نقد و بررسی
نقد پسر پولدار (Son of a Rich) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک تنبیه طبقاتی «Son of a Rich» یا «Kholop» ساختهٔ Klim Shipenko، کمدی روسیای است که نیروی محرک خود را از جابهجایی ناگهانی جایگاه اجتماعی میگیرد. گریگوری، فرزند خانوادهای ثروتمند، چنان به مصونیت از پیامدها خو گرفته که قانون را مانعی برای دیگران میبیند، نه قاعدهای برای خودش.
هنگامی که رفتار بیپروا و قانونگریزانهاش به نقطهای خطرناک میرسد، پدرش با کمک روانشناسی نامتعارف، طرحی elaborate و نمایشی را برای بازپروری او به راه میاندازد: گریگوری در روستایی بازسازیشده از روزگار رعیتداری بیدار میشود و گمان میکند همهچیز را از دست داده است. این پیشفرض از همان ابتدا وعدهٔ کمدی موقعیت میدهد، اما فیلم به شوخی با نازپروردگی قهرمان بسنده نمیکند.
«Kholop» میکوشد فاصلهٔ میان قدرت اقتصادی و مسئولیت اخلاقی را به تجربهای ملموس تبدیل کند: کسی که همیشه فرمان داده، ناگهان باید کار کند، فرمان ببرد و با پیامدهای رفتار خود روبهرو شود. جذابیت اثر در همین تبدیل یک ایدهٔ انتزاعی به مجموعهای از موقعیتهای روشن و تماشایی است. بازی با خیال سفر در زمان فیلم آگاهانه میان دو برداشت از رویدادها رفتوآمد میکند: تجربهای که برای گریگوری واقعی به نظر میرسد و صحنهآراییای که تماشاگر از پشت آن را میبیند.
« این پیشفرض از همان ابتدا وعدهٔ کمدی موقعیت میدهد، اما فیلم به شوخی با نازپروردگی قهرمان بسنده نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله، منبع اصلی طنز است. روستا، مناسبات ارباب و رعیت، لباسها و آداب روزمره، هم جهانی مستقل میسازند و هم بخشی از یک نمایش دقیقاند. حاصل، فضایی است که هم حالوهوای تاریخی دارد و هم به کمدی معاصر نزدیک میماند. با این حال، فیلم در نسبت میان واقعیت و نمایش، پرسشهای چندان دشواری طرح نمیکند.
روستای ساختگی عمدتاً ابزاری برای قرار دادن قهرمان در شرایطی نامأنوس است، نه زمینهای برای واکاوی عمیق تاریخ یا خودِ سازوکار نمایش. همین انتخاب به اثر کمک میکند که از سنگینی درام فاصله بگیرد و سرگرمکننده بماند؛ اما در عوض، ایدهٔ مرکزی گاه بیش از آنکه گسترش یابد، کارکرد روایی پیدا میکند.
قهرمانی که باید از نو یاد بگیرد مسیر گریگوری بر تقابل میان امتیاز موروثی و تجربهٔ زیسته بنا شده است. در زندگی پیشین، پول و نفوذ پدرش مانع مواجههٔ او با نتایج کارهایش میشوند. در جهان تازه، موقعیت اجتماعیاش نه تضمینکنندهٔ آسایش، بلکه سرچشمهٔ تحقیر و دشواری است. کار جسمانی، وابستگی به دیگران و ناتوانی در کنترل محیط، او را وادار میکند از جایگاه همیشگیاش فاصله بگیرد.
« روستا، مناسبات ارباب و رعیت، لباسها و آداب روزمره، هم جهانی مستقل میسازند و هم بخشی از یک نمایش دقیقاند. »
شخصیتها و اجرا
بازی Miloš Biković به این تغییر نیرویی دیداری و پرتحرک میبخشد. او گریگوری را صرفاً به جوانی متکبر و مضحک تقلیل نمیدهد؛ انرژی نقش از برخورد میان خودبزرگبینی او و درماندگیاش در موقعیتهای تازه پدید میآید. واکنشهای بدنی، غرور زخمخورده و تلاش برای حفظ ظاهر، شخصیت را در بخشهای کمدی زنده نگه میدارند.
با این همه، دگرگونی اخلاقی او گاهی سریعتر از آن پیش میرود که تجربههای فیلم بهتنهایی توجیهش کنند. تماشاگر میتواند جهت تحول را بپذیرد، اما نه همیشه سرعت آن را. طنز: میان موقعیت و پیشبینیپذیری بخش بزرگی از شوخیها از برخورد دو جهان میآید: ذهنیت یک وارث امروزی با نظم سخت و سلسلهمراتبی روستایی که برایش ساختهاند.
هر بار که گریگوری میکوشد با منطق زندگی پیشینش مسئلهای را حل کند، فاصلهٔ او با محیط تازه آشکار میشود. این موقعیتها به فیلم ریتمی سرزنده میدهند و اجازه میدهند قصه، با وجود تکرار برخی الگوها، پیوسته حرکت کند. اما فیلم همیشه به ظرافتی یکسان نمیرسد. بعضی شوخیها بر تضادهای آشکار و واکنشهای قابل حدس تکیه دارند و پیش از آنکه لحظهٔ طنز مجال غافلگیری پیدا کند، نتیجه روشن میشود.
« بازی Miloš Biković به این تغییر نیرویی دیداری و پرتحرک میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین لحظاتی از توان بالقوهٔ ایده میکاهند؛ زیرا موقعیتهایی که میتوانستند پیچیدهتر یا هوشمندانهتر باشند، به خندهای فوری و ساده ختم میشوند. با وجود این، شور اجرایی بازیگران و تغییر پیدرپی موقعیتها، مانع از آن میشود که کمدی بهکلی یکنواخت شود. جهان تاریخی و طراحی صحنه روستای بازسازیشده بیش از آنکه بازنمایی دقیق یک دورهٔ تاریخی باشد، صحنهای نمایشی برای آزمودن قهرمان است.
همین رویکرد با منطق کلی فیلم تناسب دارد: محیط باید آنقدر قانعکننده باشد که گریگوری در آن گرفتار شود و آنقدر انعطافپذیر بماند که موقعیتهای کمدی را ممکن کند. لباسها، فضای روستا و مناسبات روزمره به این جهان هویت بصری میدهند و آن را از یک مجموعهٔ بینشان جدا میکنند. در عین حال، فیلم علاقهٔ چندانی به سنجش تاریخی یا اجتماعی این نظام نشان نمیدهد.
رعیتداری بیش از آنکه موضوعی مستقل باشد، وسیلهای برای معکوسکردن امتیازهای قهرمان است. از این رو، اثر بیشتر دربارهٔ برخورد فردی ممتاز با محرومیت است تا دربارهٔ ساختار تاریخیای که آن محرومیت را پدید میآورد. این محدودیت را میتوان انتخابی در خدمت کمدی دانست، هرچند دامنهٔ معنایی فیلم را نیز کوچکتر میکند.
« با وجود این، شور اجرایی بازیگران و تغییر پیدرپی موقعیتها، مانع از آن میشود که کمدی بهکلی یکنواخت شود. »
قوتها و کاستیها
روابط انسانی و بار عاطفی رابطههای گریگوری با کسانی که در روستا میبیند، امکان میدهند تحول او فقط به تحمل سختی محدود نماند. او بهتدریج با آدمهایی روبهرو میشود که نمیتوان آنها را با پول یا دستور به حاشیه راند. اهمیت این برخوردها در آن است که تغییر شخصیت باید از مواجهه با دیگران شکل بگیرد، نه صرفاً از ترس مجازات یا آسایش ازدسترفته.
فیلم در این زمینه میان کمدی و ملودرام حرکت میکند. لحظات عاطفی به قصه گرما میبخشند، اما گاهی به همان اندازه که برای شخصیتپردازی لازماند، در خدمت سرعت داستان نیز قرار میگیرند. بعضی رابطهها فرصت کافی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکنند و به نشانههایی از «زندگی بهتر» یا «خودِ واقعی» قهرمان بدل میشوند.
بااینحال، حضور آنها مانع میشود که بازپروری گریگوری صرفاً مجموعهای از تنبیههای خندهآور باشد. محدودیتهای ایده و لحن «Kholop» در هستهٔ خود از الگویی آشنا بهره میگیرد: فردی برخوردار از امتیاز، در موقعیتی ساختگی از جایگاهش پایین کشیده میشود تا قدر دیگران را بفهمد. این الگو ظرفیت سرگرمکنندگی دارد، اما تازگی بنیادینی به فیلم نمیبخشد.
« او بهتدریج با آدمهایی روبهرو میشود که نمیتوان آنها را با پول یا دستور به حاشیه راند. »
جمعبندی
اثر نیز چندان نمیکوشد آن را به نقدی تند از ثروت، قدرت یا سازوکار اصلاح انسان تبدیل کند. پدر قهرمان، با وجود تصمیم افراطیاش، بیشتر در جایگاه پدرِ ناامید باقی میماند تا نمایندهٔ مسئلهای اخلاقی و پیچیدهتر. از سوی دیگر، لحن فیلم عمدتاً بر سبکبالی و حرکت سریع استوار است. این انتخاب برای مخاطبی که کمدی پرحادثه میخواهد مناسب است، اما لحظاتی را که میتوانستند پرسشهای عمیقتری دربارهٔ اجبار، اختیار و دستکاری روانی مطرح کنند، زود پشت سر میگذارد.
فیلم ترجیح میدهد از ایدهٔ خود برای ساختن سرگرمی استفاده کند، نه برای به چالشکشیدن تماشاگر. جمعبندی «Son of a Rich» کمدیای پرانرژی و خوشریتم است که ایدهٔ جابهجایی طبقاتی را به موتور اصلی روایت بدل میکند. بازی پرتحرک Miloš Biković، فضای روستاییِ ساختهشده و تقابل جهان مدرن با مناسبات تاریخی، لحظات سرگرمکنندهای میآفرینند.
در مقابل، آشنایی الگوی داستانی، شوخیهای گاه قابلپیشبینی و شتاب در تحول قهرمان، از عمق و تازگی آن میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پیچیدگی روانشناختی یا نقد اجتماعی آن باشد، در تواناییاش برای تبدیل یک خیال ساده به کمدیای تماشایی است. اثر شاید تصویر تازهای از دگرگونی انسان ارائه نکند، اما با موقعیتهای سرزنده و قهرمانی که ناچار میشود زندگی را از سوی دیگر ببیند، تجربهای سرگرمکننده و گاه تأملبرانگیز فراهم میآورد.
« اثر نیز چندان نمیکوشد آن را به نقدی تند از ثروت، قدرت یا سازوکار اصلاح انسان تبدیل کند. »



ثبت دیدگاه