نقد و بررسی
نقد Shepherds | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چشمانداز یک زندگی دیگر «Shepherds» یا «Bergers» با رؤیایی آشنا آغاز میشود: ترک زندگی شهری و جستوجوی معنایی تازه در دل طبیعت. ماتیاس، مدیر جوان تبلیغاتی در مونترآل، از کار و روزمرگیاش دلزده شده و راهی پرووانس میشود تا چوپانی را بیاموزد؛ حرفهای که پیشتر بیشتر در خیال او شکل گرفته تا در تجربهاش.
فیلم از همین فاصله میان تصویر ذهنی و واقعیت آغاز میکند و پرسشی ساده اما ژرف پیش میکشد: آیا میتوان با عوضکردن محیط، از مناسبات و دشواریهای زندگی نیز گریخت؟ نقطه قوت فیلم در آن است که این پرسش را به حکمی قطعی یا موعظهای درباره «درست زندگی کردن» تبدیل نمیکند. ماتیاس نه قهرمانی است که از همان ابتدا میداند چه میخواهد، و نه گردشگری که صرفاً برای چند منظره زیبا به روستا پناه آورده باشد.
او مردی است در جستوجوی خود، با تصوری رمانتیک از کار و طبیعت؛ تصوری که ناچار باید در برخورد با تجربه روزانه آزموده شود. فیلم نیز بهجای آنکه از همان ابتدا رؤیای او را تأیید یا رد کند، اجازه میدهد واقعیت، آرامآرام پاسخ دهد. خیال چوپانی و سختی کار یکی از مهمترین محورهای درام، شکاف میان رؤیای گریز و واقعیت کار است.
ماتیاس در آغاز، چوپانی را راهی برای فاصلهگرفتن از دنیای تبلیغات و یافتن نوعی زندگی اصیل میبیند. اما طبیعت در این فیلم پناهگاهی مطیع و بیدردسر نیست. کار با گله، شناخت حیوانات و سازگارشدن با ریتم فصلها، نه با شور لحظهای که با صبر، تکرار و یادگیری ممکن میشود. دشواری این جهان در جزئیات ملموس کار جلوه میکند، نه در شعارهایی درباره «زندگی ساده».
« نقطه قوت فیلم در آن است که این پرسش را به حکمی قطعی یا موعظهای درباره «درست زندگی کردن» تبدیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این بخشها نگاه انتقادی خود را متوجه خودِ ماتیاس نیز میکند. او گاه چنان مجذوب تصویر شاعرانهای است که از زندگی تازه ساخته، از دیدن تمام واقعیت آن بازمیماند. همین خیالپردازی، هم نیروی محرک اوست و هم محدودیتش: رؤیا به او جرئت آغاز میدهد، اما برای دوامآوردن کافی نیست. این تضاد، از سادهشدن داستان به روایت پیروزی بیدردسر اراده جلوگیری میکند؛ هرچند فیلم گاهی میتوانست با کندوکاوی عمیقتر در پیامدهای این خودفریبی، لایه روانشناختی شخصیت را غنیتر سازد.
دگرگونی در همراهی با الیز ورود الیز، کارمند دولتیای که شغلش را رها میکند و به ماتیاس میپیوندد، مسیر روایت را از تجربهای فردی به سفری مشترک تغییر میدهد. الیز صرفاً همراهی برای تکمیل داستان ماتیاس نیست؛ حضور او پرسش دیگری را وارد فیلم میکند: چه زمانی ترککردن یک زندگی، انتخابی آگاهانه است و چه زمانی واکنشی شتابزده به نارضایتی؟
تصمیم او نیز رنگی از بیپروایی دارد، و همین امر پیوند میان دو شخصیت را از همان آغاز بر پایه نوعی خطر مشترک شکل میدهد. رابطه آنها در دل کار و دشواریها رشد میکند، نه صرفاً در گفتوگوهای عاشقانه یا لحظات عاطفی آشکار. این انتخاب به رابطهشان کیفیتی طبیعی میبخشد. هر دو باید با زندگی تازه روبهرو شوند و معنای آن را نه از پیش، بلکه در تجربه روزمره دریابند.
با این حال، فیلم بیش از آنکه به پیچیدگیهای درونی هر یک جداگانه بپردازد، بر حرکت مشترکشان تکیه میکند. گاهی الیز بیش از آنکه شخصیتی با مسیر مستقل و کامل باشد، به نیرویی برای گسترش سفر ماتیاس بدل میشود؛ نکتهای که از تأثیر عاطفی رابطه نمیکاهد، اما دامنه پرداخت شخصیت او را محدود میکند.
« فیلم در این بخشها نگاه انتقادی خود را متوجه خودِ ماتیاس نیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و جانبخشی به شخصیتها بازی Félix-Antoine Duval از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. او ماتیاس را با گرمایی آرام و باورپذیر اجرا میکند؛ مردی که هم میتواند مجذوب امکان تازه زندگی باشد و هم در برابر دشواریهای آن درمانده شود. بازی او بهجای تأکید بر دگرگونیهای بزرگ و نمایشی، تغییر را در رفتار و حضور جسمانی شخصیت مینشاند.
ماتیاس کمکم با محیط تازه خو میگیرد، اما این سازگاری به معنای محو تردید یا شکستهایش نیست. Solène Rigot نیز در نقش الیز، تعادلی میان کنجکاوی، جسارت و آسیبپذیری ایجاد میکند. حضور او به فیلم انرژی تازهای میبخشد و رابطه دو شخصیت را از یکسویهشدن دور نگه میدارد. در کنار بازیگران اصلی، چهرهها و شخصیتهای حاشیهای جهان روستایی را از حالت پسزمینه تزئینی بیرون میآورند.
حاصل، فضایی است که در آن زندگی چوپانی صرفاً مجموعهای از مناظر نیست، بلکه شبکهای از آدمها، کارها و عادتهایی است که ماتیاس باید در آن جای خود را پیدا کند. طبیعت؛ منظرهای زنده و بیاعتنا تصویربرداری فیلم از کوهستان و چشماندازهای پرووانس، زیبایی بصری چشمگیری دارد؛ اما ارزش این تصاویر تنها در جذابیت کارتپستالیشان نیست.
دوربین با پیروی از حرکت آدمها و گله، تماشاگر را به تجربهای نزدیکتر به زیستن در این فضا دعوت میکند. گستره کوهستان هم امکان رهایی را به ذهن میآورد و هم کوچکی انسان را در برابر نیروی طبیعت آشکار میسازد. طبیعت در «Shepherds» منظرهای برای تماشا نیست؛ حضوری است که با تغییر آبوهوا، فاصلهها و دشواریهای مسیر بر زندگی شخصیتها اثر میگذارد.
« بازیها و جانبخشی به شخصیتها بازی Félix-Antoine Duval از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین نگاه به فضاست که فیلم را از خیالپردازی صرف درباره بازگشت به طبیعت دور میکند. زیبایی محیط، سختی کار را از میان نمیبرد و دشواری نیز زیبایی را باطل نمیکند. این همنشینی از دستاوردهای مهم فیلم است: کوهستان میتواند هم باشکوه باشد و هم بیاعتنا به امیدهای انسان. در چنین جهانی، ماتیاس باید یاد بگیرد که طبیعت را نه مطابق خواستههای خود، بلکه با قواعد و ناپیشبینیپذیریاش بپذیرد.
ریتم آرام و روایت آشنا آرامش ریتم، هم بخشی از هویت فیلم است و هم یکی از دلایل احتمالی فاصلهگرفتن برخی تماشاگران. داستان بهجای تکیه بر رخدادهای پیدرپی، زمان را صرف کار، مشاهده و سازگاری میکند. این کندی با موضوع فیلم تناسب دارد: زندگی چوپانی با شتاب زندگی شهری پیش نمیرود و تغییر شخصیت نیز در چند لحظه پرهیجان خلاصه نمیشود.
بااینحال، در بخشهایی تکرار موقعیتها و کمبود تنش روایی ممکن است حس یکنواختی پدید آورد. فیلم همیشه از سکون خود معنای تازهای استخراج نمیکند و گاه همان فضای تأملآمیز را بیش از اندازه نگه میدارد. از سوی دیگر، مسیر کلی روایت ــ دلکندن از شهر، مواجهه با دشواریهای زندگی روستایی و جستوجوی هویتی تازه ــ برای سینماگر و تماشاگر ناآشنا نیست.
فیلم میکوشد با جزئیات کار و رابطه شخصیتها به این الگوی آشنا جان تازهای بدهد، اما در همه لحظات از پیشبینیپذیری آن نمیگریزد. مسئله این نیست که مقصد روایت نامعلوم نیست؛ جذابیت اصلی بیشتر در چگونگی پیمودن مسیر است تا در غافلگیریهای داستانی. جمعبندی «Shepherds» فیلمی دلنشین و تأملبرانگیز درباره میل به تغییر است؛ اثری که رؤیای ترک زندگی شهری را نه دست میاندازد و نه بیچونوچرا ستایش میکند.
« همین نگاه به فضاست که فیلم را از خیالپردازی صرف درباره بازگشت به طبیعت دور میکند. »
قوتها و کاستیها
ماتیاس و الیز در مسیر تازه خود با واقعیتی روبهرو میشوند که از خیالشان سختتر و پیچیدهتر است، اما همین برخورد به انتخابشان معنا میدهد. بازی گرم Félix-Antoine Duval، حضور مؤثر Solène Rigot و فضاسازی چشمنواز کوهستان، فیلم را از یک حکایت کلی درباره «دنبالکردن رؤیا» فراتر میبرند.
در عین حال، ریتم کمشتاب، روایت گاه آشنا و پرداخت نهچندان عمیق برخی خیالپردازیهای ماتیاس، مانع از آن میشوند که فیلم در همه بخشها به ژرفای بالقوهاش برسد. دستاورد اصلی آن نه ارائه پاسخی ساده به این پرسش است که کدام شیوه زندگی بهتر است، بلکه نشاندادن بهای هر انتخاب و ضرورت روبهروشدن با واقعیت آن است.
«Shepherds» یادآوری میکند که گاه آغاز زندگی تازه، پایان خیال نیست؛ لحظهای است که خیال باید کار دشوارِ تبدیلشدن به زندگی را آغاز کند.



ثبت دیدگاه