نقد و بررسی
نقد ترانهای از سکس (Sing a Song of Sex) | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آواز خوشنشینِ یک جهان ناآرام «Sing a Song of Sex» ساختهٔ ناگیسا اوشیما، از آن فیلمهایی است که وعدهٔ یک قصهٔ سرراست را میدهد، اما خیلی زود قواعد معمول روایت را کنار میگذارد. چهار دانشآموز دبیرستانی، در آستانهٔ ورود به دانشگاه، با معلمی مست روبهرو میشوند که ترانههای عامیانهٔ هزلآمیز میخواند؛ دیداری ظاهراً اتفاقی که مسیرشان را از درس و آزمون دور میکند.
اما این طرح ساده فقط سکوی پرتابی است برای فیلمی دربارهٔ میل، بیتفاوتی، خشونت و دشواریِ فهم گذشته. اثر در سال ۱۹۶۷ ساخته شد و از نمونههای موج نوی ژاپن است؛ عنوان ژاپنیاش نیز به رسالهای دربارهٔ ترانههای عامیانهٔ رکیک اشاره دارد. از قصهگویی تا کولاژ اوشیما بهجای آنکه شخصیتها را در مسیری روشن و علتومعلولی پیش ببرد، فیلم را همچون کولاژی از برخوردها، خیالپردازیها و لحظههای ناهمگون میسازد.
چهار پسر بیش از آنکه قهرمانانی با مسیر تحول منظم باشند، حامل حالوهوایی جمعیاند: سرگردانی، تحریکپذیری و گریز از مسئولیت. روایت گاه از یک موقعیت روزمره به تصویری ذهنی یا صحنهای سیاسی میجهد، بیآنکه همیشه پلی توضیحی میان آنها بنا کند. این گسست برای تماشاگر میتواند هم جذاب باشد و هم فرساینده.
« اما این طرح ساده فقط سکوی پرتابی است برای فیلمی دربارهٔ میل، بیتفاوتی، خشونت و دشواریِ فهم گذشته. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از مخاطب میخواهد پیوندها را خود بسازد و با ابهام کنار بیاید؛ اما در بعضی لحظهها، این ابهام چنان طولانی میشود که به جای تعلیق، نوعی رکود پدید میآورد. نامتعارفبودن شیوهٔ روایت بخشی از هویت اثر است، ولی به همان اندازه مانعی برای همراهشدن بیدردسر با آن. ترانه بهمثابه نخ پیونددهنده ترانهٔ تکرارشوندهٔ فیلم صرفاً عنصری سرگرمکننده یا نشانهای از مستی و شوخی نیست.
آواز، مثل رشتهای صوتی، صحنههای پراکنده را به هم وصل میکند و به تدریج معنایی سنگینتر مییابد. تکرار آن در آغاز میتواند مضحک و حتی دلنشین به نظر برسد؛ اما هرچه فضای فیلم تغییر میکند، همان آواز نیز از آسودگی فاصله میگیرد و طنین ناخوشایندتری پیدا میکند. این دگرگونی، یکی از مؤثرترین تمهیدهای اوشیماست: یک قطعهٔ آشنا، با تکرار و تغییر زمینه، دیگر همان معنای نخستین را ندارد.
آهنگ در حافظه میماند، اما نه فقط بهدلیل گیرایی ملودی؛ بلکه چون به تدریج با تنش و تباهیِ جهان فیلم گره میخورد. موسیقی بدینترتیب به جای توضیحدادن احساسات، آنها را در قالبی فریبنده و ناآرام بازمیگرداند. نوجوانی، میل و مسئولیت فیلم نوجوانی را دورهای پاک و معصومانه تصویر نمیکند.
« نامتعارفبودن شیوهٔ روایت بخشی از هویت اثر است، ولی به همان اندازه مانعی برای همراهشدن بیدردسر با آن. »
شخصیتها و اجرا
میل جنسی در آن حضوری آشکار دارد، اما نه بهعنوان نیرویی رمانتیک یا بیخطر؛ بلکه بهصورت میلی خام و آشفته که میتواند با خودخواهی و خشونت درآمیزد. پسران، در خیالپردازیهای خود، دیگران را به موضوع خواستههایشان تقلیل میدهند و همین نگاه، پرسش دشواری دربارهٔ مسئولیت اخلاقی پیش میکشد: چه زمانی خیال از مرز بیضرری عبور میکند و به توجیهی برای آزار بدل میشود؟
اوشیما این پرسشها را با لحنی آرام و تربیتی عرضه نمیکند. فضای فیلم گاه بیپروا و آزارنده است و همین انتخاب، تماشاگر را در موقعیت آسودهٔ داوری از فاصلهای امن باقی نمیگذارد. این اثر ممکن است احساس انزجار یا دلزدگی ایجاد کند، اما ناراحتی آن صرفاً محصول نمایش امر شوکآور نیست؛ از تماشای ذهنیتی میآید که میل خود را بینیاز از همدلی و پاسخگویی میپندارد.
سیاستی که ناگهان وارد قاب میشود یکی از چالشهای اصلی فیلم، پیوند ناگهانیِ ماجرای نوجوانان با جنگ، اعتراض سیاسی و تاریخ خشونت دولتی است. اگر تماشاگر انتظار یک قصهٔ بلوغِ شوخوشنگ داشته باشد، ورود این مضامین میتواند مانند تغییر مسیر ناگهانی به نظر برسد. فیلم بهندرت مکث میکند تا ارتباط میان زندگی خصوصی این پسران و فضای سیاسی گستردهتر را به زبان رواییِ روشن توضیح دهد.
« اوشیما این پرسشها را با لحنی آرام و تربیتی عرضه نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، این پیوند بیدلیل نیست. اثر نسلی جوان را به تصویر میکشد که در برابر سیاست بیاعتنا یا سرگشته است، درحالیکه نسل پیشین تجربهای سیاسیتر و سازمانیافتهتر داشته است. در پسِ شوخیها و آوازها، مسئلهٔ فراموشی و ناتوانی از مواجهه با تاریخ نیز حضور دارد. اما این لایهٔ فکری همیشه بهطور متوازن با قصهٔ شخصیتها درهم نمیآمیزد؛ گاهی به نظر میرسد فیلم از یک ایدهٔ شخصی به بیانیهای اجتماعی میپرد، بیآنکه میان این دو پیوندی بهاندازهٔ کافی نرم و تدریجی برقرار کند.
تصویر و فضای دیداری رنگهای زنده و ترکیببندیهای نامأنوس، به فیلم کیفیتی سرزنده و در عین حال ناآرام میبخشند. تصویرها صرفاً پسزمینهٔ گفتوگوها نیستند؛ گاهی خودشان فاصلهٔ میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکنند. در کنار این رنگآمیزی، حرکت شخصیتها در فضا و برشهای ناگهانی، حس بیقراری نسلی را تقویت میکند که گویی مقصد روشنی ندارد.
سبک تصویری اثر را نباید با زیباییشناسی صرفاً تزئینی اشتباه گرفت. رنگ و فرم در خدمت ایجاد تضادند: سرخوشی ظاهری در برابر خشونت پنهان، شوخی در برابر تهدید، و زندگی روزمره در برابر کابوسی که آرامآرام رخ مینماید. همین تضاد است که فضای فیلم را ماندگار میکند، هرچند تکهتکهبودن آن گاه انسجام عاطفی را کاهش میدهد.
« در پسِ شوخیها و آوازها، مسئلهٔ فراموشی و ناتوانی از مواجهه با تاریخ نیز حضور دارد. »
قوتها و کاستیها
بازیها و دشواری تماشا بازیها در کلیت خود با حالوهوای بیقاعدهٔ فیلم هماهنگاند. شخصیتها گاه چنان رفتار میکنند که انگار خود نیز از معنای کامل موقعیتهایشان آگاه نیستند؛ این کیفیت با جهانِ سرگردان اثر جور درمیآید، اما ممکن است ارتباط عاطفی با آنان را دشوار کند. معلمِ مست نیز بیش از آنکه یک شخصیت توضیحدادهشده باشد، نیرویی محرک است: حضوری که ترانه و گفتار او، مسیر فیلم را از روزمرگی بیرون میکشد.
تماشای فیلم تجربهای سبک و آسوده نیست. برخی بخشها کند و گنگاند و تغییر لحن از کمدی نامتعارف به تلخی و تنش ممکن است نابرابر احساس شود. در عوض، همین نابرابری باعث میشود اثر بهسادگی قابل پیشبینی نباشد. فیلم نه میکوشد همهچیز را حل کند و نه همیشه برای هر تصویر، معنایی یگانه و روشن عرضه میکند؛ ازاینرو، واکنش مخاطب احتمالاً میان شیفتگی، سردرگمی و پسزدن نوسان خواهد کرد.
جمعبندی «Sing a Song of Sex» فیلمی سرکش و عمداً نامتوازن است که از ترانهای هزلآمیز آغاز میکند و آن را به دریچهای برای تأمل دربارهٔ میل، بیمسئولیتی و بیتفاوتی سیاسی بدل میسازد. مهمترین دستاوردش، پیوندزدن آواز تکرارشونده با فضایی است که لحظهبهلحظه تیرهتر میشود؛ تصویری رنگارنگ و روایتی آزاد نیز به آن هویتی متمایز میدهند.
« بازیها و دشواری تماشا بازیها در کلیت خود با حالوهوای بیقاعدهٔ فیلم هماهنگاند. »
جمعبندی
در برابر، پرشهای سیاسی، ابهام و کندی بعضی صحنهها ممکن است تماشاگر را از فیلم دور کنند. این اثر برای کسی که در پی روایت روان و شخصیتپردازی کلاسیک است، احتمالاً تجربهای دشوار خواهد بود. اما برای مخاطبی که سینما را عرصهٔ آزمودن فرم و برهمزدن آسودگی میداند، فیلمی قابلتأمل است؛ اثری که آهنگش در گوش میماند، اما معنایش در ذهن آرام نمیگیرد.
« در برابر، پرشهای سیاسی، ابهام و کندی بعضی صحنهها ممکن است تماشاگر را از فیلم دور کنند. »



ثبت دیدگاه