نقد و بررسی
نقد سکس، عشق و درمان_ (Sex, Love & Therapy) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: کمدی عاشقانه در میدان پرلغزش میل «Sex, Love & Therapy» ساختهٔ تونی مارشال، کمدی عاشقانهای است که از همان ابتدا موضوعی پرظرفیت را پیش میکشد: نسبت میان میل جنسی، صمیمیت و تعهد. لامبر، مردی که از اعتیاد جنسی بهبود مییابد، میکوشد با کار در مقام مشاور زوجها گذشتهاش را پشت سر بگذارد و زندگی تازهای بنا کند.
ورود ژودیت، دستیار پرشور و بیپروایش، این نظم تازه را برهم میزند و او را با آزمونی روبهرو میکند که فقط مهار کشش جسمانی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا میتوان میل را از رابطه جدا کرد و عشق را بر پایهای فراتر از آن ساخت؟ فیلم از این ایده برای شکلدادن به یک کمدی سبک استفاده میکند؛ کمدیای که بیش از آنکه در پی تحلیل عمیق اعتیاد یا روانشناسی روابط باشد، بر برخورد دو شخصیت با نگرشهای متضادشان تکیه دارد.
حاصل، اثری خوشتماشا اما نابرابر است: جذابیت بازیگران و فضای دلنشین آن، در کنار فیلمنامهای ساده و گاه کمرمق. طرح داستان و ظرفیت ایدهٔ مرکزی هستهٔ دراماتیک فیلم بر تضادی روشن بنا شده است. لامبر میخواهد خویشتنداری و نظم را به زندگیاش بازگرداند؛ ژودیت، در سوی دیگر، با آزادی رفتاری و نگاه بیپردهاش به رابطه و سکس، قواعدی را که او برای خود ساخته به پرسش میکشد.
« حاصل، اثری خوشتماشا اما نابرابر است: جذابیت بازیگران و فضای دلنشین آن، در کنار فیلمنامهای ساده و گاه کمرمق. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تقابل امکان شکلگیری موقعیتهای طنزآمیز را فراهم میکند و داستان را از یک عاشقانهٔ متعارف اندکی متمایز میسازد. انتخاب محیط مشاورهٔ زوجها نیز بالقوه هوشمندانه است. گرفتاریهای مراجعان میتوانند آینهای برای بحرانهای خود دو شخصیت اصلی باشند و فاصلهٔ میان آنچه آدمها دربارهٔ عشق میگویند و آنچه در عمل تجربه میکنند آشکار کنند.
بااینحال، فیلم از این ظرفیت بیشتر برای ساختن موقعیتهای کمیک بهره میگیرد تا برای کاوش جدی در پیچیدگی روابط. جلسات و گرفتاریهای زوجها گاه به نمونههایی گذرا بدل میشوند؛ در نتیجه، جهان حرفهای لامبر بیشتر پسزمینهای برای کشمکش عاشقانه است تا بخشی زنده و مستقل از روایت. تقابل شخصیتها و معنای رابطه تقابل لامبر و ژودیت صرفاً میان مردی خویشتندار و زنی رها نیست.
هر یک به شکلی متفاوت با میل و آسیبپذیری مواجه میشود: یکی میکوشد با مهار خود از لغزشهای گذشته فاصله بگیرد، دیگری از محدودکردن خواستههایش پرهیز دارد. این تفاوت، سرچشمهٔ اصلی شوخیها و کشمکشهاست و به فیلم اجازه میدهد پرسشهایی دربارهٔ مرز میان آزادی و مسئولیت پیش بکشد. بااینهمه، پرداخت شخصیتها به اندازهٔ ایدهٔ اولیه ظرافت ندارد.
« انتخاب محیط مشاورهٔ زوجها نیز بالقوه هوشمندانه است. »
شخصیتها و اجرا
ژودیت بیشتر از آنکه بهعنوان انسانی با تناقضها و انگیزههای گوناگون شکل بگیرد، در بسیاری از لحظات نمایندهٔ بیپروایی و اغواگری است؛ لامبر نیز بیش از حد به نقش مردی فروکاسته میشود که باید در برابر وسوسه مقاومت کند. ازاینرو، رابطهٔ آنها گاه به طرحی آشنا نزدیک میشود: دو قطب متضاد که از کشمکششان انتظار میرود به درکی مشترک برسند، بیآنکه مسیر این دگرگونی همیشه با جزئیات کافی ساخته شود.
بازیها و نیروی حضور بازیگران سوفی مارسو و پاتریک بروئل مهمترین سرمایهٔ فیلماند. هر دو در لحظات شوخطبعانه و رویاروییهای میان شخصیتها حضوری گیرا دارند و میتوانند حتی دیالوگهایی را که بیش از اندازه به مضمون صریح یا شوخی آشکار تکیه میکنند، با انرژی اجرا کنند. مارسو به ژودیت سرزندگی میبخشد و بروئل در نقش لامبر، دستپاچگی و تلاش برای حفظ ظاهر آرام را به منبعی برای طنز تبدیل میکند.
هماهنگی این دو بازیگر، بهخصوص در صحنههایی که اختلاف نگاهشان به عشق و میل آشکار میشود، فیلم را سرپا نگه میدارد. بااینحال، جذابیت اجراها همیشه نمیتواند جای خالی تحول شخصیت را پر کند. بازیگران به مصالحی که در اختیار دارند جان میدهند، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای نشاندادن لایههای پنهانتر شخصیتها یا دگرگونی آرام و باورپذیر آنها فراهم نمیآورد.
« بازیها و نیروی حضور بازیگران سوفی مارسو و پاتریک بروئل مهمترین سرمایهٔ فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور بازیگران مکمل نیز فضای داستان را رنگینتر میکند، هرچند بسیاری از آنها در حد کارکردهای کوتاه و موقعیتی باقی میمانند. طنز: میان شوخی ظریف و ابتذال فیلم در بهترین لحظاتش از تفاوت نگاه دو شخصیت به روابط بهره میگیرد. طنز موقعیت زمانی مؤثر است که از فاصلهٔ میان نیت لامبر و رفتار ژودیت، یا از تلاش یکی برای حفظ خونسردی در برابر دیگری، زاده شود.
چنین لحظاتی سبک و رواناند و با فضای عاشقانهٔ فیلم سازگاری دارند. اما شوخیها همیشه به همین اندازه سنجیده نیستند. بخشی از طنز بر اشارههای جنسی صریح و موقعیتهای رکیک تکیه دارد؛ گاهی این شوخیها بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت برخیزند، همچون افزودهای تصنعی به صحنه تحمیل میشوند.
همین ناهمواری باعث میشود فیلم میان کمدی عاشقانهٔ دلنشین و شوخیهای خام در نوسان باشد. اثر نه بهطور کامل از صراحت موضوعش بهرهٔ هوشمندانه میبرد و نه آنقدر از آن فاصله میگیرد که طنزش پالوده و ظریف بماند. کارگردانی و فضای بصری لحن کلی فیلم روشن و کمتکلف است. «Sex, Love & Therapy» قصد ندارد قصهٔ خود را به درامی تلخ یا پژوهشی روانشناختی تبدیل کند؛ ترجیح میدهد در محدودهٔ یک سرگرمی عاشقانهٔ سبک باقی بماند.
« طنز: میان شوخی ظریف و ابتذال فیلم در بهترین لحظاتش از تفاوت نگاه دو شخصیت به روابط بهره میگیرد. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با موضوع فیلم تضادی جالب دارد: مسئلهٔ اعتیاد و بازسازی زندگی جدی است، اما روایت آن را در قالبی خوشتماشا و کمفشار عرضه میکند. این رویکرد برای تماشاگرانی که بهدنبال تجربهای بیدغدغهاند، امتیاز محسوب میشود؛ فیلم بهندرت سنگین یا پیچیده میشود و ریتم عمومی آن برای دنبالکردن داستان آسان است.
در عین حال، همین سبکی گاهی مانع شکلگیری لحن منسجم میشود. موضوعی که میتوانست با حساسیت بیشتری به وابستگی، لغزش و پیامدهای عاطفی بپردازد، در مواردی بهانهای برای پیشبرد شوخیها باقی میماند. کارگردانی نیز بیشتر در خدمت روانکردن روایت است تا آفرینش فضایی بصری یا سبکی که در ذهن بماند.
فیلمنامه و ضرباهنگ روایت فیلمنامه بر الگویی آشنا و قابلپیشبینی حرکت میکند. از تقابل اولیهٔ لامبر و ژودیت میتوان مسیر کلی رابطه را حدس زد و روایت کمتر با پیچش یا تغییر جهت تازهای غافلگیر میکند. این پیشبینیپذیری بهتنهایی برای یک کمدی عاشقانه ایراد تعیینکنندهای نیست؛ مهمتر آن است که مسیر شناختهشده با جزئیات، ظرافت و رشد عاطفی همراه شود.
« در عین حال، همین سبکی گاهی مانع شکلگیری لحن منسجم میشود. »
جمعبندی
فیلم در این زمینه موفقیت یکدستی ندارد. برخی موقعیتها برای ایجاد لحظههای خندهدار طراحی شدهاند، اما تأثیرشان زودگذر است و به تحول داستان کمک چندانی نمیکنند. در سوی دیگر، بخشهایی که باید باورپذیری رابطه را افزایش دهند، گاه با شتاب از کنار تغییرات عاطفی میگذرند. پایانبندی نیز از همین شتاب آسیب میبیند: جمعکردن خطوط داستانی بهجای آنکه حاصل روندی کاملاً پرورده به نظر برسد، تا حدی سریع و کمتفصیل جلوه میکند.
بدینترتیب، فیلم بیش از آنکه از کمبود ایده رنج ببرد، از نپرداختن کافی به ایدههایش لطمه میخورد. جمعبندی «Sex, Love & Therapy» کمدی عاشقانهای است که جذابیت اصلیاش را از تقابل لامبر و ژودیت و حضور دلنشین دو بازیگر محوری میگیرد. فیلم با موضوعی قابلتوجه دربارهٔ میل، خویشتنداری و امکان ساختن رابطهای سالم آغاز میکند، اما بهجای کاوش عمیق در این مفاهیم، بیشتر به موقعیتهای کمیک و کشش میان شخصیتها تکیه میکند.
نتیجه اثری سبک و گاه بامزه است که برای تماشایی آسان مناسب به نظر میرسد، ولی به سبب پیشبینیپذیری، شوخیهای نامتوازن، شخصیتپردازی محدود و پایان شتابزده، در سطحی فراتر از سرگرمی گذرا تثبیت نمیشود. جذابیت بازیها آن را از یکنواختی کامل نجات میدهد، اما ظرفیت موضوعیاش همچنان بیش از آن چیزی است که فیلم روی پرده محقق میکند.
« در سوی دیگر، بخشهایی که باید باورپذیری رابطه را افزایش دهند، گاه با شتاب از کنار تغییرات عاطفی میگذرند. »



ثبت دیدگاه