نقد و بررسی
نقد شرک: قصههای هیجانانگیز (Shrek's Thrilling Tales) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و ساختار اپیزودیک «Shrek's Thrilling Tales» بیش از آنکه فیلمی یکپارچه با مسیر روایی مستقل باشد، مجموعهای از سه ماجرای کوتاه و هالووینی است که در دو جهان انیمیشنی متفاوت میگذرند: دو بخش به دنیای شرک تعلق دارند و بخش پایانی به جهان «هیولاها علیه بیگانگان». همین ترکیب، از آغاز ماهیت اثر را روشن میکند: تماشاگر با قصهای بلند و پیوسته روبهرو نیست، بلکه با بستهای از شوخیها و موقعیتهای ترسناکِ سبک مواجه است.
این قالب برای تماشای پراکنده یا دورهمی خانوادگی کارآمد است، اما در عوض مجال چندانی برای پرورش مضمون، شخصیت یا تعلیق فراهم نمیکند. این مجموعه در سال ۲۰۱۲ عرضه شد و زمان کلی آن حدود ۷۳ دقیقه است؛ با این حال، کوتاهی هر ماجرا همچنان در تجربهٔ تماشای آن محسوس میماند. هالووین بهمثابه بازی با ترس اثر از مؤلفههای آشنای هالووین بهره میگیرد: گرگینه، روح، موجودات زندهشده و تهدیدهایی که در نگاه نخست هولناک به نظر میرسند.
اما قصد اصلی آن ترساندن مخاطب نیست. هر بار که فضای قصه به سوی هراس میرود، شوخی یا واکنشی اغراقآمیز، سنگینی صحنه را میشکند و آن را به بازی بدل میکند. این انتخاب بهویژه برای کودکان مناسب است؛ زیرا هیجان را حفظ میکند، بیآنکه فضای اثر بیش از اندازه تیره یا نگرانکننده شود. ترس در اینجا بیشتر وسیلهای برای خنده است تا مقصدی مستقل.
« ترس در اینجا بیشتر وسیلهای برای خنده است تا مقصدی مستقل. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سه ماجرا، سه جنس کمدی در بخش مربوط به خوکهایی که ادعای دیدن گرگینه را مطرح میکنند، طنز از فاصلهٔ میان هشدار و بیاعتنایی شکل میگیرد؛ موقعیتی آشنا که با واکنشهای شخصیتها رنگوبوی کارتونی پیدا میکند. ماجرای روح لرد فارکواد از تضاد میان وجه تهدیدآمیزِ بازگشت او و حضور کمیکش بهره میبرد.
در داستان «هویجهای زنده»، فضای علمیتخیلیِ «هیولاها علیه بیگانگان» جایگزین افسانههای قلمرو شرک میشود و شوخیها به سمت آشوب و غافلگیریهای تصویری میروند. این تنوع، تماشای مجموعه را از یکنواختی نجات میدهد، هرچند تفاوت دو جهان گاهی باعث میشود اثر بیشتر به بستهای گردآوریشده شباهت داشته باشد تا برنامهای با هویت واحد.
معرفی مجموعه نیز این سه بخش را بهعنوان اثری گردآمده از دو جهان یادشده توصیف میکند. طنز و جذابیت شخصیتها توان اصلی مجموعه در بهرهگیری از شخصیتهایی است که مخاطب از پیش با آنها آشناست. شرک و همراهانش برای ساختن شوخیهای کوتاه و مستقیم به معرفی دوباره نیاز ندارند؛ کافی است در موقعیتی نامتعارف قرار گیرند تا تضاد میان منش آشنای آنها و فضای هالووینی، خنده ایجاد کند.
« ماجرای روح لرد فارکواد از تضاد میان وجه تهدیدآمیزِ بازگشت او و حضور کمیکش بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
در بخش پایانی نیز بی.اُ.بی. با خوشخیالی و بیاعتنایی خاص خود، زمینهٔ مناسبی برای کمدی فراهم میکند. کیفیت این شوخیها یکسان نیست، اما بخش قابلتوجهی از آنها برای کودکان قابلفهم و سرگرمکننده است. همین سادگی، در تماشای خانوادگی امتیاز محسوب میشود، هرچند ممکن است برای بزرگسالانی که دنبال طنزی چندلایهاند کافی نباشد.
ریتم و محدودیتهای روایت کوتاهی داستانها هم مزیت اثر است و هم محدودیت آن. هر بخش سریع به موقعیت اصلی میرسد و کمتر گرفتار حاشیهپردازی میشود؛ بنابراین تماشاگر کمسنوسال احتمالاً فرصت کمتری برای خستگی پیدا میکند. از سوی دیگر، همین شتاب اجازه نمیدهد ایدهها بهتمامی شکوفا شوند.
شخصیتها اغلب در حد نقشهایی باقی میمانند که برای راهانداختن شوخی یا پیشبردن موقعیت لازماند، و ترس یا تعلیق نیز معمولاً پیش از آنکه فرصت انباشتهشدن پیدا کند، به کمدی بدل میشود. در نتیجه، هر ماجرا بیشتر شبیه طرحی بامزه است تا داستانی کامل با آغاز، گسترش و فرجامِ پرمایه. طراحی بصری و لحن اثر از زبان بصری آشنای انیمیشنهای استودیویی بهره میبرد: رنگهای روشن، چهرههای اغراقشده و حرکتهای پرانرژی.
« با خوشخیالی و بیاعتنایی خاص خود، زمینهٔ مناسبی برای کمدی فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ویژگیها با فضای جشن هالووین هماهنگاند، زیرا موجودات عجیب و تهدیدهای خیالی را به تصویری سرگرمکننده و بیخطر تبدیل میکنند. تفاوت میان قلمرو شرک و جهان «هیولاها علیه بیگانگان» در طراحی و حالوهوا نیز به تنوع مجموعه کمک میکند. با این همه، این جدایی سبکی، پیوند کلی میان بخشها را کمرنگ میسازد.
به جای آنکه یک فضای هالووینیِ یگانه و بهیادماندنی ساخته شود، تماشاگر میان دو لحن و دو مجموعه شخصیت جابهجا میشود. تماشای خانوادگی و ارزش بازبینی «Shrek's Thrilling Tales» بیش از هر چیز برای جمعی مناسب است که بهدنبال سرگرمی سبک و بیدردسرند. شوخیهای تصویری، موقعیتهای ساده و حضور شخصیتهای محبوب میتوانند کودکان را بخندانند و تماشای دوبارهٔ اثر را نیز برای آنان جذاب کنند.
تکرارپذیری آن از پیچیدگی داستان نمیآید، بلکه حاصل فضای شاد و آشنایی شخصیتهاست. در مقابل، بزرگسالانی که انتظار ویژهبرنامهای مفصل، روایت منسجم یا حالوهوای هالووینیِ پرجزئیات دارند، ممکن است احساس کنند اثر زودتر از موعد به پایان میرسد. برای خرید مستقل نیز کوتاهی و ماهیت گردآوریشدهٔ آن، ارزش تجربه را به سلیقه و میزان علاقهٔ مخاطب به این جهانها وابسته میکند.
« تفاوت میان قلمرو شرک و جهان «هیولاها علیه بیگانگان» در طراحی و حالوهوا نیز به تنوع مجموعه کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی این مجموعهٔ هالووینی با اتکا به شخصیتهای محبوب، شوخیهای سرراست و ترسی سبک، سرگرمی مناسبی برای کودکان و تماشای خانوادگی فراهم میآورد. تنوع سه ماجرا و لحن شاد آن، نقاط قوت اصلیاند؛ اما کوتاهی هر داستان، پراکندگی میان دو جهان و فرصت اندک برای بسط ایدهها مانع از آن میشود که اثری کامل و ماندگار در قالب ویژهبرنامهای هالووینی باشد.
بهترین شیوهٔ مواجهه با آن، دیدنِ آن بهعنوان مجموعهای سبک از قصههای کوتاه و بامزه است، نه روایتی بلند که بخواهد جهان شرک یا «هیولاها علیه بیگانگان» را به شکلی تازه و عمیق گسترش دهد.



ثبت دیدگاه