نقد و بررسی
نقد Shehzada | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان افسانهٔ خانوادگی و سرگرمی پرزرقوبرق «Shehzada» که روهیت داوان آن را کارگردانی کرده، فیلمی هندی در آمیزهای از کمدی، اکشن و ملودرام خانوادگی است؛ بازسازیِ «Ala Vaikunthapurramuloo»، فیلم تلگوییِ سال ۲۰۲۰. داستان با موقعیتی آشنا اما همچنان بالقوه جذاب آغاز میشود: بانتو، جوانی که در خانهٔ پدری با تحقیر و بیمهری روبهرو بوده، درمییابد که سرگذشت تولدش با آنچه تصور میکرده تفاوت دارد.
این کشف او را به خانوادهای ثروتمند نزدیک میکند؛ جایی که باید هم جایگاه خود را پیدا کند و هم در برابر تهدیدهای بیرونی بایستد. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ قصهای پرحادثه و احساساتی میدهد، اما چگونگی پرداخت این وعده است که فاصلهٔ میان سرگرمیِ گذرا و اثری ماندگار را آشکار میکند. «Shehzada» در بهترین لحظاتش سرزنده و تماشایی است؛ در لحظات ضعیفتر، زیر بار تکرار و شلوغی روایی از نفس میافتد.
نسخهٔ هندی بهروشنی بر الگوی فیلم تلگویی تکیه دارد و بازیگرانی چون کارتیک آریان، کریتی سانون، پارش راوال، مانیشا کویرالا و رونیت روی را گرد هم آورده است. قهرمانی که فیلم را بر دوش میکشد کارتیک آریان موتور اصلی انرژی فیلم است. بانتو شخصیتی تندزبان، حاضرجواب و آمادهٔ واکنش است و آریان در بسیاری از صحنهها با سرعت بیان و زمانبندی کمدیاش به او جان میدهد.
شوخیهای کلامی، واکنشهای چابک و شور فیزیکی او باعث میشود حتی بخشهایی از فیلم که از نظر داستانی پیشبینیپذیرند، همچنان نیرویی سرگرمکننده داشته باشند. این بازی بیش از آنکه بر ظرافت روانشناختی متکی باشد، بر حضور پرحرارت و مهارت در نگهداشتن توجه تماشاگر تکیه دارد؛ انتخابی که با لحن عامهپسند فیلم سازگار است.
« قهرمانی که فیلم را بر دوش میکشد کارتیک آریان موتور اصلی انرژی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اتکای بیش از اندازهٔ فیلم به قهرمانش گاهی به زیان خود اثر تمام میشود. بانتو تقریباً در همهٔ موقعیتها دست بالا را دارد: شوخطبعتر، جسورتر و کارآمدتر از اطرافیان است و از پسِ موقعیتهای دشوار برمیآید. چنین شخصیتی اگر با تحول یا تناقضی درونی همراه نشود، ممکن است به تصویری آرمانی و کمچالش بدل شود.
فیلم از این تواناییها برای ساختن لحظات پرشور بهره میگیرد، اما کمتر مکث میکند تا پیامدهای عاطفیِ تجربههای بانتو را با همان دقت دنبال کند. نتیجه، قهرمانی جذاب برای همراهی، اما نه همیشه پیچیده برای تأمل است. قصهای آشنا، با ظرفیتی مصرفنشده راز جابهجایی نوزادان، در کنار اختلاف طبقاتی و میل به پذیرفتهشدن، مصالح مناسبی برای یک درام خانوادگی فراهم میکند.
ایدهٔ مرکزی میتواند پرسشهایی دربارهٔ وراثت، پرورش، تعلق و معنای خانواده پیش بکشد: آیا پیوندهای خونی سرنوشت انسان را تعیین میکنند، یا رفتار و عاطفهاند که خانواده را میسازند؟ «Shehzada» این پرسشها را در حاشیهٔ ماجراهای پرهیاهویش قرار میدهد و بیشتر به سوی تأکیدهای احساسی و رویاروییهای سرگرمکننده میرود تا کاوشی عمیق در آنها.
این انتخاب لزوماً ایراد نیست؛ فیلمی عامهپسند میتواند از منطق افسانهای و اغراق بهره ببرد. مسئله آن است که قصه برای تازگیبخشیدن به الگوی آشنا، تغییر چندانی در زاویهٔ نگاه یا ساخت شخصیتها ایجاد نمیکند. از آنجا که فیلم بازسازی اثری شناختهشده است، شباهت ساختاری به نسخهٔ پیشین بهخودیخود غافلگیرکننده نیست؛ اما بازسازی زمانی ضرورت هنری پیدا میکند که بتواند مواد اولیه را با لحن یا دیدگاهی تازه بازآفرینی کند.
« بااینحال، اتکای بیش از اندازهٔ فیلم به قهرمانش گاهی به زیان خود اثر تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
«Shehzada» بیشتر به بازتولید سازوکارهای آشنای ملودرام و قهرمانمحوری بسنده میکند و در نتیجه، فرصت گسترش ظرفیت موضوعی قصه را از دست میدهد. شلوغی روایی و ریتم ناهموار فیلم میخواهد همزمان قصهٔ جستوجوی هویت، رابطهٔ عاشقانه، کشمکشهای خانوادگی، رقابتهای اقتصادی، کمدی موقعیت و اکشن قهرمانانه را پیش ببرد.
این فراوانی، در آغاز به اثر جنبوجوش میبخشد؛ اما هرچه روایت جلوتر میرود، خردهداستانها و موقعیتهای فرعی گاه بهجای غنیکردن خط اصلی، آن را از مرکز توجه دور میکنند. بعضی صحنهها به نظر میرسد بیشتر برای ایجاد هیجان یا افزودن یک لحظهٔ نمایشی طراحی شدهاند تا پیشبرد طبیعی شخصیتها و رابطههایشان.
پیامد این پراکندگی، ریتمی ناپایدار است. لحظههایی پرتحرک و شوخطبعانه با بخشهایی کشدار یا کماثر جایگزین میشوند و پیوند میان آنها همیشه روان نیست. فیلم در سکانسهای اکشن به نمایش قهرمان و حرکتهای پرزرقوبرق علاقه دارد، اما این تأکید گاهی جای تعلیق واقعی را میگیرد: مخاطب کمتر نگران نتیجهٔ رویارویی است و بیشتر منتظر حرکت نمایشی بعدی میماند.
همین نابرابری میان شور صحنه و ضرورت دراماتیک، بخشی از جذابیت فوری فیلم را حفظ میکند، اما مانع انسجام کلی آن میشود. بازیگران مکمل و شخصیتهای کمجان حضور بازیگران باتجربه میتوانست به جهان فیلم وزن بیشتری بدهد. پارش راوال در نقش پدرِ بانتو به قصه نیرویی طنزآمیز و گاه تلخ میبخشد، و رونیت روی و مانیشا کویرالا نیز در فضای خانوادگی، وقار و جدیتی وارد میکنند که با لحن پرهیاهوی اثر تضادِ مفیدی دارد.
« لحظههایی پرتحرک و شوخطبعانه با بخشهایی کشدار یا کماثر جایگزین میشوند و پیوند میان آنها همیشه روان نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بازیگران بهواسطهٔ تجربه و تسلطشان میتوانند لحظههایی را که متن بیش از حد بر اغراق تکیه میکند، قابلقبولتر سازند. در مقابل، سمارا با بازی کریتی سانون، با وجود اهمیتش در مسیر عاطفی بانتو، مجال چندانی برای تبدیلشدن به شخصیتی مستقل پیدا نمیکند. او بیشتر در نسبت با قهرمان تعریف میشود تا با خواستهها و انتخابهای خودش.
رابطهٔ عاشقانه نیز از این محدودیت آسیب میبیند: فیلم نشانههایی از کشش میان دو شخصیت ارائه میدهد، اما کمتر فرصت میکند رابطه را از سطح جذابیت اولیه فراتر ببرد. مسئله صرفاً کمبود زمان حضور نیست؛ شخصیتپردازی به اندازهای گسترش نمییابد که سمارا در تصمیمها و تحول کلی داستان نقشی همسنگ با جایگاه ظاهریاش داشته باشد.
در نتیجه، بخشی از ظرفیت عاطفی قصه بلااستفاده میماند. لحن، موسیقی و جذابیت تماشایی یکی از امتیازهای «Shehzada» این است که از سردی و یکدستی دور میماند. فیلم با رفتوآمد میان کمدی، احساسات و اکشن، فضایی پرجنبوجوش میسازد و میکوشد برای مخاطبان مختلف چیزی در چنته داشته باشد. این آمیزه در سکانسهایی که بازی آریان با موقعیت کمدی هماهنگ میشود، کارآمد است؛ در صحنههای عاطفی نیز گاه از تضاد میان زندگی سادهٔ بانتو و جهان پرزرقوبرق خانوادهٔ زیستیاش بهره میگیرد.
بااینحال، بلندیِ لحن و تأکید مداوم بر نمایش، مجال سکوت و تأمل را کم میکند. فیلم بهندرت از تماشاگر میخواهد در یک احساس یا موقعیت مکث کند و اغلب با شوخی، موسیقی یا حرکت تازهای به صحنهٔ بعد میجهد. در چنین ساختاری، موسیقی و تصویر بیش از آنکه لایهای مستقل به روایت بیفزایند، بخشی از بستهٔ سرگرمیاند.
« او بیشتر در نسبت با قهرمان تعریف میشود تا با خواستهها و انتخابهای خودش. »
قوتها و کاستیها
جلوههای پررنگ و سکانسهای نمایشی برای ساختن هیجان فوری به کار میروند، اما همیشه به شکلگیری جهانی باورپذیر یا فضایی متمایز کمک نمیکنند. فیلم بیشتر خواهان آن است که تماشاگر همراه موج انرژیاش شود تا آنکه او را با جزئیات بصری یا موسیقاییِ بهیادماندنی متوقف کند. جمعبندی «Shehzada» فیلمی است که بر پایهٔ ایدهای مؤثر و بازیگری پرانرژی بنا شده، اما برای تبدیل آن ایده به اثری تازه و منسجم تلاش کافی نمیکند.
کارتیک آریان با زمانبندی کمدی و حضور پرتحرکش، بخش مهمی از جذابیت فیلم را تأمین میکند؛ بازیگران مکمل نیز در لحظاتی به ملودرام آن وزن میدهند. در سوی دیگر، قصه به الگوی آشنای بازسازی وفادار میماند، شخصیت سمارا کمپرورشیافته است و انباشت خردهروایتها ریتم را نابرابر میکند. برای تماشاگرانی که از قهرمانمحوری، کمدی عامهپسند، احساسات پررنگ و اکشن نمایشی لذت میبرند، فیلم میتواند سرگرمیای سرزنده و بیتکلف باشد.
اما اگر انتظار بازآفرینی خلاقانه، شخصیتپردازی چندلایه یا روایتی خوشتراش وجود داشته باشد، «Shehzada» به دشواری آن را برآورده میکند. حاصل، اثری پرتحرک اما نه چندان ماندگار است: فیلمی که توان سرگرمکردن دارد، ولی از تبدیل ظرفیت قصهاش به تجربهای واقعاً تازه بازمیماند.
ثبت دیدگاه