نقد و بررسی
نقد شیش و بش (Six and Five) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با نیرویی سرگرمکننده «شش و پنج» از فرضی ساده و عامهپسند آغاز میشود: دو مرد که بهسبب دزدی به زندان افتادهاند، در همان فضای محدود با پیرمردی روبهرو میشوند که پیش از مرگ، نقشهٔ گنجی را به آنها میسپارد. آزادی، برای این دو نه بازگشت به زندگی پیشین، بلکه آغاز سفری تازه است؛ سفری که وعدهٔ ثروت میدهد و در عمل، آنها را در مسیر ماجراها و گرفتاریهای تازه قرار میدهد.
این طرح، از همان ابتدا موتور روایی روشنی دارد: مقصدی وسوسهانگیز، دو همراه ناهمگون و مجموعهای از موانع که میتوانند هم تعلیق بسازند و هم زمینهٔ کمدی شوند. فیلم هوشمندانه به ظرفیت سرگرمکنندهٔ این الگو تکیه میکند، اما آن را چندان دگرگون نمیسازد. تماشاگر خیلی زود درمییابد که جستوجو قرار است با سوءتفاهم، بدبیاری و برخورد با آدمهای گوناگون پیش برود.
بنابراین کشش اثر کمتر از جنس معمایی پیچیده و بیشتر از جنس انتظار برای دردسر بعدی است؛ انتظاری که در بخشهایی خوشریتم و بانشاط از کار درمیآید، اما در بخشهایی دیگر، به تکرار موقعیتهای قابلپیشبینی میانجامد. از زندان تا جاده؛ تغییر میدان ماجرا زندان در روایت، بیش از آنکه فضایی برای پرداخت جدیِ گذشتهٔ دو قهرمان باشد، نقطهٔ آغاز یک تصادف سرنوشتساز است.
نقشهٔ گنج مسیر داستان را از فضای بسته به جاده و جهان بیرون منتقل میکند و این تغییر میدان، امکان خلق موقعیتهای متنوع را فراهم میآورد. دو شخصیت پس از آزادی دیگر فقط با پیامدهای دزدی خود روبهرو نیستند؛ اکنون باید از پسِ تصمیمی برآیند که با امید به بخت تازه گرفتهاند. با این همه، پیوند میان این دو مرحله میتوانست محکمتر باشد.
« فیلم هوشمندانه به ظرفیت سرگرمکنندهٔ این الگو تکیه میکند، اما آن را چندان دگرگون نمیسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زندان و تجربهٔ آن، در حد یک پیشزمینهٔ داستانی باقی میماند و اثر کمتر میکوشد نشان دهد که این گذشته چه اثری بر انتخابها و رابطهٔ دو مرد گذاشته است. در نتیجه، سفر گنجیابی گاهی بیشتر به رشتهای از ایستگاههای کمدی شباهت پیدا میکند تا حرکتی که از دل تحول شخصیتها برآمده باشد. فیلم از آزادی جغرافیاییِ قهرمانان بهره میگیرد، اما از آزادی درونی و دگرگونی احتمالی آنان کمتر سخن میگوید.
دو رفیق و شیمی بازیگری بخش مهمی از انرژی «شش و پنج» بر همراهی دو بازیگر اصلی استوار است. رابطهٔ آنها قرار نیست بر پیچیدگی روانشناختی بنا شود؛ جذابیتش از تفاوت رفتارها، واکنشهای سریع و گرفتارشدن مشترکشان در وضعیتی آشفته میآید. همین همراهی سبب میشود برخی صحنهها، حتی هنگامی که شوخی یا حادثه بهخودیخود تازه نیست، جان بگیرند.
تماشای دو شخصیت که میکوشند خود را از یک دردسر بیرون بکشند و در همان حال گرفتاری دیگری میسازند، از دستاوردهای ملموس فیلم است. اما این شیمی جای شخصیتپردازی را بهطور کامل نمیگیرد. از خواستهها و ترسهای قهرمانان تصویر چندان روشنی شکل نمیگیرد و انگیزهٔ آنها عمدتاً در سطح هدف بیرونی باقی میماند: پیدا کردن گنج.
فیلم برای ساختن پیوندی عاطفیتر با تماشاگر، فرصت دارد به گذشته، تناقضها یا تفاوت نگاه آنها به زندگی نزدیک شود، اما اغلب ترجیح میدهد حرکت داستان را به جلو براند. از همین رو، دو رفیق بیش از آنکه شخصیتهایی با مسیر تحول مشخص باشند، نقشآفرینان یک ماجرای پرحادثهاند. کمدی؛ میان شور و تکرار طنز فیلم از برخورد شخصیتها با موانع و پیامدهای تصمیمهایشان نیرو میگیرد.
« فیلم از آزادی جغرافیاییِ قهرمانان بهره میگیرد، اما از آزادی درونی و دگرگونی احتمالی آنان کمتر سخن میگوید. »
شخصیتها و اجرا
فضای سرزندهٔ ماجرا اجازه میدهد که گرفتاریها با سبکی قابلتحمل روایت شوند و فیلم بهجای غرقشدن در وجه جنایی قصه، حالوهوایی شاد و سبکبال حفظ کند. این انتخاب با ایدهٔ نقشهٔ گنج تناسب دارد: سفر قرار نیست صرفاً تهدیدآمیز باشد؛ قرار است تماشاگر را به بازیِ تعقیب مقصد و انتظار برای بدبیاری بعدی دعوت کند.
ضعف آنجاست که طنز همیشه از شخصیت یا موقعیت بهطور طبیعی زاده نمیشود. گاهی شوخیها بر الگوهایی آشنا تکیه دارند و اثر بهجای آنکه از دل یک رابطه یا تضاد تازه خنده بسازد، به تکرار همان سازوکارهای کمدی بسنده میکند. در چنین لحظاتی، ریتم شوخیها اهمیت بیشتری از تازگی آنها پیدا میکند؛ اگر اجرا روان باشد، صحنه سرگرمکننده میماند، اما اگر مکثها طولانی شوند، طنز اثرگذاری خود را از دست میدهد.
فیلمنامه و دام کلیشهها طرح گنجیابی ظرفیت فراوانی برای غافلگیری دارد. نقشه میتواند سرنخهایی چندمعنا داشته باشد، هر نشانه میتواند برداشت متفاوتی ایجاد کند و هر مرحله میتواند تصور شخصیتها از مقصد را تغییر دهد. «شش و پنج» از این ظرفیت به اندازهای استفاده میکند که قصه پیش برود، اما کمتر آن را به معمایی واقعاً پیچیده یا ساختاری غافلگیرکننده بدل میسازد.
مسیر کلی قابلحدس است و بسیاری از موانع، بهجای آنکه قواعد بازی را عوض کنند، صرفاً حرکت دو قهرمان را برای مدتی کند میکنند. اتکای همزمان به قراردادهای کمدی و جنایی نیز گاه هویت فیلم را نامطمئن میکند. عناصر جنایی برای ایجاد خطر و تعلیق وارد میشوند، اما تمرکز اصلی همچنان بر سرگرمی و بدبیاریهای دو شخصیت است.
« ضعف آنجاست که طنز همیشه از شخصیت یا موقعیت بهطور طبیعی زاده نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب ذاتاً مسئلهساز نیست؛ مسئله آن است که فیلمنامه همیشه میان این دو لحن تعادل دقیقی برقرار نمیکند. گاه خطرها جدیتر از آناند که کمدیِ پیرامونشان بتواند بیدردسر آنها را خنثی کند، و گاه شوخیها چنان بر صحنه غلبه میکنند که تعلیق کمرنگ میشود. ریتم و ساختار روایت ساختار سفرمحور فیلم به آن امکان میدهد که ماجرا را به چند مرحله تقسیم کند، اما این آزادی روایی هزینهای هم دارد: پیوستگی و ضرباهنگ باید با دقت حفظ شوند تا هر بخش هم پیشبرندهٔ قصه باشد و هم چیزی تازه به رابطهٔ شخصیتها بیفزاید.
در «شش و پنج»، بعضی قسمتها تند و بانشاط حرکت میکنند و بعضی دیگر بیش از اندازه در یک موقعیت میمانند. همین ناهمواری سبب میشود تجربهٔ تماشای فیلم یکدست نباشد. مسئله فقط سرعت نیست؛ اهمیت هر مرحله نیز یکسان به نظر نمیرسد. اگر مانعی صرفاً زمان بخرد و نه شناختی تازه از قهرمانان بدهد و نه مسیر گنج را معنادارتر کند، سفر به گردش در مجموعهای از اتفاقات بدل میشود.
فیلم در لحظههایی از این پراکندگی عبور میکند و دوباره انرژی میگیرد، اما انسجام کلی آن میتوانست با حذف یا فشردهسازی برخی صحنهها تقویت شود. حاصل، روایتی است که ایدهٔ مرکزیاش روشن و خوشفهم است، ولی حرکتش همیشه به همان اندازه سنجیده نیست. لحن، فضا و جایگاه سرگرمی «شش و پنج» بیش از آنکه بخواهد دربارهٔ جرم، زندان یا معنای ثروت تأملی جدی عرضه کند، در پی ساختن یک ماجرای عامهپسند است.
نقشهٔ گنج در این چارچوب نه فقط شیئی برای پیشبرد قصه، بلکه نمادی از امید به تغییر ناگهانیِ بخت است. دو مرد در موقعیتی قرار میگیرند که میتوانند باور کنند زندگی هنوز راهی برای جبران یا شروع دوباره پیش پایشان گذاشته است؛ با این حال، فیلم این مضمون را بیشتر در سطح سرگرمی نگه میدارد و به پرسشی عمیقتر دربارهٔ بخت، مسئولیت یا پیامدهای انتخابها گسترش نمیدهد.
« این ترکیب ذاتاً مسئلهساز نیست؛ مسئله آن است که فیلمنامه همیشه میان این دو لحن تعادل دقیقی برقرار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
این محدودماندن، هم نقطهٔ قوت است و هم محدودیت. اثر از سنگینیِ بیتناسب با لحنش پرهیز میکند و تماشاگر را در فضایی نسبتاً سبک همراه میسازد؛ اما کسی که انتظار دارد ایدهٔ اولیه به کاوشی جدی در شخصیتها یا ساختاری پرپیچوخم تبدیل شود، احتمالاً با دستاوردی کمعمقتر روبهرو خواهد شد.
فیلم بهتر است با معیار یک کمدی ماجراجویانهٔ ساده سنجیده شود، نه بهعنوان اثری که قصد دارد گونهٔ جنایی یا داستان گنجیابی را از نو تعریف کند. جمعبندی «شش و پنج» فیلمی استوار بر ایدهای سرگرمکننده و همراهی پرانرژیِ دو بازیگر اصلی. نقشهٔ گنج، زندان و سفر پس از آزادی، زمینهای مناسب برای ماجراهای کمدی فراهم میآورند و فیلم در لحظاتی که بر بدبیاریها و واکنشهای دو رفیق تمرکز میکند، سرزنده و تماشایی میشود.
در مقابل، کلیشههای آشنا، شخصیتپردازی کمعمق و ریتم ناپیوسته مانع از آن میشوند که این ایده به روایتی منسجم و واقعاً غافلگیرکننده بدل شود. ارزش فیلم، بیش از هر چیز، در سرگرمیِ بیتکلف و انرژی موقعیتهایش نهفته است. این اثر نه در پی ساختن تعلیقی پیچیده است و نه فرصت کافی برای پرداخت روانشناختی قهرمانان فراهم میکند؛ بااینحال، برای تماشاگرانی که از یک ماجرای سبک، رفاقتآمیز و پر از گرفتاریهای پیدرپی لذت میبرند، میتواند تجربهای خوشگذران و قابلقبول باشد.
« این محدودماندن، هم نقطهٔ قوت است و هم محدودیت. »


ثبت دیدگاه