نقد و بررسی
نقد Sick Girl | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه با هستهای شکننده «دختر بیمار» با موقعیتی داستانی آغاز میشود که همزمان ساده و اخلاقاً لغزنده است: رِن پِپِر، زنی که احساس میکند دوستان قدیمیاش از او فاصله گرفتهاند، برای بازگرداندن صمیمیت گذشته به دروغی بزرگ متوسل میشود و ادعا میکند سرطان دارد. این دروغ قرار است ابتدا میان چند دوست باقی بماند، اما همدلی صادقانه و حمایت بیدریغ اطرافیان، آن را از کنترل خارج میکند.
هرچه رِن بیشتر میکوشد پیوندهای ازدسترفته را نگه دارد، بیشتر در شبکهای از ادعاهای تازه گرفتار میشود. طرح از یک تناقض مؤثر نیرو میگیرد: دروغی که برای جلب محبت گفته شده، درست بهواسطه محبت دیگران به بحرانی بزرگتر بدل میشود. از این منظر، فیلم ظرفیت یک کمدی تلخ درباره تنهایی، نیاز به دیدهشدن و پیامدهای خودخواهی را دارد.
اما این ظرفیت بهتنهایی کافی نیست. هرچه موضوع داستان به تجربهای واقعی و دردناک نزدیکتر میشود، فیلم باید دقیقتر بداند از چه چیزی شوخی میسازد و با چه کسانی همدلی میکند؛ مسئلهای که در سراسر اثر به چالشی حلنشده بدل میشود. رِن؛ تنهایی در پوشش جسارت رِن در ظاهر زنی پرجنبوجوش و بیپرده است؛ کسی که میخواهد جمع دوستانش را به روزگار سرخوش گذشته بازگرداند.
زیر این ظاهر، هراس از فراموششدن و جا ماندن از زندگی دیگران قرار دارد. دوستانش هر یک با مسئولیتها و دگرگونیهای تازهای روبهرو شدهاند، درحالیکه رِن هنوز میکوشد رابطهها را به قالب قدیمیشان برگرداند. دروغ او از همین شکاف عاطفی سرچشمه میگیرد: او بهجای پذیرفتن تغییر، راهی نمایشی برای واداشتن دیگران به توجه انتخاب میکند.
« هرچه رِن بیشتر میکوشد پیوندهای ازدسترفته را نگه دارد، بیشتر در شبکهای از ادعاهای تازه گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نینا دوبرو در این نقش، آسیبپذیری رِن را بهخوبی نمایان میکند. او شخصیت را صرفاً به زنی فریبکار و بیملاحظه تقلیل نمیدهد؛ در لحظههایی میتوان نیاز واقعی او به تعلق را دید، حتی وقتی تصمیمهایش اعتماد دیگران را فرسوده میکند. بازی دوبرو همچنین به رِن نوعی انرژی عصبی میبخشد که با میلش به کنترل اوضاع تناسب دارد.
بااینحال، فیلم در نوشتن شخصیت به اندازه بازیگرش دقیق نیست. رِن میان شرمندگی، لجاجت و خودآگاهی جابهجا میشود، اما این حرکتها همیشه به تحولی روشن و باورپذیر نمیانجامند. او گاه چنان در پیامدهای کارش گرفتار میشود که فیلم فرصت کافی برای نشاندادن تغییر درونیاش پیدا نمیکند. دوستیهایی که زمان از شکلشان انداخته است محور عاطفی داستان، بیش از آنکه خود دروغ باشد، دگرگونی دوستیهای زنانه در گذر زمان است.
رفاقتی که زمانی با حضور مداوم و خاطرات مشترک تعریف میشد، حالا باید در میان رابطههای تازه، فرزندداری، مسئولیتها و مسیرهای متفاوت زندگی دوام بیاورد. فیلم در تشخیص این واقعیت نکتهسنج است: فاصله گرفتن لزوماً به معنای بیمحبتی نیست، اما برای کسی که از تغییر میترسد، میتواند همانند طردشدن احساس شود.
بازیگران نقش دوستان رِن در ایجاد حس آشنایی و سابقه مشترک سهم دارند. گفتوگوها و شوخیهای گروهی گاه گرمایی پدید میآورند که نشان میدهد این دوستیها صرفاً ابزاری برای پیشبردن نقشه رِن نیستند. همین لحظات، یکی از بهترین جنبههای فیلماند؛ زیرا تصویری از محبتی ارائه میکنند که با وجود فرسایش و گرفتاریهای روزمره هنوز کاملاً از میان نرفته است.
« نینا دوبرو در این نقش، آسیبپذیری رِن را بهخوبی نمایان میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، دوستان رِن بیشتر در نسبت با بحران او تعریف میشوند تا بهعنوان شخصیتهایی مستقل. فیلم به اندازه کافی به خواستهها، خستگیها و تعارضهای درونی آنان نمیپردازد و در نتیجه، پیوند گروهیاش گاه گرم به نظر میرسد، اما عمق لازم را پیدا نمیکند. مرز طنز و بیملاحظگی مهمترین و دشوارترین انتخاب فیلم، قرار دادن سرطان در مرکز یک کمدی است.
طنز درباره موضوعی سنگین میتواند به تجربه انسانی نزدیک شود، اگر با حساسیت و شناخت همراه باشد؛ حتی ممکن است از راه تضاد، تناقضها و خودفریبی شخصیتها چیزی صادقانه آشکار کند. اما این رویکرد به توازن ظریفی نیاز دارد: شوخی باید متوجه رفتار رِن و میل او به ساختن روایتی دروغین باشد، نه آنکه رنج بیماران را به وسیلهای آسان برای ایجاد موقعیتهای خندهآور تبدیل کند.
«دختر بیمار» همیشه این مرز را رعایت نمیکند. بعضی از صحنهها از دشواری اخلاقی موقعیت نیرو میگیرند، اما برخی دیگر بهسبب پیوند ناکافی میان شوخی و پیامد انسانی آن، آزاردهنده یا سبکسرانه جلوه میکنند. ورود لئو، بیماری که رِن در گروه حمایتی با او آشنا میشود، میتوانست نقطهای باشد که دروغ شخصی او با واقعیتی بیرون از نمایش و خودفریبی روبهرو شود.
حضور لئو یادآور این است که رِن فقط رابطه دوستانهای را دستکاری نکرده؛ او خود را در جایگاهی قرار داده که برای دیگران با ترس، درمان و رنج واقعی معنا دارد. بااینهمه، فیلم از این تقابل بهطور یکنواخت بهره نمیبرد و گاه میان نقد رفتار رِن و استفاده کمدی از موقعیت معلق میماند. نوسان میان کمدی و درام مشکل لحن، از همین ابهام اخلاقی جدا نیست.
« بااینحال، دوستان رِن بیشتر در نسبت با بحران او تعریف میشوند تا بهعنوان شخصیتهایی مستقل. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد هم کمدیای پرتحرک درباره دروغی فزاینده باشد و هم درامی درباره تنهایی و مسئولیتپذیری. در نظریه، این دو مسیر میتوانند یکدیگر را تقویت کنند: خنده میتواند از رفتار مضحک شخصیت برخیزد و درام از بهایی که همان رفتار دارد. اما در عمل، گذار میان این دو گاه ناگهانی است و صحنهای که انتظار میرود خندهدار باشد ممکن است به تلخی نزدیک شود، بیآنکه فیلم برای این تغییر زمینه کافی فراهم کرده باشد.
ریتم روایت نیز از این نوسان آسیب میبیند. زنجیره موقعیتهای ناشی از دروغ، بهجای آنکه پیوسته بر تنش بیفزاید، بعضی وقتها درجا میزند و تکرار میشود. فیلم لحظات کوتاهی از شوخی و صمیمیت دارد، اما این لحظات همیشه به ضرباهنگی منسجم بدل نمیشوند. در نتیجه، داستانی که میتوانست با افزایش فشار اخلاقی و عاطفی پیش برود، گاه کمجان و کشدار احساس میشود.
ضعف ریتم، فرصت اثرگذاری لحظههای جدیتر را هم محدود میکند. کارگردانی و فرصتهای ازدسترفته «دختر بیمار» نخستین فیلم بلند جنیفر کرام در مقام نویسنده و کارگردان است. تمرکز اصلی اثر بر بازیها و موقعیتهای اجتماعی است، نه بر نمایش بصری چشمگیر؛ بنابراین موفقیت آن بیش از هر چیز به انسجام فیلمنامه، ظرافت لحن و کیفیت روابط وابسته میشود.
فیلم در ساختن چند موقعیت آشنا میان دوستان و در ایجاد لحظههایی از همدلی موفق است، اما کمتر به سراغ شکل روایی یا بصری متمایزی میرود که مضمونش را عمیقتر کند. در بهترین لحظهها، کارگردانی اجازه میدهد سکوتها و واکنشها وزن پیدا کنند و شکاف میان تصویر شاد گروه و تنهایی رِن دیده شود.
« فیلم میخواهد هم کمدیای پرتحرک درباره دروغی فزاینده باشد و هم درامی درباره تنهایی و مسئولیتپذیری. »
قوتها و کاستیها
در لحظههای ضعیفتر، صحنهها بیش از آنکه از رفتار شخصیتها رشد کنند، شبیه ایستگاههایی برای پیشبردن دروغ به نظر میرسند. اگر فیلم با دقت بیشتری بر تغییرات کوچک در دوستیها تمرکز میکرد، میتوانست نشان دهد چگونه نزدیکی عاطفی همزمان با بزرگسالی تغییر شکل میدهد؛ موضوعی ظریفتر و ماندگارتر از خود فریبکاری.
پایانبندی و مسئله تحول بدون پرداختن به جزئیات پایان، میتوان گفت که فیلم در فرجام خود میکوشد پیامدهای رفتار رِن را به نتیجهای عاطفی و اخلاقی برساند. مسئله این است که مسیر رسیدن به آن نتیجه به اندازه کافی پیوسته و قانعکننده ساخته نمیشود. تحول قهرمان بیشتر در قالب پاسخی به بحران ظاهر میشود تا ثمره روندی که از آغاز در رفتار و انتخابهای او بهتدریج شکل گرفته باشد.
از همین رو، پایانبندی برای برخی مخاطبان ممکن است تکراری یا بیش از حد کشدار احساس شود. فیلم معنای بخشایش و امکان بازسازی رابطهها را پیش میکشد، اما گاهی سرعت رسیدن به این معنا با سنگینی خطای رِن تناسب ندارد. درامی که اعتماد را موضوع اصلی خود قرار میدهد، باید زمان کافی برای نشاندادن آسیب، خشم و بازنگری فراهم کند.
وقتی این مراحل فشرده یا نابرابر باشند، آشتی پایانی کمتر از آنچه باید اثر میگذارد. جمعبندی «دختر بیمار» ایدهای پرکشش دارد و در دل آن به مسئلهای قابلتأمل میپردازد: ترس از دورشدن دوستان و وسوسه بازگرداندن گذشته با هر وسیلهای. بازی نینا دوبرو به رِن آسیبپذیری و انرژی میبخشد و گروه بازیگران نیز در لحظههایی، گرمای دوستیای را که داستان به خطر میاندازد زنده میکنند.
« مسئله این است که مسیر رسیدن به آن نتیجه به اندازه کافی پیوسته و قانعکننده ساخته نمیشود. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم در برخورد با موضوع سرطان به حساسیت لازم دست نمییابد و در آمیختن طنز با درام نیز ثبات کافی ندارد. ضعف شخصیتپردازی، ریتم کند و تحول نهچندان باورپذیر قهرمان، مانع میشود مضمون دوستی و مسئولیتپذیری به تأثیری پایدار برسد. حاصل، فیلمی است با هستهای انسانی و اجرایی نابرابر: گاه گرم و صمیمی، گاه ناراحتکننده، و در مجموع کمتر از ظرفیت ایدهای که برای روایت برگزیده است.



ثبت دیدگاه