نقد و بررسی
نقد Sky | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری که از گسست آغاز میشود فیلم «آسمان» ساختهٔ فابین برتو، در ظاهر داستان زنی است که پس از فروپاشی زندگی زناشوییاش راهی جادههای آمریکا میشود؛ اما سفر رومی بیش از آنکه جابهجایی میان شهرها باشد، تلاشی برای بازپسگرفتن اختیار زندگی خویش است. او از رابطهای بیرون میآید که در آن خشونت و تحقیر به مرز تحملناپذیری رسیدهاند و ناگهان خود را در سرزمینی ناآشنا مییابد؛ سرزمینی که هم وعدهٔ رهایی میدهد و هم خطر بیپناهی را پیش رویش میگذارد.
فیلم در آغاز، با پرهیز از توضیحهای مفصل، ما را به دل این گسست پرتاب میکند و از همین راه ضرباهنگی پرتنش و پرسشبرانگیز میسازد. جاده بهمثابه فضای بازآفرینی یکی از ظرفیتهای اصلی فیلم، استفاده از جاده و چشماندازهای غرب آمریکا بهعنوان بازتابی از وضعیت درونی شخصیت اصلی است. پهنههای خشک، مسیرهای طولانی و آسمان گسترده، برای رومی هم امکان دورشدن از گذشتهاند و هم یادآور تنهایی و بیثباتی.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در هر توقف با موقعیتی تازه و آدمهایی روبهرو میشود که جهانبینیاش را اندکی جابهجا میکنند؛ بااینحال فیلم جاده را به نقشهای ساده برای «خودشناسی» تقلیل نمیدهد. حرکت، بیشتر از آنکه پاسخ آمادهای به رومی بدهد، او را در برابر انتخابهایی قرار میدهد که باید خودش با پیامدهایشان زندگی کند.
این رویکرد در نیمهٔ نخست اثر جذابتر و منسجمتر است. تغییر مکانها و برخوردهای کوتاه، حس بیقراری زنی را منتقل میکند که هنوز نمیداند آزادی را چگونه باید تجربه کند. در عین حال، سفر رومی گاه چنان آسان از مانعی به مانع دیگر میگذرد که خطرهای واقعیِ زندگی تنها در جاده و دشواریِ آغاز دوباره کمرنگ میشوند.
« این رویکرد در نیمهٔ نخست اثر جذابتر و منسجمتر است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میان رؤیای رهایی و واقعیت آسیبپذیری فاصلهای میسازد، اما همیشه آن را با دقت پر نمیکند. رهایی؛ انتخابی دشوار و ناتمام «آسمان» زمانی نیرومندتر است که رهایی را نه پیروزی ناگهانی، بلکه فرایندی تدریجی و متناقض نشان میدهد. بیرونآمدن از یک رابطهٔ خشونتآمیز لزوماً به معنای رسیدن فوری به آرامش نیست؛ آدمی ممکن است پس از گسستن از گذشته، همچنان با ترس، تردید و الگوهای پیشین خود دستوپنجه نرم کند.
رومی در آغاز راه، نه قهرمانی بیخطا است و نه نمادی انتزاعی از استقلال. تصمیمهایش از آمیزهای از نیاز، امید و سردرگمی میآیند و همین میتوانست زمینهای غنی برای پرداختی پیچیده فراهم کند. بااینهمه، فیلم گاهی بیش از آنکه تجربهٔ درونی رومی را بکاود، او را در مسیر رویدادهای ملودراماتیک قرار میدهد.
« فیلم میان رؤیای رهایی و واقعیت آسیبپذیری فاصلهای میسازد، اما همیشه آن را با دقت پر نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، پرسش مهمی که قصه پیش میکشد—اینکه آیا میتوان پس از خشونت، زندگی را بر پایهٔ خواست خود ساخت—همیشه با ژرفای کافی دنبال نمیشود. اثر به امکان شروع دوباره باور دارد، اما دربارهٔ بهای روانی و عملی آن کمتر مکث میکند. بازی دیانه کروگر و نگاه به شخصیت دیانه کروگر مهمترین تکیهگاه فیلم است.
بازی او در نقش رومی بر تغییرات ظریف رفتاری استوار است: فاصلهگرفتن از دیگران، واکنشهای محتاطانه و لحظههایی که میل به اعتماد از پشت تردید سر برمیآورد. کروگر شخصیت را به قربانیِ صرف یا چهرهای آرمانی بدل نمیکند؛ در اجرای او نوعی آسیبپذیری هست که با سرسختی و میل به استقلال درهم میآمیزد.
« اثر به امکان شروع دوباره باور دارد، اما دربارهٔ بهای روانی و عملی آن کمتر مکث میکند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، حتی هنگامی که فیلمنامه مسیر شخصیت را شتابزده پیش میبرد، بازیگر میکوشد پیوستگی عاطفی او را حفظ کند. نورمن ریدس در نقش دیهگو حضوری کمحرف و آرام دارد و تضادی با آشفتگی و بیقراری رومی میسازد. رابطهٔ میان این دو، بهتدریج یکی از محورهای فیلم میشود؛ اما فیلمنامه برای باورپذیرکردن دگرگونیهای عاطفی و انگیزههای هر دو شخصیت همیشه فرصت کافی فراهم نمیآورد.
شماری از نقشهای فرعی نیز در برخوردهای کوتاه و گذرا باقی میمانند. برخی از آنها به جهان فیلم رنگ و تنوع میبخشند، اما کمتر به شکلی پرورده در مسیر تحول رومی اثر میگذارند. تصویر، فضا و موسیقی تصویرپردازی فیلم در ساختن حس رهایی سهم مهمی دارد. قابهای باز و منظرههای وسیع، شخصیت را در برابر طبیعت کوچک نشان میدهند، اما این کوچکی الزاماً به معنای شکست نیست؛ گاه فضای خالی به رومی مجال میدهد از فشار زندگی پیشین فاصله بگیرد و امکانهای تازه را تصور کند.
« نورمن ریدس در نقش دیهگو حضوری کمحرف و آرام دارد و تضادی با آشفتگی و بیقراری رومی میسازد. »
جمعبندی
این مناظر به فیلم کیفیتی contemplative و آرام میبخشند؛ کیفیتی که در برابر رخدادهای تند قصه قرار میگیرد و یادآوری میکند که تغییر درونی معمولاً از دل سکوت و زمان میگذرد، نه فقط از دل حادثه. بااینحال، زیبایی بصری گاهی بار معنایی بیش از اندازهای بر دوش میگیرد. گسترهٔ صحرا و آسمان قرار است آزادی را تداعی کنند
« بااینحال، زیبایی بصری گاهی بار معنایی بیش از اندازهای بر دوش میگیرد. »
ثبت دیدگاه