نقد و بررسی
نقد سایهها (Shadows) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سایههایی که از زندگی روزمره سر برمیآورند «Shadows» که با نام رومانیایی «Umbre» شناخته میشود، مجموعهای جنایی و درام است که از وضعیتی بهظاهر آشنا آغاز میکند: مردی خانوادهدوست، همسری نگران و دو فرزند؛ و در پسِ این تصویر، کاری پنهانی در خدمت یک تبهکار محلی. رلو اونچسکو در نگاه خانواده رانندهای معمولی است، اما برای کاپیتانو پول جمع میکند.
حادثهای ناخواسته تعادل ناپایدار او را برهم میزند و او را به سوی تصمیمی میراند که ظاهراً ساده است: بیرون رفتن از جهان خلاف. دشواری اصلی آن است که این جهان، برخلاف تصور رلو، دری نیست که بتوان آن را بهآسانی پشت سر بست. تعلیق برآمده از دو زندگی جذابیت آغازین مجموعه بیش از آنکه به راز یک معمای پیچیده وابسته باشد، از فاصله میان دو چهره رلو سرچشمه میگیرد.
او در خانه میکوشد همسر و پدری حاضر باشد؛ در جهان زیرزمینی، مأموری است که باید بدهیها را وصول کند و خواستههای کاپیتانو را پیش ببرد. این دو قلمرو در ابتدا همچون اتاقهایی جدا از هم به نظر میرسند، اما هرچه داستان پیش میرود، دیوار میانشان نازکتر میشود. مجموعه از همان ابتدا پرسشی را زنده نگه میدارد: تا چه اندازه میتوان با پنهانکاری، زندگی را مهار کرد؟
« رلو اونچسکو در نگاه خانواده رانندهای معمولی است، اما برای کاپیتانو پول جمع میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پاسخ را نه در قالب سخنرانی اخلاقی، بلکه از راه موقعیتهایی میسازد که رلو را وادار میکنند میان مصلحت آنی و پیامدهای بلندمدت انتخاب کند. حادثهای که زندگی او را از مسیر پیشین خارج میکند، صرفاً محرکی برای هیجان نیست؛ نقطهای است که تناقضهای نهفته در شخصیتش را آشکارتر میسازد. تماشاگر کنجکاو میماند، نه فقط برای آنکه بداند بعداً چه رخ میدهد، بلکه برای آنکه ببیند این مرد تا کجا میتواند خود را از عواقب انتخابهایش جدا تصور کند.
رلو؛ مردی میان وظیفه و انکار قدرت شخصیت رلو در قهرمانبودنش نیست، بلکه در معمولیبودن و انکارهایش است. او نه چهرهای آرمانی است که ناگهان به جنایت کشیده شده باشد و نه تبهکاری بیاحساس که خانواده را صرفاً پوششی برای کار خود بداند. وجه انسانی او در همین تعارض شکل میگیرد: میخواهد خانوادهاش را دوست بدارد و از آنان محافظت کند، اما همزمان زندگیای را ادامه میدهد که امنیتشان را تهدید میکند.
اجرای Șerban Pavlu به این شخصیت وزنی خاموش میبخشد. رلو معمولاً احساساتش را با توضیحهای طولانی بیان نمیکند؛ نگاهها، مکثها و واکنشهای مهارشده جای بسیاری از گفتوگوها را میگیرند. این انتخاب، شخصیت را از نمایشهای پرهیاهوی رایج در آثار جنایی دور میکند و او را به مردی بدل میسازد که حتی در لحظات بحرانی نیز میکوشد ظاهر زندگی عادیاش را حفظ کند.
« رلو؛ مردی میان وظیفه و انکار قدرت شخصیت رلو در قهرمانبودنش نیست، بلکه در معمولیبودن و انکارهایش است. »
شخصیتها و اجرا
البته همین کمگویی گاهی فاصلهای میان تماشاگر و او پدید میآورد؛ رلو ممکن است بیش از آنکه فهمیده شود، مشاهده شود. بااینحال، این فاصله با موضوع مجموعه همخوان است: مردی که عادت کرده بخش بزرگی از وجودش را از دیگران پنهان کند. خانواده؛ پناهگاه یا خط مقدم؟ خانواده در «Shadows» تزئینی برای نرمکردن فضای جنایی نیست.
حضور همسر و فرزندان رلو، داستان را از کشمکش میان مجرمان فراتر میبرد و هزینه پنهانکاری را ملموس میکند. آنچه در جهان خلاف ممکن است صرفاً یک معامله، یک بدهی یا یک مأموریت به نظر برسد، در زندگی خانوادگی معنای دیگری پیدا میکند: غیبت، بدگمانی و دشواری اعتماد. رابطه رلو با خانوادهاش بر تقابلی تلخ بنا شده است.
او میخواهد رازهایش از آنان دور بماند، گویی این جداسازی خود نوعی مراقبت است؛ اما هر دروغ تازه، همان کسانی را که قصد محافظت از آنان را دارد، از او دورتر میکند. از این منظر، مجموعه فقط درباره افشای یک شغل پنهانی نیست؛ درباره فرسایش صمیمیت در اثر پنهانکاری است. در برابر خانواده، رلو ناچار است چهرهای قابلقبول عرضه کند، اما هرچه این چهره منظمتر نگه داشته میشود، شکاف میان او و نزدیکانش عمیقتر میگردد.
« بااینحال، این فاصله با موضوع مجموعه همخوان است: مردی که عادت کرده بخش بزرگی از وجودش را از دیگران پنهان کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای بصری و جهان جنایی فضاسازی اثر بر شکوه و زرقوبرق جنایت تکیه نمیکند. جهان رلو روزمره، زمینی و گاه فرسوده به نظر میرسد؛ همین انتخاب باعث میشود فعالیت مجرمانه نه امری افسانهای، بلکه بخشی آلوده از زندگی معمولی جلوه کند. قرار نیست تماشاگر با امپراتوریای پرزرقوبرق روبهرو شود؛ با آدمهایی روبهرو است که در محیطی آشنا، میان خانواده، کار و خشونت رفتوآمد میکنند.
این نزدیکی، تهدید را باورپذیرتر میسازد. سایهروشنهای روایی نیز بهخوبی با عنوان اثر پیوند دارند. «سایه» در اینجا تنها استعارهای برای جرم نیست؛ اشارهای است به جنبههایی از شخصیت که رلو میکوشد از دید دیگران و حتی از دید خودش پنهان کند. فضای رازآلود از اطلاعاتی که بهتدریج آشکار میشوند نیرو میگیرد و تعلیق را در مقیاسی انسانی نگه میدارد.
دوربین و روایت اغلب بهجای تأکید بر نمایشیبودن موقعیتها، حس مشاهدهگری نزدیک و بیواسطه ایجاد میکنند. این رویکرد گاهی حالوهوایی مستندنما دارد، هرچند اثر را نباید بهسادگی مستند یا مستندنما دانست؛ بیش از هر چیز، این حس واقعگرایی از لحن و جزئیات موقعیتها میآید. طنز تلخ و محدودیتهای ریتم طنز مجموعه از دل تضادها بیرون میآید: مردی که میخواهد همهچیز را مدیریت کند، اما پیوسته در موقعیتهایی قرار میگیرد که از کنترلش خارجاند.
« فضای بصری و جهان جنایی فضاسازی اثر بر شکوه و زرقوبرق جنایت تکیه نمیکند. »
قوتها و کاستیها
این طنز معمولاً تلخ و موقعیتمحور است و میتواند لحظهای از فشار روایت بکاهد، بیآنکه فضای خطر را کاملاً از بین ببرد. در بهترین لحظات، خنده حاصل فاصله میان تصویری است که رلو از خود دارد و آشفتگیای که رفتارهایش به وجود میآورد. بااینحال، همین تمهید گاه به تکرار میافتد. برخی شوخیها پس از چند بار بازگشت، تازگی نخستین خود را از دست میدهند و دیگر به همان اندازه در شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان سهم ندارند.
ریتم نیز همیشه یکدست نیست. روایت در بعضی بخشها بهجای آنکه از یک پیرنگ فشرده و پیشرونده نیرو بگیرد، بر مجموعهای از موقعیتها تکیه میکند؛ موقعیتهایی که هرکدام میتوانند جذاب باشند، اما کنار هم گاه حس پراکندگی میسازند. چاشنی واقعگرایانه و مشاهدهگرانه نیز، اگرچه به فضای اثر کمک میکند، در بخشهایی میتواند حرکت داستان را کند کند.
جمعبندی «Shadows» در بهترین حالت، درامی جنایی درباره پیامدهای زندگی دوگانه است؛ اثری که هیجان را از پنهانکاری، برخورد دو جهان و فروریختن تدریجی مرزهای ساختگی میان آنها میگیرد. نقطه قوتش بیش از پیچیدگی معمایی، در شخصیت رلو و فضای خاکستری پیرامون اوست: مردی که میخواهد هم پدر و همسر خوبی باشد، اما راهی را ادامه میدهد که با همین خواسته ناسازگار است.
« در بهترین لحظات، خنده حاصل فاصله میان تصویری است که رلو از خود دارد و آشفتگیای که رفتارهایش به وجود میآورد. »
جمعبندی
مجموعه در فضاسازی رازآلود و حفظ کنجکاوی مخاطب موفق است و طنز تلخش در بسیاری از لحظات به روایت شخصیت میبخشد؛ در مقابل، تکرار برخی شوخیها و اتکای بیش از اندازه به موقعیتهای پراکنده از انسجام آن میکاهد. با وجود این لغزشها، اثر بهسبب نگاه زمینیاش به جنایت و توجهش به هزینههای خانوادگی آن، تماشایی میماند.
«Shadows» جهان زیرزمینی را نه بهعنوان ماجرایی دور از زندگی عادی، بلکه همچون سایهای نشان میدهد که ممکن است بر همان خانهای بیفتد که شخصیت اصلی برای حفظ آن، پیوسته حقیقت را پنهان میکند.
« با وجود این لغزشها، اثر بهسبب نگاه زمینیاش به جنایت و توجهش به هزینههای خانوادگی آن، تماشایی میماند. »



ثبت دیدگاه