نقد و بررسی
نقد Slender Man | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که از سایهها بیرون میآید «Slender Man» از افسانهای اینترنتی بهره میگیرد که نیروی اصلیاش نه در توضیحدادن، بلکه در ناشناختگی آن نهفته است: پیکری بلند و بیچهره که گویی در حاشیهٔ تصویرها، میان درختان یا پشت پنجرهای دوردست ایستاده است. فیلم با همین ظرفیت آغاز میشود؛ چهار دختر دبیرستانی در شهری کوچک در ماساچوست، برای آزمودن و ردکردن افسانه، دست به اجرای مراسمی رازآلود میزنند.
ناپدیدشدن یکی از آنها، بازی را به تجربهای هولناک بدل میکند و دوستانش را با این احتمال روبهرو میسازد که افسانه شاید بیش از آنچه تصور میکردند واقعی باشد. این طرح، در ظاهر، عناصر آشنای وحشت نوجوانانه را در کنار یک اسطورهٔ مدرن قرار میدهد: کنجکاوی گروهی، عبور از مرز ممنوعه، احساس گناه و ترسی که از راه تصاویر پراکنده و شایعات گسترش مییابد.
چنین زمینهای میتوانست به فیلم اجازه دهد دربارهٔ تأثیر قصههای اینترنتی بر ذهن نوجوانان نیز سخن بگوید؛ دربارهٔ اینکه چگونه یک تصویر یا افسانه، وقتی میان ترسهای شخصی و جمعی قرار میگیرد، به نیرویی واقعی در تجربهٔ آدمها بدل میشود. بااینحال، فیلم بیشتر به نشانههای این ایده بسنده میکند تا آنکه آن را به روایتی منسجم و پرمایه تبدیل کند.
فضاسازی؛ موفقیت در نیمهتاریک تصویر مهمترین دستاورد فیلم را باید در ساختن حالوهوایی ناآرام جستوجو کرد. محیطهای سرد، فضاهای کمنور و چشماندازهای خلوت، جهان داستان را از همان ابتدا مستعد اضطراب نشان میدهند. شهر کوچک فیلم نه پناهگاهی امن، بلکه مکانی است که سکوت و خلوتش میتواند هر شایعهای را بزرگتر کند.
« بااینحال، فیلم بیشتر به نشانههای این ایده بسنده میکند تا آنکه آن را به روایتی منسجم و پرمایه تبدیل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جنگل و فضاهای بیرون از شهر نیز کارکردی فراتر از پسزمینه دارند: مرزهایی مبهم میان زندگی روزمره و قلمرو ناشناختهاند. این انتخاب بصری در لحظاتی به سود فیلم عمل میکند. تماشاگر احساس میکند خطر ممکن است در جایی از قاب پنهان شده باشد؛ در گوشهای که نگاه نخست از آن میگذرد، یا در پسزمینهای که بهاندازهٔ کافی وضوح ندارد.
چنین فضاسازیای با ماهیت اسلندرمن تناسب دارد، زیرا این موجود بیش از آنکه از طریق حضور آشکار اثر بگذارد، با انتظارِ دیدن و ترس از ندیدن پیوند خورده است. بااینحال، فیلم گاه میان «ابهام» و «نامفهومبودن» مرز روشنی نمیگذارد. تاریکیِ تصویر در برخی صحنهها دیگر به ساخت تعلیق کمک نمیکند و به مانعی برای دنبالکردن رویدادها تبدیل میشود.
اسلندرمن؛ حضوری چشمگیر اما کماستفاده طراحی بصری اسلندرمن در بعضی صحنهها از ظرفیتهای اثر برای ایجاد تصویرهای ماندگار پرده برمیدارد. قامت نامتناسب، چهرهٔ تهی و حضور نابهجای او در محیطهای عادی، میتواند احساس بیگانگی و ناامنی ایجاد کند. این طراحی زمانی مؤثرتر است که فیلم از نمایش کامل و بیوقفهٔ موجود پرهیز میکند و اجازه میدهد ذهن تماشاگر فاصلههای خالی را با هراس خود پر کند.
گاهی یک حضور گذرا یا تصویری مبهم، از نمایش روشن و طولانی ترسناکتر است. اما اسلندرمن در مقام نیروی مرکزی داستان، به اندازهٔ ظاهرش پرورده نمیشود. فیلم از جذابیت اسطورهٔ او بهره میبرد، بیآنکه قواعد، معنای نمادین یا شیوهٔ اثرگذاریاش را به شکلی قانعکننده گسترش دهد. نتیجه آن است که تماشاگر ممکن است بیشتر مجذوب ایدهٔ بیرون از فیلم باشد تا موجودی که خود فیلم ساخته است.
« این انتخاب بصری در لحظاتی به سود فیلم عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
برای مخاطبی که با روایتهای اینترنتی اسلندرمن آشنایی دارد، این فاصله محسوستر میشود: افسانه در ذهن او گاه رازآمیزتر و ترسناکتر از تجسم سینماییاش باقی میماند. شخصیتها و روایت؛ ایدهای بزرگتر از داستان چهار دختر جوان، نقطهٔ ورود تماشاگر به ماجرا هستند، اما پرداخت شخصیتها بهاندازهای نیست که رابطهها و واکنشهایشان وزن عاطفی لازم را پیدا کند.
فیلم از آنها میخواهد با ترس، شک، فقدان و احساس مسئولیت روبهرو شوند؛ بااینحال، فرصت کافی برای شکلدادن به تفاوتهای فردی و پیوندهای میانشان فراهم نمیآورد. در نتیجه، گاه شخصیتها نه همچون آدمهایی با انگیزهها و زخمهای متمایز، بلکه همچون ابزارهایی برای پیشبردن موقعیتهای ترسناک به نظر میرسند.
این کمعمقی بر تعلیق نیز اثر میگذارد. ترس زمانی ماندگار میشود که تماشاگر برای سرنوشت شخصیتها اهمیت قائل باشد؛ وقتی خطر فقط یک تهدید بیرونی نباشد، بلکه چیزی باشد که رابطهها، اعتماد و تصور شخصیتها از واقعیت را دگرگون میکند. «Slender Man» نشانههایی از چنین مسیری دارد، اما کمتر به آنها مجال گسترش میدهد.
روایت بهجای آنکه تجربهٔ روانی دختران را در مرکز قرار دهد، اغلب از موقعیتی نگرانکننده به موقعیت بعدی حرکت میکند، بیآنکه پیوندی عمیق و روشن میان این رخدادها بسازد. ریتم و تدوین؛ تعلیقی که کش میآید فیلم در بخشهایی آهسته پیش میرود و این کندی همیشه به افزایش اضطراب نمیانجامد. در سینمای وحشت، مکث و تأخیر میتوانند تماشاگر را برای وقوع حادثه آماده کنند، اما هنگامی که شخصیتپردازی و تحول روایی همزمان پیش نروند، مکثها به کشآمدن تجربه بدل میشوند.
« Slender Man» نشانههایی از چنین مسیری دارد، اما کمتر به آنها مجال گسترش میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Slender Man» بارها فضای انتظار میسازد، اما همیشه پاداشی متناسب با آن انتظار ارائه نمیکند. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است بهجای گرفتارشدن در تعلیق، صرفاً منتظر بماند تا صحنه به پایان برسد. تدوین نیز گاه به این ناپایداری دامن میزند. جابهجایی میان تصاویر و رخدادها در بعضی لحظات چنان نامنسجم است که تشخیص اینکه چه اتفاقی افتاده یا شخصیتها چه چیزی را تجربه کردهاند، دشوار میشود.
ابهام میتواند از ابزارهای مؤثر وحشت روانشناختی باشد، اما نیازمند نظمی پنهان است؛ تماشاگر باید احساس کند معنایی وجود دارد که هنوز آن را کامل درنیافته است. هرگاه این احساس جای خود را به سردرگمی بدهد، تصویرها بهجای آنکه ذهن را درگیر کنند، فاصلهای میان مخاطب و داستان میسازند. موسیقی و صدا؛ پشتیبانی مؤثر از اضطراب موسیقی و طراحی صدا از عناصر موفقتر فیلماند.
صداهای کشیده، سکوتهای حسابشده و موسیقی ناآرام، در ساخت فضایی که هر لحظه ممکن است با تهدیدی ناگهانی گسسته شود، نقش مهمی دارند. حتی در صحنههایی که تصویر بهتنهایی اثر چندانی نمیگذارد، صدا میتواند توجه مخاطب را به خطر احتمالی جلب کند و حس کند چیزی در محیط درست نیست. این جنبه، بهویژه در فیلمی که از حضورهای مبهم و قابهای تاریک استفاده میکند، اهمیت دارد.
بااینهمه، موسیقی بهتنهایی نمیتواند جای خالی شخصیتپردازی یا انسجام روایی را پر کند. اگر ضرباهنگ صحنهها تکراری شود یا خطرها بهدرستی در متن داستان شکل نگیرند، موسیقی نیز بهتدریج کارکردی صرفاً تزئینی پیدا میکند. فیلم گاهی از صدا برای تشدید ناگهانی حس ترس بهره میگیرد، اما کمتر آن را به ابزاری برای کشف لایههای روانی شخصیتها یا گسترش مفهوم افسانه تبدیل میکند.
« Slender Man» بارها فضای انتظار میسازد، اما همیشه پاداشی متناسب با آن انتظار ارائه نمیکند. »
قوتها و کاستیها
حاصل، همراهی شنیداری مؤثر اما نه همیشه بهیادماندنی است. وحشت نوجوانانه و فرصت ازدسترفته یکی از پرسشهای جذاب فیلم، نسبت میان افسانهٔ اینترنتی و آسیبپذیری نوجوانان است. دختران داستان در مرحلهای از زندگیاند که میل به آزمودن مرزها، تعلق به گروه دوستان و ترس از طردشدن میتواند تصمیمهایشان را شکل دهد.
مراسم رازآلود آغاز ماجرا نیز میتوانست بهانهای برای پرداختن به این کشمکش باشد: اینکه چرا آدمها گاهی برای سرگرمی یا اثبات شجاعت، خطری را دستکم میگیرند و چگونه یک بازی جمعی میتواند به تجربهای جدی تبدیل شود. اما فیلم این امکان را بهطور کامل به کار نمیگیرد. افسانه بیش از آنکه در پیوند با فرهنگ آنلاین، شایعه و روان جمعی بررسی شود، به ماشینی برای تولید صحنههای تهدیدآمیز تبدیل میشود.
همین محدودماندن، فاصلهٔ میان ایدهٔ بالقوهٔ فیلم و دستاورد نهایی آن را آشکار میکند. اسلندرمن میتوانست نماد ترسهایی باشد که از راه تصویرها و روایتهای مشترک منتشر میشوند؛ فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، اما بهجای کاوش در آن، به مجموعهای از نشانههای آشنا و هراسهای پراکنده بازمیگردد.
جمعبندی «Slender Man» فیلمی است که در فضاسازی تیره، طراحی بعضی حضورهای بصری و بهرهگیری از موسیقی و صدا تواناییهایی نشان میدهد، اما این امتیازها نمیتوانند کاستیهای بنیادین روایت را پنهان کنند. شخصیتها بهاندازهای جان نمیگیرند که تماشاگر با سرنوشتشان درگیر شود؛ داستان از ظرفیت افسانهٔ مرکزی بهرهٔ کامل نمیبرد؛ و ریتم کند، همراه با تاریکی و تدوین نامنسجم، گاه تجربهٔ تماشا را دشوار میکند.
« حاصل، همراهی شنیداری مؤثر اما نه همیشه بهیادماندنی است. »
جمعبندی
فیلم برای لحظاتی به همان هراسی نزدیک میشود که از یک افسانهٔ اینترنتی انتظار میرود: ترسی خاموش، پنهان و وابسته به آنچه شاید در قاب دیده نشود. بااینحال، این لحظات در ساختاری پراکنده محصور میمانند. حاصل، اثری با ایدهای جذاب و چند تصویر مؤثر است که بیشتر حسِ فرصتی ازدسترفته را بر جای میگذارد تا وحشتی منسجم و ماندگار.
« بااینحال، این لحظات در ساختاری پراکنده محصور میمانند. »
ثبت دیدگاه