نقد و بررسی
نقد شرلوک نومز (Sherlock Gnomes) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر در امتداد ماجرای نخست «Sherlock Gnomes» دنبالهای بر «Gnomeo & Juliet» است، اما میکوشد همزمان نقش یک ماجرای مستقل کارآگاهی را نیز بازی کند. گنومئو و ژولیت به لندن آمدهاند و زندگی تازهشان در باغی جدید، با مسئولیتهای تازه و فاصلهای که میان آن دو افتاده، آغاز میشود.
ناپدیدشدن اسرارآمیز تزیینات باغ، پای شرلوک گنومز و دستیارش، دکتر واتسون، را به ماجرا باز میکند. فیلم از همان نقطه، کمدی خانوادگی، ماجرای معمایی و قصهای درباره رابطه را درهم میآمیزد؛ ترکیبی که گاه به آن تنوع میدهد و گاه مانع شکلگیری هویتی یکدست میشود. جهان باغی و خیال تصویری یکی از امتیازهای روشن فیلم، دنیای بصری آن است.
سازندگان از محیطهای آشنای شهری و باغی، صحنههایی میسازند که در مقیاس شخصیتهای کوچک، بزرگ و پرجنبوجوش به نظر میرسند. اشیای روزمره میتوانند به ابزار ماجراجویی بدل شوند و عبور شخصیتها از فضاهای گوناگون، فرصتهایی برای بازی با اندازه، بافت و حرکت فراهم میآورد. این نگاه، بهویژه در صحنههایی که ذهن شرلوک را بازنمایی میکنند، به اوج میرسد: تصویر از واقعگرایی فاصله میگیرد و به قلمرویی بدل میشود که در آن تداعیها، فرضیهها و جزئیات دیداری با سرعت در هم میپیچند.
« ناپدیدشدن اسرارآمیز تزیینات باغ، پای شرلوک گنومز و دستیارش، دکتر واتسون، را به ماجرا باز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این لحظهها فقط جلوهای تزئینی ندارند؛ آنها بخشی از شخصیتپردازی تصویری شرلوکاند. ذهن او همچون دستگاهی پرشتاب و گاه آشفته تصویر میشود و تماشاگر را به درون شیوه فکرکردنش میبرد. بااینحال، جذابیت بصری بهتنهایی نمیتواند جای انسجام روایی را بگیرد. فیلم در خلق قابها و موقعیتهای چشمنواز موفقتر از آن است که این موقعیتها را به یک جریان دراماتیک محکم پیوند دهد.
معمایی که نیروی کافی نمیگیرد داستان با وعده یک تحقیق رازآلود آغاز میشود، اما معما بهتدریج از آن کشش و پیچیدگیای که یک اثر کارآگاهی نیاز دارد برخوردار نمیشود. سرنخها بیشتر وسیلهای برای انتقال شخصیتها از یک موقعیت به موقعیت بعدی هستند تا اجزای طرحی که تماشاگر را به حدسزدن و بازنگری در برداشتهایش وادار کند.
در نتیجه، تعقیب ماجرا گاهی شبیه مجموعهای از اتفاقهای پیاپی به نظر میرسد؛ اتفاقهایی که سرعت دارند، اما الزاماً تعلیق نمیسازند. این ضعف بر خود شخصیت شرلوک نیز اثر میگذارد. او در ظاهر محور معماست، ولی فیلم همیشه نمیتواند هوش و روش استنتاجش را به شکلی قانعکننده به نمایش بگذارد.
« این لحظهها فقط جلوهای تزئینی ندارند؛ آنها بخشی از شخصیتپردازی تصویری شرلوکاند. »
شخصیتها و اجرا
گاه شخصیت بیش از آنکه کارآگاهی دقیق باشد، منبعی برای غرابت و شوخی است. از این رو، عنوان و ایده مرکزی فیلم توقع یک معمای نیرومند را ایجاد میکنند، اما روایت کمتر از آن توقع بهره میگیرد. نتیجه، اثری است که از نظر حرکت و حادثه کم نمیآورد، ولی از حیث کشف و استدلال، چندان تماشاگر را درگیر نمیکند.
شرلوک، واتسون و مسئله لحن شرلوک گنومز با غرور، خودمحوری و اطمینان افراطیاش طراحی شده است؛ صفاتی که میتوانند سرچشمه کمدی باشند و در عین حال، مانعی برای همدلی با او ایجاد کنند. فیلم میکوشد این فاصله را با شوخی و اغراق کم کند، اما همه شوخیها به یک اندازه اثرگذار نیستند. بخشی از طنزها بر بازی با کلیشههای داستانهای کارآگاهی یا تضاد میان ظاهر کوچک شخصیتها و رفتار بزرگنمایانهشان استوار است؛ بخشی دیگر چنان اصرارآمیز تکرار میشود که بهجای افزایش سرزندگی، ریتم را فرسوده میکند.
رابطه شرلوک و واتسون نیز ظرفیت دراماتیک مهمی دارد، زیرا همکاری و اعتماد میان این دو، میتواند بازتابی از مضمون دوستی باشد. اما فیلم بیش از آنکه این پیوند را با جزئیات و لحظههای آرام پرورش دهد، آن را در کنار شوخیها و تعقیبها پیش میبرد. حاصل، شخصیتی مرکزی است که حضورش برای پیشبرد ماجرا ضروری است، اما نه همیشه برای تماشاگر دلپذیر یا جذاب.
« گاه شخصیت بیش از آنکه کارآگاهی دقیق باشد، منبعی برای غرابت و شوخی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب ممکن است برای برخی مخاطبان بخشی از شوخی فیلم باشد؛ برای برخی دیگر، همانطور که از واکنشهای متفاوت بینندگان پیداست، به خستگی میانجامد. ژولیت و هسته عاطفی روایت در میان شخصیتها، ژولیت یکی از نیروهای زندهتر فیلم است. او پرانرژی و مصمم است و حضورش به ماجرا تحرک میدهد.
اهمیت او فقط به همراهی با شرلوک محدود نمیشود: مسئولیت تازهای که پذیرفته، بر رابطهاش با گنومئو سایه میاندازد و بخش عاطفی داستان را شکل میدهد. ژولیت در برابر آشفتگی حوادث، اغلب هدفمندتر از دیگران عمل میکند و همین ویژگی او را به شخصیتی دوستداشتنی و قابلپیگیری بدل میسازد. بااینهمه، کشمکش رابطهای میان گنومئو و ژولیت فرصت چندانی برای رشد آرام پیدا نمیکند.
فیلم موضوع مسئولیت، توجه و همراهی را مطرح میکند، اما گاهی چنان شتابزده از یک حادثه به حادثه دیگر میرود که گفتوگوهای عاطفی مجال رسوخ پیدا نمیکنند. مضمون رابطه در طرح باقی میماند، بیآنکه همیشه به عمق احساسی متناسب با ظرفیتش برسد. ژولیت در این میان از انرژی و استقلالی برخوردار است که فیلم را زنده نگه میدارد، اما قصه بهندرت اجازه میدهد این ویژگیها به یک مسیر تحول کامل تبدیل شوند.
« ژولیت و هسته عاطفی روایت در میان شخصیتها، ژولیت یکی از نیروهای زندهتر فیلم است. »
قوتها و کاستیها
ریتم، شوخی و مخاطب خانوادگی «Sherlock Gnomes» برای مخاطب خانوادگی ساخته شده و از حرکت مداوم، موقعیتهای نمایشی و شوخیهای کلامی بهره میگیرد. این شتاب گاهی به سود فیلم است: صحنهها پشت سر هم میآیند و فضای رنگارنگ اجازه نمیدهد اثر از نظر دیداری راکد شود. در عین حال، همین شتاب میتواند ضعف ساختار را آشکارتر کند.
وقتی داستان فرصت مکث و پرورش رابطهها را نمیدهد، تماشاگر ممکن است احساس کند با رشتهای از ماجراهای کوتاه روبهرو است که فقط بهطور سست به یکدیگر وصل شدهاند. واکنشها به شوخیها نیز یکدست نیستند. برخی از مخاطبان از بازیگوشی جهان کوتولههای باغی و اجرای صداپیشگان لذت میبرند؛ برخی دیگر شوخیها را زورکی یا کماثر مییابند و از کشآمدن فیلم خسته میشوند.
این دو برداشت با ساختار اثر سازگارند: فیلم به اندازهای تصویر و حادثه دارد که برای بخشی از خانواده سرگرمکننده باشد، اما طنزش همیشه ظرافت یا تازگی لازم را ندارد تا مخاطب بزرگسال را نیز پیوسته همراه کند. صداپیشگی و ارزشهای اجرایی گروه صداپیشگان شناختهشده، به شخصیتها هویت صوتی متمایزی میدهد.
« در عین حال، همین شتاب میتواند ضعف ساختار را آشکارتر کند. »
جمعبندی
جانی دپ در نقش شرلوک، به شخصیت حالوهوایی خاص میبخشد؛ جیمز مکآووی و امیلی بلانت نیز بار دیگر نقش گنومئو و ژولیت را بر عهده دارند. بااینحال، صداپیشگی نمیتواند در همه لحظهها جای شخصیتپردازی و فیلمنامه را پر کند. اجرای پررنگ ممکن است یک شخصیت را بهیادماندنیتر کند، اما اگر شوخی یا موقعیت بهاندازه کافی پرداخت نشده باشد، اثرگذاری آن محدود میماند.
موسیقی و آهنگها نیز به فضای سرگرمکننده فیلم کمک میکنند، هرچند حضورشان بهتنهایی پیوندی محکم میان بخشهای پراکنده داستان نمیسازد. جمعبندی «Sherlock Gnomes» اثری است که بیش از همه در تصویر و طراحی جهانش میدرخشد. صحنههای ذهن شرلوک، بازی با مقیاس و حضور پرانرژی ژولیت از جذابیتهای اصلی آناند.
در سوی دیگر، معمای کمکشش، روایت شتابزده و شوخیهایی که گاه بیش از اندازه به چشم میآیند، مانع از آن میشوند که فیلم به یک ماجرای کارآگاهی یا کمدی خانوادگی کاملاً منسجم بدل شود. حاصل، فیلمی است که میتواند برای تماشای سبک و بیتکلف لحظههایی سرگرمکننده فراهم کند، اما در قصهگویی و پرداخت معما به اندازهای که ایدهاش نوید میدهد پیش نمیرود.
« بااینحال، صداپیشگی نمیتواند در همه لحظهها جای شخصیتپردازی و فیلمنامه را پر کند. »



ثبت دیدگاه