این انتخاب به رازآلودگی جهان کمک میکند، اما ممکن است برای برخی مخاطبان نیز سردرگمی بیاورد؛ بهویژه اگر انتظار داشته باشند قواعد اسطورهای پیش از هر رویداد بهروشنی شرح داده شود. «Song of the Sea» بیشتر به حسِ حضور در قصه اهمیت میدهد تا آموزش منظمِ تاریخ و ساختار افسانهها.
برای تماشاگر پذیرای این رویکرد، همین ابهام بخشی از جذابیت فیلم است. ریتم و محدودیتهای روایی آرامش و مکث در بخشهایی از فیلم با کیفیت رؤیایی آن سازگار است، اما همیشه به سود روایت تمام نمیشود. بعضی لحظات چنان در فضای شاعرانه و تماشای جهان میمانند که حرکت داستان کند به نظر میرسد.
« فیلم بهجای آنکه سکوت او را خلأیی برای پرکردن بداند، از آن برای شکلدادن به انتظار و توجه استفاده میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در صحنههایی که باید کشش ماجراجویانه را بالا ببرد، گاه بیشتر به حسوحال تکیه میکند تا پیشرفت دراماتیک. این انتخاب برای مخاطبی که از انیمیشن پرحادثه انتظار ریتم تند دارد، ممکن است فاصلهای ایجاد کند. همچنین تعدادی از شخصیتهای فرعی، با وجود جذابیت و طراحی بهیادماندنی، فرصت کافی برای گسترش نمییابند.
حضورشان جهان فیلم را غنی میکند، اما برخی از آنها بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، حاملان یک ایده یا مرحلهای از سفر به نظر میرسند. پایانبندی نیز در قیاس با تأمل و مکثی که فیلم پیشتر به احساسات اختصاص میدهد، شتاب بیشتری دارد؛ چند گره در زمانی کوتاه سامان میگیرند و ممکن است تماشاگر فرصت کافی برای درنگ در پیامدهای عاطفی رویدادها نداشته باشد.
جمعبندی «Song of the Sea» اثری است که زیبایی بصری را از احساساتش جدا نمیکند. طراحی دستساز، موسیقی خیالانگیز و پیوند افسانه با زندگی خانوادگی، جهانی میآفرینند که در آن سوگ و امید هر دو حضور دارند. مهمتر از ماجرای جادویی، مسیر بن و سیرشا از رنجش و ناآگاهی به سوی همدلی است؛ مسیری که با ظرافت و بیشتابِ کامل روایت میشود.
کندی بخشهایی از ریتم، پرداخت محدود بعضی شخصیتهای فرعی و شتاب نسبی پایان مانع از آن نیست که فیلم تأثیری ماندگار بگذارد. این اثر برای تماشاگرانی که به انیمیشن شاعرانه، قصههای اسطورهای و روایتهای خانوادگیِ آمیخته با اندوه علاقه دارند، تجربهای گرم و تأملبرانگیز است؛ فیلمی که پس از تماشایش، نه فقط تصاویر دریا و پریان، بلکه حسِ شنیدهشدنِ اندوه و امکان بازگشت به پیوندهای ازدسترفته در خاطر میماند.
« فیلم در صحنههایی که باید کشش ماجراجویانه را بالا ببرد، گاه بیشتر به حسوحال تکیه میکند تا پیشرفت دراماتیک. »
ثبت دیدگاه