نقد و بررسی
نقد تکتیرانداز: مأموریت سرکش (Sniper: Rogue Mission) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تغییر مسیر در جهان «تکتیرانداز» «Sniper: Rogue Mission» ساختهٔ الیور تامپسون، نهمین فیلم از مجموعهای است که بخش بزرگی از هویتش را بر تیراندازان زبده، عملیات نظامی و قهرمانان کمحرف بنا کرده است. این قسمت میکوشد بهجای تکرار بیوقفهٔ همان الگوی آشنای اکشن، با افزودن طنز و تمرکز بر گروهی ناهمگون، ضرباهنگی تازه پیدا کند.
حاصل، اثری است که گاه از قالبهای فرسودهٔ مجموعه فاصله میگیرد و گاه زیر بار همان قراردادهای آشنا خم میشود: سرگرمکننده، اما ناپایدار؛ پرتحرک، اما نهچندان عمیق. داستان حول براندون بکت میچرخد؛ تکتیرانداز سازمان اطلاعات مرکزی که درمییابد مأموری فدرال با شبکهای از قاچاق انسان ارتباط دارد.
او بهجای پذیرفتن محدودیتهای سلسلهمراتبی، با مأمور امنیت داخلی، زيرو، و آدمکشی مشهور به بانوی مرگ همراه میشود تا فساد را افشا کند و شبکهٔ جنایتکار را از میان بردارد. فیلم در همین چارچوب آشنای «قهرمان در برابر دستگاه فاسد» حرکت میکند و از همان آغاز روشن میسازد که وفاداری اخلاقی به قانون، گاه با اطاعت اداری در تضاد قرار میگیرد.
روایت و مسئلهٔ فساد فیلمنامه برای پیشبرد ماجرا به سازوکاری ساده و قابلفهم تکیه دارد: شواهدی از فساد آشکار میشود، قهرمانان برای پیگیری آن از مسیر رسمی بیرون میروند و شبکهای بزرگتر را کشف میکنند. این سادگی به فیلم امکان میدهد بیدرنگ وارد تعقیب، تحقیق و درگیری شود؛ اما به همان اندازه، فرصت پرداخت پیچیدهتر موضوع را محدود میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیچوخمهای روایت غالباً پیش از آنکه غافلگیرکننده شوند، قابل حدساند و افشاگریها بیش از آنکه لایهای تازه به ماجرا بیفزایند، مسیر ازپیشتعیینشدهٔ آن را تأیید میکنند. موضوع قاچاق انسان ظرفیت دراماتیک و اخلاقی سنگینی دارد. فیلم با انتخاب آن، خود را در برابر پرسشی دشوار قرار میدهد: چگونه میتوان از جنایتی واقعی و هولناک، تعلیق سینمایی ساخت بیآنکه رنج قربانیان به ابزاری برای تحریک تماشاگر بدل شود؟
اثر پاسخ کاملاً سنجیدهای برای این پرسش پیدا نمیکند. گاهی وزن جدی موضوع در پسِ شتاب قصه و شوخیهای سبک گم میشود؛ در نتیجه، ماجرا میان تریلری دربارهٔ سوءاستفادهٔ سازمانیافته و اکشنی خوشگذران معلق میماند. براندون بکت و قهرمانی که باید انتخاب کند براندون بکت در مرکز فیلم، قهرمانی آشنا برای این نوع روایت است: ماهر، وظیفهشناس و آمادهٔ سرپیچی هنگامی که تشکیلات از عدالت فاصله میگیرد.
چاد مایکل کالینز نقش را با جدیتی متناسب با پیشینهٔ شخصیت پیش میبرد، اما فیلم کمتر میکوشد از این جدیت به کاوش روانشناختی برسد. مسئلهٔ اصلی او ــ انتخاب میان فرمانبری و وجدان ــ روشن است، ولی پیامدهای درونی این انتخاب چندان بسط نمییابند. بااینحال، این سادگی لزوماً مانع سرگرمی نیست.
بکت نقش لنگر روایی را دارد: شخصیتی که میان آشوب گروه، شوخیها و خشونت، مسیر داستان را قابلدنبالکردن نگه میدارد. کاستی آنجاست که فیلم گاه بهجای ساختن کشمکش اخلاقی از موقعیت او، صرفاً از سرپیچیاش بهعنوان مجوزی برای حرکت سریع به سوی صحنهٔ بعدی استفاده میکند. گروه ناهمگون و نیروی طنز یکی از انتخابهای شاخص فیلم، سپردن بخش مهمی از جذابیت به تعامل بکت، زيرو و بانوی مرگ است.
« موضوع قاچاق انسان ظرفیت دراماتیک و اخلاقی سنگینی دارد. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت خلقوخو و شیوهٔ عمل آنان، امکان برخوردهای کمیک و لحظههایی سبکتر را فراهم میآورد. زيرو میتواند با حضور پرتحرکتر خود فضای خشک مأموریتی را بشکند و بانوی مرگ، با خونسردی و توانایی مرگبارش، تضادی سرگرمکننده با شوخیهای اطرافیان بسازد. این گروه نامتجانس در بهترین لحظههایش حس رفاقتی بیتکلف ایجاد میکند و فیلم را از یکنواختی درمیآورد.
اما همین رویکرد همواره موفق نیست. طنز گاه از شخصیتها و موقعیتهایشان برمیخیزد و به روایت جان میدهد؛ گاه نیز چنان سبک و کماثر است که از بیرون بر صحنه تحمیل میشود. مشکل بهویژه هنگامی برجسته میشود که شوخی با جدیت موضوع قاچاق انسان درهم میآمیزد. فاصلهٔ میان خطر واقعی ماجرا و لحن شوخ برخی لحظهها نه به تضادی هدفمند، بلکه به ناهماهنگی میانجامد.
فیلم میخواهد هم تلخی موضوع را حفظ کند و هم تماشاگر را با شوخیهای اکشن سرگرم سازد، اما میان این دو قطب تعادل پایداری برقرار نمیکند. اکشن، تعلیق و ضرباهنگ «مأموریت سرکش» مجموعهای از تعقیبها، درگیریهای مسلحانه و موقعیتهای جاسوسی را بهکار میگیرد تا ریتم خود را زنده نگه دارد.
تنوع موقعیتها باعث میشود فیلم برای مدتی طولانی در گفتوگو و توضیح متوقف نماند؛ هرچند طراحی اکشن همیشه به اندازهٔ ایدههایش قانعکننده نیست. صحنهها گاهی فاقد آن دقت، وزن و وضوحیاند که از داستانی دربارهٔ تکتیراندازان انتظار میرود. در نتیجه، مهارت شخصیتها بیشتر بهصورت ادعا یا نشانهای روایی دیده میشود تا تجربهای سینمایی که تماشاگر را درگیر کند.
« تفاوت خلقوخو و شیوهٔ عمل آنان، امکان برخوردهای کمیک و لحظههایی سبکتر را فراهم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق جاسوسی نیز در سطحی قابلقبول اما کمعمق باقی میماند. فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و تلاش میکند خطر را مرحلهبهمرحله افزایش دهد، ولی چون مسیر کلی داستان چندان غافلگیرکننده نیست، کشش بیشتر از حرکت پیوستهٔ روایت میآید تا از ابهام یا پیچیدگی واقعی. ریتم تند به اثر کمک میکند از مکثهای خستهکننده دور بماند، اما نمیتواند جایگزین تعلیقی شود که از شخصیتپردازی و گرهافکنی محکم سرچشمه میگیرد.
تولید کمهزینه و جهان تصویری محدودیتهای تولید در ظاهر و اجرای فیلم محسوساند. برخی فضاها و صحنهها حس جهانهایی کوچک و کمدامنه را منتقل میکنند؛ این ویژگی بهخودیخود برای یک اکشن کمهزینه الزاماً نقص نیست، اما فیلم باید با قاببندی، طراحی صحنه و میزانسن هدفمند آن را جبران کند.
در اینجا، کیفیت اجرایی همیشه چنین پشتوانهای فراهم نمیآورد. بعضی لحظههای اکشن آنقدر کمرمق یا شتابزدهاند که دشوار میتوان خطر موجود در موقعیت را باور کرد. با وجود این، فیلم گاهی از همین محدودیتها برای ساختن فضایی بیتکلف سود میبرد. اثر ادعای شکوه پرهزینه ندارد و بهجای آن میکوشد با شخصیتهای قابلتشخیص و جابهجایی سریع میان موقعیتها تماشاگر را نگه دارد.
این رویکرد در صحنههایی که گروه در کنار هم قرار میگیرد بهتر جواب میدهد تا در لحظههایی که فیلم میخواهد مقیاس بزرگ یک عملیات جنایی را القا کند. جایگاه فیلم در مجموعه تغییر لحن «Sniper: Rogue Mission» در قیاس با فضای جدیتر بسیاری از قسمتهای مجموعه، هم امتیاز آن است و هم سرچشمهٔ بخشی از ضعفهایش.
« تعلیق جاسوسی نیز در سطحی قابلقبول اما کمعمق باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
فیلم با پذیرفتن لحنی شوختر، از تکرار مکانیکی برخی قراردادهای مجموعه فاصله میگیرد و به شخصیتهای فرعی مجال بیشتری میدهد. این تغییر برای مخاطبی که به دنبال اکشنی سبک و بیتکلف است، تازگی دارد؛ اما برای تماشاگرانی که انتظار تریلری نظامی و جدی دارند، ممکن است پراکندگی لحن ناامیدکننده باشد.
همچنین اثر بیش از آنکه جهان مجموعه را دگرگون کند، از چهرهها و رابطههای آشنای آن برای ساختن یک مأموریت تازه بهره میگیرد. نقطهٔ قوتش در همین همراهی گروهی است، نه در نوآوری داستانی یا بازتعریف شخصیت بکت. بنابراین بهتر است آن را نه بهعنوان نقطهٔ عطفی در مجموعه، بلکه بهعنوان تجربهای متفاوت در همان چارچوب محدود دید.
جمعبندی «Sniper: Rogue Mission» اکشنی کمهزینه و ناهموار است که با تغییر لحن، گروهی سرگرمکننده و ریتمی نسبتاً پرتحرک میکوشد از فرمول آشنای مجموعه فاصله بگیرد. لحظههایی از همراهی بکت، زيرو و بانوی مرگ جذاباند و فیلم در بهترین حالتش با ترکیب تعلیق جاسوسی و طنز سبک، سرگرمی بیادعایی فراهم میکند.
در سوی دیگر، روایت قابلپیشبینی، شخصیتپردازی محدود، اجرای نهچندان قانعکنندهٔ اکشن و شوخیهایی که با سنگینی موضوع اصلی جور درنمیآیند، مانع انسجام اثر میشوند. این فیلم برای تماشاگرانی که از اکشنهای مستقیم و شخصیتمحور لذت میبرند، میتواند گذرانوقت قابلقبولی باشد؛ اما کسانی که در پی تریلری دقیق، پرتعلیق و حساس به بار اخلاقی موضوع قاچاق انسان هستند، احتمالاً با اثری کمعمقتر از ظرفیت بالقوهٔ ایده روبهرو خواهند شد.
« نقطهٔ قوتش در همین همراهی گروهی است، نه در نوآوری داستانی یا بازتعریف شخصیت بکت. »



ثبت دیدگاه