نقد و بررسی
نقد شان گوسفنده (فیلم ۲۰۱۵) (Shaun the Sheep Movie) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ بیکلام، سرشار از بیان «Shaun the Sheep Movie» از دل مجموعهای تلویزیونی بیرون میآید، اما برای تماشاگر تازهوارد نیز بهسادگی دریافته میشود. فیلم ماجرای شان را دنبال میکند؛ برهای باهوش و کنجکاو که از یکنواختی زندگی مزرعه خسته شده و میخواهد روزی را بیدغدغه بگذراند. نقشهای که برای این منظور میچیند، زنجیرهای از رویدادهای پیشبینینشده به راه میاندازد و شان، گله و کشاورز را به شهری بزرگ میکشاند؛ جایی که آشنایی با محیط و یافتن راه بازگشت به خانه، به مسئلهای جدی بدل میشود.
ویژگی شاخص فیلم، کمگوییِ آگاهانه آن است. شخصیتها گفتوگوی معمول و مفصلی ندارند؛ صداها، نگاهها، حرکت بدن و موسیقی بار اصلی روایت را بر دوش میکشند. این انتخاب صرفاً راهی برای سادهکردن داستان نیست، بلکه به فیلم هویتی روشن میبخشد: احساسات و نیتها باید از جزئیات رفتار شخصیتها خوانده شوند.
شان با یک نگاه مردد، چرخاندن سر یا مکثی کوتاه، میتواند هم شیطنت خود را نشان دهد و هم نگرانیاش را پنهان کند. زبان بدن و هنرِ زمانبندی کمدی فیلم بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی تکیه کند، از تضاد میان قصد و نتیجه نیرو میگیرد. شخصیتها نقشهای حسابشده در ذهن دارند، اما جزئیات کوچک، آن را از مسیر خارج میکند و آنان ناچار میشوند با موقعیت تازه کنار بیایند.
« ویژگی شاخص فیلم، کمگوییِ آگاهانه آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز از همین فاصله میان برنامهریزی و آشفتگی پدید میآید؛ نه با تمسخر شخصیتها، بلکه با همراهکردن تماشاگر با ابتکارها و خطاهایشان. زمانبندی شوخیها نیز اهمیت فراوان دارد. مکثی درست پیش از یک حرکت، واکنشی دیرهنگام یا تکرار سنجیده یک رفتار میتواند صحنهای معمولی را خندهدار کند. فیلم در این زمینه از سنت کمدی صامت بهره میبرد: کنش روشن است، تصویر اطلاعات کافی میدهد و نتیجه اغلب از آنچه انتظار میرود اندکی کجتر از آب درمیآید.
بااینحال، برخی شوخیهای تصویری و الگوهای تعقیبوگریز در بخش میانی چند بار به شکل مشابه بازمیگردند و تازگی آغاز فیلم را کاهش میدهند. مزرعه و شهر؛ دو جهانِ متضاد مزرعه در آغاز، فضایی آشنا و منظم است؛ جایی که روزها با روالی کموبیش تکراری میگذرند. میل شان به یک روز آزاد از همین نظم برمیخیزد.
شهر، در برابر آن، پرجنبوجوش، شلوغ و دشوارخوان است. برای گلهای که به محیط روستایی خو گرفته، هر خیابان و هر برخورد با آدمها میتواند مسئلهای تازه بسازد. این جابهجایی فقط زمینهای برای ماجراجویی نیست؛ سرچشمه بخش بزرگی از شوخیهای فیلم نیز هست. فیلم از تفاوت دو فضا بهره میگیرد، بیآنکه شهر را به چشم خطری یکسره هولناک تصویر کند.
« زمانبندی شوخیها نیز اهمیت فراوان دارد. »
شخصیتها و اجرا
شهر بیشتر همچون زمین بازیای بزرگ و گیجکننده جلوه میکند که قوانینش برای شخصیتها روشن نیست. هر بار که گله میکوشد خود را با آن هماهنگ کند، امکان تازهای برای سوءتفاهم یا بداههپردازی فراهم میشود. بااینهمه، ماجراهای شهری گاه به رشتهای از تعقیبها و فرارهای پیاپی تبدیل میشوند و تنوع موقعیتها برای مدتی کاهش مییابد.
شخصیتپردازی و معنای مسئولیت شان قهرمانی بینقص نیست. تصمیم او از سر ملال و میل به تفریح آغاز میشود و پیامدهایی به بار میآورد که از کنترلش بیروناند. جذابیت شخصیت در این است که فیلم خطای او را بهانهای برای سرزنش سنگین نمیکند؛ در عوض، نشان میدهد چگونه باید از پیامدهای انتخاب خود آگاه شد و برای دیگران کاری کرد.
شان پرابتکار است، اما هوشش زمانی معنای کامل پیدا میکند که به یاری گله و مراقبت از همراهانش گره میخورد. گله نیز صرفاً پسزمینهای برای قهرمان نیست. اعضای آن با تفاوتهای رفتاری و واکنشهای گوناگون، به گروه جلوهای زنده میبخشند. همکاری آنان در موقعیتهای دشوار، یکی از سرچشمههای اصلی گرمای فیلم است.
« شهر بیشتر همچون زمین بازیای بزرگ و گیجکننده جلوه میکند که قوانینش برای شخصیتها روشن نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطه میان شخصیتها بر اعتماد و همدلی استوار است، نه بر سخنرانیهای اخلاقی. فیلم بهجای آنکه درس خود را با دیالوگ توضیح دهد، آن را در انتخابها و رفتارها جای میدهد: آزادی و خوشگذرانی هنگامی ارزشمندند که مسئولیت در برابر دیگران فراموش نشود. انیمیشن خمیری و جزئیات بصری بافت خمیری فیلم بخشی جداییناپذیر از لحن آن است.
شخصیتها حالتی ملموس و دستساز دارند؛ انگار هر چینِ پشم، هر سطح ناهموار و هر حرکت کوچک حاصل توجهی جداگانه بوده است. این کیفیت به تصویر گرمایی میدهد که با ظاهر صیقلی و یکدست بسیاری از انیمیشنهای رایانهای تفاوت دارد. طراحی شخصیتها نیز بهخوبی با زبان بیکلام هماهنگ است: حالت چهرهها خوانا و اغراقشده است، اما به کاریکاتوری بیروح بدل نمیشود.
در صحنههای شهری، طراحی محیط و حرکت شخصیتها ظرفیت نمایشی فیلم را گسترش میدهد. اشیا و فضاها تنها پسزمینه نیستند؛ در شکلگیری شوخیها و دشواریها نقش دارند. تعقیبوگریزها با بهرهگیری از همین محیط، لحظههایی خلاقانه میسازند و نگاه تماشاگر را به جزئیات جلب میکنند. موسیقی و صداگذاری نیز جای خالی گفتوگو را پر میکنند و به کنشها ضرباهنگ میبخشند.
« رابطه میان شخصیتها بر اعتماد و همدلی استوار است، نه بر سخنرانیهای اخلاقی. »
قوتها و کاستیها
در بعضی بخشها، البته، همین اتکا به حرکت و موسیقی باعث میشود صحنهها بیش از اندازه کش پیدا کنند. ریتم، سادگی و محدودیتها قصه فیلم روشن و سرراست است. خواستهای کوچک به دردسری بزرگ میانجامد و شخصیتها میکوشند اوضاع را سامان دهند. این سادگی برای یک ماجراجویی خانوادگی امتیاز محسوب میشود: مسیر داستان بهراحتی دنبال میشود و نیازمند توضیحهای پیچیده نیست.
اما همین وضوح، غافلگیریهای روایی را محدود میکند. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که گله برای حل مسئله چه نوع راهکاری در پیش میگیرد و فیلم کمتر به چرخشهایی متکی است که نگاه او را به ماجرا دگرگون کنند. کاستی مهمتر، نوسان ریتم است. آغاز فیلم با شوخیهای تازه و موقعیتی مشخص، سریع و گیرا پیش میرود؛ سپس برخی الگوهای تعقیبوگریز چند بار تکرار میشوند و از فشردگی روایت میکاهند.
همچنین بیکلامبودن، که در بیشتر زمانها نقطه قوت اثر است، ممکن است برای بعضی تماشاگران بخشی از ظرافت عاطفی را کمرنگ کند. زبان بدن و موسیقی معمولاً منظور را میرسانند، اما همیشه جای گفتوگویی را که میتوانست رابطه یا احساس پیچیدهتری را بسط دهد، پر نمیکنند. جمعبندی «Shaun the Sheep Movie» کمدیای صمیمی و خوشساخت است که به جای تکیه بر گفتوگو، از حرکت، چهره، تدوین و صدا برای روایت بهره میگیرد.
« در بعضی بخشها، البته، همین اتکا به حرکت و موسیقی باعث میشود صحنهها بیش از اندازه کش پیدا کنند. »
جمعبندی
انیمیشن خمیریِ پرجزئیات، شوخیهای تصویری و شخصیتپردازی مهربانانه، آن را برای گروههای سنی مختلف دیدنی میکند؛ درحالیکه داستان ساده و افتوخیزهای ریتم، مانع از آن میشوند که همه لحظههایش به یک اندازه تازه و پرکشش بمانند. در نهایت، نیروی اصلی فیلم نه پیچیدگی پیرنگ، بلکه تواناییاش در ساختن جهانی زنده و بامزه است؛ جهانی که در آن یک خطا میتواند آغاز ماجرایی بزرگ باشد و رفاقت، راه بازگشت به خانه را روشن کند.



ثبت دیدگاه