نقد و بررسی
نقد Sleeping with Other People | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی رمانتیک دربارهی مرزهای ناپایدار «Sleeping with Other People» ساختهی Leslye Headland در نگاه نخست از همان الگوی آشنای کمدی رمانتیک بهره میبرد: دو آدمی که از ابتدا میانشان جاذبهای روشن وجود دارد، میکوشند رابطهشان را در محدودهی دوستی نگه دارند. اما فیلم این الگو را به قلمرو آدمهایی میبرد که نه چندان منظماند، نه چندان قابلاعتماد و نه از تناقضهای خود بیخبر.
لینی و جیک هر دو در برقراری رابطهای پایدار مشکل دارند؛ یکی بارها به سوی پیوندی مخرب بازمیگردد و دیگری با شوخی و بیتعهدی، پیش از آنکه رابطهای جدی شکل بگیرد از آن میگریزد. برخورد دوبارهشان، پس از سالها، بهانهای میشود برای پرسشی ساده اما مؤثر: آیا صمیمیتی که از دوستی آغاز میشود میتواند دو آدم آسیبپذیر را از عادتهای فرسایندهشان بیرون بیاورد؟
فیلم نه مدعی کشف تازهای دربارهی عشق است و نه میکوشد قواعد ژانر را بهکلی زیرورو کند. جذابیتش بیشتر در کیفیت اجرای یک موقعیت آشناست: دو شخصیت که بهجای پنهانکردن کشش خود، آن را میشناسند و بااینحال برای مهار آن قرار میگذارند. همین فاصلهی میان دانستن و عملکردن، موتور کمدی و درام اثر را به حرکت درمیآورد.
لینی و جیک؛ دو شخصیت میان خواستن و گریختن لینی و جیک از آن قهرمانان بینقصی نیستند که خطاهایشان صرفاً برای ایجاد سوءتفاهمی گذرا به داستان اضافه شده باشد. رفتارهایشان گاهی خودخواهانه، نسنجیده و حتی آزاردهنده است؛ بااینهمه، فیلم آنها را به کاریکاتور آدمهای بیاخلاق تبدیل نمیکند.
« فیلم نه مدعی کشف تازهای دربارهی عشق است و نه میکوشد قواعد ژانر را بهکلی زیرورو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر دو تا اندازهای از الگوهای رفتاری خود آگاهاند، اما آگاهی بهتنهایی درمانشان نمیکند. همین فاصلهی دردناک میان شناختن مشکل و توانایی تغییر آن، به شخصیتها وجهی انسانی میبخشد. لینی در پیوندهای عاطفیاش با چیزی بیش از میل جسمانی روبهروست: نیاز به دیدهشدن، انتخابشدن و پذیرفتهشدن.
جیک نیز پشت زبان تند و شوخیهایش پناه میگیرد؛ شوخطبعی او هم وسیلهی معاشرت است و هم راهی برای دورماندن از جدیت و آسیبپذیری. فیلم این دو را در برابر یکدیگر قرار میدهد، اما نه به شکل دو نیمهی کامل که با یک نگاه همهچیز را حل کنند. آنها به هم نزدیک میشوند، چون میتوانند با یکدیگر بیپرده حرف بزنند؛ و همین نزدیکی، پنهانکاریهایشان را دشوارتر میکند.
دوستی افلاطونی بهمثابه آزمونی دشوار قرار لینی و جیک برای دوستانه و افلاطونی نگهداشتن رابطه، یکی از انتخابهای روایی مؤثر فیلم است. در بسیاری از کمدیهای رمانتیک، دوستی صرفاً ایستگاهی کوتاه در مسیر عاشقشدن به شمار میرود. اینجا اما دوستی، دستکم برای مدتی، خودِ موضوع داستان است: رابطهای که در آن دو شخصیت میتوانند دربارهی میل، شکست و روابط دیگرشان حرف بزنند، بیآنکه فوراً به یک زوج تبدیل شوند.
البته فیلم از همان ابتدا میداند که این پیمان شکننده است. کشش میان آن دو نه رازی پنهان، بلکه حضوری دائمی در مکالمهها و موقعیتهای مشترکشان است. به همین دلیل، تعلیق داستان کمتر به این پرسش وابسته است که «آیا عاشق هم میشوند؟» و بیشتر به این مربوط میشود که آیا میتوانند پیش از آنکه به دیگری آسیب بزنند، با خودشان صادق باشند.
« هر دو تا اندازهای از الگوهای رفتاری خود آگاهاند، اما آگاهی بهتنهایی درمانشان نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این جابهجایی کوچک، به آشنایی طرح نیروی تازهای میدهد. در عین حال، دوستی آنها گاهی بیش از حد کارکردی به نظر میرسد؛ گویی فیلم برای رساندن شخصیتها به لحظات عاطفی، از پیوندی بهره میگیرد که رشد آن همیشه با ظرافت کافی نمایش داده نمیشود. بااینحال، لحظاتی که گفتوگو از شوخی عبور میکند و به اعترافی صادقانه میرسد، نشان میدهد چرا این رابطه برای هر دو اهمیت پیدا میکند.
بازیها و شیمی میان دو بازیگر Alison Brie و Jason Sudeikis ستون اصلی فیلماند. Brie به لینی هم سرزندگی میدهد و هم شکنندگی؛ شخصیتش میتواند در یک لحظه طناز و بیپروا باشد و در لحظهی بعد، با آشکارشدن عادتهای آسیبزایش، به چهرهای نگرانکننده و غمگین بدل شود. بازی او باعث میشود لینی صرفاً مجموعهای از تصمیمهای بد نباشد؛ تماشاگر میتواند هم از رفتار او دلخور شود و هم نیاز عاطفی پشت آن رفتار را درک کند.
Sudeikis نیز برای جیک از جذابیت کلامی و شتاب ذهنی بهره میگیرد. او شوخیها را چنان روان ادا میکند که حتی وقتی جیک از مرز خودخواهی میگذرد، شخصیت بهکلی از دسترس همدلی خارج نمیشود. این ویژگی البته شمشیری دولبه است: کاریزمای بازیگر گاه رفتارهای نادرست جیک را آسانتر از آنچه باید میبخشد.
بااینهمه، هماهنگی دو بازیگر به فیلم انرژی میدهد. مکثها، کنایهها و واکنشهایشان به یکدیگر، رابطه را از سطح گفتوگویی نوشتهشده فراتر میبرد و به آن حس آشنایی میبخشد. بازیگران مکمل نیز به فضای جمعی اثر رنگ میزنند. حضور چهرههایی چون Adam Scott، Natasha Lyonne و Jason Mantzoukas، بهویژه در صحنههایی که جهان اجتماعی دو شخصیت را گسترش میدهند، مانع از آن میشود که فیلم تماماً در مدار دو قهرمان محصور بماند.
« این جابهجایی کوچک، به آشنایی طرح نیروی تازهای میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیهای تیز، صمیمیت و ریتم زبان فیلم پر از شوخیهای بیپرده و کنایههایی است که از موضوع رابطه و میل جنسی دوری نمیکنند. بخش مهمی از کمدی از تفاوت میان لحن سبک شخصیتها و جدیت مسئلههایی میآید که با آنها دستوپنجه نرم میکنند. آنها میتوانند دربارهی چیزی دردناک با شوخی حرف بزنند؛ نه چون درد از میان رفته، بلکه چون شوخی فعلاً راهی برای نزدیکشدن به آن فراهم میکند.
دیالوگها عموماً سرزندهاند و ریتم گفتوگوها کمک میکند فیلم از سنگینی موضوعاتش فاصله بگیرد، بیآنکه کاملاً آنها را بیاهمیت جلوه دهد. بعضی از بهترین لحظهها زمانی شکل میگیرند که شوخی، ناگهان جای خود را به صداقتی بیپیرایه میدهد. در چنین لحظاتی، فیلم نشان میدهد که صمیمیت فقط به معنای جذاببودن یا همصحبتی آسان نیست؛ گاهی یعنی شنیدن چیزی که ترجیح میدهی نشنوی و بااینحال کنار دیگری ماندن.
البته همهی شوخیها به یک اندازه موفق نیستند. گاه فیلم به رفتارهای هولزده و تصمیمهای نسنجیده تکیه میکند تا موقعیتی کمیک بسازد، اما نتیجه بیش از آنکه ظریف باشد، پرسروصدا از آب درمیآید. این نوسان در کیفیت کمدی، از یکدستی اثر میکاهد، هرچند معمولاً بهسرعت با صحنهای گرمتر یا دیالوگی هوشمندانه جبران میشود.
نگاه فیلم به میل و تعهد یکی از امتیازهای فیلم آن است که شخصیتهایش را تنها بهخاطر میل جنسی یا شکست در وفاداری محکوم نمیکند. مسئلهی اصلی، بهنظر میرسد خودِ میل نیست، بلکه شیوهای است که آدمها برای گریز از مسئولیت، صداقت یا ترس از صمیمیت به کار میگیرند. فیلم میان رابطهی آزاد، بیوفایی و ناتوانی از تعهد تمایزهایی میگذارد، هرچند همیشه آنها را با عمق یک درام روانشناختی نمیکاود.
« بخش مهمی از کمدی از تفاوت میان لحن سبک شخصیتها و جدیت مسئلههایی میآید که با آنها دستوپنجه نرم میکنند. »
قوتها و کاستیها
در جهان اثر، صراحت دربارهی خواستهها میتواند آغاز فهم باشد، اما کفایت نمیکند. لینی و جیک باید با پیامد رفتارهای خود نیز روبهرو شوند؛ وگرنه اعتراف به عادتهای نادرست به نوعی نمایشِ خودآگاهی بدل میشود، بیآنکه تغییری واقعی پدید آورد. فیلم گاهی این نکته را بهخوبی لمس میکند و گاهی از آن میگذرد تا دوباره به بازیگوشی و کشش رمانتیک بازگردد.
همین رفتوآمد میان صداقت عاطفی و سبکسری، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم منشأ نابرابری آن. فرم آشنا و لغزشهای روایی از نظر ساختار، «Sleeping with Other People» در قلمرو کمدی رمانتیک آشنا حرکت میکند. آشنایی دوباره، توافقی برای محدودکردن رابطه، شکلگیری صمیمیتی تازه و حضور روابط دیگر، همگی مصالحیاند که تماشاگر ژانر آنها را میشناسد.
فیلم بیشتر از آنکه با طرحی نامتعارف شگفتزده کند، میکوشد از طریق شخصیتپردازی و گفتوگوهای زنده، به این مصالح جان بدهد. این انتخاب تا حد زیادی جواب میدهد، اما در بخش پایانی، شتابزدگی و تکیه بر راهحلهای آشنای ژانر محسوس میشود. پایانبندی ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه ساده یا حسابشده جلوه کند؛ گویی پیچیدگیهایی که فیلم پیشتر دربارهی تعهد و تغییر مطرح کرده، ناگهان در قالبی آشناتر جمع میشوند.
این لغزش، لزوماً ارزش لحظات پیشین را از میان نمیبرد، اما از نیروی نهایی اثر میکاهد. همچنین برخی موقعیتهای مبتنی بر رفتارهای نسنجیده، اگر اندکی کمتر اغراقآمیز بودند، شاید با صداقت عاطفی فیلم هماهنگی بیشتری پیدا میکردند. جمعبندی «Sleeping with Other People» کمدی رمانتیکی خوشاجرا و دوستداشتنی است که نیروی اصلیاش را از دو بازیگر هماهنگ، دیالوگهای پرجنبوجوش و تصویری بیقضاوتتر از آدمهای عاطفاً آشفته میگیرد.
« در جهان اثر، صراحت دربارهی خواستهها میتواند آغاز فهم باشد، اما کفایت نمیکند. »
جمعبندی
فیلم دربارهی آن است که گاهی دو نفر پیش از آنکه بتوانند عاشقانهای سالم بسازند، باید یاد بگیرند چگونه در کنار هم صادق باشند؛ هرچند خود اثر در پرداخت این مسیر همیشه به یک اندازه دقیق نیست. شوخیهای نابرابر، اتکای گاهوبیگاه به هولبازی و پایانبندیای که ممکن است توی ذوق بزند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً تازه یا بینقص بدل شود.
اما گرمای رابطهی مرکزی، لحظات ناگهانیِ عاطفی و توانایی فیلم در آمیختن خنده با اندوهی کمصدا، آن را به انتخابی دلنشین برای دوستداران کمدیهای عاشقانهی شخصیتمحور تبدیل میکند.
ثبت دیدگاه