نقد و بررسی
نقد Shrek the Third | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی سنگینتر از تاج «Shrek the Third» ادامهای است که مسئلهای تازه را پیش روی قهرمانش میگذارد: شرک، که همیشه از قالبهای شاهزادهوار و قهرمانانه گریخته، ناگهان با احتمال فرمانروایی روبهرو میشود. مرگ پادشاه و مسئلهٔ جانشینی، او را در برابر مسئولیتی قرار میدهد که نه خواهانش است و نه خود را شایستهٔ آن میداند.
در ظاهر، این موقعیت ظرفیت یک کمدی ماجراجویانه را دارد؛ در لایهٔ عمیقتر، پرسشی آشنا را پیش میکشد: آیا کسی که از قدرت گریزان است، میتواند مسئولیت آن را بپذیرد؟ فیلم پاسخ را از مسیر یافتن وارث دیگری دنبال میکند. شرک و خر راهی میشوند تا آرتی را به قلمرو بازگردانند و امکان جانشینی را برای او فراهم کنند.
این سفر، هم ماجرایی بیرونی است و هم بهانهای برای مواجههٔ شرک با اضطرابهای شخصیاش. بااینحال، این دو مسیر همیشه به یک اندازه جان نمیگیرند: سویهٔ عاطفی قصه گاه صادقانه و گیراست، اما ماجرای تاجوتخت اغلب بیش از آنکه تماشاگر را مشتاق ادامه کند، احساس میشود که برای پیشبردن قسمت تازهای از مجموعه طراحی شده است.
شرک و ترس از آینده نقطهٔ قوت محوری داستان در تغییر جایگاه شرک نهفته است. او دیگر فقط موجودی منزوی نیست که میخواهد دیگران را از مردابش دور نگه دارد؛ اکنون با آیندهای روبهروست که خانواده و مسئولیت در آن حضور دارند. نگرانیاش از پدر شدن و از اینکه نتواند نقش تازهاش را بهخوبی ایفا کند، ادامهای طبیعی برای شخصیتی است که همواره هویت خود را بر پایهٔ نپذیرفتن انتظارات دیگران ساخته است.
« فیلم پاسخ را از مسیر یافتن وارث دیگری دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم این کشمکش را با ظرافتی نابرابر میپرورد. گاهی اندوه و تردید شرک بهدرستی از دل شخصیت بیرون میآیند؛ گاهی هم روایت بهسرعت از کنار آنها میگذرد تا به شوخی یا حادثهٔ بعدی برسد. در نتیجه، پرسش مهم داستان ــ اینکه چگونه میتوان از ترسِ ناکافیبودن عبور کرد ــ حضوری پررنگ دارد، ولی فرصت نمییابد در تمام مسیر به اندازهٔ لازم پیچیده شود.
بهترین لحظهها زمانی پدید میآیند که فیلم از شلوغی فاصله میگیرد و به شخصیتها مجال مکث میدهد. آرتی؛ آینهای برای قهرمان رابطهٔ شرک و آرتی بخش انسانیتر سفر را میسازد. آرتی نوجوانی است که نه اقتدار و اطمینان یک وارث افسانهای را دارد و نه میل روشنی برای ایفای نقشی که دیگران از او انتظار دارند.
در برخورد این دو، فیلم به نکتهای دلنشین میرسد: شرک میکوشد آرتی را برای پذیرش مسئولیتی آماده کند که خودش از آن میگریزد. این تناقض، ظرفیت طنز دارد، اما مهمتر از آن، بستری برای همدلی میان دو شخصیت فراهم میآورد. گفتوگوی آنها کنار آتش، بهترین نمونهٔ این وجه از فیلم است. فضای خلوت و آرام صحنه، تضاد خوشایندی با ریتم پرسروصدا و پرحادثهٔ بخشهای دیگر دارد.
حرفزدن دربارهٔ پدران و میراثی که از نسل پیش به نسل بعد منتقل میشود، بحث را از شوخیهای لحظهای فراتر میبرد و به تجربهای ملموس و عاطفی نزدیک میکند. این صحنه نهتنها به رابطهٔ شرک و آرتی عمق میدهد، بلکه یادآور میشود مجموعه در بهترین حالت خود، زیر لایهٔ هجو افسانهها، به احساسات ساده و مشترک انسانی دسترسی دارد.
« اما فیلم این کشمکش را با ظرافتی نابرابر میپرورد. »
شخصیتها و اجرا
فیونا و پرنسسهایی بیرون از قاب انتظار خط داستانی فیونا و شاهزادهخانمها از بخشهای سرزندهتر فیلم است. فیلم شخصیتهایی را که در روایتهای افسانهای معمولاً به انتظار نجات مینشینند، به جمعی فعال و همراه تبدیل میکند. این جابهجایی با روحیهٔ وارونهساز مجموعه سازگار است و به داستان انرژی تازهای میبخشد.
حضور شاهزادهخانمها نیز زمینهای برای شوخی با تصویر قالبی شاهزادهخانمِ بیدفاع فراهم میکند، بیآنکه تمام جذابیت ماجرا به همین وارونهسازی محدود بماند. فیونا در این بخش فقط همراه یا دلواپس شرک نیست؛ اراده و ابتکار خود را نشان میدهد و رابطهاش با دیگر زنان داستان رنگوبوی گروهی پیدا میکند.
همین همراهی، ریتمی پرتحرکتر و فضایی متفاوت از سفر شرک و خر ایجاد میکند. البته این خط داستانی نیز گاهی زیر بار شوخیهای شتابزده و حضور شخصیتهای متعدد پراکنده میشود، اما در مجموع از معدود بخشهایی است که حس بازیگوشی فیلم را به شکلی نسبتاً مؤثر زنده نگه میدارد. کمدی میان هجو و شلوغی طنز مجموعهٔ «شرک» از برخورد افسانههای کلاسیک با جهان معاصر نیرو میگیرد؛ از وارونهکردن نقشهای آشنا و بازی با قراردادهای قصهگویی.
در قسمت سوم، این ابزارها همچنان حاضرند، اما تازگی دو فیلم پیشین را ندارند. بسیاری از شوخیها بیشتر بر بلندی صدا، حرکتهای ناگهانی و ازدحام شخصیتها تکیه میکنند تا بر غافلگیری یا دقت در مشاهده. حاصل، لحظههایی است که میکوشند تماشاگر را به خنده وادارند، بیآنکه همیشه زمینهٔ کافی برای خنده فراهم کرده باشند.
« فیونا و پرنسسهایی بیرون از قاب انتظار خط داستانی فیونا و شاهزادهخانمها از بخشهای سرزندهتر فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله فقط به کیفیت تکتک شوخیها مربوط نیست؛ به آهنگ فیلم نیز مربوط میشود. وقتی هر صحنه میخواهد همزمان حادثه، شوخی کلامی، اشارهای آشنا و واکنشی اغراقآمیز داشته باشد، فرصت تأمل و حتی اثرگذاری کمدی از دست میرود. خر و گربهٔ چکمهپوش همچنان از حضور و شخصیتپردازی بامزهای برخوردارند، اما فیلم کمتر از قبل میداند چگونه از توانایی آنها استفاده کند.
بهجای ساختن موقعیتهایی که طنز از دل رابطه و شخصیت بجوشد، گاهی به انباشت شوخیها بسنده میکند. تصویرپردازی و جهان دیداری از نظر بصری، فیلم همچنان جهان رنگارنگ و پرجزئیات خود را با جذابیت عرضه میکند. قلمرو دوردست، با معماریهای پرزرقوبرق و نشانههای آشنای افسانهای، زمینهای مناسب برای بازی با تصویرهای کلاسیک فراهم میآورد.
تفاوت میان مرداب سادهٔ شرک و فضای تشریفاتی دربار نیز بهخوبی با مضمون داستان پیوند میخورد: قهرمانی که در محیطی رسمی و پرانتظار احساس بیگانگی میکند. طراحی شخصیتها همچنان بر اغراق و کاریکاتور تکیه دارد؛ ویژگیای که برای این جهان مناسب است و به کمدی فیزیکی کمک میکند. بااینحال، جلوهٔ فنی بهتنهایی نمیتواند کمبودهای روایت را جبران کند.
تصویرها چشمنوازند، اما ازدحام صحنهها و رفتوآمد مداوم میان خطوط داستانی گاه اجازه نمیدهد تماشاگر بر جزئیات بصری یا عاطفی مکث کند. فیلم از حیث ظاهر حرفهای و پرتحرک است، ولی آن پیوند نیرومند میان تصویر، طنز و داستان را که میتواند انیمیشن را به تجربهای فراتر از تماشای تصاویر زیبا بدل کند، همواره به دست نمیآورد.
« این مسئله فقط به کیفیت تکتک شوخیها مربوط نیست؛ به آهنگ فیلم نیز مربوط میشود. »
قوتها و کاستیها
ریتم و جایگاه فیلم در مجموعه «Shrek the Third» در قیاس با دو قسمت نخست، بیشتر احساس ادامهدادن یک مسیر آشنا را ایجاد میکند تا کشف قلمروی تازه. داستان، چند ایدهٔ بالقوه جذاب دارد ــ مسئولیت پادشاهی، هراس از پدرشدن، بحران هویت آرتی و کنشگری فیونا ــ اما میان این ایدهها و ماجراجوییهای پراکنده تعادل کاملی برقرار نمیکند.
برخی بخشها کش میآیند و شماری از شوخیها، بهجای افزودن به ضرباهنگ، آن را متوقف میکنند. این ضعف سبب نمیشود فیلم فاقد لحظههای دوستداشتنی باشد؛ بلکه مسئله این است که لحظههای خوب در بستری کمجانتر از آنچه ظرفیتشان اقتضا میکند قرار گرفتهاند. تماشاگر ممکن است در صحنهای آرام با شرک و آرتی همراه شود و اندکی بعد در ازدحام شوخیها و حادثهها از تمرکز روایت فاصله بگیرد.
در نتیجه، فیلم نه کاملاً ناکام است و نه به قلههای قسمتهای پیشین میرسد؛ اثری است که جرقههای عاطفی و بصریاش از انسجام کلی آن پرقدرتترند. جمعبندی «Shrek the Third» ادامهای دیدنی و گاه گرم است که بهترین دستاوردش را در لحظههای انسانی و رابطهمحور پیدا میکند: گفتوگوی شرک و آرتی کنار آتش، تردیدهای شرک دربارهٔ آینده و پویایی فیونا در کنار شاهزادهخانمها.
انیمیشن چشمنواز و شخصیتهای محبوب نیز همچنان بخشی از جذابیت آن را حفظ میکنند. بااینهمه، داستان تاجوتخت کشش کافی پیدا نمیکند و کمدیِ شلوغ و کموبیش زورکی، جای طنز دقیقتر و تازهتری را میگیرد. حاصل، فیلمی است با لحظههای بهیادماندنی، اما کمرمقتر از دو ماجراجویی پیشین؛ دنبالهای که ارزش دیدن دارد، ولی بیشتر بهواسطهٔ شخصیتهای آشنا و چند لحظهٔ صمیمی به دل مینشیند تا بهسبب یک روایت منسجم و خندهآور.
« برخی بخشها کش میآیند و شماری از شوخیها، بهجای افزودن به ضرباهنگ، آن را متوقف میکنند. »
ثبت دیدگاه