نقد و بررسی
نقد سیمبا (Simmba) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سرگرمی و عدالت «Simmba» فیلمی است که تضاد را از همان شخصیت محوری خود آغاز میکند: افسر پلیسی که نه پاسدار قانون، بلکه بهرهبردار موقعیت خویش است. سنگرام بالراو، مشهور به سیمبا، از قدرت یونیفورم برای آسودگی و منفعت شخصی استفاده میکند و فسادش را نه بحرانی اخلاقی، بلکه شیوهای عادی از زندگی میبیند.
این نقطهٔ شروع، امکان ساختن قوسی جذاب را فراهم میآورد: تماشای مردی که باید میان ماندن در آسایشِ فساد و پذیرفتن مسئولیت اخلاقی یکی را برگزیند. فیلم برای این دگرگونی، به الگوی آشنای سینمای جریان اصلی هند تکیه دارد؛ الگوی قهرمانی که پس از برخورد با رخدادی تکاندهنده، از بیتفاوتی بیرون میآید و در برابر ستم میایستد.
آشنایی این مسیر، از قدرت اثر نمیکاهد؛ مسئله آن است که آیا فیلم میتواند تحول را به تجربهای تدریجی و باورپذیر بدل کند یا صرفاً آن را به محرکی برای نمایشهای پرشور تبدیل میسازد. پاسخ «Simmba» میان این دو قطب نوسان دارد: در لحظاتی به قهرمانش عمق میدهد و در لحظاتی دیگر، شتابزده از مرحلهای به مرحلهٔ بعد میجهد.
قهرمانی که با انرژی ساخته میشود نیرومندترین دارایی فیلم، اجرای Ranveer Singh است. او سیمبا را با حرکتی دائمی، چهرهای پرتحرک و لحنی بازیگوشانه میسازد؛ حضوری که حتی هنگامی که روایت درجا میزند، صحنه را زنده نگه میدارد. بازی او بهویژه در بخشهای کمدی کارآمد است: شوخیها را با اعتمادبهنفس ادا میکند و از حرکات اغراقآمیز شخصیت، ابزاری برای سرگرمکردن تماشاگر میسازد.
« قهرمانی که با انرژی ساخته میشود نیرومندترین دارایی فیلم، اجرای Ranveer Singh است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت این انرژی فقط در جنبهٔ نمایشی آن نیست. سیمبا در آغاز چنان خودخواه و آسودهخاطر است که اگر بازیگر نتواند جذابیتی در او بیافریند، همراهی با مسیر بعدیاش دشوار میشود. Ranveer Singh میان سبکسری و جدیت، چنان رفتوآمد میکند که دستکم در سطح اجرا، تماشاگر را به ادامهٔ سفر شخصیت ترغیب میکند.
بااینحال، جذابیت بازی گاهی جای تحول درونی را میگیرد: فیلم از کاریزمای بازیگر بهره میبرد تا فاصلههایی را پر کند که فیلمنامه برای ساختن تغییر اخلاقی شخصیت باقی گذاشته است. دگرگونی اخلاقی و بهای آن حرکت سیمبا از فساد به سوی عدالت، هستهٔ دراماتیک اثر است. این ایده وقتی جان میگیرد که فیلم تناقض اصلی او را پیش چشم بگذارد: او از قدرت پلیس لذت میبرد، اما تا زمانی که پیامدهای آن به زندگی نزدیکانش سرایت نکرده، حاضر نیست مسئولیت آن قدرت را جدی بگیرد.
همین تناقض میتواند پرسشی تلخ دربارهٔ وجدان برانگیزد: آیا شخصیت بهراستی به ارزش عدالت رسیده، یا فقط هنگامی واکنش نشان داده که رنج برایش ملموس شده است؟ فیلم این پرسش را بهطور کامل نمیپروراند، اما وجودش به داستان کشش میبخشد. رخداد تعیینکننده، سازوکار پیشین سیمبا را از کار میاندازد و او را ناگزیر به مواجهه با انتخابی میکند که پیشتر از آن میگریخت.
نقطهٔ قوت این مسیر، تأکید بر این است که عدالت برای سیمبا صرفاً شعار نیست؛ باید در عمل، در برابر نفوذ و منفعت شخصی آزموده شود. نقطهٔ ضعف آن، سرعت تغییر است. گذار از بیاعتنایی به موضعی قاطع، گاه بیشتر به چرخشی ناگهانی شباهت دارد تا نتیجهٔ انباشتهشدن تردیدها، پشیمانیها و تصمیمهای کوچک.
« اهمیت این انرژی فقط در جنبهٔ نمایشی آن نیست. »
شخصیتها و اجرا
تغییر لحن؛ از شوخی به تاریکی «Simmba» در نیمهٔ نخست با سرزندگی یک سرگرمی عامهپسند پیش میرود. طنز، ترانهها، اغراق و رفتارهای نمایشی شخصیت اصلی فضای اثر را سبک و پرتحرک میکنند. سپس، هنگامی که داستان با موضوعی سنگین روبهرو میشود، لحن بهسرعت تیرهتر میشود. این تضاد میتوانست ابزار مؤثری برای نشاندادن برخورد سیمبا با واقعیتی باشد که دیگر نمیتواند آن را نادیده بگیرد؛ اما گذار چنان ناگهانی است که پیوند دو بخش همیشه طبیعی به نظر نمیرسد.
مشکل، صرفاً تفاوت حالوهوا نیست؛ سینما میتواند کمدی و تراژدی را کنار هم بنشاند. مسئله این است که فیلم برای ساختن پلی میان آنها فرصت کافی نمیگذارد. شوخیهای بخش نخست گاه چنان بر فضای اثر مسلطاند که ورود درام جدی، بیشتر شبیه تغییر ناگهانی برنامهٔ فیلم است تا نتیجهٔ درونی داستان.
پس از این چرخش نیز، اثر بارها میان احساسبرانگیزی، خشم و نمایش قهرمانانه رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه شدت هر لحظه را متناسب با لحظهٔ پیشین تنظیم کند. عدالت بهمثابه نمایش فیلم از مسئلهای اجتماعی و دردناک برای پیشبردن داستان استفاده میکند، اما نگاهش بیش از آنکه بر تجربهٔ آسیبدیدگان و پیچیدگی عدالت متمرکز شود، بر بیداری قهرمان مرد تکیه دارد.
این انتخاب، به اثر نیرویی عامهپسند میدهد: تماشاگر میتواند خشم خود را در کنشهای قهرمان ببیند و از رویارویی او با بیعدالتی لذت دراماتیک ببرد. اما همین سازوکار، موضوع را به سکویی برای قهرمانسازی بدل میکند و خطر آن را دارد که رنج، بیشتر نقش محرک داستان را داشته باشد تا مسئلهای مستقل و سزاوار تأمل.
« تغییر لحن؛ از شوخی به تاریکی «Simmba» در نیمهٔ نخست با سرزندگی یک سرگرمی عامهپسند پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مواجهه با قانون نیز در نیمهٔ دوم میان مسیر حقوقی و منطق انتقامجویانه معلق میماند. صحنههای دادگاه قصد دارند کشمکش را از خیابان به نهادی رسمی منتقل کنند، اما استدلالها و نتیجهگیریها همیشه وزن کافی ندارند. در بخشهایی، واقعگرایی جای خود را به میل فیلم برای رسیدن به لحظهٔ پیروزمندانه میدهد.
بنابراین عدالت در این جهان سینمایی بیشتر به شکل نمایشی پرهیجان ظاهر میشود تا فرایندی پیچیده، کند و پرهزینه. اکشن و زبان اغراق کارگردانی Rohit Shetty بر اغراق آگاهانه بنا شده است: حرکتهای قهرمانانه، ضربآهنگ تند و صحنههایی که واقعنمایی را فدای هیجان میکنند. اکشن در «Simmba» قرار نیست بازتابی دقیق از خشونت واقعی باشد؛ کارکردش ساختن لذت تماشایی و برجستهکردن حضور قهرمان است.
در این چارچوب، انرژی Ranveer Singh با سبک فیلم هماهنگی خوبی دارد و لحظات درگیری، بهویژه وقتی با طنز آمیخته میشوند، از خصلت سرگرمکنندهٔ اثر نیرو میگیرند. اما اغراق، هنگامی که برای مدت طولانی تکرار شود، از شدت اثر میکاهد. صحنههایی که باید نقطهٔ اوج باشند، گاه بهسبب تأکید بیشازحد بر نمایش قهرمانانه، از تنش واقعی فاصله میگیرند.
نیمهٔ دوم نیز در بخشهایی طولانی میشود؛ فیلم برای رسیدن به مواجهههای بزرگ، گفتوگوها و مقدماتی را نگه میدارد که ریتم را کند میکنند. در نتیجه، اکشن همیشه به پیشرفت شخصیت یا تعمیق کشمکش خدمت نمیکند و بعضی وقتها بیشتر جای خالی پیوندهای روایی را میپوشاند. شخصیتهای پیرامونی و ظرفیتهای ناتمام شخصیتهای اطراف سیمبا، هر یک امکان گسترش جهان اخلاقی فیلم را دارند، اما روایت بیشتر آنها را در نسبت با قهرمان تعریف میکند.
« مواجهه با قانون نیز در نیمهٔ دوم میان مسیر حقوقی و منطق انتقامجویانه معلق میماند. »
قوتها و کاستیها
Shagun در بخشهایی به نیرویی برای سبککردن فضای داستان و تکمیل وجه رمانتیک آن بدل میشود، ولی نقش او در مسیر اصلی بهاندازهای پرورده نیست که حضوری مستقل و ماندگار پیدا کند. شخصیتهای دیگر نیز گاه به نمایندگان روشنِ خیر یا شر نزدیک میشوند؛ این دوگانگی، فهم سریع موقعیت را آسان میکند، اما از پیچیدگی روابط میکاهد.
در سوی مقابل، حضور بازیگرانی چون Sonu Sood و Ashutosh Rana به صحنهها وزن میدهد. تقابل سیمبا با چهرههای پیرامونی، بهخصوص با کسانی که نمایندهٔ نظم یا تهدیدند، زمینهای مناسب برای آشکارشدن تناقضهای او فراهم میکند. بااینهمه، فیلم کمتر میکوشد انگیزهها و مناسبات این شخصیتها را از قالبهای آشنا بیرون ببرد.
نتیجه آن است که بازیها و حضورهای کاریزماتیک، گاه از شخصیتپردازی دقیقتر اثرگذارتر میشوند. تازگی، سرگرمی و محدودیتها «Simmba» از الگوهایی استفاده میکند که در فیلمهای پلیسی و انتقامی بارها دیدهایم: مأمور فاسد، رخداد تکاندهنده، دشمن بانفوذ و قهرمانی که سرانجام در برابر فساد میایستد.
فیلم این مواد آشنا را با موسیقی، کمدی و اکشن پرزرقوبرق عرضه میکند، اما کمتر میکوشد معنای تازهای به آنها بدهد. از این رو، جذابیتش بیشتر در نحوهٔ اجرا و حضور بازیگر اصلی است تا در نوآوری روایی. این آشنایی الزاماً مانع لذتبردن نیست. اگر تماشاگر از سینمایی پرهیاهو، شوخیهای سرراست و لحظات قهرمانانه انتظار سرگرمی داشته باشد، فیلم لحظات کامیابی فراوانی دارد.
« در سوی مقابل، حضور بازیگرانی چون Sonu Sood و Ashutosh Rana به صحنهها وزن میدهد. »
جمعبندی
اما اگر معیار، تحول روانشناختی سنجیده، انسجام لحنی یا تحلیل دقیق عدالت باشد، کاستیها آشکارتر میشوند. «Simmba» میخواهد هم کمدی باشد، هم درامی اجتماعی و هم اکشن انتقامی؛ گاهی این ترکیب به انرژی میانجامد و گاهی به پراکندگی. جمعبندی «Simmba» فیلمی پرجنبوجوش و تماشایی است که نیروی اصلی خود را از اجرای پرشور Ranveer Singh و از آمیزهٔ کمدی، اکشن و احساس میگیرد.
مسیر سیمبا از پلیسی فاسد به مدافع عدالت، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد و نقطهعطف داستان به آن کشش میبخشد؛ بااینحال، تغییر لحن ناگهانی، دگرگونی نسبتاً شتابزدهٔ قهرمان، کشآمدن بخشهایی از نیمهٔ دوم و اتکای فیلم به کلیشههای آشنا، مانع انسجام کامل آن میشوند. حاصل، سرگرمیای پرانرژی است که بیش از منطق واقعگرایانه، بر شور و اغراق تکیه دارد.
فیلم در بهترین لحظات، با کاریزمای قهرمان و ضرباهنگ تند خود مخاطب را همراه میکند؛ در ضعیفترین لحظات، مسائل سنگین را به نمایش قهرمانانه تقلیل میدهد و پیچیدگی لازم را کنار میگذارد. «Simmba» در نهایت اثری است که بیشتر بهخاطر حضور سرزندهٔ بازیگر اصلی و لحظات سرگرمکنندهاش در ذهن میماند تا بهسبب تازگی داستان یا ژرفای تحلیلش.
« اما اگر معیار، تحول روانشناختی سنجیده، انسجام لحنی یا تحلیل دقیق عدالت باشد، کاستیها آشکارتر میشوند. »



ثبت دیدگاه