نقد و بررسی
نقد قطع همکاری (Severance) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با نیشی تازه فیلم «Severance» ساختهٔ Christopher Smith، کمدیوحشتی است که از موقعیتی آشنا آغاز میکند: گروهی از همکاران برای برنامهای سازمانی به گوشهای دورافتاده میروند و ناگهان میفهمند قواعد معمول زندگی دیگر به کارشان نمیآید. هفت کارمند شرکت اسلحهسازی، در سفر تیمسازی خود، از فضای اداری و مناسبات حرفهای فاصله میگیرند؛ اما نه برای رسیدن به آسودگی، بلکه برای ورود به وضعیتی که همکار بودن را به مسئلهای حیاتی بدل میکند.
فیلم از همین تقابل بهره میبرد: زبان خوشآبورنگ شرکتها در برابر خشونتی عریان و بیواسطه. اصل ماجرا، بهخودیخود، نوآوری بزرگی در سینمای وحشت نیست. سفر گروهی به مکانی دورافتاده، قطع ارتباط با جهان بیرون و تعقیب شدن به دست مهاجمان، از مصالح شناختهشدهٔ ژانرند. تفاوت فیلم بیشتر در زاویهٔ نگاه آن است: اینبار قربانیان، کارکنان شرکتی هستند که با تولید و فروش سلاح سر و کار دارد.
این انتخاب، طنزی تلخ به داستان میبخشد؛ آدمهایی که در محیط کار با تجارت خشونت پیوند دارند، بیرون از آن ناچار میشوند با پیامدهایی جسمانی و بیرحمانه روبهرو شوند. فیلم این ایده را به رسالهای جدی تبدیل نمیکند، اما آن را چون خاری در بافت قصه نگه میدارد. سفر کاری بهمثابه هجو محیط اداره عنوان فیلم، با بار دوگانهٔ خود، هم به بریدن از کار و هم به از دست دادن پیوندهای معمول اشاره میکند.
« فیلم از همین تقابل بهره میبرد: زبان خوشآبورنگ شرکتها در برابر خشونتی عریان و بیواسطه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سفر تیمسازی قرار است همکاران را به هم نزدیک کند؛ اما فیلم از همان ابتدا این وعده را زیر سؤال میبرد. مناسبات میان اعضای گروه، بیش از آنکه بر صمیمیت استوار باشد، از رقابت، خودنمایی، دلزدگی و بازیهای قدرت شکل گرفته است. در چنین فضایی، تمرینهای گروهی و شعارهای انگیزشی بهسادگی میتوانند پوچ و مضحک جلوه کنند.
نکتهٔ مؤثر این است که فیلم محیط کار را فقط پسزمینهای برای فرار و تعقیب نمیبیند. شخصیتها عادتها و نقشهای اداریشان را با خود به دل طبیعت میآورند: کسی هنوز میخواهد کنترل اوضاع را در دست بگیرد، دیگری بهانهجو و خودمحور است و برخی نیز در برابر بحران، همانقدر ناتوان ظاهر میشوند که در برابر بیمعنایی روزمرهٔ کار.
این برخورد میان رفتارهای عادی و وضعیت مرگبار، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. خنده نه از شوخیهای جداافتاده، بلکه از این واقعیت تلخ برمیخیزد که آدمها حتی هنگام روبهرو شدن با خطر نیز بهسختی از نقشهای اجتماعی خود دست میکشند. طنز سیاه در مجاورت وحشت «Severance» میکوشد میان خنده و انزجار، تعادل برقرار کند؛ تعادلی که ذاتاً ناپایدار است.
« سفر تیمسازی قرار است همکاران را به هم نزدیک کند؛ اما فیلم از همان ابتدا این وعده را زیر سؤال میبرد. »
شخصیتها و اجرا
موقعیتی ممکن است در یک لحظه مضحک باشد و چند لحظه بعد، به خشونتی تکاندهنده برسد. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تغییر لحن سود میبرد: تماشاگر فرصت نمییابد کاملاً در فضای شوخی جا خوش کند، زیرا تهدید دائماً یادآوری میکند که خطر فقط وسیلهای برای خنداندن نیست. شوخیهای تلخ فیلم گاه به بزدلی، حماقت یا خودفریبی شخصیتها نشانه میروند و گاه از برخورد خشونت با رفتارهای روزمره نیرو میگیرند.
این روش برای کسانی که از کمدی سیاه لذت میبرند، میتواند سرزنده و غافلگیرکننده باشد؛ اما برای مخاطبی که میخواهد وحشت را جدی و پیوسته تجربه کند، همان شوخیها ممکن است ضربهٔ صحنه را خنثی کنند. فیلم نیز همیشه این مرز را با ظرافت نگه نمیدارد: بعضی لحظهها بیش از اندازه بر اغراق تکیه میکنند و فضای اثر را از تنش حسابشده به آشوبی کموبیش نمایشی میبرند.
ضرباهنگ، غافلگیری و خشونت ساختار فیلم بر حرکت تدریجی از بینظمی روزمره به کابوسی جسمانی بنا شده است. مسیر بسته میشود، برنامه از شکل میافتد و شخصیتها کمکم درمییابند که بهجای یک آخرهفتهٔ سازمانیافته، در موقعیتی خطرناک گرفتار شدهاند. این جابهجایی به فیلم اجازه میدهد ابتدا روابط میان افراد و تفاوتهای شخصیتیشان را معرفی کند و سپس آنها را در معرض آزمون بگذارد.
« موقعیتی ممکن است در یک لحظه مضحک باشد و چند لحظه بعد، به خشونتی تکاندهنده برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی تهدید جدی میشود، واکنشهای متفاوت شخصیتها خود به بخشی از تعلیق بدل میشوند: چه کسی میترسد، چه کسی انکار میکند و چه کسی میکوشد از آشفتگی فرصتی برای کنترل دیگران بسازد؟ فضای دورافتاده و دشواری دسترسی به کمک، عامل مهمی در حفظ فشار داستان است. جنگل و اقامتگاه، در برابر جهان منظم شرکت، قلمرویی بیقانون و نامطمئن میسازند.
بااینحال، فیلم برای نگه داشتن توجه مخاطب تنها به انتظار و پنهانکاری متکی نیست؛ غافلگیریها و قتلهای خلاقانه نیز بخش بزرگی از ریتم را به دوش میکشند. این صحنهها برای دوستداران وحشت پرخشونت جذاباند، اما گاهی فیلم بهجای آنکه موقعیت را با تعلیق بیشتر بپروراند، با شدت و اغراق پیش میرود.
در نتیجه، اثر میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم در بخشهایی از انسجام لحنی خود فاصله بگیرد. شخصیتها و بازیها شخصیتهای فیلم بیش از آنکه مطالعههایی روانشناختی و عمیق باشند، تیپهایی روشن و قابلتشخیصاند؛ این ویژگی با ریتم تند و ساختار جمعی داستان تناسب دارد. تماشاگر بهسرعت درمییابد هر فرد چه نوع واکنشی به بحران نشان میدهد، و فیلم از همین تفاوتها برای ساختن شوخی و تنش استفاده میکند.
« فضای دورافتاده و دشواری دسترسی به کمک، عامل مهمی در حفظ فشار داستان است. »
قوتها و کاستیها
Maggie، با بازی Laura Harris، در مرکز نگاه عاطفی فیلم قرار میگیرد و مسیر
« Maggie، با بازی Laura Harris، در مرکز نگاه عاطفی فیلم قرار میگیرد و مسیر »



ثبت دیدگاه