نقد و بررسی
نقد مردم نمایش#+#+#+#+ (Show People) | 1928
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هالیوود که خودش را به تماشا میگذارد «Show People» ساختهٔ کینگ ویدور، کمدیای دربارهٔ آرزوی شهرت است که از همان آغاز میداند هالیوود نه فقط کارخانهٔ رؤیاها، بلکه صحنهای برای ساختن و فروختن تصویرهاست. فیلم ماجرای پگی پپر، دختر جوانی از جورجیا، را دنبال میکند که با آرزوی بازی در ملودرامهای باشکوه به هالیوود میآید؛ اما نخستین گامهایش در سینما با کمدیهای پرتحرک و شوخیهای آبپاشی همراه میشود.
این تقابل میان رؤیای پرطمطراق و واقعیت شلوغِ کار در استودیو، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. اثر صرفاً به سرگذشت یک بازیگر تازهوارد بسنده نمیکند. نگاهش متوجه دستگاهی است که ستاره میسازد: آدمها را به چهرههایی قابلشناسایی تبدیل میکند، برایشان هویت تبلیغاتی میتراشد و گاه از خودشان دورشان میسازد.
از این نظر، فیلم هم قصهٔ رشد حرفهای پگی است و هم شوخیای هوشمندانه با مناسباتی که شهرت را به نمایشی پیوسته بدل میکنند. ماریون دیویس؛ بازی با چهره و هویت مرکز ثقل فیلم، بازی ماریون دیویس در نقش پگی است. مهارت او بیش از هر چیز در تغییرهای سریع و دقیق چهره نمایان میشود: یک لحظه سادهدل و مشتاق است، لحظهای دیگر با جدیتی اغراقآمیز نقش ستارهای والا را بازی میکند.
دیویس از چشمها، دهان و حالت بدنش همچون ابزارهای مستقل کمدی بهره میگیرد؛ به همین سبب، حتی در نمای نزدیک و بیکلام نیز میتواند شوخی را کامل کند. بخش مهمی از جذابیت بازی او در فاصلهٔ میان «پگی» و تصویری است که پگی میکوشد از خود بسازد. دگرگونی شخصیت، فقط تغییر لباس یا نام نیست؛ نوعی اجرای مداوم است که در آن، ژستها و آداب تازه باید جای رفتار طبیعی را بگیرند.
« این تقابل میان رؤیای پرطمطراق و واقعیت شلوغِ کار در استودیو، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دیویس این دوگانگی را با ظرافتی بازیگوشانه نشان میدهد و از آن نه تصویری تلخ، بلکه کمدیای زنده و انسانی میسازد. نتیجه، نقشی است که تواناییهای کمیک بازیگر را بهتمامی به نمایش میگذارد. کمدی تصویری و ریتم صامت «Show People» در دورهای ساخته شد که سینما در آستانهٔ دگرگونی بزرگی بود، اما نیروی اصلی آن همچنان تصویر است: حرکت، مکث، واکنش و ترکیببندی قاب.
فیلم با وجود همراهی موسیقی و افکتهای همزمان در نسخهٔ عرضهشده، دیالوگ شنیداری ندارد و بر همین پایه، کمدیاش را از راه کنشهای دیداری پیش میبرد. شوخیها اغلب از تضاد میان آنچه شخصیت میخواهد نشان دهد و آنچه بدنش ناخواسته آشکار میکند، شکل میگیرند. صحنههای کمدیِ پشتصحنه، بهویژه در آغاز، از انرژی و آشفتگی خوشایندی برخوردارند.
دوربین، فضای ساخت فیلم را نه قلمرویی منظم و جادویی، بلکه محیطی پر از دستورهای فوری، اداهای نمایشی و اتفاقهای پیشبینیناپذیر جلوه میدهد. فیلم از تماشاگر میخواهد رفتار بازیگران را بخواند؛ همین شیوه باعث میشود بسیاری از لحظههایش همچنان خوانا و سرگرمکننده باقی بمانند، بیآنکه به توضیح کلامی وابسته باشند.
طنز متا و افشای ستارهسازی یکی از شیرینترین جنبههای فیلم، شوخی آن با سازوکار شهرت است. «Show People» از فضای هالیوود برای ساختن طنزی دربارهٔ خود هالیوود بهره میگیرد: استودیوها، بازیگران، کارگردانان و مناسک ستارهبودن در متن داستان حضور دارند، اما همزمان به موضوع شوخی هم تبدیل میشوند.
« نتیجه، نقشی است که تواناییهای کمیک بازیگر را بهتمامی به نمایش میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با اشارههای خودآگاهانه به چهرههای شناختهشدهٔ زمانهاش، مرز میان داستان و جهان واقعی سینما را عمداً سست میکند. حضورهای کوتاه چهرههای مشهور، از جمله چارلی چاپلین، به این بازی خودارجاعی جان میبخشند. ارزش این لحظهها تنها در شناسایی ستارهها نیست؛ فیلم از آنها استفاده میکند تا پوچی و جذابیت فرهنگ امضا، شهرت و نامآوری را کنار هم بگذارد.
سینما در اینجا هم سرگرمی است و هم موضوعی که با لحنی مهربانانه دستمایهٔ خنده قرار میگیرد. همین خودآگاهی به فیلم حالوهوایی مدرن میدهد، بیآنکه سبک آن از ریشههای کمدی صامت جدا شود. پگی و بیلی؛ رابطهای در سایهٔ جاهطلبی رابطهٔ پگی با بیلی بون، با بازی ویلیام هینز، لایهای عاطفی به داستان میافزاید.
بیلی نخستین کسی است که راه ورود پگی به کار را هموار میکند و دنیای کمدیای را به او نشان میدهد که پگی در ابتدا آن را پستتر از رؤیاهایش میپندارد. او صرفاً راهنما یا همکار نیست؛ نمایندهٔ نوعی سادگی و صمیمیت است که در برابر تشریفات و خودنماییِ زندگی ستارهوار قرار میگیرد. با پیشرفت پگی، رابطهشان زیر فشار تفاوتِ مسیرها قرار میگیرد.
فیلم این فاصله را نه با گفتوگو، بلکه با تغییر رفتار، جایگاه و شیوهٔ حضور شخصیتها در قاب منتقل میکند. بیلی و پگی در کنار هم از هماهنگی کمیکی خوبی برخوردارند، اما اهمیت پیوندشان از خنده فراتر میرود: داستان بهتدریج نشان میدهد که موفقیت میتواند آدمی را از کسانی دور کند که پیشتر به او کمک کردهاند خودش باشد.
« حضورهای کوتاه چهرههای مشهور، از جمله چارلی چاپلین، به این بازی خودارجاعی جان میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تغییر لحن و لغزشهای ریتم اگر فیلم در نیمهٔ نخست با سرزندگی کمدی پیش میرود، در ادامه بخشی از این شتاب را از دست میدهد. هنگامی که پگی در پی ساختن هویتی تازه و پذیرفتهشدن در محافل معتبرتر است، طنز موقعیت جای بیشتری به جدیت و تأمل میدهد. این تغییر از نظر معنایی قابلفهم است؛ فیلم نمیتواند دربارهٔ هزینههای شهرت حرف بزند و همچنان تنها به شوخیهای پرجنبوجوش تکیه کند.
بااینحال، گذار میان این دو فضا همیشه به یک اندازه روان نیست. در میانهٔ اثر، بعضی موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند و تکرار برخی تأکیدها از نیروی اولیهٔ فیلم میکاهد. ریتم، که در بخشهای کمدی بر شتاب و غافلگیری تکیه دارد، گاهی مکثهایی طولانیتر از نیاز قصه پیدا میکند. این ناهمواری بهویژه برای تماشاگرانی محسوس است که از فیلم انتظار دارند تا پایان همان انرژی سبکبال آغازین را حفظ کند.
بااینحال، افت ریتم کاملاً از ارزش بخشهای درخشانتر کم نمیکند؛ بلکه نشان میدهد اثر میان هجو، رمانس و داستانی دربارهٔ رشد شخصی در رفتوآمد است. خوشبختی در برابر تصویر موفقیت در لایهٔ زیرین، فیلم از این پرسش میپرسد که موفقیت چه زمانی به جای تحقق رؤیا، به اسارت در تصویری ساختگی بدل میشود.
پگی برای رسیدن به جایگاهی که تصور میکند سزاوار آن است، میکوشد گذشته و منش خود را کنار بزند. نام تازه و ظاهر تازهاش، نشانههایی از این تلاشاند؛ اما فیلم بهجای آنکه جاهطلبی را سادهدلانه محکوم کند، نشان میدهد چگونه میل به پذیرفتهشدن میتواند به فاصلهگرفتن از نیازهای واقعی بینجامد.
« بااینحال، گذار میان این دو فضا همیشه به یک اندازه روان نیست. »
قوتها و کاستیها
این مضمون، روایت را از یک هجو سرگرمکنندهٔ صنعت سینما فراتر میبرد. استودیو در فیلم فقط محل کار نیست؛ دستگاهی است که به آدمها میآموزد چگونه خود را عرضه کنند. پگی در این فضای پرزرقوبرق، میان آنچه میخواهد باشد و آنچه دیگران از او انتظار دارند گرفتار میشود. فیلم با نرمی و طنز یادآوری میکند که گاهی بازگشت به خود، نه شکست در مسیر شهرت، بلکه راهی برای بازیافتن معنای خوشبختی است.
جمعبندی «Show People» کمدیای دلنشین و خودآگاه است که نیروی اصلیاش را از بازی درخشان ماریون دیویس، کمدی تصویری سرزنده و نگاه شوخطبعانهاش به ماشین ستارهسازی هالیوود میگیرد. فیلم در بهترین لحظههایش هم تماشاگر را میخنداند و هم نشان میدهد چگونه شهرت میتواند هویت را به نقش بدل کند.
حضور چهرههای مشهور و شوخیهای پشتصحنه، برای دوستداران سینمای کلاسیک لذت ویژهای دارد؛ در عین حال، رابطهٔ پگی و بیلی به قصه گرمایی عاطفی میدهد. ناهمواری ریتم و جدیترشدن نیمهٔ دوم مانع از آن میشود که اثر در تمام مسیر به یک اندازه سبک و پرتحرک بماند، اما این کاستیها بر جذابیت کلی آن سایه نمیاندازند.
فیلم همچنان نمونهای تماشایی از توانایی سینمای صامت در روایت با چهره و حرکت است؛ اثری که هالیوود را با مهر و شوخی به تصویر میکشد و از ستارهبودن میپرسد: وقتی همهچیز به نمایش بدل شده است، کدام بخش از خودِ واقعی باقی میماند؟
« این مضمون، روایت را از یک هجو سرگرمکنندهٔ صنعت سینما فراتر میبرد. »
ثبت دیدگاه