نقد و بررسی
نقد او همهچیزتمام است (She's All That) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی نوجوانانهٔ دههٔ نود «She's All That» ساختهٔ رابرت ایسکوو، نمونهای روشن از کمدیهای عاشقانهٔ نوجوانانهٔ اواخر دههٔ نود است؛ فیلمی که جهان دبیرستان را همچون صحنهای کوچک از شهرت، رقابت، ظاهر و تعلق اجتماعی تصویر میکند. قصه با موقعیتی آشنا آغاز میشود: زک سیلر، دانشآموز محبوب مدرسه، پس از جدایی از تیلور و فروپاشی تصویر بینقصش، درگیر شرطی میشود که قرار است در شش هفته لینی باگز را به ملکهٔ مراسم رقص مدرسه بدل کند.
اما ارزش فیلم تنها در پیشبینیپذیری مسیر عاشقانهاش خلاصه نمیشود؛ اثر میکوشد بپرسد چه کسی حق دارد دیگری را تعریف کند و محبوبیت تا چه اندازه بر پایهٔ نمایش و داوری دیگران بنا شده است. فیلم البته چندان قصد ندارد این پرسشها را با پیچیدگی اجتماعی یا روانشناختی گسترده دنبال کند. دبیرستان آن بیش از آنکه مکانی واقعگرا باشد، قلمرویی افسانهای و نمایشی است؛ جایی که دستهبندیهای دانشآموزی مشخصاند، شایعهها نیرویی تعیینکننده دارند و یک مراسم رقص میتواند به نقطهٔ اوج تمام دغدغههای نوجوانانه تبدیل شود.
همین اغراق، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم یکی از محدودیتهایش. قصهای ساده با نیرویی آشنا ساختار روایی فیلم از الگوی «شرطی که به احساس واقعی میانجامد» بهره میبرد؛ الگویی که از همان ابتدا مسیر کلی رابطه را برای تماشاگر قابلحدس میکند. بااینحال، قابلحدسبودن الزاماً به معنای بیلذتی نیست.
فیلم با ریتمی روان پیش میرود و بهجای آنکه خود را اثری غافلگیرکننده جا بزند، بر موقعیتهای کمیک، برخورد دو جهان اجتماعی متفاوت و تغییر تدریجی نگاه شخصیتها تکیه میکند. نقطهٔ قوت این الگو در لحظههایی است که فاصلهٔ میان انگیزهٔ اولیهٔ زک و رابطهای که با لینی شکل میگیرد، آشکار میشود.
« فیلم البته چندان قصد ندارد این پرسشها را با پیچیدگی اجتماعی یا روانشناختی گسترده دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر، کاستی اصلی نیز همانجاست: شرطبندی، از آغاز سایهای اخلاقی بر رابطه میاندازد، اما فیلم گاه بیش از اندازه به جذابیت رمانتیک ایده اعتماد میکند و کمتر مکث میکند تا پیامدهای آن را با عمق کافی بکاود. تماشاگر ممکن است همزمان از سادگی دلپذیر قصه لذت ببرد و از این پرسش دست برندارد که چرا اعتماد باید در چنین وضعیتی اینقدر آسان شکل بگیرد.
لینی؛ شخصیتی فراتر از نقش «دختر متفاوت» لینی باگز در نگاه نخست در قالب آشنای دختر منزوی و اهل هنر معرفی میشود؛ شخصیتی که در برابر معیارهای رایج زیبایی و محبوبیت مدرسه میایستد. بااینحال، جذابیت او فقط در تضاد با زک یا در ظاهر متفاوتش نیست. او خواستها و علایق خود را دارد و فیلم، دستکم در بخشهایی، اجازه میدهد این ویژگیها از زیر سایهٔ نقشهٔ دیگران بیرون بیایند.
مقاومت نخستین او در برابر زک نیز به رابطه بُعدی بهتر از یک دلباختگی فوری میدهد. اما فیلم در بازنمایی استقلال لینی کاملاً از تناقض رها نمیشود. محور اصلی داستان همچنان پروژهای است که دیگران دربارهٔ او تعریف میکنند: تبدیلشدن به چهرهای پذیرفتنی برای مدرسه. در نتیجه، حتی وقتی فیلم میخواهد بگوید لینی باید خودش باشد، بخشی از روایت ارزش او را از مسیر نگاه جمعی و ظاهرش میسنجد.
این دوگانگی باعث میشود پیام اثر از یک سو دلگرمکننده و از سوی دیگر محدود بماند. لینی شخصیتی دوستداشتنی است، اما داستان همیشه به او فرصت نمیدهد که بدون دخالت معیارهای محبوبیت، مرکز انتخابها و دگرگونیهای خود باشد. زک و مسئولیت عاطفی زک در آغاز با سرمایهای اجتماعی وارد قصه میشود: خوشنامی، جذابیت و جایگاه تثبیتشده میان همسالان.
« بااینحال، جذابیت او فقط در تضاد با زک یا در ظاهر متفاوتش نیست. »
شخصیتها و اجرا
بحران او فقط پایان یک رابطه نیست، بلکه از دسترفتن تصویری است که از خودش در جمع ساخته است. این وضعیت زمینهای مناسب برای قوس شخصیتی فراهم میآورد؛ زک باید از توجه به نگاه دیگران فاصله بگیرد و رابطهای را جدی بگیرد که ابتدا بهعنوان وسیلهای برای بازسازی اعتبارش آغاز شده است. بااینهمه، فیلم در پرداخت مسئولیت او همیشه به اندازهٔ لازم دقیق نیست.
هنگامی که حقیقتِ انگیزهٔ اولیهاش برملا میشود، انتظار میرود قصه با شتاب و انسجام بیشتری پیامدهای رفتار او را پی بگیرد. تعلل زک در جبران و تلاش برای بازسازی اعتماد، از ضعفهای محسوس روایت است؛ نه به این دلیل که شخصیت باید بیدرنگ بخشوده شود، بلکه چون فیلم برای این فاصلهٔ عاطفی وزن کافی نمیسازد.
در نتیجه، بخشی از تحول او بیشتر به اقتضای پایانبندی رمانتیک پیش میرود تا حاصل مواجههای کامل با آسیبی که ایجاد کرده است. بازیها و شخصیتهای پیرامونی فردی پرینز جونیور زک را با خونسردی و جذابیتی متناسب با قهرمان کمدی نوجوانانه بازی میکند. این انتخاب به شخصیت وجهی آسانپسند میدهد، هرچند گاهی اجازه نمیدهد تردیدها و تناقضهای او چندان عمیق شوند.
ریچل لی کوک در نقش لینی حضوری گرمتر و متمایزتر دارد؛ بازی او میان کنارهگیری، شوخطبعی و آسیبپذیری تعادل برقرار میکند و کمک میکند لینی به یک ترفند روایی صرف فروکاسته نشود. بازیگران پیرامونی به فیلم انرژی و تنوع میبخشند، هرچند همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرورده نیستند. متیو لیلارد با اغراق حسابشدهاش به فضای کمیک کمک میکند و پل واکر حضوری متناسب با نقش جوانی رقابتجو دارد.
« بحران او فقط پایان یک رابطه نیست، بلکه از دسترفتن تصویری است که از خودش در جمع ساخته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور آشر در جایگاه مجری برنامهٔ رقص مدرسه، از آن انتخابهایی است که بهجای آنکه کاملاً در جهان داستان حل شود، اندکی تصنعی به نظر میرسد؛ حضور او بیشتر حالوهوای ستارهمحور و موسیقایی فیلم را یادآوری میکند تا اینکه از دل شخصیتپردازی یا منطق مدرسه برآمده باشد. این ناهماهنگی کوچک، نمونهای از تمایل فیلم به افزودن لحظههای نمایشی حتی زمانی است که پیوندشان با روایت چندان محکم نیست.
کارگردانی، موسیقی و حالوهوای بصری کارگردانی رابرت ایسکوو بیش از آنکه بر میزانسنهای پیچیده یا ظرافتهای بصری تکیه کند، در خدمت روانی قصه و خلق لحظههای بهیادماندنی است. فیلم تصویری رنگین و آراسته از دبیرستان ارائه میدهد که بیشتر به رؤیای سینمایی نوجوانان نزدیک است تا تجربهای روزمره.
خانهها، مهمانیها و مراسم مدرسه در فضایی قرار دارند که گویی همگی برای نمایش ساخته شدهاند. این انتخاب، واقعگرایی را کاهش میدهد، اما به اثر هویت خیالپردازانهاش را میبخشد. موسیقی نیز سهم مهمی در ماندگاری حالوهوای فیلم دارد. ترانهها و لحظههای رقص، به روایت شور و سرزندگی میدهند و آن را به یادگاری شنیداری از سینمای جوانپسند آن دوره بدل میکنند.
گاهی همین گرایش به نمایش، از ظرافت داستان میکاهد؛ رقص گروهی و بعضی لحظههای پرزرقوبرق بیش از آنکه از دل موقعیت بجوشند، برای ایجاد هیجان طراحی شدهاند. بااینحال، فیلم در بهترین لحظههایش از همین ظاهر آراسته فاصله میگیرد و بر واکنشهای ساده و صمیمی شخصیتها مکث میکند. کلیشهها و نگاه فیلم به محبوبیت فیلم بهدرستی میداند که کلیشهها بخشی از مواد اولیهٔ کمدی نوجوانانهاند، اما همیشه آنها را به پرسش نمیکشد.
« خانهها، مهمانیها و مراسم مدرسه در فضایی قرار دارند که گویی همگی برای نمایش ساخته شدهاند. »
قوتها و کاستیها
محبوبها گاهی بیش از حد سطحی و بدخواه ترسیم میشوند و گروههای مختلف مدرسه به نشانههایی سریع برای طبقهبندی شخصیتها بدل میگردند. چنین رویکردی برای پیشبرد شوخی و ایجاد تقابل کارآمد است، اما به جهان فیلم سادگیای میدهد که در برخی لحظهها به نابرابری و رفتارهای جمعی عمق لازم را نمیبخشد.
در سوی دیگر، یکی از ایدههای ماندگار فیلم این است که ارزش لینی پیش از هر تغییر ظاهری وجود دارد؛ مسئله این نیست که او ناگهان به انسانی دیگر تبدیل شود، بلکه این است که خود و دیگران چگونه او را میبینند. بااینحال، روایت برای بیان این نکته از همان سازوکارهایی استفاده میکند که میخواهد نقدشان کند: مسابقهٔ محبوبیت، تغییر ظاهر و داوری جمع.
همین تناقض، فیلم را از اثری بیمسئله دور میکند، اما در عین حال آن را برای خوانشی انتقادیتر جالب میسازد. جمعبندی «She's All That» کمدی عاشقانهای سرراست، خوشریتم و وابسته به فضای نوجوانانهٔ پایان دههٔ نود است. قصهاش از الگویی آشنا نیرو میگیرد و بهجای بازآفرینی آن، با شخصیتهای خوشتماشا، موسیقی و لحظههای رمانتیک پیش میرود.
لینی حضوری مستقلتر از قالب اولیهٔ داستان دارد و ریچل لی کوک به او گرما و شخصیت میبخشد؛ در مقابل، روایت در مواجهه با شرطبندی و جبران رفتار زک گاه شتابزده است و برخی انتخابهای نمایشی، از جمله جایگاه آشر، کمی نامتناسب جلوه میکنند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی پیرنگ باشد، در جذابیت ساده و فضای نوستالژیکش نهفته است.
« همین تناقض، فیلم را از اثری بیمسئله دور میکند، اما در عین حال آن را برای خوانشی انتقادیتر جالب میسازد. »
جمعبندی
ممکن است کلیشههایش آشکار باشند و پیامش دربارهٔ ظاهر و محبوبیت گرفتار تناقض بماند، اما اثر همچنان سرگرمکننده است و برای تماشاگرانی که به کمدیهای عاشقانهٔ دبیرستانی علاقه دارند، لذتی آرام و آشنا فراهم میکند؛ همان نوع فیلمی که گاه نه برای غافلگیری، بلکه برای بازگشت به حالوهوایی دوستداشتنی دوباره تماشا میشود.



ثبت دیدگاه