نقد و بررسی
نقد Set It Off | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینه و جایگاه فیلم «Set It Off» ساختهٔ اف. گری گری، تریلری جنایی است که از الگوی آشنای فیلمهای سرقت بهره میگیرد، اما موتور اصلیاش نه نبوغ یک نقشهٔ بینقص، بلکه فشار روزمرهٔ فقر، ناامنی شغلی و محدودیت انتخاب است. داستان چهار دوست سیاهپوست در لسآنجلس را دنبال میکند که برای گریز از بنبست زندگی، به سرقت بانک روی میآورند؛ تصمیمی که برای هر یک معنایی متفاوت دارد و از دل تجربهای شخصی و اجتماعی برمیآید.
فیلم از همان ابتدا میکوشد جنایت را نه عملی قهرمانانه و بیهزینه، بلکه واکنشی افراطی به جهانی نشان دهد که فرصتهای مشروع را نابرابر توزیع کرده است. این رویکرد به فیلم هویتی دوگانه میدهد: از یک سو تریلری پرتحرک با تعقیبوگریز و سرقتهای پرتنش است و از سوی دیگر درامی دربارهٔ زنانی که پیوسته با تحقیر، فقدان و ناچاری دستوپنجه نرم میکنند.
ارزش اثر در همین پیوند نهفته است؛ تعلیق صرفاً برای سرگرمی ساخته نمیشود، بلکه از مخاطب میخواهد بپرسد چه شرایطی آدمها را به نقطهای میرساند که خطر را از ادامهٔ وضع موجود کمهزینهتر میبینند. شخصیتها و تفاوت انگیزهها چهار زن فیلم بهرغم دوستی نزدیکشان، یکدست و همسان نیستند. هر یک با ترسها، آرزوها و زخمهای مخصوص خود وارد ماجرا میشود.
استونی، با بازی جادا پینکت اسمیت، محتاطتر و دروننگرتر است؛ او میکوشد میان وفاداری به خانواده و نیاز به ساختن آیندهای مستقل تعادل برقرار کند. فرانکی، با بازی ویویکا ای. فاکس، از تجربهٔ طردشدن و بیاعتمادی آسیب دیده و تصمیمهایش را در سایهٔ اتهام و نگاه دیگران میگیرد. تیشان، با بازی کیمبرلی الایز، مادر جوانی است که مسئولیت مراقبت از فرزندش، انتخابهایش را سنگینتر میکند.
« زمینه و جایگاه فیلم «Set It Off» ساختهٔ اف. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کلیو، با بازی کویین لطیفه، شورشیترین و آشکارترین حضور را دارد؛ اعتمادبهنفس بیرونیاش هم سپر است و هم بیانگر میل به زیستن بیعذرخواهی. این تمایزها به فیلم امکان میدهد مسئلهٔ «چرا دست به سرقت میزنند؟» را به پاسخی واحد تقلیل ندهد. پول برای این زنان صرفاً ثروت یا تجمل نیست؛ نشانهای است از امکان تصمیمگیری، امنیت و رهایی از وابستگی.
بااینحال، گاه فیلمنامه بیش از آنکه این انگیزهها را در تحول تدریجی شخصیتها بپروراند، آنها را به نقطهٔ بحران میرساند و سپس از بحران برای پیشبرد پیرنگ استفاده میکند. همین شتاب در بعضی لحظهها، تصمیمهای گروه را ناگهانیتر از آنچه باید جلوه میدهد. بازیها و پیوند میان چهار دوست مهمترین دارایی فیلم بازیگران اصلیاند.
پینکت اسمیت و فاکس میان خویشتنداری و اندوه تعادل خوبی برقرار میکنند؛ واکنشهای کوچک و مکثهایشان گاهی بیش از گفتوگوها دربارهٔ بیاعتمادی یا درماندگی شخصیتها میگوید. الایز، در نخستین نقش سینماییاش، تیشان را با آسیبپذیری و دغدغهای ملموس میسازد و از تبدیل او به تصویری کلیشهای از مادر تنها پرهیز میکند.
لطیفه نیز به کلیو نیرویی سرزنده و جسور میبخشد؛ حضورش فضای گروه را تغییر میدهد و به دوستی میان زنان رنگی از شوخی، صمیمیت و سرسختی میدهد. هماهنگی گروهی، بیش از هر رابطهٔ فردی، احساس باورپذیری ایجاد میکند. زنان با هم شوخی میکنند، از یکدیگر دلخور میشوند و در لحظههای دشوار به هم تکیه میدهند؛ بنابراین پیوندشان صرفاً ابزاری برای گردآوردن چهار شخصیت در یک نقشه نیست.
« این تمایزها به فیلم امکان میدهد مسئلهٔ «چرا دست به سرقت میزنند؟» را به پاسخی واحد تقلیل ندهد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرداخت برابر به همهٔ رابطهها پیدا نمیکند. برخی شخصیتهای فرعی، از جمله دوستدختر کلیو، بیشتر در حد نشانهای از زندگی شخصی او باقی میمانند تا حضوری مستقل با خواست و پیچیدگی خاص خود. کارگردانی، فضا و ریتم اف. گری گری، که پیشتر در ساخت موزیکویدئو تجربه اندوخته بود، به فیلم حس حرکت و انرژی میدهد.
فضای شهری در «Set It Off» صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز نیست؛ خیابانها، محل کار و خانهها هر یک بخشی از جغرافیای محدودکنندهایاند که شخصیتها در آن زندگی میکنند. فیلم با فشردهکردن رخدادها و تغییر موقعیتها، ضرباهنگی پرشتاب میسازد و در صحنههای سرقت، توجه را میان نقشه، خطر و واکنش شخصیتها تقسیم میکند.
این پویایی در بخشهای پرتنش مؤثر است، اما گاهی به بهای مکثهای دراماتیک تمام میشود. فیلم پس از رخدادهای سنگین، همواره به شخصیتها زمان کافی نمیدهد تا پیامدهای عاطفی آنچه را تجربه کردهاند لمس کنند. گذر سریع از شوک به اقدام بعدی، ریتم را حفظ میکند، اما از عمق روانی برخی لحظات میکاهد.
در نتیجه، مخاطب گاهی بیش از آنکه با دگرگونی درونی شخصیتها همراه شود، در مسیر پرشتاب وقایع کشیده میشود. تنش و منطق روایت ساختار سرقتها به فیلم نیروی محرکه میدهد. هر اقدام خطر تازهای به همراه میآورد و موفقیتهای اولیه، امنیتی ظاهری میسازند که بهتدریج زیر فشار سوءظن و تعقیب ترک برمیدارد.
« بااینهمه، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرداخت برابر به همهٔ رابطهها پیدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تنش از این تضاد شکل میگیرد: زنان میخواهند کنترل زندگی خود را به دست آورند، اما هر گامی که برمیدارند، آنها را به وضعیتی وابستهتر به خطر و پنهانکاری میکشاند. بااینحال، فیلم در برخی نقاط به تصمیمهای تکانشی تکیه میکند تا داستان را به مرحلهٔ بعد ببرد. این انتخابها با وضعیت بحرانی شخصیتها تناسب دارند، اما همیشه از دل شخصیتپردازی پیشین بهطور کامل برنمیآیند.
همچنین واکنش به خشونت و مرگ گاه سریعتر از حد انتظار فروکش میکند؛ انگار روایت برای رسیدن به صحنهٔ بعدی، از فرصت پرداختن به شوک و عذاب وجدان میگذرد. این کاستیها تنش را نابود نمیکنند، ولی گاه فاصلهای میان شدت رخداد و عمق بازتاب عاطفی آن ایجاد میکنند. مضمون اجتماعی و محدودیت انتخاب فیلم در پسِ ژانر سرقت، تصویری از نابرابری ساختاری ترسیم میکند.
شخصیتها با کار کمدرآمد، تبعیض، بیثباتی اقتصادی و نگاه مشکوک نهادهای قدرت روبهرو هستند. آنچه آنان را به سوی جرم میبرد، در روایت بهسادگی با «طمع» توضیح داده نمیشود؛ تصمیمشان از انباشت فشارهایی برمیآید که امکان انتخابهای امن و آبرومندانه را محدود کردهاند. فیلم در عین حال از تبرئهٔ آسان آنها نیز پرهیز میکند: سرقتها خطر واقعی برای دیگران میآفرینند و راه رهایی، خود به سرچشمهٔ پیامدهای تازه بدل میشود.
اهمیت این نگاه در آن است که زنان سیاهپوست را نه حاشیهٔ داستان مردان، بلکه مرکز تجربه و داوری اخلاقی قرار میدهد. با این حال، اثر گاهی در بیان اجتماعی خود صریحتر از آن است که پیچیدگی مضمون را همیشه به ظریفترین شکل دراماتیک کند. برخی موقعیتها بهروشنی معنای نمادین دارند و همین روشنی، گاه مجال ابهام و تفسیر چندلایه را کاهش میدهد.
« بااینحال، فیلم در برخی نقاط به تصمیمهای تکانشی تکیه میکند تا داستان را به مرحلهٔ بعد ببرد. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، فیلم همچنان از مخاطب میخواهد میان محکومکردن عمل و فهمیدن زمینهٔ آن تفاوت بگذارد. موسیقی و تأثیر عاطفی موسیقی و فضای صوتی به انرژی فیلم کمک میکنند و در بخشهای پرتحرک، حس شتاب و جسارت را تقویت میسازند. اما نقش اصلی موسیقی تزئین صحنههای سرقت نیست؛ در کنار لحظههای صمیمیت و اندوه، جهان عاطفی شخصیتها را گستردهتر میکند.
فیلم از تضاد میان شور جمعی زنان و واقعیت تلخ موقعیتشان بهره میبرد: لحظهای ممکن است سرشار از سرزندگی باشد و لحظهای دیگر زیر سایهٔ ترس یا فقدان قرار گیرد. اثرگذاری این تضاد گاهی بهشدت بر بازیها تکیه دارد. چهرهها و سکوتها بار عاطفیای میسازند که روایت همیشه در گفتوگوهای توضیحی بیان نمیکند.
بااینحال، همانگونه که در پرداخت پیامدهای روانی خشونت دیده میشود، فیلم در بعضی مقاطع احساس را برمیانگیزد، اما پس از آن بهاندازهٔ کافی در آن توقف نمیکند. جمعبندی «Set It Off» فیلمی است که جاذبهٔ تریلر جنایی را با روایتی دربارهٔ فقر، تبعیض و دوستی زنانه پیوند میزند. بازیهای نیرومند چهار بازیگر اصلی و شیمی میان آنها، شخصیتها را از چهرههایی صرفاً کارکردی فراتر میبرد و صحنههای سرقت، ریتم و تعلیق لازم را فراهم میکنند.
در مقابل، شتاب روایت، برخی تصمیمهای کمپرورده و پرداخت محدود بعضی شخصیتهای فرعی، از انسجام عاطفی اثر میکاهند. قدرت فیلم نه در بینقصبودن نقشهاش، بلکه در تنشی اخلاقی است که میان نیاز به بقا و هزینهٔ انتخابهای افراطی ایجاد میکند. «Set It Off» مخاطب را با چهار زن تنها نمیگذارد؛ او را در برابر جهانی قرار میدهد که در آن خواستِ کنترل زندگی میتواند به عملی خطرناک بدل شود، و در عین حال یادآوری میکند که فهمیدن سرچشمهٔ یک تصمیم، با نادیدهگرفتن پیامدهایش یکی نیست.
« با وجود این، فیلم همچنان از مخاطب میخواهد میان محکومکردن عمل و فهمیدن زمینهٔ آن تفاوت بگذارد. »
ثبت دیدگاه