نقد و بررسی
نقد وقت ازدواج حواست باشه (Shubh Mangal Saavdhan) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه در قالب کمدی رمانتیک «Shubh Mangal Saavdhan» به کارگردانی آر. اس. پراسانا، کمدی رمانتیکی هندی است که از موقعیتی کمتر دیدهشده در سینمای عامهپسند آغاز میکند: مودیت و سوگند در آستانه ازدواجاند، اما مودیت درمییابد که با اختلال نعوظ روبهروست. فیلم این مسئله را نه بهعنوان راز شرمآور یا فرصتی برای تمسخر، بلکه بهمثابه آزمونی برای صمیمیت و صداقت میان دو نفر پیش میکشد.
همین انتخاب، اثر را از بسیاری از کمدیهای عاشقانهای که بر سوءتفاهمهای ساده و موانع تکراری تکیه دارند، متمایز میکند. فیلم میکوشد موضوعی حساس را به دل گفتوگوی عمومی بیاورد، بیآنکه لحن سرگرمکنندهاش را کنار بگذارد. خندهای بر لبهٔ شرم مهمترین دستاورد فیلم در نحوهٔ برخوردش با موضوع مرکزی است.
شوخیها از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میخواهند دربارهاش حرف بزنند و آنچه واقعاً میتوانند به زبان بیاورند شکل میگیرد؛ از اضطراب، سکوت و واکنشهای نامتناسب اطرافیان. بنابراین خنده اغلب از خودِ وضعیت جسمانی نمیآید، بلکه از ناتوانی جامعه در سخن گفتن بیپرده و بیقضاوت دربارهٔ بدن و رابطه میجوشد.
« ایدهای جسورانه در قالب کمدی رمانتیک «Shubh Mangal Saavdhan» به کارگردانی آر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ظرافت همیشه حفظ نمیشود و بعضی شوخیها بیش از اندازه روی یک موقعیت مکث میکنند. بااینحال، فیلم در بهترین لحظههایش مرز باریکی را میپیماید: مخاطب را به خنده دعوت میکند، اما همزمان وامیدارد بپرسد چرا چنین موضوعی اینهمه اضطراب و شرمندگی برمیانگیزد. عنوان فیلم نیز در همین چارچوب معنایی دوگانه پیدا میکند؛ هم به تشریفات و آرزوهای خوشیمن ازدواج اشاره دارد و هم به نگرانیهای خصوصیای که در پس ظاهر رسمی و آبرومندانهٔ آن پنهان میمانند.
رابطهٔ مودیت و سوگند قلب عاطفی اثر، رابطهٔ دو شخصیت اصلی است. مودیت در آغاز مردی خجالتی و مردد به نظر میرسد؛ کسی که حتی در ابراز علاقه نیز چندان جسور نیست. سوگند در سوی دیگر، شخصیتی حاضر و صاحب اراده است که قرار نیست صرفاً واکنشی به بحران مودیت باشد. پیوند این دو هنگامی جذابتر میشود که رابطه از شور نخستین و خیال ازدواج فاصله میگیرد و به موقعیتی واقعیتر میرسد: آیا عشق میتواند در برابر آسیبپذیری، ترس از قضاوت و فشارهای بیرونی دوام بیاورد؟
بازی آیوشمان خورانا در نقش مودیت بر دستپاچگی و آسیبپذیری شخصیت تکیه دارد و از افتادن کامل در دام لودگی میپرهیزد. بهومی پدنکار نیز برای سوگند گرما و صراحتی دلنشین میآفریند؛ حضوری که کمک میکند او در داستان به صدایی مستقل بدل شود، نه صرفاً همراهِ مردی گرفتار مشکل. هماهنگی این دو بازیگر به فیلم جان میدهد و حتی در بخشهایی که روایت کند میشود، تماشای تعاملشان همچنان خوشایند میماند.
« این ظرافت همیشه حفظ نمیشود و بعضی شوخیها بیش از اندازه روی یک موقعیت مکث میکنند. »
شخصیتها و اجرا
خانوادهها؛ منبع کمدی و فشار اجتماعی خانوادهها در این فیلم صرفاً حاشیهٔ مراسم ازدواج نیستند؛ آنها نیرویی دائمیاند که به تصمیمهای خصوصی نزدیک میشوند، پرسوجو میکنند و گاه بیآنکه متوجه باشند، فشار را بیشتر میسازند. همین دخالتها هم موقعیتهای کمیک میآفرینند و هم تصویری آشنا از مناسبات خانوادگی در فضای شهری و طبقهٔ متوسط هند به دست میدهند؛ جایی که ازدواج اغلب تصمیمی میان دو نفر نیست، بلکه به پروژهای جمعی تبدیل میشود.
صحنههای مربوط به والدین و خویشاوندان از بامزهترین بخشهای فیلماند، زیرا طنزشان بر شناختی دقیق از رفتارهای خانوادگی استوار است: کنجکاویهای ظاهراً خیرخواهانه، حساسیتهای حیثیتی و میل به حفظ ظاهر. بااینهمه، فیلم گاهی بیش از حد به این فضای شلوغ وابسته میشود. خانوادهها میتوانند زمینهٔ کشمکش را غنی کنند، اما تکرار حضورشان بدون پیشرفت تازه در رابطهٔ مرکزی، به کندی روایت میانجامد.
روایت؛ ایدهای بهتر از مسیر اجرایی ساختار داستانی فیلم در نیمهٔ نخست انرژی بیشتری دارد. معرفی مودیت و سوگند، شکلگیری رابطه و ورود مسئلهای که رؤیای ازدواج را مختل میکند، مسیر روشنی برای کمدی و درام فراهم میآورد. فیلم در این بخش میداند چگونه از تضاد میان شور عاشقانه و اضطراب عملی بهره بگیرد و موقعیتهایی بسازد که هم خندهدارند و هم برای شخصیتها اهمیت عاطفی دارند.
« بااینهمه، فیلم گاهی بیش از حد به این فضای شلوغ وابسته میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما با پیشرفتن داستان، تمرکز روایی پراکندهتر میشود. برخی موقعیتها بهجای آنکه رابطه را به مرحلهای تازه برسانند، صرفاً شکل دیگری از همان شوخیها یا نگرانیهای پیشیناند. از همین رو، نیمهٔ دوم بخشی از طراوت آغازین را از دست میدهد و حرکت داستان گاه کند و تکراری احساس میشود. میشد با فشردهتر کردن چند خردهروایت و پرهیز از کشدادن بعضی موقعیتها، تنش اصلی را پیوستهتر نگه داشت.
لحن و جسارت اجتماعی فیلم میان کمدی عامهپسند و مواجهه با تابو در رفتوآمد است. از یکسو میخواهد مخاطب را سرگرم کند و از سوی دیگر، شرمِ تحمیلشده بر گفتوگوهای مربوط به بدن و مردانگی را به پرسش بکشد. جملهای که مردانگی را با توانایی تحمل درد یکی نمیگیرد، از همین منظر اهمیت مییابد: فیلم لحظهای از قالب شوخی بیرون میآید تا تصویری محدودکننده از مردانگی را به چالش بکشد.
این رویکرد به اثری بینقص منجر نمیشود. گاهی جدیت مضمون با سبک شوخیها کاملاً همخوان نیست و فیلم میان تأمل و سرگرمی، تعادلی ناپایدار پیدا میکند. بااینحال، همین ناپایداری بخشی از جذابیت و محدودیت آن است: فیلم خطر میکند و به موضوعی میپردازد که بسیاری از آثار ترجیح میدهند از آن عبور کنند، ولی همیشه نمیتواند ظرفیت دراماتیک ایدهاش را تا پایان بهطور یکدست حفظ کند.
« اما با پیشرفتن داستان، تمرکز روایی پراکندهتر میشود. »
قوتها و کاستیها
اجرا و جزئیات سینمایی کارگردانی آر. اس. پراسانا بهطور کلی در خدمت بازیگران و موقعیتهاست؛ فیلم بیش از آنکه با جلوههای فرمی چشمگیر پیش برود، بر چهرهها، واکنشها و ضرباهنگ گفتوگوها تکیه دارد. این انتخاب برای کمدی خانوادگی مناسبت دارد، زیرا بخش مهمی از طنز از مکث، نگاه و آنچه شخصیتها از گفتنش طفره میروند شکل میگیرد.
فضای آشنا و روزمره نیز کمک میکند بحران اصلی در دل زندگی معمولی و برنامهریزیهای ازدواج جای بگیرد، نه در جهانی اغراقشده و دور از واقعیت. بااینحال، فیلم در تدوین و ضرباهنگ همیشه بهاندازهٔ کافی دقیق نیست. برخی صحنهها پس از آنکه شوخی یا نکتهٔ خود را رساندهاند ادامه مییابند و نتیجه، کاهش اثرگذاری همان لحظه است.
موسیقی و اجزای متعارف کمدی رمانتیک نیز در خدمت فضای آشنای فیلماند، اما بهندرت به آن شخصیت بصری یا شنیداری ماندگاری میبخشند که ضعفهای روایی را جبران کند. جمعبندی «Shubh Mangal Saavdhan» فیلمی دوستداشتنی و جسور در انتخاب موضوع است؛ اثری که از دل اضطراب پیرامون ازدواج و بدن، کمدی میسازد و در بهترین لحظههایش به صداقت، همراهی و بازنگری در تصور رایج از مردانگی میرسد.
« بااینحال، فیلم در تدوین و ضرباهنگ همیشه بهاندازهٔ کافی دقیق نیست. »
جمعبندی
بازی گرم خورانا و پدنکار، شیمی میان آنها و حضور پررنگ خانوادهها به فیلم نیرویی انسانی و سرگرمکننده میدهد. در مقابل، افت نیمهٔ دوم، پراکندگی مسیر داستان و کشآمدن برخی شوخیها مانع میشود ایدهٔ خوب فیلم به روایتی کاملاً منسجم بدل شود. نتیجه اثری است که بیش از آنکه بهخاطر پرداخت بینقصش در ذهن بماند، بهسبب جسارت موضوع و لحظههای صمیمانهاش ارزش تماشا دارد.
« بازی گرم خورانا و پدنکار، شیمی میان آنها و حضور پررنگ خانوادهها به فیلم نیرویی انسانی و سرگرمکننده میدهد. »



ثبت دیدگاه