نقد و بررسی
نقد گردشگران (Sightseers) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفر عاشقانهای که از مسیر خود منحرف میشود در ظاهر، «Sightseers» قصهای آشنا دارد: کریس میخواهد تینا را با جهان محبوب خودش، یعنی گردش با کاروان و دیدن جاذبههای بریتانیا، آشنا کند. اما سفر رؤیایی این دو خیلی زود از برنامهای آرام و دلپذیر فاصله میگیرد و به مسیری تیره و پیشبینیناپذیر میرسد.
فیلم بدون آنکه راز اصلی خود را از همان ابتدا آشکار کند، از دل برخوردهای روزمره و دلخوریهای کوچک، کمدی سیاهی میسازد که بهتدریج خشونت را به بخشی از منطق جهانش بدل میکند. «Sightseers» ساختهٔ Ben Wheatley و محصول ۲۰۱۲ است؛ فیلمنامه را Alice Lowe و Steve Oram نوشتهاند و خودشان نیز نقشهای اصلی را بازی میکنند.
طنز سیاه؛ خندهای آمیخته با ناراحتی طنز فیلم بر پایهٔ شوخیهای پرسروصدا یا جملههای بامزهٔ پیدرپی شکل نمیگیرد. خنده اغلب از فاصلهٔ میان آنچه رخ میدهد و واکنش خونسرد شخصیتها به آن پدید میآید. آدمهایی که در موقعیتهای عادی با بیحوصلگی، بیملاحظگی یا رفتارهای ناخوشایندشان اعصاب دیگران را خرد میکنند، در این جهان بهانهای برای واکنشهایی بسیار افراطی میشوند.
همین عدم تناسب است که فیلم را هم خندهدار میکند و هم آزاردهنده. دستاورد مهم اثر آن است که خشونت را صرفاً به یک ترفند شوکهکننده تبدیل نمیکند. رفتارهای تکاندهندهٔ زوج، در دل رابطه و شیوهٔ نگاهشان به دیگران معنا پیدا میکند: آنها برای خود روایتی میسازند که در آن، خشمشان قابلفهم و حتی موجه به نظر میرسد.
« خنده اغلب از فاصلهٔ میان آنچه رخ میدهد و واکنش خونسرد شخصیتها به آن پدید میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم تماشاگر را در برابر همین خودفریبی قرار میدهد؛ ما میتوانیم از مضحکبودن موقعیت بخندیم، اما همزمان میبینیم که خنده بهتدریج بر زمینهای اخلاقاً نگرانکننده نشسته است. رابطهای میان وابستگی و دلخوری مرکز واقعی فیلم نه گردشگری است و نه حتی خشونت، بلکه رابطهٔ کریس و تیناست. این دو یک زوج آرمانی و هماهنگ نیستند.
میانشان صمیمیت وجود دارد، اما صمیمیتشان با ناامنی، دلخوری و میل به کنترل درهم آمیخته است. کریس میخواهد تجربهٔ خودش را به تینا عرضه کند و انتظار دارد او جهان را با همان چشم ببیند؛ تینا نیز، با نیازها و محدودیتهای خود، در این رابطه تنها تماشاگر منفعل باقی نمیماند. سفر، آنها را از روال معمول زندگی جدا میکند و به فضایی میبرد که در آن اختلافهایشان فرصت بروز پیدا میکند.
بازی طبیعی Alice Lowe و Steve Oram به این رابطه وزن میدهد. آنها زوجی را میسازند که گفتوگوهایش گاه معمولی و حتی بیاهمیت به نظر میرسد، اما در زیر این ظاهر روزمره، کشمکشی دائمی جریان دارد. مکثها، نگاهها و واکنشهای کوچک، بیش از توضیحهای مستقیم دربارهٔ شخصیتها به کار میآیند.
به همین سبب، حتی وقتی تصمیمهای این دو از منطق روزمره فاصله میگیرد، رابطهشان همچنان باورپذیر میماند: رفتارشان را نه فقط باید در قالب رویدادهای بیرونی، بلکه در بافت وابستگی و تأثیرگذاری متقابلشان دید. چشمانداز آرام و جهان ناآرام یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، قرار دادن رفتارهای خشن در دل مناظری آرام و تماشایی است.
« رابطهای میان وابستگی و دلخوری مرکز واقعی فیلم نه گردشگری است و نه حتی خشونت، بلکه رابطهٔ کریس و تیناست. »
شخصیتها و اجرا
جادهها، طبیعت و جاذبههای گردشگری بریتانیا، وعدهٔ آسودگی و فراغت میدهند؛ اما این آرامش تصویری، با آشفتگی اخلاقی شخصیتها تضاد پیدا میکند. مکانها در پسزمینهای تزئینی حل نمیشوند: آنها یادآور ایناند که سفر قرار بوده راهی برای دیدن زیباییها و تجربهٔ مشترک باشد، حال آنکه زوج هر بار با نگاهی محدود و خودمحور به پیرامونشان واکنش نشان میدهند.
فیلم از مکانهای گردشگری نیز با تحقیر صرف یاد نمیکند. آنچه به این فضاها معنای تلخ میبخشد، برخورد شخصیتها با آنهاست؛ گویی جهان بیرون همزمان محل تماشا و صحنهٔ آشکارشدن خصلتهای پنهان آنان است. همین ترکیب، حالوهوایی میسازد که نه کاملاً واقعگراست و نه به خیالپردازی محض میگراید.
طبیعت آرام میماند، اما رفتار آدمها آن را به بستری غریب و تهدیدآمیز تبدیل میکند. کارگردانی و ریتم روایت Ben Wheatley در هدایت فیلم، میان روزمرگی و انفجار ناگهانی تنش حرکت میکند. روایت بهجای آنکه از ابتدا با شتاب به سوی بحران برود، اجازه میدهد لحظههای معمولی و حتی ملالآورِ سفر در قاب بمانند.
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای کوچک، به ظاهر چیزی بیش از ثبت تعطیلاتی عادی نیستند؛ اما همین تأکید بر عادیبودن، هنگام وقوع رفتارهای افراطی، شکاف میان زندگی روزمره و خشونت را محسوستر میکند. ریتم اثر در مجموع به سود تغییر تدریجی لحن کار میکند: ابتدا ممکن است تماشاگر با تصویری سبک از یک زوج در سفر روبهرو شود، اما کمکم درمییابد که قواعد این تعطیلات عادی نیست.
« فیلم از مکانهای گردشگری نیز با تحقیر صرف یاد نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین روش گاه به محدودیت فیلم بدل میشود. برخی شوخیهای تلخ و موقعیتهای خشونتآمیز در نیمهٔ دوم، بهجای آنکه هر بار معنای تازهای بیفزایند، ممکن است تکراری به نظر برسند. برای بخشی از تماشاگران، تشدید خشونت نیز چنان محسوس است که گذار از کمدی روزمره به افراطیگری، بیش از اندازه تند یا از نظر عاطفی دشوارپذیر جلوه میکند.
شخصیتهای فرعی و دامنهٔ جهان فیلم شخصیتهای فرعی بیشتر در نسبت با مسیر کریس و تینا تعریف میشوند تا بهعنوان آدمهایی با زندگی و انگیزههای مستقل. برخوردهای متعدد، موقعیتهایی برای پیشبردن ماجرا و نمایانکردن شیوهٔ واکنش زوج فراهم میکنند؛ اما کمتر فرصت مییابند که از این کارکرد فراتر بروند.
این محدودیت به تمرکز فیلم کمک میکند، زیرا نگاه را بر زوج اصلی نگه میدارد، ولی در عوض جهان اجتماعی اثر را کمعمقتر میسازد. از همین رو، برخوردهای فیلم گاه بیش از آنکه دربارهٔ آدمهای روبهرو باشند، دربارهٔ ذهنیت کریس و تینا هستند: آنان دیگران را چگونه میبینند، چگونه رفتارشان را تفسیر میکنند و چگونه برای واکنش خود توجیه میتراشند.
این انتخاب با ساختار کمدی سیاه اثر هماهنگ است، اما اگر تماشاگر انتظار شخصیتپردازی گستردهتر یا تصویری چندلایه از اجتماع پیرامون زوج را داشته باشد، ممکن است احساس کند بسیاری از آدمها تنها برای روشنکردن مسیر اصلی وارد داستان شدهاند. تجربهای نامتعارف برای تماشاگر «Sightseers» از آن فیلمهایی نیست که تماشاگر را در یک موضع احساسی ثابت نگه دارد.
« بااینحال، همین روش گاه به محدودیت فیلم بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
طنز آن میتواند سرگرمکننده باشد، اما سرگرمیاش آسوده و بیدغدغه نیست. فیلم پیوسته مرز میان خنده و انزجار را جابهجا میکند و از تماشاگر میخواهد متوجه شود که خندیدن به یک موقعیت، لزوماً به معنای بیاهمیتبودن پیامدهای آن نیست. این دوگانگی، بهویژه در کنار بازیهای کماغراق و فضای ظاهراً معمولی سفر، اثر را از یک کمدی جنایی متعارف متمایز میکند.
در مقابل، همین لحن نامتوازن ممکن است برای همه کار نکند. تکرار برخی الگوهای شوخی و خشونت میتواند از نیروی غافلگیرکنندهٔ آنها بکاهد و تماشاگرانی که با کمدی بسیار سیاه یا رفتارهای خشن راحت نیستند، احتمالاً با فیلم فاصله خواهند گرفت. اثر در بهترین لحظاتش، این ناراحتی را به جزئی از تجربهٔ دیدن تبدیل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، ممکن است بیش از حد بر همان سازوکارهای پیشین تکیه کند.
جمعبندی «Sightseers» کمدی سیاهی است دربارهٔ تعطیلاتی که بهتدریج نقابش کنار میرود و رابطهای که در پسِ صمیمیت ظاهری، از قدرت، وابستگی و توجیهتراشی شکل گرفته است. بازیهای باورپذیر زوج اصلی، تضاد میان طبیعت آرام و رفتارهای تکاندهنده، و توان فیلم در آمیختن خنده با ناراحتی، آن را به تجربهای ماندگار و نامعمول بدل میکند.
بااینحال، تکرار بعضی شوخیها، محدودماندن شخصیتهای فرعی و جهش پرتنش به خشونت افراطی، از کاستیهای آن است. ارزش فیلم در این است که سرگرمی را از آسودگی جدا میکند: تماشاگر را به خنده میاندازد، اما اجازه نمیدهد آن خنده کاملاً بیدغدغه باقی بماند.
« طنز آن میتواند سرگرمکننده باشد، اما سرگرمیاش آسوده و بیدغدغه نیست. »



ثبت دیدگاه