نقد و بررسی
نقد Smiles of a Summer Night | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک کمدی عاشقانه در جامهٔ برگمان «Smiles of a Summer Night» ساختهٔ ۱۹۵۵، از آن آثاری است که یکسره از تصویر آشنای Ingmar Bergman فاصله نمیگیرد، اما آن را با نوری دیگر میتاباند. اینجا خبری از فضای سراسر تیره و پرسشهای سنگین دربارهٔ ایمان نیست؛ بااینهمه، زیر سطح سبک و بازیگوش فیلم، همان دغدغههای برگمانی دربارهٔ تنهایی، میل، غرور و ناتوانی آدمی در شناخت خویش جریان دارد.
فیلم به جای آنکه این پرسشها را در قالب تراژدی عرضه کند، آنها را به کمدیای پرپیچوخم میسپارد؛ کمدیای که خندهاش گاه از شرمساری شخصیتها برمیخیزد و گاه از فاصلهای که میان ادعاهایشان و حقیقت درونیشان وجود دارد. شبکهای از دلبستگیها و سوءتفاهمها داستان، در سوئدِ آغاز قرن بیستم میگذرد و چند زوج را در مدار خواستها و ناکامیهای عاطفیشان قرار میدهد.
فردریک اگهرمان، وکیلی میانسال، با آنِ جوان ازدواج کرده، اما زندگی مشترکشان هنوز به صمیمیتی که انتظار میرود نرسیده است. هنریک، پسر فردریک، نیز در کشاکشی عاطفی گرفتار است؛ در سوی دیگر، دزیره، بازیگر و عشق پیشین فردریک، با حضور دوبارهاش تعادل این روابط را برهم میزند. گردهمایی در خانهای ییلاقی، این کشمکشها را به صحنهای مشترک میآورد و زمینه را برای جابهجایی عاطفی و تغییر مناسبات فراهم میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مهارت فیلمنامه در آن است که این روابط را همچون خطوطی جدا از هم پیش نمیبرد. هر میل پنهان، هر حسادت و هر سوءتفاهم، بر مسیر دیگری اثر میگذارد و بهتدریج شبکهای میسازد که تماشاگر میتواند همزمان آن را دنبال کند و از ظرافت پیوندهایش لذت ببرد. این ساختارِ حلقهوار، بهجای آنکه صرفاً وسیلهای برای غافلگیری باشد، صورت روایی مناسبی برای جهانی است که در آن هیچکس کاملاً بر احساسات خود فرمان نمیراند.
بااینحال، بعضی تصادفها و موقعیتهای نمایشی فیلم گاه به چشم میآیند و ممکن است انسجام طبیعی روابط را اندکی کمرنگ کنند. عشق، میل و فاصلهٔ میان گفتار و کردار یکی از موضوعهای محوری فیلم، شکاف میان تصویری است که آدمها از خود عرضه میکنند و رفتار واقعیشان است. فردریک میخواهد مردی مسلط و باتجربه به نظر برسد، اما در موقعیتهای عاطفی بیش از آنچه میپذیرد آسیبپذیر است.
دیگران نیز در پناه شوخی، نزاکت اجتماعی یا نقشهای تثبیتشده، میل و رنج خود را پنهان میکنند. برگمان از این فاصله برای ساختن طنز بهره میگیرد: آدمها با جدیت دربارهٔ عشق و شأن خود سخن میگویند، اما رویدادها پیوسته نشان میدهند که قلبشان تابع استدلالها و نقشههایشان نیست. فیلم در اینباره داوری اخلاقی سادهای صادر نمیکند.
« مهارت فیلمنامه در آن است که این روابط را همچون خطوطی جدا از هم پیش نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
روابطش ممکن است از بیرون سبک، پرتحرک و حتی سرخوشانه به نظر برسند، اما عاطفه در آنها بازی بیهزینهای نیست. پشت شوخیها، حسرتِ فرصتهای ازدسترفته و ترس از تنهایی حضور دارد. همین رگهٔ تلخ است که کمدی را از هزل صرف جدا میکند: شخصیتها مضحک میشوند، اما به همین دلیل از انسانبودنشان نمیافتند.
بازیگران و دقت در لحن گروه بازیگران، بهویژه در نقشهای اصلی، به فیلم نیرویی زنده میبخشد. Gunnar Björnstrand در نقش فردریک میان اعتمادبهنفس نمایشی و اضطراب پنهان رفتوآمد میکند؛ بازی او اجازه میدهد شخصیت هم خندهدار باشد و هم قابلهمدلی. Eva Dahlbeck در نقش دزیره، وقار و هوشیاری را با نوعی بازیگوشی ترکیب میکند و حضوری دارد که حتی در لحظههای سکوت نیز بر صحنه مسلط میماند.
Ulla Jacobsson و Harriet Andersson نیز به دو سوی متفاوتی از جوانی و میل جان میدهند، بیآنکه نقشهایشان به تیپهایی بیروح فروکاسته شود. ظرافت بازیها در کنترل لحن اهمیت ویژه دارد. فیلم میان شوخی، شهوت، اندوه و شرمندگی حرکت میکند و اگر بازیگران بیش از اندازه به اغراق رو میآوردند، این تعادل بهسادگی از دست میرفت.
« روابطش ممکن است از بیرون سبک، پرتحرک و حتی سرخوشانه به نظر برسند، اما عاطفه در آنها بازی بیهزینهای نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنان عموماً اجازه میدهند خنده از خود موقعیت برخیزد، نه از تأکید بیش از حد بر آن. البته همهٔ لحظهها به یک اندازه ظریف نیستند؛ برخی کنشهای کمیک تصنعیترند و لحنشان بیشتر به نمایش صحنهای نزدیک میشود تا به مشاهدهای طبیعی از رفتار آدمی. تابستان بهمثابه جهان خیال فضای تابستانی فیلم تنها پسزمینهای زیبا نیست؛ بخشی از منطق عاطفی اثر است.
خانهٔ ییلاقی، باغها، لباسهای دورهای و نور نرم، جهانی میسازند که در آن قواعد زندگی روزمره اندکی سست میشوند. شخصیتها از شهر و نقشهای معمولشان فاصله میگیرند و در فضایی قرار میگیرند که احساسات پنهان فرصت آشکارشدن پیدا میکنند. این جابهجایی، به فیلم حالوهوایی رؤیایی میدهد؛ گویی رخدادها نه در واقعیتی کاملاً سخت و قطعی، بلکه در فاصلهای میان خیال و تجربه روی میدهند.
فیلمبرداری Gunnar Fischer و طراحی دیداری اثر، این حالوهوا را تقویت میکنند. قابها بهجای آنکه صرفاً زیبایی محیط را نمایش دهند، از آن برای برجستهکردن فاصله و نزدیکی میان شخصیتها بهره میگیرند. فضای مجلل، در کنار رفتارهای گاه کودکانه و نامطمئن آنان، نوعی طنز بصری پدید میآورد: آدمها در محیطی باشکوه زندگی میکنند، اما در برابر دلمشغولیهای خود چندان باشکوه یا مسلط نیستند.
« آنان عموماً اجازه میدهند خنده از خود موقعیت برخیزد، نه از تأکید بیش از حد بر آن. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، زیبایی فیلم با موضوعش پیوند میخورد و به تزئینی جداگانه بدل نمیشود. ریتم، گفتوگو و محدودیتهای کمدی ریتم فیلم چابک است و با رفتوآمد میان شخصیتها و گرههای عاطفی، تماشاگر را درگیر نگه میدارد. لذت تماشای آن تا اندازهای از پیشبینیناپذیری مناسبات میآید: یک گفتوگوی ظاهراً بیاهمیت میتواند معنایی تازه به رابطهای بدهد و یک برخورد ساده، تعادل جمع را دگرگون کند.
بااینحال، فیلم همیشه به ظرافت تصویری و روایی خود وفادار نمیماند. توضیحات آغازین و برخی گفتوگوها گاهی بیش از اندازه صریح و طولانی میشوند؛ گویی فیلم به جای اعتماد به نگاه و رفتار شخصیتها، معنای موقعیت را برای تماشاگر توضیح میدهد. همچنین، بعضی لحظههای لوده یا تصادفی ممکن است برای مخاطبی که از برگمان انتظار کندوکاوی فلسفی و سنگین دارد، ناهموار جلوه کند.
«Smiles of a Summer Night» اثری کممایه نیست، اما عمق خود را با شیوهای متفاوت از فیلمهای جدیتر کارگردان بیان میکند. تأملش در تنهایی و میل، در دل سرگرمی و بازی نهفته است؛ بنابراین، کسی که فقط به دنبال بحرانهای متافیزیکی و پرسشهای صریح فلسفی باشد، ممکن است این وجه را کمرنگ ببیند.
« در نتیجه، زیبایی فیلم با موضوعش پیوند میخورد و به تزئینی جداگانه بدل نمیشود. »
جمعبندی
جمعبندی «Smiles of a Summer Night» کمدیای خوشساخت و سرزنده است که در ظاهر به بازیهای عاشقانه و جابهجایی دلها میپردازد، اما زیر این سطح، تصویر روشنی از خودفریبی، غرور و نیاز آدمی به مهر عرضه میکند. قدرت فیلم در ترکیببندی روابط، بازیهای سنجیده و ساختن فضایی تابستانی و اندکی رؤیایی است؛ ضعفش نیز در چند موقعیت تصنعی و گفتوگوهایی است که گاه بیش از حد توضیح میدهند.
حاصل، اثری است که سبکیاش را با سطحیبودن یکی نمیگیرد: فیلمی سرگرمکننده و دلنشین، اما آگاه از اندوهی که در پسِ بازی عشق پنهان است.
ثبت دیدگاه