نقد و بررسی
نقد مریض 2022 (Sick) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به کابوس قرنطینه «Sick» ساختهٔ John Hyams، وحشت را از دل تجربهای بسیار نزدیک و هنوز آشنا بیرون میکشد: روزهای نخست همهگیری، وقتی فاصلهگذاری، ماسک، پیامهای هشدارآمیز و هراس از تماس با دیگران به بخشی از زندگی روزمره بدل شده بود. پارکر و میری برای گذراندن قرنطینه به خانهای دورافتاده در کنار دریاچه میروند؛ مکانی که قرار است پناهگاهشان باشد، اما خیلی زود به صحنهای برای تهدید و تعقیب تبدیل میشود.
ایدهٔ مرکزی فیلم ساده و درعینحال پربازده است: چه میشود اگر انزوایی که برای دور ماندن از خطر انتخاب کردهایم، خود به دام بدل شود؟ فیلم از همان آغاز میکوشد فضای دوران کرونا را نه بهعنوان پسزمینهای تزئینی، بلکه بهمثابه عنصری مؤثر در شکلگیری تعلیق به کار گیرد. ماسک، تلفن همراه و فاصلهگرفتن از دیگران، هم ابزارهای بقا هستند و هم سرچشمهٔ سوءظن.
این جزئیات به «Sick» هویتی روشن میدهند و آن را از بسیاری از اسلشرهایی که صرفاً به خانهای خلوت و مهاجمی نقابدار بسنده میکنند، متمایز میسازند. فیلم در این زمینه ظرفیت تأمل بر ترس جمعی و رفتارهای متناقض انسان در بحران را دارد، هرچند همیشه از این ظرفیت به بهترین شکل بهره نمیبرد.
« ماسک، تلفن همراه و فاصلهگرفتن از دیگران، هم ابزارهای بقا هستند و هم سرچشمهٔ سوءظن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از اضطراب اجتماعی تا اسلشر «Sick» در بنیاد خود یک فیلم اسلشر است؛ بنابراین انتظار میرود بخشی از جذابیتش از الگوهای آشنای این گونه سرچشمه بگیرد: مکانی دورافتاده، تهدیدی پنهان، پیامهایی مشکوک و تلاش برای یافتن راه فرار. فیلم این عناصر را با اضطراب خاص روزهای همهگیری درمیآمیزد. تهدید فقط از آنچه بیرون خانه کمین کرده نمیآید؛ فضای بیاعتمادی، مراقبت دائمی و تردید دربارهٔ اینکه چه کسی ناقل خطر است نیز به ناامنی شخصیتها دامن میزند.
نقطهٔ قوت این ترکیب، امکان تبدیل جزئیات روزمره به ابزار تعلیق است. زنگ تلفن یا صدای ورود کسی که انتظارش را نداشتهایم، در چنین فضایی بار معنایی بیشتری پیدا میکند. با این حال، فیلم گاهی میان دو مسیر مردد میماند: از یک سو میخواهد اضطراب اجتماعی دورهٔ کرونا را بازتاب دهد و از سوی دیگر، به سرعت سراغ هیجانهای متعارف اسلشر میرود.
در نتیجه، ایدهٔ همهگیری بیشتر به چارچوبی برای پیشبرد حادثهها تبدیل میشود تا موضوعی که فیلم با حوصله و پیچیدگی بیشتری واکاوی کند. ریتم تند و تعقیبهای پرتحرک یکی از امتیازهای اصلی فیلم، ریتم پرشتاب آن است. روایت چندان درنگ نمیکند و پس از چیدن مقدمات، شخصیتها را وارد زنجیرهای از خطرها و گریزها میسازد.
« فیلم این عناصر را با اضطراب خاص روزهای همهگیری درمیآمیزد. »
شخصیتها و اجرا
این شتاب بهویژه در بخشهای میانی اثرگذار است؛ جایی که تعقیبوگریزها طولانیتر میشوند و تماشاگر فرصت نمییابد با خیال آسوده از تنش فاصله بگیرد. Hyams صحنههای حرکت را با انرژی بصری و حس نسبتاً روشنی از موقعیت مکانی اجرا میکند؛ ازاینرو آشوب، دستکم در لحظات مهم، به سردرگمی کامل بدل نمیشود.
این انتخاب، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده و فشرده تبدیل میکند. «Sick» برای ساختن هر لحظهٔ هیجان به جلوههای پیچیده یا جهانی گسترده نیاز ندارد؛ خانه، اطراف آن و فضای بستهٔ قرنطینه برای شکلدادن به تعقیب کافیاند. در عوض، همین شتاب میتواند به قیمت کاهش فرصت شخصیتپردازی تمام شود.
وقتی خطر پیوسته در حال نزدیکشدن است، فیلم کمتر مجال مییابد که روابط یا واکنشهای روانی شخصیتها را با عمق بیشتری بپروراند. پارکر و میری؛ دوستی در محاصره رابطهٔ پارکر و میری هستهٔ انسانی روایت است. حضور دو دوست در موقعیتی که اعتماد و همکاری برای زندهماندن ضرورت دارد، به فیلم فرصتی میدهد تا از الگوی معمول قربانیان پراکنده فراتر برود.
« این انتخاب، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده و فشرده تبدیل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دو صرفاً در انتظار نجات نیستند؛ تصمیم میگیرند، واکنش نشان میدهند و در برابر تهدید از یکدیگر پشتیبانی میکنند. همین همراهی، تنش را از سطح پرسش «چه کسی هدف بعدی است؟» فراتر میبرد و به این پرسش میرساند که دوستی در شرایطی چنین هولناک تا چه اندازه میتواند پشتوانهای واقعی باشد.
بازی Gideon Adlon و Beth Million در حفظ انرژی این دو شخصیت نقش دارد. فیلم بیش از آنکه به گفتوگوهای طولانی و توضیح مستقیم متکی باشد، از واکنشهای فوری و کنشهای بدنی بهره میگیرد؛ رویکردی متناسب با ریتم آن. بااینهمه، برخی تصمیمهای شخصیتها در لحظههای خطر ممکن است نامعقول یا آشنا به نظر برسد.
چنین لغزشهایی از ویژگیهای پرتکرار سینمای وحشتاند، اما در فیلمی که میخواهد قهرمانانش را فعال و کارآمد نشان دهد، گاهی بیش از حد به چشم میآیند. فضاسازی و زبان تصویری خانهٔ کنار دریاچه، با فاصلهاش از محیط شهری و محدودیت راههای دسترسی، انتخابی مناسب برای داستان است. این مکان بهظاهر آرام، بهتدریج خصیصهای تهدیدآمیز پیدا میکند: سکوت و خلوتی که در شرایط عادی میتوانست نشانهٔ آسایش باشد، اینجا هر صدای ناگهانی را برجستهتر میسازد و انتظار خطر را افزایش میدهد.
« بازی Gideon Adlon و Beth Million در حفظ انرژی این دو شخصیت نقش دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم از تضاد میان پناهگاه و زندان بهره میگیرد؛ شخصیتها برای دورماندن از بحران به مکانی امن پناه بردهاند، اما همان انزوا امکان کمکگرفتن را دشوار میکند. کارگردانی در صحنههای پرتحرک، بهویژه هنگام فرار و رویارویی، نقطهٔ قوتی محسوس دارد. فیلم تلاش میکند حرکت شخصیتها در فضا قابلفهم بماند و این ویژگی به تداوم تعلیق کمک میکند.
در عوض، جلوههای بصری و سازوکارهای ترس، بیش از آنکه تازه و نامتعارف باشند، در قلمرو شناختهشدهٔ اسلشر قرار میگیرند. «Sick» بیشتر با سرعت و تراکم حادثهها اثر میگذارد تا با خلق تصویری ماندگار یا فضایی کاملاً یگانه. ضعف در پرداخت همهگیری و پیشبینیپذیری بزرگترین فرصت ازدسترفتهٔ فیلم، پرداخت محدود به معنای اجتماعی همهگیری است.
کرونا در داستان نقشی فراتر از یک نشانهٔ زمانی دارد و به انگیزههای دراماتیک پیوند میخورد؛ بااینحال، فیلم کمتر درنگ میکند تا لایههای اخلاقی و روانی این پیوند را بررسی کند. ترس از بیماری، مسئولیت فردی و قضاوت دربارهٔ رفتار دیگران میتوانستند زمینهای برای پرسشهای پیچیدهتر باشند، اما روایت معمولاً اولویت را به حرکت بعدی و تهدید تازه میدهد.
« کارگردانی در صحنههای پرتحرک، بهویژه هنگام فرار و رویارویی، نقطهٔ قوتی محسوس دارد. »
جمعبندی
این انتخاب برای حفظ هیجان قابلفهم است، ولی باعث میشود ایدهٔ آغازین از عمقی که وعده میدهد برخوردار نشود. از سوی دیگر، بسیاری از تمهیدهای داستانی برای دوستداران ژانر آشنا هستند. برخی نشانهها و لحظههای مشکوک زودتر از آنکه باید، ذهن تماشاگر را به سوی حدسهایی مشخص میبرند. فیلم تلاش میکند با تغییر مسیر و افزودن تنش، این آشنایی را جبران کند، اما غافلگیری آن همیشه به اندازهٔ ریتمش نیرومند نیست.
نتیجه اثری است که بیش از آنکه بر تازگی روایت تکیه کند، از اجرای پرانرژی مواد آشنا بهره میبرد. جمعبندی «Sick» فیلمی جمعوجور و خوشریتم است که ایدهٔ قرنطینه را به قالب اسلشر پیوند میزند و از این ترکیب، تعقیبوگریزهایی مؤثر و سرگرمکننده میسازد. رابطهٔ دو شخصیت اصلی و حرکت پرشتاب روایت، تماشای آن را آسان و پرتنش میکند؛ بااینحال، پرداخت سطحیتر از انتظار به فضای همهگیری، بعضی تصمیمهای کلیشهای و قابلحدسبودن بخشی از مسیر، مانع میشوند که فیلم از یک تجربهٔ ژانری خوشساخت فراتر برود.
برای تماشاگرانی که از اسلشرهای تند و صحنههای فرار پرتحرک لذت میبرند، «Sick» انتخابی سرگرمکننده است؛ اما کسانی که از ایدهٔ کرونا انتظار کاوش اجتماعی و روانشناختی عمیقتری دارند، ممکن است احساس کنند فیلم از مهمترین امکان خود به اندازهٔ کافی استفاده نکرده است.
« این انتخاب برای حفظ هیجان قابلفهم است، ولی باعث میشود ایدهٔ آغازین از عمقی که وعده میدهد برخوردار نشود. »
ثبت دیدگاه