نقد و بررسی
نقد هفت دزد (Seven Thieves) | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مونتکارلو؛ سرقتی با حالوهوای کلاسیک «Seven Thieves» ساختهٔ Henry Hathaway، فیلمی جنایی و سرقتمحور از سینمای آمریکا در سال ۱۹۶۰ است؛ اثری که ماجرای گردآمدن گروهی خلافکار برای دستبرد به خزانهٔ کازینوی مونتکارلو را دستمایهٔ خود قرار میدهد. در مرکز نقشه، پروفسوری بدنام و دزدی کارآزموده قرار دارند که میخواهند برای آخرینبار شانس خود را بیازمایند.
اما فیلم تنها دربارهٔ مهندسی یک سرقت نیست؛ مسئلهٔ اعتماد، غرور و فاصلهٔ میان نقشهای دقیق و آدمهایی است که قرار است آن را اجرا کنند نیز بهتدریج اهمیت مییابد. Henry Hathaway فیلم را بر پایهٔ رمانی از Max Catto ساخته و فیلمنامه را Sydney Boehm نوشته است. نقشهای پیچیده و تعلیقی حسابشده فیلم با وعدهٔ یک نقشهٔ بزرگ آغاز میشود و بخش مهمی از لذت آن از تماشای شکلگیری این نقشه میآید: چه کسی برای چه کاری مناسب است، اعضای گروه چگونه گرد هم میآیند و هر جزء از عملیات چه نقشی دارد.
روایت، اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و از تماشاگر میخواهد اجزای طرح را کنار هم بگذارد. همین ساختار، حس کنجکاوی را زنده نگه میدارد؛ سرقت نه اقدامی ناگهانی، بلکه زنجیرهای از تصمیمها و هماهنگیهاست. در عین حال، فیلم از شتابزدگی پرهیز میکند. تأکید بر مقدمات و روابط گروهی به باورپذیری نقشه کمک میکند، اما همین رویکرد گاهی به کندی میانجامد.
« در مرکز نقشه، پروفسوری بدنام و دزدی کارآزموده قرار دارند که میخواهند برای آخرینبار شانس خود را بیازمایند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بعضی بخشها بیش از آنکه تنش را بالا ببرند، در حال آمادهسازی زمینهاند. این مکثها ممکن است برای تماشاگر امروز که به روایتهای سرقتی پرضرباهنگ عادت دارد، محسوستر باشد. بااینهمه، صبوری فیلم بیحاصل نیست: هرچه اعضای گروه بیشتر شناخته میشوند، احتمال آنکه نقشه زیر فشار اختلافها ترک بردارد نیز ملموستر میشود.
قهرمانانی که اعتماد را دشوار میکنند هستهٔ دراماتیک فیلم در رابطهٔ میان Theo Wilkins و Paul Mason شکل میگیرد. Wilkins، پروفسوری رسواشده با ذهنی منظم و تجربهای تلخ، طرح اصلی را پیش میبرد؛ Mason، دزدی زیرک و محتاط، قرار است نیروی اجرایی و مهارکنندهٔ گروه باشد. یکی بیش از هر چیز به طراحی و کنترل باور دارد و دیگری به شناخت آدمها و سنجیدن خطر.
میان این دو، نوعی احترام همراه با بدگمانی برقرار است که به فیلم عمق میبخشد. این رابطه از الگوی سادهٔ استاد و شاگرد فراتر میرود. گذشتهٔ هر دو بر تصمیمهای اکنونشان سایه انداخته و اطمینان به دیگری برایشان آسان نیست. فیلم نیز بهجای آنکه این بیاعتمادی را با توضیحهای سنگین شرح دهد، آن را از مکثها، واکنشها و گفتوگوهای کوتاه بیرون میکشد.
« بعضی بخشها بیش از آنکه تنش را بالا ببرند، در حال آمادهسازی زمینهاند. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، تنشی آرام اما پیوسته است: در گروهی که همه برای سودی مشترک کنار هم آمدهاند، وفاداری همواره میتواند موقت باشد. بازیها؛ کشاکش میان مهار و شدت Edward G. Robinson در نقش Wilkins ترکیبی از اقتدار، فرسودگی و محاسبهگری میسازد. بازی او به شخصیت حالتی میدهد که هم میتواند دیگران را با قدرت فکریاش تحتتأثیر قرار دهد و هم آسیبپذیری پنهانش را آشکار سازد.
Robinson بهجای آنکه شخصیت را صرفاً نابغهای سرد و بینقص نشان دهد، وزن تجربه و شکست را در رفتار او جای میدهد. Rod Steiger در نقش Mason حضوری پرقدرتتر و تندتر دارد. او به شخصیت انرژی و خشونتی مهارشده میبخشد؛ گویی هر لحظه ممکن است از آرامش ظاهری فاصله بگیرد. این شدت گاه با حالوهوای سبکتر و خوشگذران فیلم در تضاد قرار میگیرد، اما همین ناهمواری به Mason هویتی متمایز میدهد.
برخورد بازی Steiger با وقار سنجیدهٔ Robinson، یکی از جذابترین کانونهای فیلم است. Joan Collins در نقش Melanie نیز با حضوری مسلط، جذابیت صحنهای را به روایت میآورد؛ شخصیتی که نباید تنها به ظاهر خیرهکنندهاش فروکاسته شود. Eli Wallach و دیگر اعضای گروه، با تفاوتهای رفتاری خود، ترکیب ناهمگون این جمع را باورپذیرتر میکنند.
« بازیها؛ کشاکش میان مهار و شدت Edward G. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه سرقت؛ همکاری در سایهٔ رقابت عنوان فیلم به جمعی اشاره دارد که مهارتهای متفاوتشان باید در خدمت هدفی واحد قرار گیرد. هر عضو، با تخصص و منش خود، بخشی از ماشین سرقت را کامل میکند؛ اما فیلم بهخوبی نشان میدهد که یک گروه حرفهای لزوماً گروهی منسجم نیست. همدستی بر پایهٔ اعتماد نیست، بلکه بر پایهٔ منفعت مشترک شکل گرفته است.
از همین رو، هر تفاوت شخصیتی میتواند از یک ویژگی جذاب به مانعی جدی بدل شود. این کشمکش در لحظههای گفتوگو و چانهزنی بهاندازهٔ خود عملیات اهمیت دارد. تماشاگر فقط دربارهٔ موفقیت نقشه کنجکاو نیست؛ میخواهد بداند این آدمها تا کجا حاضرند یکدیگر را تحمل کنند و در چه نقطهای منفعت شخصی را بر تعهد جمعی ترجیح خواهند داد.
البته فیلم برای همهٔ شخصیتها فرصت یکسانی جهت رشد فراهم نمیکند. برخی اعضا بیشتر کارکردی در طرح دارند تا حضوری مستقل، و همین امر گاه از غنای عاطفی گروه میکاهد. بااینحال، تنوع منشها به فضای اثر رنگ میدهد و از یکنواختی نقشهپردازی میکاهد. میزانسن و فضای مونتکارلو فضای کازینو و پیرامون آن، تضادی مؤثر میان شکوه عمومی و خطر پنهان میسازد.
« همدستی بر پایهٔ اعتماد نیست، بلکه بر پایهٔ منفعت مشترک شکل گرفته است. »
قوتها و کاستیها
در چنین مکانی، همهچیز ظاهراً بر پایهٔ نظم، آداب و نمایش ثروت استوار است؛ درست همان نظمی که گروه میکوشد رخنهای در آن پیدا کند. Henry Hathaway از این تقابل بهره میبرد و سرقت را نه صرفاً ورود به یک خزانه، بلکه آزمونی برای نفوذ به نظامی دقیق و محافظتشده تصویر میکند. فیلمبرداری سیاهوسفید و قابهای عریض، به اثر جلوهای دوگانه میدهد: از یک سو شکوه فضای مونتکارلو را در مقیاسی گسترده نشان میدهد و از سوی دیگر، بر سایهها و بدگمانیهای داستانی تأکید میکند.
این انتخاب تصویری، فیلم را به نوآری تیرهوتار تبدیل نمیکند، اما لحنی جنایی به آن میبخشد که با ایدهٔ سرقت و خطر همخوان است. موسیقی جَز و صحنههای رقص نیز در برابر محاسبهگری سرد نقشه، لحظههایی از شور و نمایش میآفرینند؛ لحظههایی که فضای اجتماعی فیلم را زندهتر میکنند. ریتم و میزان هیجان «Seven Thieves» در طراحی موقعیتها، بیشتر به تدریج و انباشت جزئیات تکیه دارد تا حرکت بیوقفه.
این انتخاب، برای ساخت تعلیق مناسب است، اما همیشه نتیجهای یکدست ندارد. در برخی قسمتها، فیلم در مقدمات و گفتوگوهای توضیحی بیش از اندازه مکث میکند و انرژی رواییاش افت مییابد. سرقتی که بر هماهنگی لحظهبهلحظه متکی است، گاهی میتوانست با تدوینی فشردهتر و تمرکز بیشتر بر موانع اجرایی، ضربان تندتری پیدا کند.
« این انتخاب، برای ساخت تعلیق مناسب است، اما همیشه نتیجهای یکدست ندارد. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم در بخشهای پایانی از سرمایهگذاری خود روی روابط شخصیتها بهره میبرد. پیچشها، صرفاً ترفندهایی برای غافلگیر کردن مخاطب نیستند؛ ارزششان در این است که برداشت ما را از انتخابها و پیوندهای میان آدمها دگرگون میکنند. بهتر است جزئیات این چرخشها ناگفته بماند، اما میتوان گفت پایانبندی میکوشد هیجان جنایی را با بار عاطفی و تأملی اخلاقی همراه کند.
این تغییر لحن برای همه به یک اندازه قانعکننده نخواهد بود، ولی فیلم را از فرمول یک سرقت معمولی فراتر میبرد. جمعبندی «Seven Thieves» فیلمی خوشساخت و سرگرمکننده است که جذابیتش را از نقشهای حسابشده، گروهی ناهمگون و دو بازی محوری نیرومند میگیرد. اثر در همهٔ لحظات پرشتاب نیست و گاه ریتم کندش از شدت تعلیق میکاهد؛ همچنین برخی شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای تبدیلشدن به آدمهایی مستقل پیدا نمیکنند.
اما فضای مونتکارلو، گفتوگوهای سنجیده و تقابل بازیگران اصلی، فیلم را سرپا نگه میدارند. مهمتر آنکه پایانبندی، بدون آنکه از آغاز همهچیز را آشکار کند، سرقت را به پرسشی دربارهٔ وفاداری، سود و آنچه در نهایت ارزش حفظکردن دارد پیوند میزند. برای دوستداران فیلمهای سرقتی کلاسیک، این اثر نمونهای دیدنی از سینمایی است که نقشه را با شخصیتپردازی و اندکی تلخی انسانی درهم میآمیزد.
« بااینحال، فیلم در بخشهای پایانی از سرمایهگذاری خود روی روابط شخصیتها بهره میبرد. »
ثبت دیدگاه