نقد و بررسی
نقد او زیبا بود (She Was Pretty) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته؛ وقتی ظاهرها جابهجا میشوند «She Was Pretty» از فرضی آشنا اما پربار آغاز میشود: دو دوست دوران کودکی پس از سالها، با ظاهری دگرگونشده و جایگاهی متفاوت در زندگی، دوباره به هم میرسند. کیم ههجین که روزگاری دختری زیبا و برخوردار بود، اکنون با اعتمادبهنفسی آسیبدیده و ظاهری که از آن خجالت میکشد زندگی میکند؛ در مقابل، جی سونگجونِ خجالتی و کمجاذبهٔ گذشته به مردی موفق و خوشچهره بدل شده است.
همین وارونگی، موتور کمدی و عاشقانهٔ سریال را به حرکت درمیآورد و از همان ابتدا پرسشی فراتر از یک دیدار دوباره پیش میکشد: آیا محبت کودکی میتواند از سطح ظاهر عبور کند و در بزرگسالی نیز همان معنا را داشته باشد؟ این ایده در نگاه نخست ظرفیت یک قصهٔ سبک و سرگرمکننده را دارد، اما سریال میکوشد آن را به تأملی دربارهٔ ارزشگذاری آدمها بر اساس زیبایی، منزلت و کامیابی نیز تبدیل کند.
نتیجه، اثری است که گاه در طرح مسئله موفقتر از پاسخدادن به آن عمل میکند؛ بااینحال، همین تضاد میان شیرینی فانتزی رمانتیک و اضطرابهای روزمرهٔ شخصیتها، به روایت نیرویی قابلتوجه میبخشد. هویت پنهان و کمدیِ سوءتفاهم نقطهٔ آغاز بحران، تصمیم ههجین برای فرستادن دوست زیبارویش، مین هاری، به دیدار سونگجون به جای خودش است.
این دروغ از ترسی قابلفهم زاده میشود: ههجین نمیخواهد در برابر کسی که زمانی او را زیباترین دختر جهان میدید، با احساس شرمندگی حاضر شود. اما درام بهدرستی نشان میدهد که دروغی که برای پرهیز از لحظهای دشوار ساخته میشود، بهسرعت به زنجیرهای از موقعیتهای دشوارتر بدل خواهد شد. مشکل آنجاست که این پنهانکاری بیش از اندازه دوام میآورد و تکرار تلاشهای ههجین برای حفظ راز، در مقاطعی از جذابیت کمدی به فرسودگی روایی میرسد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، موقعیتهای ناشی از این جابهجایی هویت اغلب خوشریتماند. سریال از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میدانند و آنچه وانمود میکنند میدانند، برای خلق لحظههای مضحک و پرتنش بهره میگیرد. خندهها معمولاً از تحقیر شخصیتها حاصل نمیشوند، بلکه از دستوپاچلفتیبودن موقعیت و تلاشهای بیثمر آنان برای مهار پیامدهای تصمیمهایشان برمیخیزند.
هرچند این سازوکار گاه بیش از حد کش داده میشود، همچنان در بخش مهمی از مسیر، موتور سرگرمکنندهٔ قصه باقی میماند. ههجین؛ میان خجالت و خودشناسی ههجین شخصیتی است که جذابیتش نه در کمال، بلکه در آشفتگی و آسیبپذیری اوست. او در آغاز، خود را از چشم دیگران میبیند و تفاوت ظاهریاش با گذشته را چون نشانهای از شکست شخصی تجربه میکند.
این احساس، برآمده از نگاه جامعهای است که زیبایی را آسان با ارزش و موفقیت پیوند میزند؛ اما سریال بهتدریج نشان میدهد که ههجین فقط قربانی این نگاه نیست. او در کار، دوستی و مواجهه با دشواریها تواناییهایی دارد که زیر لایهٔ خودکمبینیاش پنهان ماندهاند. مسیر رشد او از دل فضای کاری شکل میگیرد: ههجین باید بیاموزد چگونه در محیطی رقابتی جای خود را پیدا کند، اشتباه کند و دوباره برخیزد.
این بخش از روایت به سریال عمق میدهد، زیرا تغییر شخصیت را صرفاً به تغییر چهره تقلیل نمیدهد. بااینحال، تأکید داستان بر ظاهر همچنان دوپهلوست. پیامِ پذیرش خود در بخشهایی روشن و دلگرمکننده است، اما گاهی چنین به نظر میرسد که اعتمادبهنفس زن قهرمان زمانی جدی گرفته میشود که ظاهرش نیز به معیارهای متعارف نزدیکتر شود.
« بااینهمه، موقعیتهای ناشی از این جابهجایی هویت اغلب خوشریتماند. »
شخصیتها و اجرا
این تناقض، یکی از محدودیتهای فکری سریال است. سونگجون و مسئلهٔ قهرمان عاشقانه سونگجون در آغاز با فاصلهگیری، جدیت و نوعی سردی معرفی میشود. این رفتار، از یک سو با فشارهای شغلی و خلقوخوی کنترلگر او تناسب دارد و از سوی دیگر، تضادی کمیک با آشفتگی ههجین میسازد. اما آنچه برای مدتی بهعنوان جذابیت مردی سختگیر و مرموز عمل میکند، در ادامه گاه به کمبود بُعد شخصیتی نزدیک میشود.
واکنشهای او به ههجین همیشه به اندازهٔ کافی پیچیده یا باورپذیر نیست و رابطهٔ عاطفیشان بیش از آنکه بر شناخت تدریجیِ دو فرد بالغ استوار باشد، زیر سایهٔ خاطرهٔ کودکی قرار میگیرد. این مسئله، کلیشهٔ آشنای «عشق نخستین» را به مرکز رابطه میآورد. خاطرهها برای شخصیتها مهماند، اما خاطره بهتنهایی نمیتواند جای شناخت اکنون را بگیرد.
سریال گهگاه این فاصله را درمییابد و به تغییر آدمها در گذر زمان توجه میکند، ولی در نهایت برای پرداختن به پیوند اصلی، بیش از اندازه به سرنوشت ازپیشمقرر و وعدهٔ گذشته تکیه دارد. از همین رو، سونگجون در مقاطعی کمتر به شخصیتی مستقل و بیشتر به مقصدی عاشقانه برای قهرمان زن شباهت پیدا میکند.
تحریریه؛ صحنهای زنده و پرتحرک محیط مجلهٔ «موست» یکی از بهترین عناصر اجرایی سریال است. تحریریه فضایی پرجنبوجوش دارد که در آن رقابت حرفهای، ضربالاجلها و اختلاف سلیقهها بهانهای برای گسترش روابط میان شخصیتها میشوند. کار، صرفاً پسزمینهای تزئینی برای عاشقانه نیست؛ دشواریهای شغلی ههجین را با مسئلهٔ استقلال و خودباوری او پیوند میدهد.
« این تناقض، یکی از محدودیتهای فکری سریال است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم محیط نیز به روایت انرژی میدهد و مانع میشود که سریال در سوءتفاهمهای رمانتیک محصور بماند. همکاران مجله، هر یک به نحوی در ساختن لحن کمدی سهم دارند و حضورشان حس جمعیِ محیط کار را تقویت میکند. بااینحال، همهٔ شخصیتها فرصت رشد یکسانی نمییابند. شماری از خطوط فرعی در نیمهٔ نخست وعدهٔ پرداخت بیشتری میدهند، اما بعدتر کمرنگ میشوند یا تنها زمانی به یاد آورده میشوند که برای پیشبرد قصهٔ اصلی لازم باشند.
این نابرابری در پرداخت، بهویژه دربارهٔ هاری محسوس است؛ شخصیتی که انتخابهایش در آغاز وزن عاطفی فراوانی دارند، اما ادامهٔ مسیر مجال کافی برای کاوش کامل انگیزهها و پیامدهای آنها فراهم نمیکند. بازیها و نیروی کمدی بازیگران به سریال حسی سرزنده میبخشند. هوانگ جونگاوم نقش ههجین را با انرژی فراوان، واکنشهای چابک و آمیزهای از خجالت و سماجت پیش میبرد.
بازی او گاه عمداً پراغراق است، اما همین اغراق با جهان کمدی سریال همخوانی دارد و به قهرمان، حضوری بهیادماندنی میدهد. پارک سوجون در نقش سونگجون، ظاهر آرام و سختگیر شخصیت را حفظ میکند، هرچند فیلمنامه همیشه به او امکان نمیدهد لایههای عاطفی بیشتری آشکار کند. چوی شیوون با زمانبندی کمدی و حضور پرتحرکش، به لحظههای زیادی جان میدهد و بهویژه در تعامل با ههجین، تعادلی دلنشین میان شوخی و همدلی ایجاد میکند.
گو جونهی نیز در نقش هاری ظاهری آراسته و رفتاری کنترلشده به شخصیت میدهد؛ بااینحال، ظرفیت دراماتیک او در ادامه کمتر از آن چیزی است که معرفی اولیهاش نوید میدهد. در مجموع، هماهنگی گروه بازیگران یکی از عواملی است که حتی در بخشهای قابلپیشبینی، تماشای سریال را خوشایند نگه میدارد.
« ریتم محیط نیز به روایت انرژی میدهد و مانع میشود که سریال در سوءتفاهمهای رمانتیک محصور بماند. »
قوتها و کاستیها
ظاهر، ارزش و محدودیتهای مضمون «She Was Pretty» میخواهد بگوید زیبایی ثابت و تعریفکنندهٔ ارزش انسان نیست؛ بااینحال، خودِ روایت پیوسته به زیبایی بازمیگردد تا تعارض بسازد. این تناقض نه الزاماً سریال را بیاعتبار میکند، بلکه نشان میدهد اثر در فاصلهای میان نقد معیارهای ظاهری و استفاده از همان معیارها برای ساخت ملودرام حرکت میکند.
ههجین از دیدهشدن و قضاوتشدن میترسد، اما جهان داستان نیز بارها او را از خلال ظاهرش معرفی میکند. به همین دلیل، مضمون پذیرش خود، هرچند صمیمانه، گاهی به نتیجهای سادهتر از پرسشی میرسد که آغاز کرده بود. در کنار این مسئله، سریال دربارهٔ شرم نیز حرفی قابللمس دارد: شرم میتواند آدم را وادار کند حقیقت را پنهان کند، دوستی را به آزمون بگذارد و فرصت صمیمیت را از میان ببرد.
اما این نگاه زمانی اثرگذارتر میشد که پیامدهای دروغها با پیچیدگی بیشتری بررسی میشدند. گاه روایت برای حفظ لحن سبک خود، از مکث بر آسیب عاطفیِ تصمیمها میگریزد و به شوخی یا سوءتفاهم بعدی پناه میبرد. جمعبندی «She Was Pretty» یک کمدی عاشقانهٔ گرم و خوشتماشاست که با ایدهٔ وارونگی ظاهرها و بازگشت عشق نخستین، زمینهای مناسب برای شوخی، آشفتگی و تأمل فراهم میکند.
فضای تحریریه، بازیهای پرانرژی و شخصیت ههجین، از نقاط قوت اصلی آناند؛ در مقابل، طولانیشدن پنهانکاری، کلیشهایبودن بخشی از رابطهٔ مرکزی و کمپرداختماندن برخی شخصیتهای فرعی، از انسجام درام میکاهند. ارزش سریال بیش از آنکه در غافلگیریهای روایی باشد، در حالوهوای دلنشین و تلاشش برای پیونددادن عشق با خودپذیری و رشد شخصی است.
« ههجین از دیدهشدن و قضاوتشدن میترسد، اما جهان داستان نیز بارها او را از خلال ظاهرش معرفی میکند. »
جمعبندی
اثر همیشه از تناقضهای مضمون خود عبور نمیکند، اما لحظههای صمیمی و کمدیاش آنقدر نیرو دارند که تجربهای سرگرمکننده و گاه تأثیرگذار بسازند؛ روایتی که یادآور میشود دیدن دیگری، به معنای عبور از چهرهٔ او و شناختن کسی است که در پس آن زندگی میکند.



ثبت دیدگاه