نقد و بررسی
نقد Sisters Apart | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو خواهر میان مرزها و جبههها «Sisters Apart» یا «در آتش» ساختهٔ دافنه چارزانی، درام جنگیای است که مسئلهٔ خانواده را از دل جابهجایی اجباری، مرزهای سیاسی و خشونت نظامی بیرون میکشد. محور روایت، روجدا، زنی کردتبار و سرباز ارتش آلمان است که برای یافتن خواهر گمشدهاش راهی سفری خطرناک میشود.
فیلم، بهجای آنکه جنگ را صرفاً پسزمینهای برای ماجراجویی قهرمانانه قرار دهد، میکوشد نشان دهد چگونه جنگ در روابط خانوادگی نفوذ میکند و حتی تصمیمهای روزمره را به انتخابهایی اخلاقی و سنگین بدل میسازد. چارچانی داستانی را برمیگزیند که ظرفیت ملودرام فراوانی دارد، اما در بخشهای مهمی از فیلم از اغراق عاطفی فاصله میگیرد.
رنج شخصیتها بیشتر در سکوت، مکث و رفتارهای محتاطانهشان جلوه میکند تا در گفتوگوهای توضیحی. همین خویشتنداری به جهان فیلم وقاری خاص میبخشد؛ هرچند گاه باعث میشود پیوند مخاطب با احساسات درونی روجدا بهآسانی شکل نگیرد. هویتی که در چند جهان زندگی میکند روجدای فیلم در نقطهٔ تلاقی چند جهان ایستاده است: زادهٔ کردستان عراق است، در آلمان زندگی و خدمت میکند و برای یافتن خواهرش دوباره به سرزمینی بازمیگردد که با آن پیوندی عاطفی و تاریخی دارد.
« محور روایت، روجدا، زنی کردتبار و سرباز ارتش آلمان است که برای یافتن خواهر گمشدهاش راهی سفری خطرناک میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چندگانگی صرفاً نشانهای از پیشینهٔ او نیست؛ نیرویی است که انتخابهایش را پیچیده میکند. روجدا در هر محیطی باید توضیح دهد که کیست و چرا آنجاست، اما هیچیک از این پاسخها بهتنهایی تمام وجود او را روشن نمیکنند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که هویت مهاجرانه گاه نه مجموعهای از تعلقات آرام، بلکه عرصهای از کشمکش است.
زبان، گذرنامه، لباس نظامی و نسبت خانوادگی، هر کدام در موقعیتی خاص به نشانهای تعیینکننده بدل میشوند. بااینحال، روایت همیشه فرصت نمییابد این لایهها را به اندازهٔ کافی بپروراند. گاهی مسئلهای بهظاهر مهم مطرح میشود، اما پیش از آنکه معنای عاطفی یا سیاسیاش در شخصیتپردازی جا بیفتد، داستان به موقعیت بعدی میجهد.
پیوند خواهرانه؛ نیروی عاطفی فیلم مرکز عاطفی فیلم، پیوند میان دو خواهر است؛ پیوندی که با غیبت، خاطره و فاصله تغذیه میشود. دیلان در بخش بزرگی از روایت حضوری دور و نامطمئن دارد، اما همین دوری به جستوجوی روجدا نیرویی درونی میبخشد. خواهر گمشده در اینجا فقط هدفی برای پیشبرد داستان نیست؛ یادآور زندگی خانوادگیای است که جنگ از هم گسیخته و مرزها امکان بازسازیاش را دشوار کردهاند.
« این چندگانگی صرفاً نشانهای از پیشینهٔ او نیست؛ نیرویی است که انتخابهایش را پیچیده میکند. »
شخصیتها و اجرا
قدرت این مضمون در آن است که فیلم رابطهٔ خانوادگی را در برابر مسئولیت عمومی قرار میدهد. روجدا سرباز است و در چارچوب مأموریتی نظامی حرکت میکند، اما انگیزهای شخصی دارد که نمیتواند بهآسانی آشکارش کند. از این رو، هر گام او همزمان میتواند اقدامی حرفهای و حرکتی از سر دلبستگی باشد.
این همپوشانی، پرسشی محوری میسازد: وقتی وظیفه و خانواده در دو جهت متفاوت میکشند، فرد چگونه میتواند میان آنها تعادل برقرار کند؟ بازی آلمیلا باغریاجیک و دشواریِ خواندن روجدا آلمیلا باغریاجیک نقش روجدا را با حضوری کمادعا و کنترلشده بازی میکند. او قهرمان را نه زنی شکستناپذیر، بلکه انسانی سازگار و محتاط نشان میدهد که ظاهراً توانایی مدیریت شرایط را دارد، اما زیر این ظاهر، گذشته و دلبستگیهای حلنشده را حمل میکند.
بازی او در لحظات سکوت مؤثر است: نگاهها و واکنشهای کوچک گاه بیش از گفتوگوها از فشار درونی شخصیت خبر میدهند. اما همین خویشتنداری به یکی از محدودیتهای فیلم نیز بدل میشود. احساسات روجدا چنان پوشیده میمانند که در برخی صحنهها نمیتوان بهروشنی دریافت چه چیزی او را به تصمیمی خاص میرساند.
« قدرت این مضمون در آن است که فیلم رابطهٔ خانوادگی را در برابر مسئولیت عمومی قرار میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ابهام میتواند بخشی از شخصیتپردازی باشد، بهویژه برای کسی که در محیط نظامی ناچار به کنترل خود است؛ بااینحال، فیلم همیشه نشانههای کافی برای تمایز میان سکوت آگاهانه و کمبود اطلاعات در اختیار مخاطب نمیگذارد. در نتیجه، فاصلهای میان بازی دقیق بازیگر و دسترسی عاطفی تماشاگر به شخصیت ایجاد میشود.
جنگ، زنان و نگاه فیلم یکی از امتیازهای «Sisters Apart» آن است که زنان کردِ حاضر در میدان جنگ را صرفاً نمادهایی آرمانی یا قربانیانی بیاختیار نمیسازد. آنان در بستر مبارزه و خطر حضور دارند، اما فیلم میکوشد اراده، انضباط و مناسبات درونیشان را نیز ببیند. این نگاه، دامنهٔ روایت را از سفر شخصی روجدا فراتر میبرد و به مسئلهٔ زنانی میرسد که در شرایطی خشن، برای آزادی و بقا میجنگند.
بااینهمه، توازن میان داستان روجدا و جهان زنانی که با آنان روبهرو میشود همیشه برقرار نیست. برخی شخصیتهای پیرامونی بیشتر به اجزای فضای جنگی شباهت دارند تا انسانهایی که زندگی و انگیزههای مستقلشان فرصت ظهور یافته باشد. از همین رو، فیلم گاه میان روایت فردی و تصویر جمعی معلق میماند: نه کاملاً به تجربهٔ خصوصی روجدا بسنده میکند و نه همهٔ ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی زمینهٔ خود را بهطور کامل میگشاید.
« در نتیجه، فاصلهای میان بازی دقیق بازیگر و دسترسی عاطفی تماشاگر به شخصیت ایجاد میشود. »
قوتها و کاستیها
تصویر و فضا؛ زیبایی در دل ناامنی فیلمبرداری فالکو لاخماند از نقاط قوت برجستهٔ اثر است. چشماندازهای گسترده و خلوت، فاصلهٔ شخصیتها را از زندگی عادی محسوس میکنند و فضای جغرافیایی را به نیرویی روایی بدل میسازند. استفاده از نور طبیعی، آتش و چراغهای کمفروغ، حالوهوایی وهمآلود پدید میآورد؛ گویی شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که مرز میان پناهگاه و تهدید در آن همواره ناپایدار است.
این زیبایی بصری صرفاً آرایش صحنهها نیست. ترکیب سکون قابها با محیطهای ناامن، تضادی میسازد که با وضعیت روجدا همخوان است: او باید در دل آشوب، ظاهر آرام و کارآمد خود را حفظ کند. در بهترین لحظات، تصویر بهجای توضیح دادن خطر، آن را در فضا جاری میکند. بااینحال، ظرافت بصری بهتنهایی نمیتواند پراکندگی روایت را جبران کند؛ هرگاه داستان از تمرکز میافتد، تصاویر چشمنواز نیز گاه بیشتر حامل حالوهوا میشوند تا پیشبرندهٔ درام.
افت تمرکز و جمعبندی کمرمق نیمهٔ نخست فیلم با معرفی تدریجی موقعیت روجدا و انگیزهٔ شخصی او، وعدهٔ روایتی پرتنش و چندلایه میدهد. در ادامه، اما رشتهٔ داستانی گاه سست میشود و تمرکز میان مأموریت نظامی، جستوجوی خانوادگی و مناسبات میدان جنگ تقسیم میگردد. این جابهجاییها بالقوه میتوانند پیچیدگی بسازند، ولی در اجرا بعضی از آنها شتابزدهاند؛ تنش شکل میگیرد، اما همیشه فرصت نمییابد به مرحلهای قانعکننده برسد.
« تصویر و فضا؛ زیبایی در دل ناامنی فیلمبرداری فالکو لاخماند از نقاط قوت برجستهٔ اثر است. »
جمعبندی
پایان فیلم نیز بیش از آنکه گرههای عاطفی و دراماتیک را به شکلی رضایتبخش صورتبندی کند، از شدت آنها میکاهد. این انتخاب را میتوان تلاشی برای پرهیز از پایانبندی ساده و ساختگی دانست، زیرا زندگی در دل جنگ بهندرت نظمی تمیز و قطعی پیدا میکند. بااینحال، میان پایان باز و جمعبندی کمرمق تفاوتی هست: فیلم در اینجا چنانکه باید، حسِ پایان یک مسیر یا معنای روشنِ ناتمامماندن را منتقل نمیکند.
جمعبندی «Sisters Apart» در تصویرکردن پیوند خواهرانه در سایهٔ جنگ و تبعید، اثری انسانی و قابلتأمل است. بازی حسابشدهٔ آلمیلا باغریاجیک و فیلمبرداریِ متکی بر نور طبیعی، به آن هویت بصری و عاطفی میبخشند؛ همچنین حضور زنان مبارز، افق روایت را از یک جستوجوی خانوادگی فراتر میبرد. در مقابل، ابهام احساسی روجدا، افت تمرکز در نیمهٔ دوم و جمعبندی ناتمام، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستان به نیرویی یکپارچه تبدیل شود.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه با گرهگشاییهایش در ذهن بماند، با فضای خاموش و اندوهگین خود و با پرسشی که دربارهٔ وفاداری به خانواده در دل جنگ طرح میکند، اثر میگذارد.
« پایان فیلم نیز بیش از آنکه گرههای عاطفی و دراماتیک را به شکلی رضایتبخش صورتبندی کند، از شدت آنها میکاهد. »
ثبت دیدگاه