نقد و بررسی
نقد آژیر (Siren) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که دندان دارد «Siren» از نقطهای آشنا آغاز میشود: شهری ساحلی که هویتش را از افسانهای دیرپا گرفته، اما آن افسانه را بیشتر بخشی از میراث محلی میداند تا حقیقتی زنده. بریستول کوو با قصههای پریان دریایی تعریف میشود؛ قصههایی که هم به شهر رنگوبوی رازآلود میدهند و هم آن را به گذشتهای گره میزنند که ساکنانش چندان در پی فهمیدنش نیستند.
ورود رین، دختری خاموش و ناآشنا، این آسودگی را برهم میزند. سریال بهجای آنکه موجود دریایی را در قالب تصویری زیبا و رامشده عرضه کند، او را حضوری غریزی، تهدیدآمیز و بیرون از قواعد زندگی انسانی نشان میدهد. همین انتخاب، مهمترین امتیاز ایدهٔ مرکزی سریال است. افسانه نه فقط وسیلهای برای ایجاد شگفتی، بلکه نقطهٔ آغاز پرسشی جدیتر میشود: اگر آنچه انسانها افسانه مینامند، در واقع تاریخ سرکوبشدهٔ گروهی دیگر باشد، چه کسی حق دارد خود را صاحب دریا بداند؟
«Siren» از این تقابل برای ساختن تعلیق بهره میگیرد و داستان را میان کشش ماورایی، درام شخصیتها و تهدیدی ملموس پیش میبرد. در این روایت، دریا پسزمینهای شاعرانه و بیخطر نیست؛ قلمرویی است که انسانها وارد آن شدهاند و موجوداتش ممکن است برای بازپسگرفتن جایگاه خود بازگردند. بریستول کوو؛ شهر در مرز خشکی و آب فضاسازی سریال از جنس هراس آشکار و پیوسته نیست؛ بیشتر از راه انتظار، سکوت و حس حضور چیزی ناشناخته شکل میگیرد.
بندر، آبهای تیره و فضای بستهٔ یک شهر کوچک، همگی به القای این احساس کمک میکنند که گذشته در بریستول کوو هنوز پایان نیافته است. شهر از یک سو به زندگی روزمره و مناسبات آشنای انسانی تعلق دارد و از سوی دیگر در آستانهٔ قلمرویی قرار گرفته که قواعدش با قواعد شهر تفاوت دارد. این همجواری، زمینهای مناسب برای تعلیق فراهم میکند: هر اتفاق معمولی میتواند نشانهای از تهدیدی بزرگتر باشد.
« ورود رین، دختری خاموش و ناآشنا، این آسودگی را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فضای رازآلود سریال همیشه به یک اندازه پرورده نمیشود. برخی موقعیتها با حوصله ساخته میشوند و به مخاطب فرصت میدهند در ابهام بماند؛ در مقابل، بعضی رخدادها چنان سریع از راه میرسند که اثرگذاریشان مجال تهنشینشدن پیدا نمیکند. به همین دلیل، بریستول کوو گاهی همچون مکانی زنده و صاحب حافظه به نظر میآید و گاهی بیشتر نقش سکویی برای پیشبردن حادثهها را بر عهده میگیرد.
این نوسان، از قدرت فضاسازی نمیکاهد، اما نشان میدهد سریال همیشه از ظرفیت محیط خود تا پایان بهره نمیبرد. رین و مسئلهٔ انسانبودن رین مرکز ثقل دراماتیک «Siren» است؛ نه به این دلیل که همهچیز دربارهٔ او روشن میشود، بلکه چون حضورش پرسشهای متعددی دربارهٔ زبان، تعلق، اعتماد و خشونت پیش میکشد.
او با ورود به جامعهٔ انسانی صرفاً موجودی بیگانه نیست که باید راز زیستشناختیاش کشف شود؛ رفتار و نگاهش، عادتهای انسانی را نیز به موضوعی برای مشاهده تبدیل میکند. فاصلهٔ او با قواعد اجتماعی گاه هراسآور و گاه تأملبرانگیز است. سریال از این فاصله استفاده میکند تا نشان دهد انسانبودن تنها به ظاهر یا توانایی سخنگفتن محدود نیست؛ بلکه با شیوهٔ رابطهگرفتن، همدلیکردن و پذیرفتن مسئولیت نیز پیوند دارد.
بازی Eline Powell در شکلدادن به این شخصیت نقش مهمی دارد. او رین را با کمترین اتکا به توضیحهای صریح پیش میبرد و بخش زیادی از معنا را به حرکت، نگاه و مکث واگذار میکند. این خویشتنداری، شخصیت را مرموز و باورپذیر نگه میدارد، هرچند برخی تحولهای عاطفی او گاهی با شتاب رخ میدهند. در چنین لحظاتی، فاصلهٔ میان غریزه و پیوند انسانی که میتوانست محور یک تحول تدریجی باشد، سریعتر از انتظار طی میشود.
« بااینحال، فضای رازآلود سریال همیشه به یک اندازه پرورده نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
رین همچنان جذابترین چهرهٔ سریال باقی میماند، اما عمق بالقوهٔ او همیشه به اندازهٔ ایدهای که نمایندگی میکند گسترش نمییابد. بازیها و روابط انسانی در کنار رین، بن و مدی قرار دارند؛ دو زیستشناس دریایی که مواجههشان با او، دانستههای علمی و عاطفیشان را به چالش میکشد. رابطهٔ این سه نفر موتور مهمی برای پیشبرد درام است، زیرا سریال میکوشد میان کنجکاوی علمی، ترس از ناشناخته و شکلگیری اعتماد تعادل برقرار کند.
Alex Roe و Fola Evans-Akingbola در نقش بن و مدی، به قصه ثباتی انسانی میدهند و رابطهٔ میان آنها را از سطح واکنش صرف به حادثه فراتر میبرند. بازیها عموماً باورپذیرند و در لحظات حساس، بهویژه هنگام برخورد شخصیتها با چیزی که قادر به توضیحش نیستند، اثر عاطفی مناسبی ایجاد میکنند. بااینهمه، پرداخت شخصیتهای پیرامونی یکدست نیست.
برخی از آنان ظرفیت آن را دارند که تاریخ شهر، ترسهای جمعی یا منافع انسانی را بازتاب دهند، اما گاه بهجای آنکه به آدمهایی مستقل با انگیزههای روشن تبدیل شوند، تنها برای ایجاد مانع یا پیشبردن خط اصلی داستان به کار میروند. در نتیجه، بعضی تصمیمها ناگهانی به نظر میرسند و انگیزههایی که باید از پیش کاشته شده باشند، دیر یا کمرنگ آشکار میشوند.
این مسئله بهخصوص در سریالی که تعلیقش به واکنشهای شخصیتها وابسته است، اهمیت دارد: اگر دلیل انتخابها بهخوبی فهمیده نشود، خطر و پیامدهای آنها نیز بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. ریتم روایت و بهای شتاب «Siren» میداند چگونه مخاطب را با پرسشهای تازه همراه کند. اطلاعات دربارهٔ موجودات دریایی، تاریخ شهر و مناسبات میان شخصیتها بهتدریج وارد داستان میشود و همین روش، میل به ادامهدادن را تقویت میکند.
« بااینهمه، پرداخت شخصیتهای پیرامونی یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، سریال همیشه میان کشف راز و پرورش پیامدهای آن تعادل برقرار نمیکند. بعضی مسیرها که نیازمند مکث، گفتوگو یا تحول تدریجیاند، با سرعتی بیش از حد پیش میروند؛ گویی روایت میخواهد پیش از آنکه ایدهای فرصت گسترش پیدا کند، به حادثهٔ بعدی برسد. این شتاب در چند سطح اثر میگذارد.
از یک سو، تعلیق را زنده نگه میدارد و مانع از ایستایی قصه میشود؛ از سوی دیگر، گاه شخصیتها را از فرصت واکنش واقعی محروم میکند. تصمیمی که میتوانست نتیجهٔ کشمکشی طولانی باشد، ناگهان گرفته میشود و پیامدش نیز بهسرعت جای خود را به مسئلهای تازه میدهد. حاصل، روایتی گیرا اما ناهموار است: سریال بهندرت کاملاً از حرکت بازمیایستد، ولی برخی لحظههای مهمش فرصت کافی برای تثبیت عاطفی و معنایی پیدا نمیکنند.
تصویر، جلوههای ویژه و بدنِ موجود افسانهای طراحی موجودات دریایی بخش مهمی از هویت بصری «Siren» است. سریال در فاصلهگرفتن از تصویر لطیف و افسانهای پری دریایی جسورانه عمل میکند و به بدن و رفتار موجودی میپردازد که با انسان تفاوت بنیادی دارد. این انتخاب، به روایت وجهی جسمانی و گاه هولناک میدهد: افسانه در اینجا نه تصویری تزئینی، بلکه بدنی واقعی با نیازها و خطرهای خاص خود است.
صحنههایی که بر حضور رین در محیط انسانی تکیه دارند، اغلب از همین تضاد بهره میبرند و حس بیگانگی را بهخوبی منتقل میکنند. در مقابل، جلوههای ویژه، بهویژه در صحنههای زیر آب، گاهی مصنوعی جلوه میکنند. وقتی تصویر به جلوهای آشکار و پرتحرک متکی میشود، محدودیت فنی میتواند از غوطهوری مخاطب بکاهد و توجه را از فضای داستان به خودِ اجرای تصویری منحرف کند.
« بااینحال، سریال همیشه میان کشف راز و پرورش پیامدهای آن تعادل برقرار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
این کاستی در لحظات آرامتر کمتر به چشم میآید؛ اما در صحنههایی که قرار است شکوه یا هراس دریا را برجسته کنند، اثر بیشتری دارد. بنابراین، جهان بصری سریال از نظر طراحی و ایده هویت دارد، ولی اجرای همهٔ جلوههایش به سطح بلندپروازی داستان نمیرسد. افسانه، قدرت و حقِ دریا زیر لایهٔ هیجان و راز، «Siren» به تنشی سیاسی و اخلاقی نیز نظر دارد: چه کسی دربارهٔ دریا و موجوداتش تصمیم میگیرد؟
انسانهایی که آن را مطالعه، بهرهبرداری یا کنترل میکنند، در برابر موجوداتی قرار میگیرند که دریا را خانهٔ خود میدانند. این تقابل، روایت را از یک داستان ساده دربارهٔ کشف موجودات افسانهای فراتر میبرد. بازگشت موجودات دریایی را میتوان نه فقط تهدیدی برای شهر، بلکه واکنشی به تصوری انسانی دانست که طبیعت را قلمروی بیصاحب و قابل تصرف میپندارد.
البته سریال این مضمون را همواره با ظرافت یکسان دنبال نمیکند. گاه تضاد میان انسان و دریا به تصویری پیچیده از ترس، بقا و مسئولیت بدل میشود؛ گاه نیز در قالب رویارویی مستقیم و سادهتر باقی میماند. همین ناهمواری باعث میشود مضمونهای محیطزیستی و اخلاقی آن بیشتر در سطح ظرفیت و اشاره بمانند تا آنکه در همهٔ خطوط داستانی به پرداختی کامل برسند.
بااینوجود، این لایه به «Siren» وزن بیشتری از یک ماجرای ماورایی صرف میبخشد و تماشاگر را به بازاندیشی دربارهٔ افسانههایی فرامیخواند که شاید روایت رسمی تاریخ، بخشی از حقیقتشان را کنار گذاشته باشد. جمعبندی «Siren» سریالی فانتزی و دلهرهآور است که با بازآفرینی بیپیرایهتر و شکارچیوارترِ پری دریایی، برای افسانهای آشنا هویتی تازه میسازد.
« این تقابل، روایت را از یک داستان ساده دربارهٔ کشف موجودات افسانهای فراتر میبرد. »
جمعبندی
فضاسازی رازآلود، تعلیق پیگیر، بازیهای باورپذیر و محوریت شخصیت رین از نقاط قوت آناند. در سوی دیگر، جلوههای ویژهٔ نابرابر، پرداخت ناکافی بعضی شخصیتها و شتاب در برخی مسیرهای داستانی مانع میشوند که همهٔ ایدههای سریال به عمق مطلوب برسند. با وجود این کاستیها، «Siren» در برانگیختن کنجکاوی موفق است و میان وحشت، درام و افسانه تعادلی دارد که آن را برای علاقهمندان به داستانهای رازآلود جذاب میکند.
نیروی اصلی اثر نه در پاسخدادن به همهٔ پرسشها، بلکه در ساختن جهانی است که در آن دریا دیگر منظرهای خاموش نیست: حضوری زنده دارد، حافظهای دیرینه با خود حمل میکند و شاید بیش از آنکه انسانها تصور میکنند، حق س
« فضاسازی رازآلود، تعلیق پیگیر، بازیهای باورپذیر و محوریت شخصیت رین از نقاط قوت آناند. »



ثبت دیدگاه