نقد و بررسی
نقد ضربه سخت (Slap Shot) | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان روایی «Slap Shot» ساختهٔ George Roy Hill، کمدی ورزشی سال ۱۹۷۷ است؛ اما هاکی در آن صرفاً بستری برای نمایش رقابت و پیروزی نیست. فیلم به شهری صنعتی میبرد که کارخانهاش در آستانهٔ تعطیلی است و تیم محلیاش نیز با فصل ضعیف، آیندهای نامطمئن و تماشاگرانی کمحوصله روبهروست.
Reggie Dunlop، بازیکنـمربی تیم، برای زنده نگهداشتن هم تیم و هم چشمانداز شغلی خودش، میکوشد توجه مردم را دوباره به مسابقهها جلب کند. ورود برادران هنسون و بازی خشن و جنجالیشان، راهحلی میشود که هم شور تماشاگران را برمیانگیزد و هم معنای رقابت را به پرسش میگیرد. فیلمنامه را Nancy Dowd نوشته و تجربههای برادرش در هاکی دستههای پایینتر بخشی از پشتوانهٔ شخصیتها و فضای فیلم بوده است.
کمدی از دل خشونت مهمترین منبع خنده در «Slap Shot» تضاد میان ظاهر ورزشی و منطق آشفتهٔ میدان است. مسابقهای که قرار است بر مهارت، نظم و بازی گروهی تکیه داشته باشد، بهتدریج شبیه نمایش عمومی خشونت میشود؛ هرچه درگیریها پرسروصداتر و اغراقشدهتر باشند، تماشاگران بیشتری به وجد میآیند.
فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدی استفاده میکند، اما در عین حال نوعی طعنهٔ تلخ در آن نهفته است: سرگرمی جمعی گاه نه از کیفیت بازی، که از تحقیر، تنش و برخورد فیزیکی تغذیه میکند. دعواهای روی یخ قرار نیست واقعگرایانه و قهرمانانه جلوه کنند. اغراق در حرکات و واکنشها آنها را به مضحکه نزدیک میکند و همین فاصلهگرفتن از واقعگرایی، بخشی از نیروی کمیک فیلم است.
« کمدی از دل خشونت مهمترین منبع خنده در «Slap Shot» تضاد میان ظاهر ورزشی و منطق آشفتهٔ میدان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برادران هنسون در مرکز این آشوب قرار دارند: حضورشان به فیلم انرژی میدهد و رفتارهای بیپروایشان چندین لحظهٔ بهیادماندنی میسازد. با اینهمه، فیلم همیشه مرز روشنی میان تمسخر خشونت و لذتبردن از آن ترسیم نمیکند. این دوگانگی، هم به طنزش نیرو میدهد و هم از آن پرسشی اخلاقی میسازد. پل نیومن و مرکز ثقل فیلم در میان گروه پرجمعیت بازیکنان، Paul Newman نیرویی است که روایت را از پراکندگی کامل نجات میدهد.
Reggie Dunlop نه قهرمانی آرمانی است و نه صرفاً حقهبازی خندهآور؛ او آدمی خسته، زیرک و سازگارشونده است که مدام میکوشد از موقعیتهای بد، فرصتی برای ادامهدادن بسازد. نیومن این ترکیب را با کاریزمایی آرام و بازی پرتحرک همراه میکند. او میتواند در لحظهای دیگران را بخنداند و در لحظهای دیگر، آسیبپذیری مردی را آشکار کند که نمیداند پس از فروپاشی تیم چه چیزی در انتظارش است.
کمدی فیلم تا اندازهٔ زیادی از تضاد میان کنترل ظاهری Reggie و بینظمی اطرافش شکل میگیرد. او میخواهد آدمی باشد که نقشه را در دست دارد، اما دنیای تیم پیوسته از چارچوب برنامههایش بیرون میزند. نیومن این آشفتگی را بیش از آنکه با اغراق بازی کند، با واکنشهای سنجیده و نگاههای حسابگرانه میسازد؛ از همین رو شخصیتش میتواند نقطهٔ اتصال تماشاگر به جهان پرهیاهوی فیلم باشد.
در کنار او، Michael Ontkean در نقش Ned Braden وجه دیگری از تیم را نشان میدهد: بازیکنی که نسبت به قواعد نانوشتهٔ خشونت ورزشی فاصله دارد و از این راه، تضادی درونی به جمع میآورد. روایت تکهتکه و ریتم ناپایدار «Slap Shot» بیش از آنکه داستانی منسجم با مسیری خطی و روشن باشد، مجموعهای از برخوردها، موقعیتهای کمدی و ماجراهای فرعی است که حول تیم شکل میگیرند.
« با اینهمه، فیلم همیشه مرز روشنی میان تمسخر خشونت و لذتبردن از آن ترسیم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این ساختار برای ثبت حالوهوای یک باشگاه فرسوده و زندگی روزمرهٔ بازیکنانی که آیندهشان نامعلوم است، گاه سودمند به نظر میرسد؛ جهان فیلم حس شلوغی و بیسامانی دارد، چون خود شخصیتها هم در وضعیتی بیثبات به سر میبرند. اما این انتخاب همیشه به سود اثر تمام نمیشود. بعضی رخدادها پیوندی محکم با خط اصلی ندارند و فیلم گاهی از موضوعی به موضوع دیگر میپرد، بیآنکه مسیر دراماتیکش بهروشنی پیش برود.
این گسست بهویژه برای بینندهای که انتظار دارد رقابت ورزشی موتور اصلی و پیوستهٔ داستان باشد، محسوس است. هاکی در مرکز مضمون قرار دارد، ولی فیلم همیشه به همان اندازه که وعده میدهد، مسابقه و پیشرفت ورزشی را دنبال نمیکند. در عوض، زمان زیادی صرف روابط، شوخیهای گروهی و نقشهکشیهای Reggie میشود.
حاصل، تجربهای پرلحظه و گاه بسیار سرگرمکننده است که با این حال از نظر ساختمان روایی یکدست نیست. این ضعف را میتوان بخشی از هویت نامنظم فیلم دانست، اما نمیتوان انکار کرد که گاهی تمرکز را از بین میبرد. لایهٔ اجتماعی و احساس زیر آشوب پشت شوخیها، تصویری از جامعهای قرار دارد که اقتصادش رو به زوال است و سرگرمی محلیاش نیز از خطر نابودی در امان نیست.
تهدید تعطیلی کارخانه فقط خبری اقتصادی نیست؛ سایهای است که بر آیندهٔ شهر، بازیکنان و تماشاگران میافتد. در چنین فضایی، تیم هاکی بیش از یک باشگاه ورزشی است: یکی از معدود چیزهایی است که هنوز میتواند مردم را گرد هم بیاورد و به آنها بهانهای برای هیجانزدگی بدهد. فیلم این اهمیت را با خطابه توضیح نمیدهد؛ آن را در درماندگی شخصیتها و تلاشهایشان برای حفظ جایگاه خود نشان میدهد.
« اما این انتخاب همیشه به سود اثر تمام نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این چارچوب، خشونت هم راهی برای جلب توجه است و هم نشانهٔ بنبستی که شخصیتها در آن گرفتارند. بازیکنان با رفتارهای نمایشی، به تماشاگرانی پاسخ میدهند که از بازی معمولی خسته شدهاند؛ مدیران نیز بهجای حل ریشهای مشکلات، در پی راهی فوری برای فروش بلیت و حفظ باشگاهاند. فیلم از دل این موقعیت، پرسشی دربارهٔ ماهیت سرگرمی بیرون میکشد: وقتی تماشاگران هیجان میخواهند، آیا هر چیزی که جمعیت را به ورزشگاه بکشاند قابلقبول است؟
پاسخ اثر پیچیده و گاه متناقض است؛ زیرا در همان حال که سازوکار نمایش را نقد میکند، از جذابیت کمیک آن نیز بهره میبرد. شوخیهایی که دشوارتر پیر شدهاند یکی از پیچیدهترین جنبههای تماشای امروزی «Slap Shot» زبان آن است. فحشهای فراوان، شوخیهای زنستیزانه و طعنههای همجنسگراهراسانه در بخشی از طنز فیلم حضور دارند و ممکن است برای بسیاری از مخاطبان آزاردهنده باشند.
مسئله فقط کهنهشدن واژگان نیست؛ برخی از شوخیها بر تحقیر گروههای مشخص تکیه میکنند و فیلم همیشه فاصلهٔ انتقادی کافی از آنها نمیسازد. بنابراین نمیتوان همهٔ این لحظات را صرفاً به زمانهٔ تولید اثر نسبت داد یا انتظار داشت طنز آنها برای هر نسلی به همان شکل کار کند. این ناهمواری بر لحن فیلم نیز اثر میگذارد.
شوخیای که در صحنهای بهسبب غافلگیری و بیپروایی خندهآور است، ممکن است در صحنهای دیگر به تکرار همان پیشفرضهای تحقیرآمیز بینجامد. تماشاگر باید بپذیرد که کمدی فیلم همزمان جسور و محدود است: جسور در شکستن آداب و زبان پالوده، اما محدود در اتکای مکرر به کلیشههایی که امروز کمتر قابلچشمپوشیاند.
« در این چارچوب، خشونت هم راهی برای جلب توجه است و هم نشانهٔ بنبستی که شخصیتها در آن گرفتارند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله از ارزش تاریخی فیلم نمیکاهد، اما بخشی اساسی از ارزیابی منصفانهٔ آن است. اجرا، فضا و ماندگاری فضای «Slap Shot» بر پایهٔ برخورد میان روزمرگی فرسوده و هیاهوی نمایش ساخته میشود. لباسها و ظاهر بازیکنان، جهان زمخت و کمی مضحک فیلم را تقویت میکنند؛ موسیقی نیز در ساختن لحظات پرتحرک و تغییر لحن نقش دارد.
صحنههای هاکی بهاندازهٔ برخی آثار ورزشی متأخر بر مهارتهای پیچیدهٔ تصویری و تدوین تکیه ندارند، اما انرژی خام و آشوب کنترلنشدهشان با شخصیت فیلم سازگار است. اثر بهجای آنکه ورزش را به نمایشی باشکوه از قهرمانی بدل کند، آن را به فضای کاری پرتنش و گاه مضحک بازمیگرداند. ماندگاری فیلم نیز بیش از آنکه به قصهای بینقص وابسته باشد، از ترکیب اجراهای پرشخصیت، شوخیهای بیپروا و گروهی از بازیکنان بهیادماندنی میآید.
«Slap Shot» فیلمی نیست که همهٔ بخشهایش به یک اندازه خوب کار کنند؛ بعضی لحظهها درخشاناند و بعضی دیگر بهسبب پراکندگی یا زبان تاریخگذشتهاش فاصله میاندازند. اما ترکیب کمدی، ورزش و تصویری از شهری گرفتار افول، به آن هویتی میدهد که از بسیاری کمدیهای ورزشی معمول متمایزش میکند. جمعبندی «Slap Shot» کمدیای پرانرژی، زمخت و آگاهانه آشفته است که جذابیت اصلیاش در شخصیت Reggie Dunlop، بازی درخشان Paul Newman و آشوب کمیک برادران هنسون خلاصه میشود.
فیلم با بهرهگیری از خشونت نمایشی، هم تماشاگر را سرگرم میکند و هم اقتصاد سرگرمی و درماندگی یک جامعهٔ کوچک را به کنایه میگیرد. در مقابل، روایت تکهتکه و شوخیهایی که امروز میتوانند زنستیزانه یا همجنسگراهراسانه به نظر برسند، مانع از آن میشوند که اثر بیدردسر و یکدست تجربه شود.
« این مسئله از ارزش تاریخی فیلم نمیکاهد، اما بخشی اساسی از ارزیابی منصفانهٔ آن است. »
جمعبندی
با این همه، فیلم در لحظههای پرتحرکش هنوز نیرویی زنده دارد. نه بهسبب آنکه همهٔ شوخیهایش از آزمون زمان سربلند بیرون آمدهاند، بلکه چون پشت هیاهو، تصویری از آدمهایی دیده میشود که برای حفظ شغل، شأن و اندک شادی باقیمانده میجنگند. «Slap Shot» اثری نامنظم اما صاحبهویت است: گاهی خندهدار، گاهی ناخوشایند و گاهی، زیر ظاهر بیپروایش، اندوهبار.
« با این همه، فیلم در لحظههای پرتحرکش هنوز نیرویی زنده دارد. »



ثبت دیدگاه