نقد و بررسی
نقد Sex Tape | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا در بستری آشفته «Sex Tape» ساختهٔ Jake Kasdan، کمدیای دربارهٔ زوجی است که پس از سالها زندگی مشترک میکوشند شور ازدسترفتهٔ رابطهشان را دوباره پیدا کنند؛ اما تصمیمی خصوصی، بهسبب فناوری و مجموعهای از اتفاقهای پیشبینینشده، به بحرانی عمومی و پرتحرک تبدیل میشود. فیلم از همان ابتدا میان دو قلمرو رفتوآمد میکند: یکی زندگی روزمرهٔ زن و شوهری که زیر فشار کار و فرزندپروری از هم فاصله گرفتهاند، و دیگری کمدیِ تعقیبوگریز و گرفتاریهایی که از گمشدن ویدیوی شخصیشان ناشی میشود.
هستهٔ عاطفی ایده ساده و قابلفهم است. بسیاری از رابطهها در گذر زمان، نه بر اثر یک واقعهٔ بزرگ، بلکه بهتدریج و زیر بار مسئولیتها، خستگی و تکرار روزمرگی تغییر میکنند. فیلم میخواهد همین فاصلهٔ خاموش را بهانهای برای کمدی کند: زوجی که زمانی با اشتیاق فراوان به یکدیگر نزدیک بودهاند، حالا برای بازگشت به صمیمیت باید از برنامهها و عادتهای معمولشان بیرون بزنند.
ایده، ظرفیت خوبی دارد؛ هم برای شوخی با دستپاچگی آدمها در برابر میل و شرم، و هم برای پرداختن به این پرسش که چگونه میتوان در زندگی مشترک به یکدیگر توجه کرد. روزمرگی، والدگری و صمیمیت یکی از جنبههای دلپذیر فیلم، توجه به شکاف میان نقش والد و نقش همسر است. جی و انی تنها با کمبود فرصت روبهرو نیستند؛ آنها در نظمی گرفتار شدهاند که بخش بزرگی از انرژیشان را صرف فرزندان و کار میکند.
در چنین وضعی، صمیمیت گاه به کاری میماند که باید برایش وقت پیدا کرد، نه احساسی که خودبهخود از راه میرسد. این تصویر، هرچند با زبانی سبک و اغراقآمیز عرضه میشود، به تجربهای واقعی اشاره دارد: عشق ممکن است پابرجا بماند، اما شیوهٔ ابراز آن زیر فشار زندگی تغییر کند. بااینحال، فیلم در پرداخت این مضمون محتاط و گذراست.
« روزمرگی، والدگری و صمیمیت یکی از جنبههای دلپذیر فیلم، توجه به شکاف میان نقش والد و نقش همسر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی به زوج فرصت میدهد از شوخی و آشوب فاصله بگیرند و به رابطهٔ خود نگاه کنند؛ اما معمولاً پیش از آنکه این لحظهها به گفتوگویی عمیقتر بدل شوند، ماجرای بیرونی دوباره پیش میافتد. در نتیجه، مضمون فرسودگی رابطه بیش از آنکه در تحول شخصیتها کاویده شود، به نقطهٔ آغاز ماجراجویی تبدیل میشود.
تماشاگر درمییابد که جی و انی از یکدیگر دور شدهاند، اما فیلم کمتر مکث میکند تا نشان دهد این فاصله دقیقاً چگونه شکل گرفته و هر کدام چه سهمی در آن دارند. زوج اصلی و نیروی بازیها Cameron Diaz و Jason Segel ستون اصلی فیلماند. بخش بزرگی از موقعیتها بر دستپاچگی، واکنشهای بدنی و هماهنگی این دو استوار است؛ و آنها اغلب میتوانند حتی از صحنههایی که بهتنهایی چندان تازه نیستند، ریتم و انرژی بگیرند.
Diaz با جسارت در برابر موقعیتهای مضحک میایستد و از بازیکردن شخصیتی که گاه کنترل اوضاع را از دست میدهد، پرهیز نمیکند. Segel نیز به ترکیبی از شوخطبعی، اضطراب و بیدستوپایی متوسل میشود که برای قالب کمدی فیلم مناسب است. نکتهٔ مهمتر، حفظ حس زوجبودن میان آنهاست. در میان موقعیتهای خجالتآور، میتوان باور کرد که این دو پیشینهای مشترک دارند و گرفتاریشان صرفاً بهانهای برای کنار هم قرارگرفتن بازیگران نیست.
واکنشهایشان به یکدیگر، گاه بیش از گفتوگوهای توضیحی، آشنایی و عادتهای یک زندگی طولانی را منتقل میکند. Rob Corddry و Ellie Kemper نیز در نقش دوستان زوج، به گسترش فضای کمدی کمک میکنند؛ هرچند شخصیتهای پیرامونی بیشتر کارکردی موقعیتی دارند تا آنکه مسیر مستقلی پیدا کنند. از چهرههای مکمل نیز Rob Lowe با حضوری متمایز، بخشی از آشفتگی داستان را به سرگرمی بدل میکند.
« در نتیجه، مضمون فرسودگی رابطه بیش از آنکه در تحول شخصیتها کاویده شود، به نقطهٔ آغاز ماجراجویی تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
کمدیِ شرم و تکرار فیلم بخش مهمی از طنزش را از نگرانی زوج دربارهٔ دیدهشدن چیزی میسازد که قرار بوده خصوصی بماند. این ترس، بهخودیخود منبعی نیرومند برای کمدی است: آدمها برای جلوگیری از رسوایی، تصمیمهای عجولانه میگیرند و هر تلاش برای پنهانکردن ماجرا، آن را پیچیدهتر میکند. موقعیتهای برخاسته از این تناقض، گاه مؤثرند؛ بهویژه زمانی که فیلم بر واکنشهای انسانی، اضطراب و بداههکاری زوج تکیه میکند.
مشکل آنجاست که شوخی محوری بارها با صورتهای مشابه بازمیگردد. تکرارِ نگرانی دربارهٔ ویدیوی گمشده، پس از مدتی از نیروی غافلگیرکنندهٔ ایده میکاهد و جای گسترش طنز را میگیرد. فیلم بهجای آنکه هر مرحله را از نظر شخصیتپردازی یا مضمون تازه کند، گاه به افزایش شدت موقعیت و بالا بردن میزان شرمندگی بسنده میکند.
نتیجه، لحظههایی سرگرمکننده اما نابرابر است: برخی صحنهها از انرژی بازیگران جان میگیرند و برخی دیگر چنان بر شوخی آشکار خود پافشاری میکنند که تازگیشان زود از میان میرود. تعقیبوگریز در برابر مضمون با پیشرفتن داستان، «Sex Tape» بیش از پیش به سوی کمدیِ ماجراجویانه و زنجیرهای از دردسرها حرکت میکند.
این تغییر، برای حفظ سرعت فیلم مفید است، اما هماهنگی کاملی با مضمون نخستین اثر ندارد. در آغاز، مسئله حفظ صمیمیت در ازدواج است؛ سپس بخش بزرگی از وقت فیلم صرف عبور از مانعهای بیرونی و رسیدن به نسخهٔ گمشده میشود. این دو مسیر میتوانستند یکدیگر را تقویت کنند، اگر هر گرفتاری بیرونی چیزی دربارهٔ رابطهٔ جی و انی آشکار میکرد.
« مشکل آنجاست که شوخی محوری بارها با صورتهای مشابه بازمیگردد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما گاهی تعقیبوگریز صرفاً بهانهای برای صحنهای تازه و پرهیاهوست. از همینجا نابرابری لحن فیلم پدید میآید. لحظههای آرامتر و صمیمانهتر، که در آنها زوج ناچار میشوند به نگرانیها و فاصلهشان توجه کنند، معمولاً از آشوبهای بزرگ اثرگذارترند. در آن لحظات، کمدی با شخصیتها پیوند دارد و از دل وضعیت زندگیشان میجوشد.
در مقابل، وقتی فیلم برای پیشبردن ماجرا به اغراق و شرمندگی متکی میشود، مضمون عاطفی عقب مینشیند. «Sex Tape» گاه میخواهد دربارهٔ حفظ رابطه حرف بزند و گاه فقط میخواهد تماشاگر را با حادثهای تازه سرگرم کند؛ پیوند میان این دو هدف همیشه محکم نیست. فناوری، حریم خصوصی و اضطرابِ کنترل فناوری در فیلم هم عامل بحران است و هم ابزار ساختن طنز.
ایدهٔ انتقال ناخواستهٔ محتوایی شخصی، ترسی امروزی را به موقعیتی کمدی تبدیل میکند: اینکه آدمها همیشه بر دادههایی که تولید یا ذخیره میکنند، تسلط کامل ندارند. در این چارچوب، ویدیوی گمشده فقط موضوعی شرمآور نیست؛ نمادی از فاصلهٔ میان تصور افراد از کنترل بر زندگیشان و واقعیتی است که گاه با یک خطای ساده از دستشان خارج میشود.
بااینحال، فیلم این امکان را بیشتر برای ایجاد گرفتاری به کار میگیرد تا بررسی جدی پیامدهایش. فناوری در اینجا مسئلهای اجتماعی یا اخلاقی با ابعاد گسترده نیست؛ نیروی محرکی است که شخصیتها را از خانه بیرون میفرستد و زنجیرهٔ موقعیتهای کمدی را شکل میدهد. این رویکرد با لحن سبک اثر سازگار است، اما از ظرفیت ایده میکاهد.
« اما گاهی تعقیبوگریز صرفاً بهانهای برای صحنهای تازه و پرهیاهوست. »
قوتها و کاستیها
اگر فیلم بیشتر به معنای اعتماد، رضایت و آسیبپذیری در رابطه میپرداخت، بحران اصلی میتوانست از سطح دردسرهای موقعیتی فراتر برود. جمعبندی «Sex Tape» کمدیای پرتحرک و زوجمحور است که از ایدهای آشنا ــ تلاش برای بازگرداندن شور به زندگی مشترک ــ آغاز میکند و آن را به ماجرایی آشفته و گاه خجالتآور میکشاند.
توانایی بازیگران اصلی در حفظ انرژی و حس همدلی، فیلم را در بخشهایی سرگرمکننده میکند؛ همچنین اشارههایش به فرسودگی رابطه زیر فشار والدگری و روزمرگی، زمینهای عاطفی فراهم میآورد که میتوانست به اثری غنیتر بینجامد. اما تکرار شوخیهای مربوط به ویدیوی گمشده و غلبهٔ تعقیبوگریز بر گفتوگوی زناشویی، مانع از آن میشود که این زمینه بهتمامی پرورده شود.
فیلم میان کمدیِ شرمآور و داستانی دربارهٔ صمیمیت در نوسان است و همیشه نمیتواند این دو را در یک مسیر واحد قرار دهد. بااینهمه، در لحظههایی که از شتاب ماجرا میکاهد و به تعامل جی و انی تکیه میکند، روشن میشود که جذابترین بخش اثر نه راز ویدیو، بلکه رابطهٔ انسانیای است که زیر بار مسئولیتها نیازمند توجه دوباره شده است.



ثبت دیدگاه