نقد و بررسی
نقد سیلور و کتاب رویاها (Silver and the Book of Dreams) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالِ رؤیا و واقعیت «Silver and the Book of Dreams» در نخستین برخورد، وعدهٔ ماجرایی فانتزی و رازآلود را میدهد: لیو پس از ورود به لندن با گروهی نوجوان آشنا میشود که میتوانند در رؤیاهای دیگران قدم بگذارند؛ قلمرویی که هم پناهگاه خیال است و هم جایی برای روبهروشدن با ترسها و امیال پنهان.
ایدهٔ مرکزی ظرفیت چشمگیری دارد، زیرا رؤیا در ذات خود مرزهای واقعیت را سست میکند و امکان میدهد تصویرهای ذهنی، رازهای شخصی و خطرهای بیرونی در هم بیامیزند. فیلم نیز گاه از همین ظرفیت بهره میگیرد و به تماشاگر نوید جهانی میدهد که قوانینش با منطق روزمره یکی نیست. بااینحال، میان داشتن یک ایدهٔ جذاب و پرورش سینمایی آن فاصلهای محسوس وجود دارد.
فیلم جهان رؤیا را معرفی میکند، اما کمتر فرصت مییابد قواعد و پیامدهایش را با آرامش و دقت بنا کند. در نتیجه، خیالانگیزیِ premise یا پیشفرض داستان گاهی بیشتر از آنکه به تجربهای رازآمیز و منسجم بدل شود، به رشتهای از موقعیتهای پراکنده تبدیل میشود. تماشاگر از خود میپرسد نه فقط در خواب چه چیزی ممکن است، بلکه چرا شخصیتها در برابر آنچه میبینند چنین واکنشی نشان میدهند.
لندن؛ بستری دیدنی برای قصه لندن از نقاط قوت آشکار فیلم است. خیابانها، فضاهای شهری و معماری آن پسزمینهای دلنشین برای داستانی میسازند که میان زندگی روزمرهٔ نوجوانان و جهانی نامتعارف رفتوآمد میکند. شهر نه صرفاً منظرهای تزیینی، بلکه فضایی است که میتواند حس جابهجایی و بیقراری لیو را بازتاب دهد: او تازهوارد است و هنوز جای خود را در خانواده و مدرسه پیدا نکرده؛ لندن نیز در قاب فیلم همزمان آشنا و غریب جلوه میکند.
« فیلم نیز گاه از همین ظرفیت بهره میگیرد و به تماشاگر نوید جهانی میدهد که قوانینش با منطق روزمره یکی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موسیقی و طراحی بصری نیز به ساختن حالوهوای اثر کمک میکنند. بعضی تصویرهای جهان خواب رنگ و جذابیتی دارند که فیلم را از یک درام نوجوانانهٔ صرف جدا میکند و لحظههایی از شگفتی پدید میآورد. در بهترین صحنهها، گذر از واقعیت به رؤیا امکان کشف فضایی تازه را فراهم میکند و چشماندازهایی میسازد که تماشاگر را به ادامهٔ ماجرا ترغیب میکنند.
اما این جذابیت بصری همیشه با عمق روایی همراه نمیشود؛ گاهی تصویر بهتنهایی باید بار تعجب و هیجان را به دوش بکشد، چون داستان هنوز زمینهٔ عاطفی یا منطقی لازم را فراهم نکرده است. روایت شتابزده و قواعد ناتمام مهمترین گرفتاری فیلم، ریتم و ساختار روایت است. رخدادها با شتاب از یک نقطه به نقطهٔ دیگر میرسند و بعضی لحظهها پیش از آنکه معنای خود را پیدا کنند، جای خود را به اتفاق بعدی میدهند.
این سرعت در فیلمی ماجراجویانه میتواند به پویایی کمک کند، اما در اینجا اغلب به کمبود پیوند میانجامد. اطلاعات تازه، خطرها و دگرگونیهای رابطهها گاه چنان فشرده عرضه میشوند که تماشاگر فرصت نمیکند اثر هر اتفاق را درک کند. مسئله فقط کمبود توضیح نیست؛ خود قواعد دنیای خواب نیز به اندازهٔ کافی استوار نمیشوند.
وقتی داستان بر آیین، توانایی ورود به رؤیا و پیامدهای خطرناک آن تکیه دارد، باید روشن باشد این سازوکارها چه محدودیتهایی دارند و چرا شخصیتها باید از آنها بترسند یا به آنها اعتماد کنند. فیلم بخشی از این پرسشها را مطرح میکند، اما پاسخها همیشه به شکلی پیوسته و قانعکننده در دل درام جا نمیگیرند.
« موسیقی و طراحی بصری نیز به ساختن حالوهوای اثر کمک میکنند. »
شخصیتها و اجرا
همین امر باعث میشود برخی موقعیتها بیشتر شبیه محرکهای داستانی به نظر برسند تا نتیجهٔ طبیعی جهانی که از پیش بنا شده است. شخصیتها و تصمیمهایی که باور نمیشوند رفتار شخصیتها گاه از مهمترین مانعهای درگیرشدن با فیلم است. تصمیمهای آنان، بهویژه در موقعیتهای پرخطر، همیشه با اطلاعاتی که در اختیار دارند یا با احساسی که صحنه پیشتر ساخته، همخوان نیست.
تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن اضطراب و کنجکاوی شخصیتها، از خود بپرسد چرا چنین انتخابی کردند و چرا پیامدهای آشکارش را نادیده گرفتند. این فاصله، تعلیق را تضعیف میکند: خطر زمانی اثرگذار است که واکنش آدمها به آن باورپذیر باشد. لیو در مرکز داستان قرار دارد و تجربهٔ ورود به محیط تازه میتوانست بستری مناسب برای رشد شخصیت او فراهم کند.
جابهجایی، روابط خانوادگی تازه و بار عاطفی گذشتهاش امکان میدادند کشمکش بیرونی با بحران درونی پیوند بخورد. اما فیلم در پرداخت این لایهها شتاب میکند و گاه شخصیتها را بیشتر در خدمت جابهجایی پیرنگ قرار میدهد تا اینکه انگیزهها و تناقضهایشان را بهتدریج آشکار سازد. در نتیجه، بعضی واکنشها ناگهانی به نظر میرسند و همدلی با آنها دشوار میشود.
بازیها و رابطهٔ عاشقانه بازیگران در مجموع با material یا مواد داستانی محدودی روبهرو هستند. در برخی صحنهها، اجراها بهاندازهای طبیعی و صمیمیاند که فضای نوجوانانهٔ فیلم را حفظ میکنند؛ اما در لحظههای دراماتیک، کمبود فرصت برای شکلگیری روابط و انگیزهها به چشم میآید. وقتی فیلم برای شخصیتپردازی مکث نمیکند، بازیگر نیز مجال چندانی برای ساختن تحول تدریجی ندارد.
« شخصیتها و تصمیمهایی که باور نمیشوند رفتار شخصیتها گاه از مهمترین مانعهای درگیرشدن با فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین مشکل را نمیتوان تنها به اجراها نسبت داد؛ فیلمنامه و ریتم نیز در این حس ناپختگی سهم دارند. رابطهٔ عاشقانهٔ لیو و هنری هم از همین کمبود زمان آسیب میبیند. فیلم نشانههایی از کشش و نزدیکی میان آن دو میگذارد، اما این نشانهها همیشه به صمیمیتی پایدار تبدیل نمیشوند. برای باورکردن یک رابطه، صرف کنار هم قرارگرفتن دو شخصیت کافی نیست؛ باید لحظههایی دید که اعتماد، آسیبپذیری و شناخت متقابل را شکل میدهند.
در اینجا پیوند عاطفی گاه بیشتر به ایستگاهی در مسیر قصه شباهت دارد تا رابطهای که از دل تجربههای مشترک رشد کرده باشد. تعلیق، ترس و بهای آرزو ایدهٔ آنکه تحقق بزرگترین آرزو بهایی سنگین داشته باشد، بنیانی مناسب برای تعلیق اخلاقی و عاطفی است. چنین محوری میتواند شخصیتها را وادار کند میان خواستهٔ شخصی و مسئولیت در برابر دیگران انتخاب کنند.
فیلم به این پرسش نزدیک میشود، اما تهدیدها همیشه چنان پرداخت نمیشوند که حس خطر بهطور مداوم در فضا باقی بماند. بخشهایی که باید اضطرابآور باشند، گاه پیش از آنکه تنش انباشته شود به نتیجه میرسند یا با توضیحی تازه مسیرشان عوض میشود. از همین رو، اثر در ایجاد ترس و دلهره به اندازهٔ ظرفیت جهان خود موفق نیست.
رؤیاها میتوانند محل ظهور کابوسهای شخصی باشند؛ اما برای آنکه کابوس به تجربهای سینمایی بدل شود، باید هم تصویر و صدا و هم وضعیت روانی شخصیت با یکدیگر کار کنند. فیلم در زمینهٔ تصویرپردازی جذابتر از ساخت تعلیق پایدار عمل میکند. برخی لحظهها هیجان دارند، اما میان هیجان مقطعی و حس تهدیدی که در سراسر روایت امتداد یابد، تفاوتی هست؛ این فیلم بیشتر به اولی دست مییابد.
« بنابراین مشکل را نمیتوان تنها به اجراها نسبت داد؛ فیلمنامه و ریتم نیز در این حس ناپختگی سهم دارند. »
قوتها و کاستیها
اقتباس و مخاطب نوجوان بهعنوان اقتباسی از مجموعهکتابهای Kerstin Gier، فیلم برای مخاطبانی که با متن اصلی آشنا هستند ممکن است انتخابها و تغییرهایش را محسوس بیابد. اقتباس الزاماً نباید همهٔ جزئیات کتاب را بازسازی کند؛ اما تغییرها زمانی نتیجهبخشاند که هستهٔ عاطفی یا منطق جهان داستان را در قالبی تازه حفظ کنند.
اینجا فشردگی روایت و حذف یا کمرنگشدن برخی پیوندها میتواند این تصور را ایجاد کند که داستان فرصت کافی برای شکلگرفتن نیافته است. در مقابل، برای تماشاگر ناآشنا با کتاب، همین جهان رؤیایی ممکن است همچنان جذاب باشد، هرچند آشفتگی روایت پابرجاست. لحن اثر نیز آشکارا به فانتزی نوجوانانه گرایش دارد؛ از گروهدوستی و دلبستگی عاطفی تا رازهای مدرسه و ماجراجویی فراطبیعی.
این انتخاب بهخودیخود ضعف نیست، اما فیلم در پیوندزدن این عناصر با سویههای تاریکتر داستان همیشه موفق نمیشود. برخی مخاطبان نوجوان احتمالاً از سرعت، ایدهٔ سفر در رؤیا و لحظههای خیالانگیز لذت خواهند برد؛ تماشاگرانی که انتظار تعلیق پرقدرت یا درامی پختهتر دارند، ممکن است با فاصلهٔ میان وعدهٔ آغازین و اجرای نهایی روبهرو شوند.
جمعبندی «Silver and the Book of Dreams» فیلمی با هستهای خیالانگیز و ظرفیت بصری قابلتوجه است که لندن، موسیقی و طراحی جهان خواب به آن هویتی دلپذیر میبخشند. لحظههایی سرگرمکننده و پرتحرک دارد و ایدهٔ پیوند رؤیا با آرزو و قربانی میتوانست به داستانی پرکشش و تأملبرانگیز تبدیل شود.
جمعبندی
بااینحال، شتاب روایت، شخصیتپردازی ناتمام و تصمیمهای ناموجه بارها مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای منسجم بدل شود. تعلیق به اندازهٔ لازم جان نمیگیرد و رابطهٔ عاشقانه نیز فرصت کافی برای باورپذیرشدن پیدا نمیکند. حاصل، اثری است که بیش از همه در جرقههای تصویری و فضای نوجوانانهاش موفق است، نه در استحکام داستان.
اگر تماشاگر به فانتزیهای جوانپسند و جهانهای رؤیایی علاقه داشته باشد، فیلم میتواند لحظههایی سرگرمکننده فراهم کند؛ اما برای رسیدن به اثری ماندگارتر، به مکث بیشتر، قواعد روشنتر و شخصیتهایی نیاز داشت که انتخابهایشان از درون خودشان بجوشد.
« تعلیق به اندازهٔ لازم جان نمیگیرد و رابطهٔ عاشقانه نیز فرصت کافی برای باورپذیرشدن پیدا نمیکند. »
ثبت دیدگاه