نقد و بررسی
نقد موج انفجار ۲ (Shock Wave 2) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان انفجار «Shock Wave 2» فیلمی اکشن و دلهرهآور از هنگکنگ است که هرچند در عنوانش ادامهای بر فیلم پیشین به نظر میرسد، داستان و شخصیتهای مستقلی دارد. هرمن یاو بار دیگر به قلمرو مأموران خنثیسازی بمب بازمیگردد، اما این بار مرکز روایت نه فقط خطر انفجار، بلکه بحران هویت و اعتماد است: فانگ، مأمور سابق پلیس، در پی انفجارهایی مشکوک بیهوش پیدا میشود؛ حافظهاش یاری نمیکند و همان نیروهایی که زمانی همکارش بودند، او را مظنون میدانند.
از همین مقدمه، فیلم پرسشی پرکشش میسازد: آیا میتوان به یادها و قضاوتهای خود اعتماد کرد، وقتی گذشته در ذهن به قطعاتی پراکنده بدل شده است؟ فیلم از همان آغاز مقیاس و جاهطلبی خود را آشکار میکند. خطر، محدود به یک اتاق یا یک وسیلهٔ انفجاری نیست؛ شهر و جمعیت آن در معرض تهدیدی بزرگ قرار میگیرند.
این گستردگی، به اثر حالوهوای یک تریلر شهری میدهد و تماشاگر را وارد جهانی میکند که در آن هر خیابان، تونل یا ساختمان میتواند به محل بحران بدل شود. با این حال، زیر لایهٔ پرهیاهوی ماجرا، پرسشی انسانیتر جریان دارد: فردی که گذشتهاش را بهدرستی به یاد نمیآورد، با چه معیاری میتواند خود را بشناسد؟
تعلیق و ساختار روایی یکی از امتیازهای فیلم، آغاز پرتنش و توانایی آن در ایجاد حس ناامنی است. روایت اطلاعات را یکباره در اختیار تماشاگر نمیگذارد؛ خاطرهها، نشانهها و سوءظنها بهتدریج کنار هم قرار میگیرند و مخاطب را وادار میکنند میان آنچه میبیند و آنچه احتمال میدهد فاصله بگذارد.
« فیلم از همان آغاز مقیاس و جاهطلبی خود را آشکار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گمگشتگی حافظهٔ فانگ به ابزاری برای تعلیق تبدیل میشود، زیرا تماشاگر نیز ناچار است گذشتهٔ او را از میان تکههای ناقص بازسازی کند. این انتخاب، در بخشهایی بهخوبی جواب میدهد و به فیلم امکان میدهد از الگوی سادهٔ «پلیس در برابر تروریست» فراتر برود. اما فیلمنامه همیشه از ظرفیت این ایده به یک اندازه بهره نمیبرد.
برخی سرنخها و چرخشهای روایی زودتر از موعد قابل حدساند و گاه فیلم با تأکید بر رازآلودگی، بیش از آنکه پیچیدگی واقعی ایجاد کند، اطلاعات را به تعویق میاندازد. نتیجه، روایتی است که لحظههایی از غافلگیری دارد، اما در مجموع نمیتواند همهٔ پیچشهای خود را به یک اندازه متقاعدکننده سازد.
با وجود این، تعلیق اولیه و حرکت میان گذشته و حال، نیروی لازم را برای دنبالکردن ماجرا فراهم میکند. بازی اندی لاو و محور انسانی داستان اندی لاو، در نقش فانگ، بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. شخصیت او هم با آسیب جسمی دستوپنجه نرم میکند و هم با گسست ذهنی؛ ترکیبی که اگر تنها بهانهای برای صحنههای تعقیب و درگیری بود، بهسرعت سطحی میشد.
لاو میکوشد میان سرسختی یک مأمور آموزشدیده و اضطراب انسانیِ کسی که دیگر به خاطرات خود اعتماد ندارد، تعادل برقرار کند. حضور پرانرژی او به فیلم جاذبه میبخشد و لحظات سکون را نیز از فروپاشی کامل در ریتم حفظ میکند. نکتهٔ مهم این است که قهرمان فیلم صرفاً بهدلیل توانایی جسمانیاش جذاب نیست؛ جذابیت او در کشمکش میان تصویر قهرمانانهای است که دیگران از او دارند و تردیدی که در درونش شکل گرفته است.
« اما فیلمنامه همیشه از ظرفیت این ایده به یک اندازه بهره نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این شکاف برای افزودن لایهای عاطفی به اکشن استفاده میکند. با این همه، گاهی تأکید بر قهرمانسازی چنان پررنگ میشود که امکان پرداخت دقیقتر به آسیبپذیری شخصیت محدود میماند. فانگ میتواند همزمان مردی زخمی و قهرمانی پرصلابت باشد، اما فیلمنامه همیشه به تناقض میان این دو تصویر فرصت کافی نمیدهد تا به عمق کامل برسد.
شخصیتهای مکمل و روابط در کنار لاو، بازیگرانی چون لائو چینگوان و نی نی به جهان عاطفی و پلیسی داستان شکل میدهند. حضور لائو چینگوان، با خویشتنداری و اقتدارش، میتوانست مکملی نیرومند برای آشفتگی فانگ باشد؛ رابطهٔ میان این دو ظرفیت ایجاد تنش و همدلی دارد. نی نی نیز به فضای شخصیتر روایت راه مییابد و یادآور میشود که بحرانهای فیلم فقط به عملیاتهای پلیسی محدود نیستند، بلکه بر پیوندهای انسانی نیز سایه میاندازند.
بااینحال، شخصیتهای فرعی کمتر از آنچه لازم است مجال رشد پیدا میکنند. برخی بیشتر در خدمت پیشبرد اطلاعات یا تنظیم موقعیتهای دراماتیکاند تا آنکه زندگی مستقل و انگیزهای کاملاً ملموس داشته باشند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است نقش آنها را در معما بفهمد، اما کمتر با دنیای درونیشان همراه شود.
این کاستی بهویژه در فیلمی که بر اعتماد، وفاداری و شناخت دیگری تکیه دارد، محسوس است؛ زیرا تقویت روابط مکمل میتوانست وزن عاطفی تصمیمها و سوءظنها را افزایش دهد. اکشن، انفجار و طراحی صحنه در وجه نمایشی، «Shock Wave 2» بهوضوح برای تجربهای پرتحرک و بزرگمقیاس ساخته شده است. انفجارها، تعقیبوگریزها و موقعیتهای پرخطر، فیلم را به سرگرمیای تماشایی بدل میکنند.
« فیلم از این شکاف برای افزودن لایهای عاطفی به اکشن استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای اکشن تنها تزئین داستان نیستند؛ اغلب فشار زمانی و حس آسیبپذیری شخصیتها را تشدید میکنند. هنگکنگ نیز در این میان پسزمینهای خنثی باقی نمیماند: شهر با ترافیک، زیرساختها و فضاهای فشردهاش به بخشی از میدان بحران تبدیل میشود. کارگردانی هرمن یاو به نمایش آشوب و تهدید علاقه دارد و در بسیاری از لحظات، این علاقه به انرژی بصری مؤثری میانجامد.
فیلم از مقیاس بزرگ رویدادها برای ایجاد هیجان بهره میگیرد و تماشاگر را پیوسته در انتظار خطر بعدی نگه میدارد. بااینحال، وفور اکشن همیشه به معنای افزایش ضرباهنگ نیست. برخی سکانسهای طولانی، بهجای آنکه تنش را پلهپله بالا ببرند، مکثهای روایی را کش میدهند و از اثرگذاری لحظههای بعدی میکاهند.
اگر تدوین در بخشهایی فشردهتر بود، احتمالاً توازن میان نمایش و روایت بهتر حفظ میشد. مضمونها و محدودیتهای فیلمنامه ایدهٔ آسیب جسمانی و کنارگذاشتهشدن از حرفه، یکی از جدیترین زمینههای دراماتیک فیلم است. فانگ با پرسشی تلخ روبهروست: وقتی تواناییهای پیشین از او گرفته شده یا دیگران چنین میپندارند، ارزش و هویت حرفهایاش چگونه تعریف میشود؟
این خط داستانی میتواند نقدی بر نگاه ابزاری به مأموران و بر دشواری بازگشت به زندگی پس از آسیب باشد. فیلم گاه به این مضمون نزدیک میشود، اما آن را با ملاحظات ژانری و نیاز به حرکت سریع داستان درهم میآمیزد؛ ازاینرو، لایهٔ اجتماعی آن به اندازهٔ ظرفیتش بسط نمییابد. همچنین، حافظه در فیلم فقط وسیلهای برای حل معما نیست؛ مسئلهٔ اعتماد به خویشتن را پیش میکشد.
« صحنههای اکشن تنها تزئین داستان نیستند؛ اغلب فشار زمانی و حس آسیبپذیری شخصیتها را تشدید میکنند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلمنامه در بعضی بزنگاهها به راهحلهای آشنا و توضیحهای مستقیم متوسل میشود. این امر از پیچیدگی اخلاقی داستان میکاهد و گاهی تضادهای شخصیتها را به تقابلهایی سادهتر از آنچه مقدمه وعده میدهد بدل میکند. فیلم در بهترین لحظاتش میان اکشن و بحران هویت پیوند برقرار میکند؛ در لحظات ضعیفتر، هر دو را بهصورت دو مسیر موازی پیش میبرد.
ریتم و تجربهٔ تماشاگر مدتزمان نسبتاً بلند فیلم به آن اجازه میدهد هم جهان عملیاتهای پلیسی را گسترش دهد و هم به روابط و خاطرات شخصیتها سر بزند. این گستردگی در بخش نخست، به ساختن فضایی پرتعلیق کمک میکند؛ اما در ادامه، تکرار برخی موقعیتهای اکشن و رفتوبرگشتهای روایی میتواند از تمرکز بکاهد.
فیلم میان دو خواسته در نوسان است: میخواهد معمایی دربارهٔ هویت و حقیقت باشد و همزمان بلاکباستری پرحادثه باقی بماند. این دو هدف گاهی همدیگر را تقویت میکنند، اما همیشه همقدم نیستند. برای مخاطبی که در درجهٔ نخست به دنبال اکشن پرانرژی، انفجارهای بزرگ و تعلیق پیوسته است، این نوسان احتمالاً مانع لذت بردن از اثر نمیشود.
اما تماشاگرانی که انتظار دارند هر تحول روایی با ظرافت روانشناختی و منطق بینقص آمادهسازی شود، ممکن است با پیشبینیپذیری بعضی چرخشها یا کمعمقی شخصیتهای فرعی فاصله بگیرند. فیلم در نهایت بیش از آنکه یک معمای کاملاً پرداختشده باشد، تریلری پرخرج و پرهیجان است که میکوشد در دل نمایش انفجار، روایتی دربارهٔ اعتماد و بازشناسی خویشتن نیز بسازد.
« بااینحال، فیلمنامه در بعضی بزنگاهها به راهحلهای آشنا و توضیحهای مستقیم متوسل میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «Shock Wave 2» اثری پرتحرک و خوشساخت در محدودهٔ سینمای اکشن جریان اصلی است؛ فیلمی که با شروع پرتنش، صحنههای بزرگمقیاس و بازی پرقدرت اندی لاو، تماشاگر را بهآسانی وارد فضای خطر میکند. نقطهٔ قوت آن در پیوند نسبی میان تعلیق، بحران هویت و نمایش اکشن است؛ نقطهٔ ضعفش نیز در پیچشهایی است که گاه بیش از اندازه قابل پیشبینیاند، ریتمی که زیر بار بعضی سکانسهای طولانی افت میکند و شخصیتهای مکملی که فرصت چندانی برای عمقیافتن نمییابند.
بااینهمه، فیلم بهعنوان تریلری سرگرمکننده و پرهیجان کارکرد خود را دارد. «Shock Wave 2» بیش از آنکه قصهای بینقص عرضه کند، تجربهای سینمایی مبتنی بر اضطراب، مقیاس و حرکت فراهم میآورد؛ تجربهای که برای علاقهمندان به اکشن هنگکنگی جذاب است، هرچند در لایههای روایی و شخصیتپردازی میتوانست منسجمتر و پختهتر باشد.
« بااینهمه، فیلم بهعنوان تریلری سرگرمکننده و پرهیجان کارکرد خود را دارد. »



ثبت دیدگاه